در چهار جهت اصلی
چهار گُل رازقی کاشته ای
عطر رازقی ما را درخشان
مملو از قضاوتی زودگذر به شب میسپارد.
همه چیز را دیدهام
تجربههای سنگین ما
ما را پاداش میدهد
که آرام گریه کنیم
-احمدرضا احمدی
چهار گُل رازقی کاشته ای
عطر رازقی ما را درخشان
مملو از قضاوتی زودگذر به شب میسپارد.
همه چیز را دیدهام
تجربههای سنگین ما
ما را پاداش میدهد
که آرام گریه کنیم
-احمدرضا احمدی
The Act of Darkening
Katatonia
Old memories hang on and gravitate by weights of sorrow
Through cracks and wounds our pain reflected in a thousand mirrors
Through cracks and wounds our pain reflected in a thousand mirrors
I watched the Fleabag so I'd feel better; all the resemblance made me even worse.
Mardi Ke Lab Nadasht 1-(IRMP3.IR)
Ahmad Shamlou
۱.
خندهٔ بی لب کی دیده؟ مهتاب بی شب کی دیده؟
...خندهٔ لب خاک و گله، خندهٔ اصلی به دله.
خندهٔ بی لب کی دیده؟ مهتاب بی شب کی دیده؟
...خندهٔ لب خاک و گله، خندهٔ اصلی به دله.
«دلم برای عمیقأ چیزی رو دوست داشتن تنگ شده؛ عمیقأ اهمیت دادن، شدیداً پیگیر بودن. اونقدری که خسته بشی و از نفس بیفتی ولی باز حس خوب تو وجودت جریان داشته باشه و چشمهات برق بزنه. دوست داشتن همیشه قشنگ ترین حسی بوده که یه آدم تجربه میکنه، بهتر از هر حس دیگهای زنده بودن رو القا میکنه. اینکه توی این همه بینظمی و هرج و مرج به چیزی تعلق خاطر داشته باشی زیباست.
ولی الان فقط بیحسی وجود داره و خستگی؛ انقدر درد که دیگه نخوام چیزی رو دوست داشته باشم، که دیگه بخوام هرچیزی که تا الان ساختم رو رها کنم. بی تفاوتی تا مغز استخونم نفوذ کرده و من نسبت به این هم بیتفاوتم.»
ولی الان فقط بیحسی وجود داره و خستگی؛ انقدر درد که دیگه نخوام چیزی رو دوست داشته باشم، که دیگه بخوام هرچیزی که تا الان ساختم رو رها کنم. بی تفاوتی تا مغز استخونم نفوذ کرده و من نسبت به این هم بیتفاوتم.»