Forwarded from کندی قدیمی
امشب از اون شباست که هروقت دیگهای بعدا حالم بد باشه قراره به خودم بگم: یادته اون شب گذشت؟ دیدی صبح شد؟ پس امشب هم میگذره برات قطعا. غصه نخور.
«شکستهبسته میگفتم پریر از حال دل چیزی
تنک شد جام فکر و من چو شیشه خرد بشکستم»
تنک شد جام فکر و من چو شیشه خرد بشکستم»
Forwarded from Deja Vu
خدا از کسایی که چایی رو کاشت، برداشت، خشک، بسته بندی میکنن راضی باشه. دنیا با چایی قشنگتره :)
The mere irony of me having trouble figuring out and admitting my sexuality<<<<
روز و شب شکل جدیدی از فروپاشی رو تجربه میکنم. بدنم هم دیگه یاریم نمیکنه.
میگه «مگه تو بابای همهای که میخوای درستشون کنی؟»
ولی خب چجوری باید گذشت از حرفهای مزخرف مردم؟
ولی خب چجوری باید گذشت از حرفهای مزخرف مردم؟
Forwarded from ساراباند
اما کدام خانه؟ کجا را داری که خانه بنامی؟ کجا بوی کیکِ هنوز از فر بیروننیامده میآید و صدای برخورد یخهای لیموناد غیرکارخانهای با یکدیگر را میشنوی و آدمهایش آنقدری به دیالوگ مؤمن هستند که اصول اولیهاش را بهجا بیاورند و تو را با دیوارهایت تنها نگذارند؟ کجا نور کافیست و رنگ کافیتر؟