Coding-1100 – Telegram
Coding-1100
1.94K subscribers
26 photos
2 videos
14 files
32 links
It is a channel for learning TOEFL,GRE,SAT Vocabulary.
Download Telegram
1. Ethos: the set of ideas and moral attitudes that are typical of a particular group
2. Steep (v.): to soak in a liquid | to saturate by or with a subject thoroughly | high | sharp slope
3. Planetary (adj.): related to PLANET
4. Overshadow (v.): to make something or someone seem less important | to make an occasion or time less enjoyable by making people sad or worried
5. Underscore (v.): To emphasize that something is important | underline (SYN)
6. Ennoscriptment (n.): The official right to do or have something, or the amount that you have right to receive
7. Vain (n.): someone is too proud of his skills or position who used to show disapproval| Conceited (SYN)
8. Temperance: اعتدال، میانه‌روی، خودداری و کنترل | Moderation (SYN)
9. Notoriety: being famous or something BAD | رسوایی، بدنامی
10. Tumultuous: full of activity, confusion, or violence | Very loud | پرهمهمه، شلوغ، بی‌نظم
11. Providential: خوش‌شانس، خوشبخت | آینده‌نگر، صرفه جو
12. Imperceptibly: غیرقابل مشاهده، غیر قابل فهم
13. Precarious: A situation or state in which may become worse easily or quickly | Likely to fall, or likely to cause someone to fall | مشروط، پرمخاطره
14. Relentless: بی رحم | بدون توقف (endless)
15. Orthodox: Conventional (SYN) | سنتی، متعارف
16. Eccentric: هم مرکز نبودن | Unusual (غیرعادی و عجیب و غریب)
17. Trifling: Unimportant or a little of value | جزئی و ناچیز
18. Ascertain: معلوم کردن، ثابت کردن، مشخص کردن | to find out something | Establish (SYN)
19. Exacerbate: تشدید کردن، بدترکردن | intensify | become worse
20. Cosmopolitan = بین المللی
21. Capricious = دمدمی مزاج، هوسباز، تغییر سریع و ناگهانی
22. Insular = عایق، منزوی، جزیره دور افتاده
23. Intransigent = Stubborn = لجباز
24. Clamorous = خشم گروهی از مردم، سروصدای زیاد گروهی از مردم، خروش
25. Invidious = منزجرکننده، نفرت انگیز، زشت
26. Numinous = ماورالطبیعه، روحی، مقدس
27. Sonorous = صدای بلند | having a pleasantly deep loud sound
28. Dearth = lack = کمیابی، کمیابی و گرانی
29. Gainsay = مخالفت کردن، رد کردن
30. Sterling = تمام عیار، واقعی، ظاهر و باطن یکی، دارای عیار قانونی
31. Ad hoc = ویژه، تک کاره، فاقد عمومیت، مخصوص یک کار
32. Spontaneous = خود به خودی، خودجوش، بی اختیار
33. Fickle = بی وفا، بی ثبات، دمدمی  Opp.: reliable = faithful
34. Legitimate = قانونی، مشروع، عذر قانونی، درست، برحق، حلال زاده
35. Succumb = give in = give up = cease fighting = تسلیم شدن، از پای در آمدن، سر فرود آوردن
36. Recoil = برگشت ناگهانی از چیزی یا کسی
37. Succumb to = yield to = Agree unwillingly
38. Archaic = کهنه، قدیمی، غیرمصطلح
39. Counterfeit = ساختگی، تقلبی، جعلی، بدلی
40. Epilogue = ختم کلام، آخر کتاب یا مقاله
41. Hyperbole = exaggeration = مبالغه
42. Imminent = خطرناک، غریب الوقوع، حتمی، نزدیک
43. Stern = شدید و جدی و سخت گیر، پاشنه کِشتی
44. Prescient = عالم به غیب یا آینده، میتواند آینده را تصور کند
45. Prophetic = پیشگویی، نبوتی، مبتنی بر پیشگویی
46. Prescient = Prophetic
47. Apathetic = بی تفاوت، بی روح، بی احساس = indifferent
48. Immutable = تغییرناپذیر، پابرجا
49. Proprietary = مالکانه، اختصاصی
50. Didactic = آموزشی، ادبی، تعلیمی، یاددهنده
51. Self-perpetuating = جاودان، قائم به ذات
52. Feeble = کم توان، نحیف، ضعیف
53. Robust = قوی هیکل، تنومند
54. Lavish = very generous = large, impressive, or expensive = اسراف، ولخرج
55. Overlook = تسلط و مشرف بودن، چشم پوشی کردن
56. Oversight = اشتباه سهوی
57. Literal = اصلی، تحت اللفظی، واقعی
58. Malign = Slander = تهمت زدن، بدگویی کردن، بدنام کردن
59. Disclose = فاش کردن
60. Brook = tolerate
61. Fertility = fecundity
62. Regurgitate = vomit = قی کردن، غذایی که قورت داده ای را به دهانت بازگردانی
63. Beneficence = Altruism = نیکی، بخشش، نوع دوستی، بشردوستی
64. Realism = Verisimilitude = واقعیت، شباهت به واقعیت
65. Sanguinity = هم خونی، قرابت نسبی
66. Sanguine = optimistic
67. Habitual = عادی، معتاد، عادت، همیشگی
68. Misleading = گمراه کننده
69. Cordiality = صمیمیت، مودت قلبی، مهربانی
70. Irascibility = زودخشمی، تندخویی
71. Conviviality = خوش مشربی، دوستانه
72. Diffidence = کم رویی، عدم اعتماد به نفس
73. Exasperation = تشدید، خشم، غضب از روی ناراحتی
74. Irascibility = Exasperation = bad-tempered
75. Parasitic = انگلی، پارازیتی
76. Wasp = زنبور بی عسل
77. Cogent = convincing, logical and clear
78. Egalitarian = تساوی طلب، طرفدار تساوی انسان ها
79. Iconoclastic = حمله به و یا انتقاد از باورها
80. Mercurial = تغییرات ناگهانی در ذهن و یا حالت انسان، جیوه ای، سمی، سیاره عطارد
81. Class-ridden society = جامعه ای که مشکلاتی در "طبقات" و "کلاس" آن دارد
82. Plutocratic = رژیم توانگر و پولدار
83. Upheaval = تغییرات فاحش، تحول، انقلاب، بالا آمدن
84. Torpid = به صورت فیزیکی یا ذهنی غیر فعال، بی حس، خوابیده، بیحال
85. Transcend = برتری یافتن، بالاتر بودن، سبقت جستن
86. Striking = برجسته، قابل توجه، برخورد، تصادم، به شدت
87. Confined = محدود شده، بستری
88. Topple = fall = overbalance
89. Stifling = خفه کننده، طاقت فرسا
90. Indignation = خشم
91. Derision = مایه خنده و تمسخر
92. Mystify = گیج کردن، رمزی کردن
93. Other-wordly = اخروی
94. Accentuate = تکیه کردن، تاکید کردن، برجسته نمودن، اهمیت دادن
95. Reconcile = آشتی کردن، وفق دادن، صلح کردن، تصفیه کردن
96. Doctrine = عقیده، اصول، حکمت
97. Modality = کیفیت، چگونگی، بُعد، قید و شرط
98. Racial = نژادی = ethnic
99. Prejudice = تعصب، لطمه، تبعیض، پیش داوری
100. Antagonism = خصومت، مخالفت
101. Dispose = مرتب کردن، معین کردن ترتیب کارها
102. Instigate = برانگیختن، تحریک کردن، وادار کردن
103. Vigilant = مراقب، هوشیار
104. Apprehension = Anxiety = Arrest = درک، فهم = هراس
105. Endogamy = ازدواج با هم قبیله ای، وصلت با خودی  Opp.: Exogamy
106. Indulgence = افراط کردن، لطف کردن از راه افراط، عفو کردن
107. Verbose = طویل و دراز از حرف، پُرگو
108. Concession = امتیاز، امتیاز انحصاری، اعطا
109. Ambivalent = Not sure whether you want or like something or not
110. Holistic = کُل نگر، جامع نگر
Impecunious = بی پول، تهیدست
Assiduous = ساعی، دارای پشتکار، مواظب
Conspire = توطئه چیدن، نقشه خیانت کشیدن
Dissemble = تظاهر کردن، وانمود کردن، پنهان کردن
Fleeting = زودگذر، فانی
Untapped = استفاده نشده، دست نخورده
Transgression = خطا، تخلف، سرپیچی، گناه
Malign = بدخیم، بدذات، بدخواهی کردن، بدنام کردن
Antagonistic = مخالفت آمیز، خصومت آمیز
Wittingly = تعمدا، عمدی | Unwittingly = سهوا، غیر عمد
Allegiance = تبعیت، وفاداری
Helix = مارپیچ، منحنی حلزونی
Inferior = نامرغوب، دست دوم، فرعی
Coalesce = یکی شدن، آمیختن، منعقد شدن، ائتلاف شدن
Impair = Compromise = به خطر انداختن، آسیب زدن، معیوب ساختن، خراب کردن
Retrofit = به روزرسانی به منظور بهبود کلی یک چیزی
Disseminate = Promulgate = انتشار دادن، ترویج کردن
Relish = ذائقه، چاشنی، لذت بردن از، اشتها
Confounded by = Confused by
Witty = بذله گو، لطیفه گو
Seemingly = از قرار معلوم، ظاهرا
Insipid = Banal = بی مزه، خسته کننده، پیش پا افتاده ==> Opp. = Fascinating
Provocative = Stimulating = محرک، برانگیزنده
Ironic = طعنه آمیز، مسخره
Foresighted = Prescient = عالم به غیب، آگاه از پیش
Defect = Blemish = نقص، خراب کردن
Commensurate = Proportionate = متناسب
Kindred = Affiliated = وابسته، خویشاوند
Rallying behind = Coalescing around = اتحاد، دورهم جمع شدن
Iconoclastic = Heterodox = دارای عقایدی متفاوت و خاص، دارای نظریاتی بر خلاف عموم
Ubiquitous = Omnipresent = فراگیر، همه جا
Invaluable = گرانبها، خیلی ارزشمند، غیرقابل تخمین
Meager = نحیف، ناچیز، ضعیف، بی چربی، لاغر
Acute = Severe = تند و حاد، شدید
Agreeable = سازگار، ملایم، مطبوع، دلپذیر
Long-winded = Prolix = Verbose = پر اطناب، درازگو، نوشته زیاد و خسته کننده
Obsolete = Outmoded = منسوخ
Divergent = Disparate = متفاوت، مختلف
Staple = کالای عمده و اساسی، مواد خام، جز اصلی هر چیزی
Harbinger = Herald = پیشرو، منادی
Cure-all = Panacea = اکسیر، داروی همه دردها
Cursory = Perfunctory = سَرسَری، باری به هرجهت، بی مبالات
Canny = Shrew = زیرک، دارای عقل معاش، قاطع
Industrious = ماهر، زبردست، کوشا
Lethargy = مرگ کاذب، سنگینی، رخوت
Pretense = وانمودسازی، تظاهر
Acupuncture = طب سوزنی
Advoate = Supporter = حامی و طرفدار
Timid = ترسو، کَمرو، محجوب
Panacea = Universal remedy
Opulent = وافر، فراوان
Adroit = ماهر، زبردست، زرنگ
Unpretentious = محقر، فروتن، خالی از جلال و ابهت
Spurious = ساختگی، جعلی، حرامزاده
Impetus = انگیزه، نیروی محرک
Bluntness = بی ملاحظگی
Subtlety = باریک بینی، ریزبینی
Lucidity = شفافیت، روشن بینی، وضوح
Vindicate = اثبات کردن، محقق کردن، پشتیبانی کردن
Boon = لطف، احسان، بخشش، فرمان
Debacle = سقوط، سرنگونی، افتضاح
Concoct = جعل کردن، پختن، درست کردن
Notorious = بدنام، رسوا
Unravel = گره باز شدن، مشکل حل شدن، برملا شدن
Unmistakeable = بی تردید، بدون اشتباه
Thin air = هیچ، چیزی که وجود ندارد، چیزی که دیده نمیشود
Hidebound = کوته فکر، کوته نظر، خشکیده
Liberated = آزاد شده، رها شده
Demonstrated = Shown
Frown = اخم کردن، ابرو روی هم کشیدن = Sullen = Surely
Succumb = تسلیم شدن، از پای در آمدن
Characteristic = Susceptibility = قابلیت، ویژگی
Dull = خسته کننده، ملال اور، بیهوده
Flat = یکنواخت
Buoyant = سبک، خوشدل، شناور
Premonitory = برحذر دارنده
Laudatory = مربوط به تحسین و تمجید
Obstinate = خودرای، سرسخت، کله شق
Abreast = برابر، پهلو به پهلو
Noxious = مضر، مهلک
Erratically = بی قاعدگی، از روی سرگردانی
Nonchalant = سهل انگار، بی علاقه، اهمال کار
Loquacious = وراج، پُرگو
Stanch = قطع کردن، خاموش کردن
Taciturnity = کم حرفی، خاموشی
Devolve = محول کردن، واگذار کردن
Quandary = سرگردانی، گیجی، معما
Zealot = انسان غیور، متعصب، جان فشان
Layperson = non-specialist
Egotist = خودخواه
Sycophant = Adulator = چاپلوس و متملق، ستایشگر
Braggart = لاف زن، گزافه گو، رجزخوان
Sanguine = Optimistic
Symphatetic = دلسوز، موافق
Blithe = خوش قلب، مهربان
Phlegmatic = خونسرد و بی رگ
Apathy (Apathetic) = بی حس، بی تفاوت، بی روح
Cunning = زیرک، مکار، حیله گر
Aghast = شک زده، وحشت زده
Bemused = گیج کردن، به فکر انداختن
Empathy = تلقین، همدلی
Obduracy = سخت دلی، لجاجت = Callous
Caprice = هوس، تمایل فکری، تمایل ناگهانی رفتار و مود
Complacent = خوشنود، از خود راضی
Pressing = Critical
Futile = بیهوده، پوچ
Marginal = Peripheral
Capriciousness = Fickleness = دمدمی مزاج، مودی
Clearheaded ~ Perspicacity = با فهم و ذکاوت
Callous = Obduracy = بی حس، سفت و سنگ دل، پینه بسته
Perspicacity ~ Clearheaded = زیرکی، فراست، تیزبین
Spurious = جعلی، ساختگی
Idiosyncratic = وابسته به شیوه و روش فکری خاص هرکسی
Decry = رسوا کردن، تقبیح کردن
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Decry = رسوا کردن، تقبیح کردن
Condone = اغماض کردن، چشم پوشی کردن
Boast = رجزخوانی، به رخ کشیدن، به خود بالیدن
Explicable = قابل توضیح
Objectivity = بی طرفی، واقع بینی
Loath = متنفر، بیزار، بی میل
Authenticity = صحت، سندیت، اصلیت
Sift = الک کردن، وارسی کردن، انتخاب کردن
Neophyte = Novice = تازه کار، مبتدی
Extremist = Zealot = افراطی، جانفشان، متعصب
Realist = Pragmatist
Unwarranted = Groundless = بی اساس، بیجا، توجیه نکردنی
Opportunistic = فرصت طلبی
Enterprise = موسسه، یک گروه جهانی، اقدام مهم، تشکیلات اقتصادی
Motley = آمیخته، مختلط
Monolithic = یکپارچه
Nepotism = قوم و خویش پرستی، انتصاب فک و فامیل در راس قدرت
Partisanship = تعصب، هواخواهی، حزبی بودن
Vacillation = نوسان، دودلی ===> Opp. = Decisive = قاطع
Flippancy = بی ملاحظگی، سبکی، گستاخی
Tendentious = متمایل، متوجه، دارای گرایش های ویژه
Discursion = زدن به کوچه علی چپ، از بحث منحرف شدن
Stigma = برآمدگی، خال، زخم، عدم رضایت از فرد یا چیزی در یک شرایط خاص
Allure = تطمیع کردن، شیفتن
Inveterate = دیرینه، ریشه کرده، معتاد، سخت، کینه آمیز
Hodgepodge = Patchwork = یک کاری که درهم برهمه؛ مثل آش شله قلمکار
Easygoing = Affable = خوش برخورد، راحت، خوشخو
Fractiousness = سرکش، کج خلق، بدخو
Realized = Achieved = محقق شدن، به دست آوردن
Overarching = Comprehensive = جامع و کامل
Surveyor = ارزیاب، نقشه بردار
Martinet = آدم خیلی سخت گیر
Overseer = ناظر
Polyglot = چند زبانی
Dignified = موقر، بلند مرتبه
Veritable = real = authentic= واقعی
Municipal = civic = شهری
Populace = people
Aplomb = اعتماد به نفس
Idler = آدم تنبل
Dissembler = hypocrite = دورو، ریاکار
Benefactor = supporter = نیکوکار
Prevarication = حرف دو پهلو، دروغگویی
Verbiage = درازگویی، پرگویی
Shun = avoid = پرهیز کردن، گریختن
Rambling= بی ربط، نامربوط، بی نقشه
Terse = abrupt = concise = مختصر
Reserved = reticent = کم حرف، خاموش
Believeable = Plausible = Credible
Subsist = Barely survived = زیست کردن، به سختی زنده ماندن، گذران کردن
Disingenuous = بدون صمیمیت، بدون صراحت لهجه، دورو
Benign = مهربان، خوش خیم، بی خطر
Forbore = خودداری کردن، امتناع کردن
Chivalrous = جوانمرد، بلندهمت
Impetuous = بی پروا، تند و شدید
Boorish = خشن، بی نزاکت
Circumspect = با ملاحظه، با تدبیر، محتاط
Discern = تشخیص، تمییز
Glean = خوشه چینی کردن، دست چین کردن، برچیدن
Exotic = بیگانه، غریبه
Jettison = از شر چیزی راحت شدن، بیرون افکندن، به دریا ریختن محموله از کشتی
Contrive = تعبیه کردن، طرح ریزی کردن
Adversial = Antagonistic
Mercenary = آدم اجیر شده، مزدور، آدم پولکی
Exploitative = انتفاعی، استخراجی
Contradictory = Dichotomous
Adduce = ایراد کردن، اقامه کردن، تقدیم کردن
Trivial = Inconsequential = ناچیز، بی اهمیت
Consequential = نتیجه ای مهم، پُراهمیت
Inbreeding = پرورش، تولید از یک نسل، ادغام جانوران
Discriminatory = تبعیض آمیز
Incommensurable = سنجش ناپذیر، گُنگ، متناقض
Anachronistic = نابهنگام، بی مورد
Innocunous = بی ضرر
Dissension = اختلاف عقیده، نزاع، اختلاف
Comity = تعارف، نزاکت
Conformity = انطباق، همبستگی، همنوایی
Mordancy = Harshness = احساس انتقادی تند، تلخ و خشن
Insurmountable = غیرقابل عبور، برطرف نشدنی، فائق نیامدنی
Expel = Oust = برکنار کردن، اخراج کردن
Belie = Mask
Unconventional = Quirky = غیرعادی، تغییرات ناگهانی
Nuance = فرق جزئی و مختصر، نکات دقیق و ظریف
Scrupulousness = Meticulousness
Simplicity = Artlessness
Precipitous = با عجله، شتابناک، به طور خطرناک بلند یا شیب دار
Taciturn = reserved = reticent = خیلی کم حرف
Foment = stir up = برانگیختن، تحریک کردن مردم
Inimical = hostile = دشمنانه، نامساعد
Vacillate = نوسان کردن، دودل بودن
Repeal = revoke = cancel = فسخ کردن، لغو
Circumspect = با احتیاط، ملاحظه کار
Obviate = prevent = رفع کردن
Decorum = propriety = politeness = ادب
Precipitate = عمل ناگهانی و بدون احتیاط یا فرد بدون احتیاط ==> Opp. = Discreet = Reserved = با احتیاط، محتاط
Felicitous = درخور، لایق، مناسب
Prolific = نیرومند، فراوان، پرکار
Erudition = فضل، دانشوری
Edifying = تهذیب نفس، کمال آور
Tactful = مبادی آداب، وقت شناس، با نزاکت
Judicious = قضاوت عاقلانه ==> Opp. = Harshly judged = قضاوت تند و شدید
Dampen = تعدیل کردن، کم کردن، خفه کردن
Eclipse = تحت الشعاع قرار دادن، گرفتگی ماه یا خورشید، شکست خوردن یا تخریب شدن از لحاظ قدرت
Deaden = بی روح کردن، بی جان کردن
Untenable = غیرقابل دفاع در مقابل حمله یا هرچیزی، اشغال نشدنی
Condescending = قروتن، مهربان، نوازش کننده، رئیس وارانه، مغرورطور
Sanguine = Optimistic ==> Opp. = Pessimistic
Draconian = قوانین سخت گیرانه، اژدهایی
Rapacious = وحشیانه، تند
Malady (Plural: Maladies) = بیماری، ناخوشی، فاسدشدگی
Plague = آفت، بلا، سرایت کردن، آزار رساندن، به ستوه آوردن
Proclaimed = Professed = اعلان کردن، اظهار کردن، جار زدن
Downright = صرفا، مطلقا، خالص، رک و ساده
Antediluvian = Archaic = کهنه، منسوخ، کهنه پرست
Flighty = Capricious = دمدمی، مودی
Chauvinist = میهن پرست متعصب
Envisage = روبرو شدن، مواجه شدن، انتظار داشتن، در ذهن مجسم کردن
Loquacious = پُرگو، وراج، پرحرف
Irascible = زودخشم، تندمزاج، زود غضب
Perfidious = پیمان شکن، خائن
Voracious = حریص، بسیار گرسنه، سیری ناپذیر
Burlesque = مسخره آمیز، مضحک
Satire = هجونامه، طنز، طعنه
Pastiche = تقلید ادبی یا صنعتی ازآثار استادان فن
Chronicle = تاریخچه، شرح وقایع به ترتیب تاریخ
Parody = تقلید شعر یا نوشته از سبک دیگری
Surreptitious = محرمانه، پنهانی
Vexatious = رنجش آمیز، آشفتگی، دل آزار
Clandestine = مخفی، غیرمشروع
Strait = مضیقه، تنگنا، دشواری
Apropos = شایسته، به موقع، بجا
Churlish = خشن، زمخت
Cagey = حیله گر، زیرک
Conjecture = تخمین، حدس زدن، گمان بردن
Pretense ~ Pretend = وانمود کردن، تظاهر، بهانه
Pugnacious = Truculent = وحشی، خشن، ستیزه گر
Complacent = از خود راضی، خود خوشنود
Precarious = Perilous = پرمخاطره، خطرناک
Clandestine = Covert = مخفی، پناهگاه
Exhilarate = نشاط دادن، شادمان کردن
Stave off = Forestall = ممانعت کردن، پیش دستی کردن
Momentary = Evanescent = زودگذر، محوشونده، ناپایدار
illusory = فریبنده، گمراه کننده، مشتبه، غیرواقعی
Prosaic = کسل کننده، خالی از لطف
Proprietary = مالکانه، اختصاصی
Quixotic = خیال پرست، آرمان گرا
Skullduggery = حرکت مخفیانه و خائنانه، تقلب
Indolence = رخوت، سُستی، تنبلی، راحت طلبی
Incivility = خشونت، وحشیگری، بی تمدنی، بی تربیت
Fervor = حرارت شدید، التهاب، اشتیاق شدید
Indiscriminate = خالی از تبعیض
Conciliatory = مصالحه، آشتی
Beguile = فریب دادن، گول زدن
Buoy = شناور ماندن، راهنمایی کردن
Insouciance = بی پروایی، سهل انگاری، بی اعتنایی
Alacrity = چابکی، نشاط
Dishearten = دلسرد کردن، نومید کردن
Complicated = Knotty = پیچیده، گره خورده
Vapid = بی روح، بی مزه، بی حرکت
Opaque = Inaccessible = مبهم، ارتباط ناپذیر
Distress = مضطرب، پریشانی، توقیف کردن
Sagacious = باهوش، دانشمند، با فراست
Irrelevant = Extraneous = اضافی، نامربوط، خارجی
Spurn
She has spurn too many proposals from guys due to her proud.

Culprit
The youth who are culprit and under 18 years old will be send to a rehabilitation center.

turqoise
We have a turqoise famous stone in Iran which called firoozeh and mostly used for making new jewellary.

Conservation
Natural resources conservation should be our approach in our life.

Pellet
Thesedays there are too many kinds of food pellet for breeding poultry in the farms.

Pounding
Heart pounding may be a sign of main vein chocking in the heart.

Slosh
I like to slosh when I am passing from a muddy path.

Debris
Debries from thousands years ago left in the historical sites, are the most valuable heritage for next generation.

Choke
You should not choke the ventilation system in everwhere during the outbreak the pandemic.

Jute
Jutting cliffs are so fascinating in the hills.

devastating
Devastating impact of chemotherapy on the patient body is undeniable.