واکنش روزنامه دولت به انتشار عکس رستم قاسمی کنار زن بیحجاب: نیروهای انقلابی را نشان گرفتهاند/ مردم تحت تاثیر قرار نمیگیرند
روزنامه ایران نوشت:
🔹برخی جریانهای سیاسی و عناصر مرموز و معلوم الحال و به دور از اصول اولیه اخلاقی، اقدامات و تحرکاتی مغرضانه را علیه نیروهای پرکار و پرتلاش انجام می دهند.
🔹دیروز در فضای مجازی و در اقدامی غیراخلاقی، عکسهایی با هدف حاشیه سازی درباره وزیر راه و شهرسازی منتشر شده است. قطع نظر از اصالت عکسها، انتشار عکسهای خصوصی یک فرد با چه هدفی جز اغراض کثیف سیاسی منتشر می شود.
🔹هجمهها و حملاتی که برخی نیروهای انقلابی را نشانه رفته است برای این است که تصویری ضدمردمی از آنها برای افکار عمومی ایجاد کنند که البته مردم به اخبار غیراخلاقی حساس هستند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند.
@NewJournalism
🆔 @commac
روزنامه ایران نوشت:
🔹برخی جریانهای سیاسی و عناصر مرموز و معلوم الحال و به دور از اصول اولیه اخلاقی، اقدامات و تحرکاتی مغرضانه را علیه نیروهای پرکار و پرتلاش انجام می دهند.
🔹دیروز در فضای مجازی و در اقدامی غیراخلاقی، عکسهایی با هدف حاشیه سازی درباره وزیر راه و شهرسازی منتشر شده است. قطع نظر از اصالت عکسها، انتشار عکسهای خصوصی یک فرد با چه هدفی جز اغراض کثیف سیاسی منتشر می شود.
🔹هجمهها و حملاتی که برخی نیروهای انقلابی را نشانه رفته است برای این است که تصویری ضدمردمی از آنها برای افکار عمومی ایجاد کنند که البته مردم به اخبار غیراخلاقی حساس هستند و تحت تاثیر قرار نمیگیرند.
@NewJournalism
🆔 @commac
🔻مسألهی رهبری (leadership) و جنبشهای اجتماعی جدید در جامعه شبکهای
✍🏻محمد رهبری
🔹رشد و توسعه اینترنت و شبکههای اجتماعی، باعث شکلگیری و تولد جنبشهای اجتماعی جدیدی در همه جوامع شد که مهمترین ویژگی آن، بینیازی از رهبران سیاسی بود. ویژگی «بیرهبر» بودن جنبشهای اجتماعی جدید موضوعی است که کاستلز در کتابهایش چندین بار بر آن تأکید میکند. او میگوید این امر به دلیل بیاعتمادی عمیق اکثر مشارکتکنندگان جنبش نسبت به هرگونه نمایندگی و تفویض قدرت است. همچنین افقی بودن شبکهها، همکاری و همبستگی را تقویت میکند و نیاز به رهبری رسمی را کاهش میدهد. او در یکی دیگر از آثارش در همین زمینه نوشت: «جنبشهای اجتماعی جدید، نیازمند رهبران نیست چرا که هرکس میتواند برای به اشتراکگذاشتن خشم خود به هر کس دیگری دسترسی داشته باشد».
🔸الکساندرا سگربرگ و همکارانش نیز، عقیده دارند که در بسیاری از جنبشهای اعتراضی معاصر هیچ سلسلهمراتب یا هماهنگی سازمانیای وجود ندارد و رسانهها و شبکههای اجتماعی «نقش سازمانهای سیاسی مستقر را ایفا میکنند».
🔹مارگتس و همکارانش نیز در کتاب «آشفتگی سیاسی» نشان دادند که هر فرد از طریق شبکههای اجتماعی اطلاعاتی بهدست میآورد که هزینه هماهنگی و سازماندهی را کم میکند و بر کنش جمعی آنها در محیط آنلاین اثر میگذارد چرا که افراد از طریق این اطلاعات از مشارکت دیگران در جنبش مطلع میشوند. بدین ترتیب، بدون نیاز به یک رهبر سنتی که آغازکننده یک جنبش اعتراضی بزرگ باشد، کاربران از طریق اطلاعاتی که از درون شبکه میگیرند، تشویق به مشارکت میشوند.
🔸این توصیفات در خصوص جنبشهای اعتراضی در یک دهه اخیر در ایران نیز صادق است؛ بسیاری از این اعتراضات نیازی به رهبر سیاسی نداشت و هماهنگی و سازماندهی آن بدون نیاز به هیچ سازمان یا سلسلهمراتبی، از طریق شبکههای اجتماعی صورت میگرفت. اما آیا جنبش اعتراضی اخیر پس از مرگ مهسا امینی نیز بدون رهبر است؟ آیا کسی میتواند رهبری آن را بهدست گیرد؟
🔹برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا باید یکی دیگر از ویژگیهای مهم جنبشهای اعتراضی جدید را مدنظر قرار داد. این جنبشها، به نوعی «نه» گفتن به تمام رهبران سیاسی سابق تلقی میشوند. به همین جهت است که میتوان جنبش اعتراضی پس از مرگ مهسا امینی را یک نه به تمام رهبران سیاسی سابق در داخل و خارج تلقی کرد؛ این «نه» فقط به سمت نیروهای سیاسی در داخل نیست، بلکه به سمت اوپوزوسیون خارج از کشور نیز هست که سالها ادعای رهبری معترضان را داشتند و خود را در قامت یک رهبر سیاسی میدیدند اما ناتوان از ساماندهی یک اعتراض ساده بودند.
🔸واقعیت آن است که تولد یک «رهبر انقلابی» در دوران جدید بسیار سختتر از گذشته است. در این دوران، به قول کاستلز، شایعههای شبکهسازیشده دیجیتال، در فضای اینترنت به سرعت گسترش مییابد و این خصیصه جامعه شبکهای است. او میگوید «موثرترین شکل از حمله سیاسی، نابودکردن این اعتماد از طریق تخریب اخلاقی شخصیت و تصویر کسی به عنوان رهبر است» و سیاست رسوایی به علت ایجاد سهولت در تخریب رهبران و زیر سوال بردن جایگاه اخلاقی آنها در میان مردم به راحتی این نوع حمله سیاسی را امکانپذیر کرده است.
🔹مسألهی «اعتماد» یک مسألهی کلیدی است. در جامعه شبکهای، اعتماد به یک رهبر انقلابی سختتر شکلمیگیرد. بهدنبال غلبهی سیاست رسوایی، امکان تولد رهبر انقلابی بسیار دشوارتر گذشته است؛ چرا که به محض آن که یک نفر در میان مردم محبوب شود، گروههای مخالف با آن شخص، نقاط ضعف او را برجسته کرده و اقدام به تخریب وی میکنند و آن را در سطح گسترده منتشر میکنند تا جایگاه اخلاقی آن شخص را تنزل دهند. درنتیجه رهبر کاریزماتیک و انقلابی سختتر از قبل متولد میشود. این درحالی است که همان گونه که بشیریه میگوید، وجود رهبر انقلابی یکی از الزامات تحقق انقلاب در کشورهاست.
🔸در چنین شرایطی، کسی که گذشته مبهم یا سفیدی داشته باشد، شانس بیشتری دارد که مورد اقبال قرار گیرد چرا که امکان رسوا شدنش سختتر است؛ با این حال، همه کنشهای او زیر ذرهبین است و کوچکترین اشتباهی از او میتواند منجر به از دست رفتن اعتبارش شود. به همین جهت پیشبینی این که آیا رهبر انقلابی امکان تولد دارد، سخت است اما میتوان گفت که تحقق این امر دشوارتر از دهههای پیش است.
🔹اما اگر رهبر انقلابی متولد نشود، این اعتراضات به چه سمتی میرود؟ وقوع انقلاب بدون «رهبر» خیلی دور از ذهن است چرا که در هر حال باید فرد یا گروهی باشد که قدرت را در دست بگیرد. بنابراین، در غیاب رهبر انقلابی، اساسا تحقق انقلاب خیلی ضعیف است و حتی اگر حکومت مرکزی نیز بهدلیل بحرانهای پیاپی و اعتراضات شدید اجتماعی، نتواند خود را حفظ کند، فروپاشی دولت (failed state) محتملتر از انقلاب خواهد بود.
📲 @socialMediaAnalysis
🆔 @commac
✍🏻محمد رهبری
🔹رشد و توسعه اینترنت و شبکههای اجتماعی، باعث شکلگیری و تولد جنبشهای اجتماعی جدیدی در همه جوامع شد که مهمترین ویژگی آن، بینیازی از رهبران سیاسی بود. ویژگی «بیرهبر» بودن جنبشهای اجتماعی جدید موضوعی است که کاستلز در کتابهایش چندین بار بر آن تأکید میکند. او میگوید این امر به دلیل بیاعتمادی عمیق اکثر مشارکتکنندگان جنبش نسبت به هرگونه نمایندگی و تفویض قدرت است. همچنین افقی بودن شبکهها، همکاری و همبستگی را تقویت میکند و نیاز به رهبری رسمی را کاهش میدهد. او در یکی دیگر از آثارش در همین زمینه نوشت: «جنبشهای اجتماعی جدید، نیازمند رهبران نیست چرا که هرکس میتواند برای به اشتراکگذاشتن خشم خود به هر کس دیگری دسترسی داشته باشد».
🔸الکساندرا سگربرگ و همکارانش نیز، عقیده دارند که در بسیاری از جنبشهای اعتراضی معاصر هیچ سلسلهمراتب یا هماهنگی سازمانیای وجود ندارد و رسانهها و شبکههای اجتماعی «نقش سازمانهای سیاسی مستقر را ایفا میکنند».
🔹مارگتس و همکارانش نیز در کتاب «آشفتگی سیاسی» نشان دادند که هر فرد از طریق شبکههای اجتماعی اطلاعاتی بهدست میآورد که هزینه هماهنگی و سازماندهی را کم میکند و بر کنش جمعی آنها در محیط آنلاین اثر میگذارد چرا که افراد از طریق این اطلاعات از مشارکت دیگران در جنبش مطلع میشوند. بدین ترتیب، بدون نیاز به یک رهبر سنتی که آغازکننده یک جنبش اعتراضی بزرگ باشد، کاربران از طریق اطلاعاتی که از درون شبکه میگیرند، تشویق به مشارکت میشوند.
🔸این توصیفات در خصوص جنبشهای اعتراضی در یک دهه اخیر در ایران نیز صادق است؛ بسیاری از این اعتراضات نیازی به رهبر سیاسی نداشت و هماهنگی و سازماندهی آن بدون نیاز به هیچ سازمان یا سلسلهمراتبی، از طریق شبکههای اجتماعی صورت میگرفت. اما آیا جنبش اعتراضی اخیر پس از مرگ مهسا امینی نیز بدون رهبر است؟ آیا کسی میتواند رهبری آن را بهدست گیرد؟
🔹برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا باید یکی دیگر از ویژگیهای مهم جنبشهای اعتراضی جدید را مدنظر قرار داد. این جنبشها، به نوعی «نه» گفتن به تمام رهبران سیاسی سابق تلقی میشوند. به همین جهت است که میتوان جنبش اعتراضی پس از مرگ مهسا امینی را یک نه به تمام رهبران سیاسی سابق در داخل و خارج تلقی کرد؛ این «نه» فقط به سمت نیروهای سیاسی در داخل نیست، بلکه به سمت اوپوزوسیون خارج از کشور نیز هست که سالها ادعای رهبری معترضان را داشتند و خود را در قامت یک رهبر سیاسی میدیدند اما ناتوان از ساماندهی یک اعتراض ساده بودند.
🔸واقعیت آن است که تولد یک «رهبر انقلابی» در دوران جدید بسیار سختتر از گذشته است. در این دوران، به قول کاستلز، شایعههای شبکهسازیشده دیجیتال، در فضای اینترنت به سرعت گسترش مییابد و این خصیصه جامعه شبکهای است. او میگوید «موثرترین شکل از حمله سیاسی، نابودکردن این اعتماد از طریق تخریب اخلاقی شخصیت و تصویر کسی به عنوان رهبر است» و سیاست رسوایی به علت ایجاد سهولت در تخریب رهبران و زیر سوال بردن جایگاه اخلاقی آنها در میان مردم به راحتی این نوع حمله سیاسی را امکانپذیر کرده است.
🔹مسألهی «اعتماد» یک مسألهی کلیدی است. در جامعه شبکهای، اعتماد به یک رهبر انقلابی سختتر شکلمیگیرد. بهدنبال غلبهی سیاست رسوایی، امکان تولد رهبر انقلابی بسیار دشوارتر گذشته است؛ چرا که به محض آن که یک نفر در میان مردم محبوب شود، گروههای مخالف با آن شخص، نقاط ضعف او را برجسته کرده و اقدام به تخریب وی میکنند و آن را در سطح گسترده منتشر میکنند تا جایگاه اخلاقی آن شخص را تنزل دهند. درنتیجه رهبر کاریزماتیک و انقلابی سختتر از قبل متولد میشود. این درحالی است که همان گونه که بشیریه میگوید، وجود رهبر انقلابی یکی از الزامات تحقق انقلاب در کشورهاست.
🔸در چنین شرایطی، کسی که گذشته مبهم یا سفیدی داشته باشد، شانس بیشتری دارد که مورد اقبال قرار گیرد چرا که امکان رسوا شدنش سختتر است؛ با این حال، همه کنشهای او زیر ذرهبین است و کوچکترین اشتباهی از او میتواند منجر به از دست رفتن اعتبارش شود. به همین جهت پیشبینی این که آیا رهبر انقلابی امکان تولد دارد، سخت است اما میتوان گفت که تحقق این امر دشوارتر از دهههای پیش است.
🔹اما اگر رهبر انقلابی متولد نشود، این اعتراضات به چه سمتی میرود؟ وقوع انقلاب بدون «رهبر» خیلی دور از ذهن است چرا که در هر حال باید فرد یا گروهی باشد که قدرت را در دست بگیرد. بنابراین، در غیاب رهبر انقلابی، اساسا تحقق انقلاب خیلی ضعیف است و حتی اگر حکومت مرکزی نیز بهدلیل بحرانهای پیاپی و اعتراضات شدید اجتماعی، نتواند خود را حفظ کند، فروپاشی دولت (failed state) محتملتر از انقلاب خواهد بود.
📲 @socialMediaAnalysis
🆔 @commac
🎯 کلانتاريخ چه چيزهایی را از قلم میاندازد؟
— کتابهایی که میخواهند تاريخ بشر را از مهبانگ تا قيامت روايت کنند جذاباند، اما فايدهای هم دارند؟
📍کلانتاریخ سی سال پیش بهیکباره پا به عرصه گذاشت، آن هم با این نوید که با ترسیم موقعیت گذشتۀ انسان در شرحی کلنگرانه و در مقیاس کیهانی، به رشتۀ کسالتبار و بیشازحد تخصصیِ تاریخ جان تازهای ببخشد. کلانتاریخ قصد داشت داستانی از حیات ارائه دهد که با آمیزهای از کیهانشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی تکاملی، باستانشناسی و انسانشناسی بتوان آن را فهمید. این داستان جهانی، بهنوبۀ خود، چارچوب اولیهای در اختیار دانشجویان میگذارد که در مطالعات بعدی -و البته در خودِ زندگی- به کارشان میآید. کلانتاریخ این نوید را هم میداد که خلأ هستیشناختیِ بهجایمانده از افول آشکار باورهای مذهبی را پر کند. حالا پس از سه دهه، فرصت مناسبی است که عملکرد کلانتاریخ تا کنون را بررسی کنیم.
دیوید کریسشن بحث دربارۀ آنچه را «کلانتاریخ» میخواند نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در مقالهای در ژورنال آو ورلد هیستوری مطرح کرد. مبنای بحث او درسی میانرشتهای بود که در دانشگاه مککواری در سیدنی تدریس میکرد. این واحد درسی قرار بود موقعیت تاریخ بشر را در روایت تاریخیِ عظیمی ترسیم کند که از یک سو تا زمان پیدایش کیهان در مهبانگ به عقب برمیگردد و از سوی دیگر تا زمان حال و پیشرفت آیندۀ گونۀ انسان امتداد مییابد. این واحد درسی وعده میداد که با تمرکز بر نمای کلی و چیزهایی که، بهجای تفرقهافکنی، مایۀ اتحاد انسانها با هم شدهاند، نحوۀ تدریس تاریخ به دانشجویان را دگرگون کند.
حالا این رشته به خوبی جا افتاده است. سخنرانی کریسشن در مراسم تِد که در آن روایت کلانتاریخ را فقط در ۱۸ دقیقه خلاصه میکند، از سال ۲۰۱۱ تاکنون، بیش از ۱۲ میلیون بار دیده شده است. کلانتاریخ چنان وجهۀ خوبی کسب کرده که علاقۀ بیل گیتس را هم به خود جلب کرده است.
۴۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۲۷ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10700/
✅ @commac
— کتابهایی که میخواهند تاريخ بشر را از مهبانگ تا قيامت روايت کنند جذاباند، اما فايدهای هم دارند؟
📍کلانتاریخ سی سال پیش بهیکباره پا به عرصه گذاشت، آن هم با این نوید که با ترسیم موقعیت گذشتۀ انسان در شرحی کلنگرانه و در مقیاس کیهانی، به رشتۀ کسالتبار و بیشازحد تخصصیِ تاریخ جان تازهای ببخشد. کلانتاریخ قصد داشت داستانی از حیات ارائه دهد که با آمیزهای از کیهانشناسی، زمینشناسی، زیستشناسی تکاملی، باستانشناسی و انسانشناسی بتوان آن را فهمید. این داستان جهانی، بهنوبۀ خود، چارچوب اولیهای در اختیار دانشجویان میگذارد که در مطالعات بعدی -و البته در خودِ زندگی- به کارشان میآید. کلانتاریخ این نوید را هم میداد که خلأ هستیشناختیِ بهجایمانده از افول آشکار باورهای مذهبی را پر کند. حالا پس از سه دهه، فرصت مناسبی است که عملکرد کلانتاریخ تا کنون را بررسی کنیم.
دیوید کریسشن بحث دربارۀ آنچه را «کلانتاریخ» میخواند نخستین بار در سال ۱۹۹۱ در مقالهای در ژورنال آو ورلد هیستوری مطرح کرد. مبنای بحث او درسی میانرشتهای بود که در دانشگاه مککواری در سیدنی تدریس میکرد. این واحد درسی قرار بود موقعیت تاریخ بشر را در روایت تاریخیِ عظیمی ترسیم کند که از یک سو تا زمان پیدایش کیهان در مهبانگ به عقب برمیگردد و از سوی دیگر تا زمان حال و پیشرفت آیندۀ گونۀ انسان امتداد مییابد. این واحد درسی وعده میداد که با تمرکز بر نمای کلی و چیزهایی که، بهجای تفرقهافکنی، مایۀ اتحاد انسانها با هم شدهاند، نحوۀ تدریس تاریخ به دانشجویان را دگرگون کند.
حالا این رشته به خوبی جا افتاده است. سخنرانی کریسشن در مراسم تِد که در آن روایت کلانتاریخ را فقط در ۱۸ دقیقه خلاصه میکند، از سال ۲۰۱۱ تاکنون، بیش از ۱۲ میلیون بار دیده شده است. کلانتاریخ چنان وجهۀ خوبی کسب کرده که علاقۀ بیل گیتس را هم به خود جلب کرده است.
۴۵۰۰ کلمه
زمان مطالعه: ۲۷ دقيقه
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10700/
✅ @commac
👍1
رایزنی؛ مهارت کلیدی برای روابط عمومی
امیرحسین قاضی
برای موفقیت در روابط عمومی باید مهارتی همهجانبه داشت. از تحقیق و جستوجو گرفته تا نویسندگی، تفکر انتقادی، خلاقیت در تصمیمگیری و ایجاد ارتباط موثر. علاوهبر این لیست، توانایی رایزنی، مهارت مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود.
رایزنی یعنی تبادل نظر برای رسیدن به نتیجهای که برای هر دو طرف سودمند است.
ادامه در اینجا ...
✅ @commac
امیرحسین قاضی
برای موفقیت در روابط عمومی باید مهارتی همهجانبه داشت. از تحقیق و جستوجو گرفته تا نویسندگی، تفکر انتقادی، خلاقیت در تصمیمگیری و ایجاد ارتباط موثر. علاوهبر این لیست، توانایی رایزنی، مهارت مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود.
رایزنی یعنی تبادل نظر برای رسیدن به نتیجهای که برای هر دو طرف سودمند است.
ادامه در اینجا ...
✅ @commac
🔹 پایش شبکه های اجتماعی
به طور کلی پایش یا شنود شبکههای مختلف اجتماعی یک اقدام دو مرحلهای است:
مرحله یک: مانیتورینگ، که به مرحله جمعآوری اطلاعات گفته میشود.
مرحله دوم: آنالیز و سپس اقدامی است که بر اساس اطلاعات انجام میشود.
شنود شبکه های اجتماعی چیزی فراتر از اعداد و ارقام است و به شما کمک میکند که از احساس مردم نسبت به خود و رقبا مطلع شوید و به نظرات مثبت و منفی پاسخ مناسب دهید.
https://newsbx.com/customer-support/social-listening-tool/
✅ @commac
به طور کلی پایش یا شنود شبکههای مختلف اجتماعی یک اقدام دو مرحلهای است:
مرحله یک: مانیتورینگ، که به مرحله جمعآوری اطلاعات گفته میشود.
مرحله دوم: آنالیز و سپس اقدامی است که بر اساس اطلاعات انجام میشود.
شنود شبکه های اجتماعی چیزی فراتر از اعداد و ارقام است و به شما کمک میکند که از احساس مردم نسبت به خود و رقبا مطلع شوید و به نظرات مثبت و منفی پاسخ مناسب دهید.
https://newsbx.com/customer-support/social-listening-tool/
✅ @commac
فرهنگ گفتگو
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
#کافه_ارتباطات
@coffee_comm
🆔 @commac
📝منصور ساعی
گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و و باور مستقل بر میخیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.
🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.
🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟
🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟
🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.
🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.
🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.
#کافه_ارتباطات
@coffee_comm
🆔 @commac
نسبت قدرت سیاسی و گفتوگو
📝منصور ساعی هم میهن، چهارشنبه11 آبان
🔹عنصر مهم در تولید و ترویج گفتوگو در همه جوامع، قدرت سیاسی است. در دولتهای دموکراتیک به دلیل وجود بازیگران متعدد در عرصه حکمرانی، تفکیک قوا و نقشآفرینی نهادهای علمی، مدنی، خانواده، احزاب و رسانهها، پذیرش تنوع و تکثر دیدگاهها و تفاوتها، گفتوگو و کنشهای ارتباطی و گفتوگویی، رسمیتیافته و تصمیمها، برنامهها و کنشگریهای اجتماعی و سیاسی با مکانیسم گفتوگو صورت میگیرد. یعنی زمینههای سیاسی و اجتماعی گفتوگو در یک ساختار دموکراتیک وجود دارد و اصولا اعمال قدرت، تدوین قوانین و اداره جامعه، آموزش و نظایر آن به شیوه ارتباطات افقی، گفتوگو و مفاهمه دولت و شهروندان پیش میرود. چون قدرت سیاسی مدافع و زمینهساز گفتوگو است، جامعه و شهروندان نیز متاثر از ساختارهای کلان به راهبرد تعامل، همزیستی، تحمل دیگری و گفتوگو روی میآورند. اما در ساختارهای اقتدارگرا، دولت یکهتاز عرصه حکمرانی و اعمالقدرت است، نیازی به گفتوگو نمیبیند و از تمام فرآیندها، نهادها و عرصهها ازجمله نظام آموزش، خانواده، شهر و رسانه برای بازتولید ساختار، الگوی ارتباطات و تصمیمگیری آمرانه و عمودی بهره میبرد و ترویج و تشویق گفتوگو جایگاهی ندارد.
🔹در ایران از دوران کهن تاکنون، قدرت سیاسی سعی در تصاحب و بهدست گرفتن سرنوشت تمام عرصهها، نهاهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و توسعه جغرافیایی نفوذ خود در همه ارکان آن داشته و البته نهاد فرهنگ بهعنوان نهاد مولد آرزو، آرمان و فکر هم از آن بینصیب نبوده است.
🔹میدانیم که در دوران مدرن امروزی، نهادهای فرهنگی، نخبگان و کنشگران عرصه فرهنگ، مولد و پردازشگر آرمان، ایده و آرزو هستند که مکانیسم پذیرش و نقد یک آرمان و ایده هم است. جامعه، شهر، دانشگاه، کافه و خانواده میدانمصرف، مبادله و گفتوگو در مورد این آرمانها، ایدهها و آرزوها هستند. در یک جامعه دموکراتیک، مسئولیت تولید آرمانها به شکل طبیعی روشنفکران، فیلسوفان، پژوهشگران، دانشگاهیان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و روزنامهنگاران هستند اما در ساختارهای سیاسی ما این مولدان فرهنگ، آرمان و گفتوگو حذف یا به حاشیه رانده میشوند و دولت و سیاست به منبعاصلی تولید، کنترل و پایش آرمانها تبدیل میشوند. دولت ما از عرصه تولید فرهنگ و آرمان ( دانشگاه، انجمن، حزب و...) و ابزارهای فرهنگی (تریبونها و رسانهها) نه برای شکلگیری و ترویج گفتوگو، بلکه برای تولید و بازتولید آرمانهای خود در قالب موعظه، نصیحت و مدح استفاده میکند، حتی بیلبوردهای شهری، پل و خیابانها را هم به مکانی برای خودنمایی و ترویج آرمانهای دولت تبدیل کرده است. در چنین شرایط یکسویهای، بستر و زمینهای برای خلق آرمان، فکر و گفتوگو وجود ندارد؛ چون ایدهها و آرمانهای جدیدی تولید نمیشود بلکه تنها یک ایده و نگاه به روشها و در قالبهای مختلف ترویج میشود. جامعه، خانواده و شهر بهعنوان میدانمصرف این آرمانهای تکراری، چیز جدیدی برای بحث و گفتوگو ندارند.
🔹در عرصه خلق و توسعه گفتوگو، گرچه کار دولت وحکمرانی، زمینهسازی برای گفتوگو است، اما باید نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مولد، توسعه دهنده و پشتیبان گفتوگو را بهرسمیت بشناسد. نهاد فرهنگ، کارش تعریف آرمان و آرزوهاست. نهاد اجتماع ازطریق مکانیسم گفتوگو در خانواده، مدرسه و نهاهایمدنی به درونی کردن آن آرمانها در افراد میپردازد. نهاد اقتصاد به استخراج منابع اقتصادی و خلق ثروت برای پشتیبانی و نیل به این آرمانها میپردازد. اما مسئولیت نهاد سیاست، تدوین قوانین، برنامهها، مدیریت و هماهنگ کردن منابع و نهادها برای تحقق آرمانهاست. حال چه اتفاقی در جامعه ایران افتاده است؟
🔹نهاد سیاست، نقش و کارکرد تمام این نهادها را تصاحب کرده است. سیاست میخواهد هم خودش آرمان تعریف کند، هم آن را درونی کند، هم منابع اقتصادی تحقق آرمانها را خود تامین میکند. آرمانهای موجود در جامعه، کتابهای درسی فرزندان، محتوای برنامههای رسانهای و بیلبورد و جشنواره را اهل فرهنگ تعریف نکردهاند، سیاسیون تعریف کردهاند. برای خلق و توسعه گفتوگو، سیاسیون باید منابع مولد آرمان، فکر و رویاها را بهرسمیت بشناسند و زمینه حضور و کنشگری آنان را در توسعه گفتوگو در جامعه فراهم کنند.
https://hammihanonline.ir/news/24-hours/nsbt-qdrt-syasy-w-gft-wgw
#کافه_ارتباطات
#گفتگو
#قدرت_سیاسی
@coffee_comm
🆔 @commac
📝منصور ساعی هم میهن، چهارشنبه11 آبان
🔹عنصر مهم در تولید و ترویج گفتوگو در همه جوامع، قدرت سیاسی است. در دولتهای دموکراتیک به دلیل وجود بازیگران متعدد در عرصه حکمرانی، تفکیک قوا و نقشآفرینی نهادهای علمی، مدنی، خانواده، احزاب و رسانهها، پذیرش تنوع و تکثر دیدگاهها و تفاوتها، گفتوگو و کنشهای ارتباطی و گفتوگویی، رسمیتیافته و تصمیمها، برنامهها و کنشگریهای اجتماعی و سیاسی با مکانیسم گفتوگو صورت میگیرد. یعنی زمینههای سیاسی و اجتماعی گفتوگو در یک ساختار دموکراتیک وجود دارد و اصولا اعمال قدرت، تدوین قوانین و اداره جامعه، آموزش و نظایر آن به شیوه ارتباطات افقی، گفتوگو و مفاهمه دولت و شهروندان پیش میرود. چون قدرت سیاسی مدافع و زمینهساز گفتوگو است، جامعه و شهروندان نیز متاثر از ساختارهای کلان به راهبرد تعامل، همزیستی، تحمل دیگری و گفتوگو روی میآورند. اما در ساختارهای اقتدارگرا، دولت یکهتاز عرصه حکمرانی و اعمالقدرت است، نیازی به گفتوگو نمیبیند و از تمام فرآیندها، نهادها و عرصهها ازجمله نظام آموزش، خانواده، شهر و رسانه برای بازتولید ساختار، الگوی ارتباطات و تصمیمگیری آمرانه و عمودی بهره میبرد و ترویج و تشویق گفتوگو جایگاهی ندارد.
🔹در ایران از دوران کهن تاکنون، قدرت سیاسی سعی در تصاحب و بهدست گرفتن سرنوشت تمام عرصهها، نهاهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و توسعه جغرافیایی نفوذ خود در همه ارکان آن داشته و البته نهاد فرهنگ بهعنوان نهاد مولد آرزو، آرمان و فکر هم از آن بینصیب نبوده است.
🔹میدانیم که در دوران مدرن امروزی، نهادهای فرهنگی، نخبگان و کنشگران عرصه فرهنگ، مولد و پردازشگر آرمان، ایده و آرزو هستند که مکانیسم پذیرش و نقد یک آرمان و ایده هم است. جامعه، شهر، دانشگاه، کافه و خانواده میدانمصرف، مبادله و گفتوگو در مورد این آرمانها، ایدهها و آرزوها هستند. در یک جامعه دموکراتیک، مسئولیت تولید آرمانها به شکل طبیعی روشنفکران، فیلسوفان، پژوهشگران، دانشگاهیان، نویسندگان، ادیبان، شاعران و روزنامهنگاران هستند اما در ساختارهای سیاسی ما این مولدان فرهنگ، آرمان و گفتوگو حذف یا به حاشیه رانده میشوند و دولت و سیاست به منبعاصلی تولید، کنترل و پایش آرمانها تبدیل میشوند. دولت ما از عرصه تولید فرهنگ و آرمان ( دانشگاه، انجمن، حزب و...) و ابزارهای فرهنگی (تریبونها و رسانهها) نه برای شکلگیری و ترویج گفتوگو، بلکه برای تولید و بازتولید آرمانهای خود در قالب موعظه، نصیحت و مدح استفاده میکند، حتی بیلبوردهای شهری، پل و خیابانها را هم به مکانی برای خودنمایی و ترویج آرمانهای دولت تبدیل کرده است. در چنین شرایط یکسویهای، بستر و زمینهای برای خلق آرمان، فکر و گفتوگو وجود ندارد؛ چون ایدهها و آرمانهای جدیدی تولید نمیشود بلکه تنها یک ایده و نگاه به روشها و در قالبهای مختلف ترویج میشود. جامعه، خانواده و شهر بهعنوان میدانمصرف این آرمانهای تکراری، چیز جدیدی برای بحث و گفتوگو ندارند.
🔹در عرصه خلق و توسعه گفتوگو، گرچه کار دولت وحکمرانی، زمینهسازی برای گفتوگو است، اما باید نقش نهادهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مولد، توسعه دهنده و پشتیبان گفتوگو را بهرسمیت بشناسد. نهاد فرهنگ، کارش تعریف آرمان و آرزوهاست. نهاد اجتماع ازطریق مکانیسم گفتوگو در خانواده، مدرسه و نهاهایمدنی به درونی کردن آن آرمانها در افراد میپردازد. نهاد اقتصاد به استخراج منابع اقتصادی و خلق ثروت برای پشتیبانی و نیل به این آرمانها میپردازد. اما مسئولیت نهاد سیاست، تدوین قوانین، برنامهها، مدیریت و هماهنگ کردن منابع و نهادها برای تحقق آرمانهاست. حال چه اتفاقی در جامعه ایران افتاده است؟
🔹نهاد سیاست، نقش و کارکرد تمام این نهادها را تصاحب کرده است. سیاست میخواهد هم خودش آرمان تعریف کند، هم آن را درونی کند، هم منابع اقتصادی تحقق آرمانها را خود تامین میکند. آرمانهای موجود در جامعه، کتابهای درسی فرزندان، محتوای برنامههای رسانهای و بیلبورد و جشنواره را اهل فرهنگ تعریف نکردهاند، سیاسیون تعریف کردهاند. برای خلق و توسعه گفتوگو، سیاسیون باید منابع مولد آرمان، فکر و رویاها را بهرسمیت بشناسند و زمینه حضور و کنشگری آنان را در توسعه گفتوگو در جامعه فراهم کنند.
https://hammihanonline.ir/news/24-hours/nsbt-qdrt-syasy-w-gft-wgw
#کافه_ارتباطات
#گفتگو
#قدرت_سیاسی
@coffee_comm
🆔 @commac
✅ تصویر جنجالی تلگرام در آپدیت جدید
کاربرانی که تلگرام خود را به روزرسانی کردند پیام و تصویر جدیدی از تلگرام دریافت می کنند که با دقت بیشتر روی اجزای آن، نکات رمزآلود عجیبی به ذهن متبادر می شود. کانال آکادمی ارتباطات از منظر نشانه شناسی نگاهی به این تصویر دارد:
دختری با مچبندی به شکل پرچم ایران در میزی با طرح هالووین که نمادی از مرگ و ترس است مقابل مردی نشسته بین آنها گرگی است که از اختلاف این دو نفع می برد. زیر پای آنها زمین ترک خورده روی آتش است. این دختر البته جاروی جادویی پرواز هم با خودش دارد.
گربه، نماد ایران، چشم امیدش به آن دختر است. آن دختر لباس بنفش، رنگ خاندان سلطنتی بریتانیا بر تن دارد.
میز وسطی که شکل قلب است به عنوان نماد زندگی و میز سوم که نمادی از بازارهای مالی و سهام جهان است.خرسی که در حال انجام معاملات ارز دیجیتال است. گاوی که دست در بازار سرمایه دارد و مقابل هم قرار دارند شاید به نوعی آمریکا و روسیه تعبیر بشود. روی میز هم دلارهای وجود دارد که نشان از اقتصاد آزاد آمریکاست. بنابراین شاید این قسمت سوم را هم بتوان به عنوان آزادی تعبیر کرد.
البته این همه ماجرا نیست...
@CommaC
کاربرانی که تلگرام خود را به روزرسانی کردند پیام و تصویر جدیدی از تلگرام دریافت می کنند که با دقت بیشتر روی اجزای آن، نکات رمزآلود عجیبی به ذهن متبادر می شود. کانال آکادمی ارتباطات از منظر نشانه شناسی نگاهی به این تصویر دارد:
دختری با مچبندی به شکل پرچم ایران در میزی با طرح هالووین که نمادی از مرگ و ترس است مقابل مردی نشسته بین آنها گرگی است که از اختلاف این دو نفع می برد. زیر پای آنها زمین ترک خورده روی آتش است. این دختر البته جاروی جادویی پرواز هم با خودش دارد.
گربه، نماد ایران، چشم امیدش به آن دختر است. آن دختر لباس بنفش، رنگ خاندان سلطنتی بریتانیا بر تن دارد.
میز وسطی که شکل قلب است به عنوان نماد زندگی و میز سوم که نمادی از بازارهای مالی و سهام جهان است.خرسی که در حال انجام معاملات ارز دیجیتال است. گاوی که دست در بازار سرمایه دارد و مقابل هم قرار دارند شاید به نوعی آمریکا و روسیه تعبیر بشود. روی میز هم دلارهای وجود دارد که نشان از اقتصاد آزاد آمریکاست. بنابراین شاید این قسمت سوم را هم بتوان به عنوان آزادی تعبیر کرد.
البته این همه ماجرا نیست...
@CommaC
👍4
🩸 دستهبندي بحرانهاي سياسي
🔸لوسين پاي بحرانهاي سياسي را به شش دسته تقسيم ميكند:
@CommaC
بحران مشروعيت1
بحران نفوذ 2
بحران ادغام 3
بحران مشاركت4
بحران توزيع5
بحران هويت6
معادل های انگلیسی
1. Legitimacy.
2. Penetration.
3. Merger.
4. Participation.
5. Distribution.
6. Identity.
منبع: برتران بديع، توسعه سياسي، ترجمه: احمد نقيبزاده، صص 1 ـ 70.
@CommaC
لوسین پای یا لوشن پای (1921-2008) Lucian W. Pye شرق شناس و صاحبنظر سیاسی بود که در زمینهٔ روانشناسی سیاسی و فرهنگ سیاسی شناخته می شود.
🔸لوسين پاي بحرانهاي سياسي را به شش دسته تقسيم ميكند:
@CommaC
بحران مشروعيت1
بحران نفوذ 2
بحران ادغام 3
بحران مشاركت4
بحران توزيع5
بحران هويت6
معادل های انگلیسی
1. Legitimacy.
2. Penetration.
3. Merger.
4. Participation.
5. Distribution.
6. Identity.
منبع: برتران بديع، توسعه سياسي، ترجمه: احمد نقيبزاده، صص 1 ـ 70.
@CommaC
لوسین پای یا لوشن پای (1921-2008) Lucian W. Pye شرق شناس و صاحبنظر سیاسی بود که در زمینهٔ روانشناسی سیاسی و فرهنگ سیاسی شناخته می شود.
ایلان ماسک:
🔹جعل هویت در توییتر، منجر به مسدودیت دائمی اکانت بدون اخطار قبلی میشود
جزئیات در👇👇
https://www.entekhab.ir/002wdi
@CommaC
🔹جعل هویت در توییتر، منجر به مسدودیت دائمی اکانت بدون اخطار قبلی میشود
جزئیات در👇👇
https://www.entekhab.ir/002wdi
@CommaC
👍1
اینترنت طبقاتی
✍🏽 منصور ساعی / استاديار ارتباطات پژوهشگاه علوم انساني
◾️ طرح صیانت و یا همان فیلترینگ گسترده بر آن است که با ایجاد محدودیت برای رسانههای اجتماعی خارجی، به تقویت رسانههای بومی بپردازد، اما این موضوع نیز چند پیامد در پی خواهد داشت؛ یکی اینکه هم سرعت اینترنت بینالمللی بهشدت کاهش پیدا میکند و هم هزینه دریافت خدمات اینترنتی افزایش مییابد. در این میان، احتمالاً یک نظام سهمیهبندی برای طبقات خاص اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفته میشود که این امر موجب تبدیل جامعه به گروه برخوردار، کمبرخوردار، غیربرخوردار و نظایر آن از اینترنت پرسرعت بینالمللی بدون فیلتر میشود که نتیجهای جز بیعدالتی اجتماعی و شکاف آگاهی، شکاف اجتماعی و شکاف دیجیتال در جامعه ایرانی نخواهد داشت و جامعه را به فرادستان برخوردار و فردوستان بینصیب و کمنصیب تبدیل میکند.
◾️ سوم اینکه نتایج اقتصادی حاصل از این نظام طبقهبندی و سهمیهبندی دوباره به شرکتها و افراد رانتیر و دارای نفوذ سیاسی و اقتصادی بالا خواهد رسید. تجربه نظام دونرخی و چندنرخی ارز در سالهای گذشته نیز نشان داد که جامعه و شهروندان از رانت این امتیازات بیبهره بودند و تنها طبقات خاصی از آن بهرهمند شدند.
به نظر میرسد طرح صیانت و سیاست فیلترینگ، عرصه جدال نسل پیر و فناوریگریز - که همان نسل مهاجران دیجیتال هستند - با نسل جوان تکنوفیل (دوستدار فناوری) و نسل بومیان دیجیتال (کودکان و نوجوانان) است. مهاجران باید به جای جدال و ستیز با جهان دیجیتال، ارزشها، هنجارها و قواعد جهان جدید را بشناسند و با در پیش گرفتن راهبرد گفتوگو و مدارا در خلق جهان حال و آینده مشترک، به نسلهای نو کمک کنند.
◾️ گرچه مقرراتگذاری و تنظیمگری خوب است، اما طرح صیانت فعلی و فیلترینگ گسترده رسانههای اجتماعی تنها به تعمیق شکاف، عصیان نسلی، تنشهای اجتماعی و فساد اقتصادی (ناشی از برخورداری از رانت) و کاهش کیفیت خدمات اینترنتی و کاهش سرمایه اجتماعی نظام سیاسی میانجامد و به خلق ثروت ملی و خلق آینده مشترک منجر نمیشود.
🗞 یادداشت کامل منصور ساعی را در شماره ١٤٤ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.
@cm_magazine
✅ @commac
✍🏽 منصور ساعی / استاديار ارتباطات پژوهشگاه علوم انساني
◾️ طرح صیانت و یا همان فیلترینگ گسترده بر آن است که با ایجاد محدودیت برای رسانههای اجتماعی خارجی، به تقویت رسانههای بومی بپردازد، اما این موضوع نیز چند پیامد در پی خواهد داشت؛ یکی اینکه هم سرعت اینترنت بینالمللی بهشدت کاهش پیدا میکند و هم هزینه دریافت خدمات اینترنتی افزایش مییابد. در این میان، احتمالاً یک نظام سهمیهبندی برای طبقات خاص اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفته میشود که این امر موجب تبدیل جامعه به گروه برخوردار، کمبرخوردار، غیربرخوردار و نظایر آن از اینترنت پرسرعت بینالمللی بدون فیلتر میشود که نتیجهای جز بیعدالتی اجتماعی و شکاف آگاهی، شکاف اجتماعی و شکاف دیجیتال در جامعه ایرانی نخواهد داشت و جامعه را به فرادستان برخوردار و فردوستان بینصیب و کمنصیب تبدیل میکند.
◾️ سوم اینکه نتایج اقتصادی حاصل از این نظام طبقهبندی و سهمیهبندی دوباره به شرکتها و افراد رانتیر و دارای نفوذ سیاسی و اقتصادی بالا خواهد رسید. تجربه نظام دونرخی و چندنرخی ارز در سالهای گذشته نیز نشان داد که جامعه و شهروندان از رانت این امتیازات بیبهره بودند و تنها طبقات خاصی از آن بهرهمند شدند.
به نظر میرسد طرح صیانت و سیاست فیلترینگ، عرصه جدال نسل پیر و فناوریگریز - که همان نسل مهاجران دیجیتال هستند - با نسل جوان تکنوفیل (دوستدار فناوری) و نسل بومیان دیجیتال (کودکان و نوجوانان) است. مهاجران باید به جای جدال و ستیز با جهان دیجیتال، ارزشها، هنجارها و قواعد جهان جدید را بشناسند و با در پیش گرفتن راهبرد گفتوگو و مدارا در خلق جهان حال و آینده مشترک، به نسلهای نو کمک کنند.
◾️ گرچه مقرراتگذاری و تنظیمگری خوب است، اما طرح صیانت فعلی و فیلترینگ گسترده رسانههای اجتماعی تنها به تعمیق شکاف، عصیان نسلی، تنشهای اجتماعی و فساد اقتصادی (ناشی از برخورداری از رانت) و کاهش کیفیت خدمات اینترنتی و کاهش سرمایه اجتماعی نظام سیاسی میانجامد و به خلق ثروت ملی و خلق آینده مشترک منجر نمیشود.
🗞 یادداشت کامل منصور ساعی را در شماره ١٤٤ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید.
@cm_magazine
✅ @commac
پیشنهاد یک کنوانسیون برای افزایش ایمنی خبرنگاران
به مناسبت روز جهانی پایان دادن به مصونیت و فرار از مجازات جنایات ارتکابی علیه روزنامهنگاران در دوم نوامبر، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران(IFJ) از دولتها، #روزنامهنگاران و گروههای رسانهای خواست تا از تصویب کنوانسیون سازمان ملل در مورد ایمنی و #استقلال_روزنامهنگاران و دیگر متخصصان رسانه حمایت کنند.
برنامه اقدام سازمان ملل متحد در مورد #ایمنی_روزنامهنگاران نتوانسته است «محیط آزاد و امن برای روزنامه نگاران و کارکنان رسانه» را که وعده داده بود ایجاد کند.
برخلاف اهداف این برنامه، روزنامهنگاران همچنان مورد حمله، ضرب و شتم، بازداشت، آزار و اذیت و تهدید به دلیل انجام وظیفه خود قرار میگیرند. در عین حال این تهدیدات مداوم، اتخاذ یک راهکار را ضروریتر کرده است تا دولتها را مجبور به مقابله با فرار و مصونیت مجرمین از جنایات ارتکابی علیه روزنامهنگاران و اصحاب رسانه کند.
دومینیک پرادالی، رییس فدراسیون بینالمللی روزنامهگاران در این رابطه گفت: «ما فاقد یک سند بینالمللی الزامآور هستیم که کشورهای عضو را مجبور به تحقیق و پاسخ در خصوص حملات علیه روزنامهنگاران کند. فدراسیون تاکنون ۵۹ مورد قتل اصحاب رسانه را در سال ۲۰۲۲ ثبت کرده که ۱۲ مورد بیشتر از سال ۲۰۲۱ است.»
خانم پرادلی همچنین یادآور شد: «علیرغم وجود بسیاری از پروتکلها، دستورالعملها و پیشنهادها، از هر ده قتل روزنامهنگار، ۹ نفر همچنان بدون مجازات باقی میمانند و به همین دلیل است که ما یک کمپین جهانی برای تصویب یک کنوانسیون بینالمللی که به حمایت از روزنامهنگاران و متخصصان رسانه اختصاص دارد، راه اندازی کردهایم.»
این کمپین به طور رسمی در پنجاه و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ سپتامبر در ژنو آغاز شد.
بیش از ۶۰ اتحادیه رسانهها، انجمنها، نهادهای نمایندگی رسانهها و سازمانهای رسانهای در سراسر جهان از این کنوانسیون حمایت کردهاند / فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران
@NewJournalism
✅ @commac
به مناسبت روز جهانی پایان دادن به مصونیت و فرار از مجازات جنایات ارتکابی علیه روزنامهنگاران در دوم نوامبر، فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران(IFJ) از دولتها، #روزنامهنگاران و گروههای رسانهای خواست تا از تصویب کنوانسیون سازمان ملل در مورد ایمنی و #استقلال_روزنامهنگاران و دیگر متخصصان رسانه حمایت کنند.
برنامه اقدام سازمان ملل متحد در مورد #ایمنی_روزنامهنگاران نتوانسته است «محیط آزاد و امن برای روزنامه نگاران و کارکنان رسانه» را که وعده داده بود ایجاد کند.
برخلاف اهداف این برنامه، روزنامهنگاران همچنان مورد حمله، ضرب و شتم، بازداشت، آزار و اذیت و تهدید به دلیل انجام وظیفه خود قرار میگیرند. در عین حال این تهدیدات مداوم، اتخاذ یک راهکار را ضروریتر کرده است تا دولتها را مجبور به مقابله با فرار و مصونیت مجرمین از جنایات ارتکابی علیه روزنامهنگاران و اصحاب رسانه کند.
دومینیک پرادالی، رییس فدراسیون بینالمللی روزنامهگاران در این رابطه گفت: «ما فاقد یک سند بینالمللی الزامآور هستیم که کشورهای عضو را مجبور به تحقیق و پاسخ در خصوص حملات علیه روزنامهنگاران کند. فدراسیون تاکنون ۵۹ مورد قتل اصحاب رسانه را در سال ۲۰۲۲ ثبت کرده که ۱۲ مورد بیشتر از سال ۲۰۲۱ است.»
خانم پرادلی همچنین یادآور شد: «علیرغم وجود بسیاری از پروتکلها، دستورالعملها و پیشنهادها، از هر ده قتل روزنامهنگار، ۹ نفر همچنان بدون مجازات باقی میمانند و به همین دلیل است که ما یک کمپین جهانی برای تصویب یک کنوانسیون بینالمللی که به حمایت از روزنامهنگاران و متخصصان رسانه اختصاص دارد، راه اندازی کردهایم.»
این کمپین به طور رسمی در پنجاه و یکمین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ۳۰ سپتامبر در ژنو آغاز شد.
بیش از ۶۰ اتحادیه رسانهها، انجمنها، نهادهای نمایندگی رسانهها و سازمانهای رسانهای در سراسر جهان از این کنوانسیون حمایت کردهاند / فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران
@NewJournalism
✅ @commac
دفاع از ساحت روزنامهنگاری
✍قادر باستانی
پژوهشگر و مدرس علوم ارتباطات و رسانه
🔹استدلالی که در پشت متن انتشاریافته دو دستگاه امنیتی قرار دارد، تقلیل بحران 40روزه کف خیابان به توطئه سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل و بازیگری رسانهها است. عناصری آموزش دیدهاند که در پوشش رسانه داخلی، اطلاعات و محتوا تهیه کنند و بفرستند و شبکههای خبری آن اطلاعات را ابزار تحریک جوانان کنند، تا برای اغتشاش به خیابان بیایند.
🔹سوال من این است که در اینجا نقش رسانههای رسمی چه میشود؟ رسانههای بزرگ با بودجههای میلیاردی، مثل صداوسیما و خبرگزاریهای اصلی، سایتهای خبری و ارتش سایبری و افسران جنگ نرم، پس کی به کار میآیند و در این بحران چه نقشی ایفا میکنند؟
🔹 سیا و موساد، اگر بخواهند کاری علیه نظام اسلامی کنند، باید بتوانند اعتماد عمومی به رسانههای رسمی را زائل کنند. وقتی اعتماد به اخبار تلویزیون رسانه ملی از بین رفت، مخاطب خودش مشتری شبکه بیگانه میشود.
🔹اما نکته دیگر، تریبوندارانی است که همه جا هستند. در مراسم رسمی سخنرانی میکنند. شهر به شهر میگردند و مطالبشان در شبکه بزرگ رسانهای کشور، در همه جا پخش میشود. اینها در بحران اخیر به جز عصبانی کردن بیشتر جوانان معترض، چه نقشی در فروکشسازی التهابات ایفا کردهاند؟ اگر مخاطب ندارند، پس چگونه این همه تریبون در اختیارشان قرار گرفته است؟
متن کامل👇
https://b2n.ir/r45493
@NewJournalism
✅ @commac
✍قادر باستانی
پژوهشگر و مدرس علوم ارتباطات و رسانه
🔹استدلالی که در پشت متن انتشاریافته دو دستگاه امنیتی قرار دارد، تقلیل بحران 40روزه کف خیابان به توطئه سرویسهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل و بازیگری رسانهها است. عناصری آموزش دیدهاند که در پوشش رسانه داخلی، اطلاعات و محتوا تهیه کنند و بفرستند و شبکههای خبری آن اطلاعات را ابزار تحریک جوانان کنند، تا برای اغتشاش به خیابان بیایند.
🔹سوال من این است که در اینجا نقش رسانههای رسمی چه میشود؟ رسانههای بزرگ با بودجههای میلیاردی، مثل صداوسیما و خبرگزاریهای اصلی، سایتهای خبری و ارتش سایبری و افسران جنگ نرم، پس کی به کار میآیند و در این بحران چه نقشی ایفا میکنند؟
🔹 سیا و موساد، اگر بخواهند کاری علیه نظام اسلامی کنند، باید بتوانند اعتماد عمومی به رسانههای رسمی را زائل کنند. وقتی اعتماد به اخبار تلویزیون رسانه ملی از بین رفت، مخاطب خودش مشتری شبکه بیگانه میشود.
🔹اما نکته دیگر، تریبوندارانی است که همه جا هستند. در مراسم رسمی سخنرانی میکنند. شهر به شهر میگردند و مطالبشان در شبکه بزرگ رسانهای کشور، در همه جا پخش میشود. اینها در بحران اخیر به جز عصبانی کردن بیشتر جوانان معترض، چه نقشی در فروکشسازی التهابات ایفا کردهاند؟ اگر مخاطب ندارند، پس چگونه این همه تریبون در اختیارشان قرار گرفته است؟
متن کامل👇
https://b2n.ir/r45493
@NewJournalism
✅ @commac
hammihanonline.ir
دفاع از ساحت روزنامهنگاری
درباره ویدئوهای خشونتآمیز این روزها کسی منکر رشادتها و جانبازیهای سربازان گمنام...
"ترقی: برای اقلیت یک درصدی؛ قانون اساسی را به رفراندوم نمیگذارند."
یعنی شما به خاطر اون یک درصد، اینترنت 99درصد مردم را مختل و پلتفرم های مورد استفاده را مسدود
کردید؟
_حسين امامي_
@commac
یعنی شما به خاطر اون یک درصد، اینترنت 99درصد مردم را مختل و پلتفرم های مورد استفاده را مسدود
کردید؟
_حسين امامي_
@commac
👍5
نشست هفتگي باشگاه ارتباطات در ايران
با موضوع:
تبعات فيلتر پلتفرم هاي اجتماعي در ايران
مکان برگزاری نشست بر روي گوگل ميت:
https://meet.google.com/dfk-gswk-vga
چهارشنبه ١٨ آبان ساعت ٢١
@commac
با موضوع:
تبعات فيلتر پلتفرم هاي اجتماعي در ايران
مکان برگزاری نشست بر روي گوگل ميت:
https://meet.google.com/dfk-gswk-vga
چهارشنبه ١٨ آبان ساعت ٢١
@commac
Google
Real-time meetings by Google. Using your browser, share your video, desktop, and presentations with teammates and customers.
نشست هفتگي باشگاه ارتباطات در ايران
با موضوع:
تبعات فيلتر پلتفرم هاي اجتماعي در ايران
با حضور: آقایان حمید ضیایی پرور، جلال سمیعی، حسین امامی
مکان برگزاری نشست بر روي گوگل ميت:
https://meet.google.com/dfk-gswk-vga
چهارشنبه ١٨ آبان ساعت ٢١
@commac
با موضوع:
تبعات فيلتر پلتفرم هاي اجتماعي در ايران
با حضور: آقایان حمید ضیایی پرور، جلال سمیعی، حسین امامی
مکان برگزاری نشست بر روي گوگل ميت:
https://meet.google.com/dfk-gswk-vga
چهارشنبه ١٨ آبان ساعت ٢١
@commac
🔹 ایده بلندپروازانه ایلان ماسک: تبدیل توییتر به یک بانک مدرن
دیجیاتو- به نظر میرسد که ایلان ماسک میخواهد توییتر را به بانکی مدرن تبدیل کند که حتی میتواند کارتهای نقدی و تسهیلات مالی داشته باشد. او این برنامه را در جلسهای دقیقه نودی با کارمندان خود مطرح کرده و ظاهراً قرار است این شبکه اجتماعی را به قابلیتی برای نگهداری پول برای هزینهکردن در داخل یا خارج این پلتفرم مجهز کند.
اگرچه تصورش سخت است که کاربران عادی توییتر حاضر به استفاده از این پلتفرم بهعنوان یک بانک باشند، اما این ایده چندان غیرمنتظره نیست. ماسک قبلاً گفته بود که میخواهد توییتر را به «اپلیکیشن همهچیز X» تبدیل کند. او از اپ WeChat چین بهعنوان یک سوپراپلیکیشن موفق نام برده بود که قادر است پرداختها را هم انجام دهد. حالا باید دید که پس از عرضه و توقف عرضه سرویس جدید توییتر بلو، این ماجراجویی جدید به کجا خواهد رسید. / سایت انتخاب
@commac
دیجیاتو- به نظر میرسد که ایلان ماسک میخواهد توییتر را به بانکی مدرن تبدیل کند که حتی میتواند کارتهای نقدی و تسهیلات مالی داشته باشد. او این برنامه را در جلسهای دقیقه نودی با کارمندان خود مطرح کرده و ظاهراً قرار است این شبکه اجتماعی را به قابلیتی برای نگهداری پول برای هزینهکردن در داخل یا خارج این پلتفرم مجهز کند.
اگرچه تصورش سخت است که کاربران عادی توییتر حاضر به استفاده از این پلتفرم بهعنوان یک بانک باشند، اما این ایده چندان غیرمنتظره نیست. ماسک قبلاً گفته بود که میخواهد توییتر را به «اپلیکیشن همهچیز X» تبدیل کند. او از اپ WeChat چین بهعنوان یک سوپراپلیکیشن موفق نام برده بود که قادر است پرداختها را هم انجام دهد. حالا باید دید که پس از عرضه و توقف عرضه سرویس جدید توییتر بلو، این ماجراجویی جدید به کجا خواهد رسید. / سایت انتخاب
@commac
✅نشست ملي فعالان سواد رسانه اي كشور، روز يكشنبه ٢٩ آبان ١٤٠١ در تهران برگزار مي شود.
🔹در اين نشست كه از ساعت ٩ تا ١٧ در مجموعه فرهنگي باغ زيبا در ميدان قبا برگزار مي شود ، صاحب نظران و فعالان سواد رسانه اي در ٣ پانل تخصصي به بررسي چالش ها، راهكارها و تجربيات ايران و جهان در حوزه توسعه سواد رسانه اي خواهند پرداخت.
🔹حضور علاقمندان، دانشجويان و رسانه نگاران در اين نشست آزاد و رايگان است.
🔹همچنين نشست به صورت زنده از طريق اسكاي روم پخش مي شود
لينك:
https://www.skyroom.online/ch/fahm/mohtava
@commac
🔹در اين نشست كه از ساعت ٩ تا ١٧ در مجموعه فرهنگي باغ زيبا در ميدان قبا برگزار مي شود ، صاحب نظران و فعالان سواد رسانه اي در ٣ پانل تخصصي به بررسي چالش ها، راهكارها و تجربيات ايران و جهان در حوزه توسعه سواد رسانه اي خواهند پرداخت.
🔹حضور علاقمندان، دانشجويان و رسانه نگاران در اين نشست آزاد و رايگان است.
🔹همچنين نشست به صورت زنده از طريق اسكاي روم پخش مي شود
لينك:
https://www.skyroom.online/ch/fahm/mohtava
@commac