Social Pariah, – Telegram
Social Pariah,
94 subscribers
354 photos
16 videos
1 file
35 links
در رهگذار باد نگهبان لاله بود.
Download Telegram
پشت تلفن که یهو زد زیر گریه، انگار صدتا خنجر زدن تو قلبم.
یه لذت آمیخته به دردی از تایم امتحاناتم می‌برم که اصلا 🤌🏻.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh 𓃴)
در نهایت خواب است که انسان را نجات می‌دهد.
Forwarded from countess dracula
آرزو می‌کردم حداقل تو خوشحال باشی. من هیچوقت نمی‌تونستم معنی خوشحال بودن رو بفهمم، اما امیدوار بودم حداقل تو یه جایی از زندگیت حس کنی از شدت خوشحالی داری از زمین کنده می‌شی؛ که بدنت به اندازه‌ی سرخوشی‌ای که حس می‌کنی، جا نداره. امیدوار بودم اون ثانیه‌ها رو محکم توی مشتت مچاله کنی تا بعداً بهم نشون بدی. ولی فکر کنم فایده‌ای نداشت. من خیلی بیشتر از این حرف‌ها دور شده بودم.
Forwarded from Tented
آدمیزاد برده‌ی نجابت عشق می‌شود.
همه هم رو می‌شناسن. باورنکردنیه.
کاش می‌تونستم هرجوری شده حالتو خوب کنم. ولی حتی نمی‌دونم چته.
موج‌سواری و پاتیناژ دوتا ورزش یا هنری‌اند که خیلی واسه‌م تصویرگر آزادی‌ هستند.
خودم رو یادم رفته.
Forwarded from Sam Beckett (Maryam)
May: Mother, this is not enough.

The Mother: not enough?

May: not enough.

The Mother: what do you mean, May, not enough, what can you possibly mean, May, not enough?

May: I mean, mother, that I must hear the feet, however faint they fall.

The Mother: the motion alone is not enough?

May: no, Mother, the motion alone is not enough, I must hear the feet, however faint they fall.
...
Forwarded from ساراباند
مسأله همین است دیگر. خودم می‌بینم که دارم تباه می‌شوم و از دست می‌روم. واقعن از دست می‌روم. زندگی‌ام بر باد است. بیهوده راه می‌روم، بیهوده نفس می‌کشم، بیهوده حرف می‌زنم و می‌خندم‌. [مکث] و بیهوده زنده هستم. خلاصه اینکه سخت می‌گذرانم.

اگر فاوست یک کم معرفت به خرج داده بود - عباس نعلبندیان
نمی‌دونم چند وقته که انگار دارم از شخص سوم زندگیم رو می‌کنم. هیچی انگار واقعی نیست برام و حس و معنی‌ای وجود نداره.
Sittin' on the sofa, feeling super suicidal.
Forwarded from Tented
غربت باهام عجین شده.
«پوستم نمی‌پوشونتم
چشمم نمی‌خوابونتم
کسی که می‌خواستم باشم آروم نمی‌ذارتم.»
Sad and homesick. I guess.
Social Pariah,
Sad and homesick. I guess.
To be fair, I don't really have any special thing in mind as a home. It's more like a void.
Forwarded from ساراباند
‏آینده واسه‌م شبیه یه جوکه که حتی از شدت بی‌مزگی هم خنده‌دار نیست.