Forwarded from دف
آیا ققنوسهای جوان از خاکسترم سر برخواهند کشید
تا ستارگان آسمان را باج بگیرند؟
نمیدانم
ولی میدانم که یغماشدهای چون من بهآسانی تسلیم نومیدی نمیشود
دیگر چیزی ندارم که به یغما برود
وانگهی
کسی که گونه بر گونهٔ زیبایی ماه سوده باشد
–و پس از اینهمه دربدری–
یاد میگیرد که آسان بمیرد
وقتی که مرگ اینهمه آسان باشد
چرا بر روی خاک نومید باشم؟
ما در برابر گورستانها صف کشیدهایم
پس چرا، چرا استخوانهای خستهمان مأیوس باشند؟
— اسماعیل، براهنی
تا ستارگان آسمان را باج بگیرند؟
نمیدانم
ولی میدانم که یغماشدهای چون من بهآسانی تسلیم نومیدی نمیشود
دیگر چیزی ندارم که به یغما برود
وانگهی
کسی که گونه بر گونهٔ زیبایی ماه سوده باشد
–و پس از اینهمه دربدری–
یاد میگیرد که آسان بمیرد
وقتی که مرگ اینهمه آسان باشد
چرا بر روی خاک نومید باشم؟
ما در برابر گورستانها صف کشیدهایم
پس چرا، چرا استخوانهای خستهمان مأیوس باشند؟
— اسماعیل، براهنی
Not wanting new friends, waiting for the old ones to abandon me, may start trying to die then, finally.
"You had a bottle of pills but I wouldn’t let you swallow them.
You said Will you love me even more when I'm dead?"
You said Will you love me even more when I'm dead?"
“Look at the light through the windowpane. That means it’s noon, that means
we’re inconsolable.
Tell me how all this, and love too, will ruin us.
These, our bodies, possessed by light.
Tell me we’ll never get used to it.”
we’re inconsolable.
Tell me how all this, and love too, will ruin us.
These, our bodies, possessed by light.
Tell me we’ll never get used to it.”
“You're going to die
in your best friend's arms.
And you play along because it's funny, because it's written down,
you've memorized it,
it's all you know.”
in your best friend's arms.
And you play along because it's funny, because it's written down,
you've memorized it,
it's all you know.”