🎯 بازیها چطور احساسات ما را برمیانگیزند؟
— طراحان بازی با استفاده از تکنیکهایی شناختهشده بازیکنان را مجذوب بازیهای خود میکنند
📍فیلمهای کمدی میتوانند باعث شوند که از ته دل قهقهه سر دهیم؛ رمانهای تراژیک ممکن است اشکمان را درآورند، بااینحال، هیچ فیلم یا رمانی نمیتواند کاری کند که احساس گناه کنیم، یا به خودمان لعنت بفرستیم، یا وجودمان پر از غرور شود. اما بازیها قادرند چنین احساساتی را به همراه طیف گستردهای از احساسات دیگر در ما برانگیزند. این یکی از دلایلی است که در بازیها غرق میشویم و وقت و پولمان را به پایشان میریزیم. چرا بازی چنین قدرتی دارد؟
🔖 ۲۱۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/d17711
↪️ @commac
— طراحان بازی با استفاده از تکنیکهایی شناختهشده بازیکنان را مجذوب بازیهای خود میکنند
📍فیلمهای کمدی میتوانند باعث شوند که از ته دل قهقهه سر دهیم؛ رمانهای تراژیک ممکن است اشکمان را درآورند، بااینحال، هیچ فیلم یا رمانی نمیتواند کاری کند که احساس گناه کنیم، یا به خودمان لعنت بفرستیم، یا وجودمان پر از غرور شود. اما بازیها قادرند چنین احساساتی را به همراه طیف گستردهای از احساسات دیگر در ما برانگیزند. این یکی از دلایلی است که در بازیها غرق میشویم و وقت و پولمان را به پایشان میریزیم. چرا بازی چنین قدرتی دارد؟
🔖 ۲۱۰۰ کلمه
⏰ زمان مطالعه: ۱۳ دقيقه
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/d17711
↪️ @commac
رونمایی از سایت «رسانه دات بلاگ» رسانه تخصصی رسانه نگاران
سایت رسانه دات بلاگ - رسانه تخصصی رسانه نگاران- از امروز شنبه بیستم آبان ماه فعالیت خود را آغاز کرد.
مهدی بذرافکن مدیرمسوول «رسانه دات بلاگ» دریادداشتی که در این سایت منتشر کرده نوشته: رسانهها اکوسیستم خلق، بازتولید و نقد هستند، آنها رویدادها را گزارش میدهند و با تفسیر اخبار، بر غنای آن میافزایند.
من واژه «روزنامه نگار» را مقدس می دانم. معتقدم بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب کشور از سالیان دور تاکنون با عشق به این کلیدواژه، چراغ «آگاهی بخشی» را روشن نگاه داشته اند.
هم نسلان منِ دهه شصتی هم با عشق به همین کلیدواژه، روزنامه نگار شدیم. در سالهایی که اینترنت به شکل کنونی گسترده نبود و از شبکه های اجتماعی هم که اصلا خبری نبود.
روزنامه نگار و روزنامه نگاری همچنان و تا ابد مقدس و قابل احترام خواهد ماند هرچند که دیگر اوضاع به شیوه گذشته نیست و رونق روزنامه ها و نشریات چاپی نه تنها در ایران که حتی در کشورهای پیشرو هم مانند سابق نیست.
حالا اما رسانه های دیگری هم خودنمایی، رخ گشایی و قدرت نمایی کرده اند که روزنامه نیستند، اما رسانه هستند،صاحبان آن هم روزنامه نگار نیستند اما پس چه هستند؟!
اینجا کاری به کپی کنندگان ندارم که صرفا مطالب دیگران را بازنشر می کنند. منظورم کسانی هستند که در سایت ها ، خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی و انواع پیام رسان ها تولید محتوا می کنند.
فردی که روزانه در تلگرام، در اینستاگرام، در ایکس، در واتساپ،در کلاب هاوس، در پیام رسان های داخلی و… تولید محتوا می کند؛مثلا اینفوگرافیک طراحی می کند، یا پادکست و ویدیو می سازد، یا یادداشت و گزارش و خبر و عکسی تولید و منتشر می کند آیا روزنامه نگار است؟
در معنی عام و برداشت کلی احتمالا می شود او را روزنامه نگار نامید اما وقتی رسانه ها دچار تغییرات اساسی شده اند چرا تاکید بر این واژه؟
می توان از واژه «رسانه نگار» استفاده کرد؛ واژه ای که به خوبی بیان گر شغل و کار آنان است،نیست؟
راه اندازی سایت «رسانه دات بلاگ» که با نام «رسانه نگاران» نیز شناخته خواهد شد پاسخی به این نیاز و تاکیدی بر این عنوان کلی است: «رسانه نگار و رسانه نگاران»؛ چه روزنامه نگار باشید -به معنی این که در نشریات چاپی کار کنید- چه در خبرگزاری ها، سایت ها وشبکه های اجتماعی تولید محتوا کنید.
بذرافکن نقد منصفانه رسانه ها، و رسانه نگاران را رویکرد اصلی (رسانه دات بلاگ) دانسته و اظهار امیدواری کرده که رسانه نگاران با هم افزایی بتوانند به بازدهی و کارایی همدیگر کمک کنند.
این روزنامه نگار در پایان یادداشتش با اشاره به فایل صوتی یادداشت نویسندگان در سایت رسانه دات بلاگ نوشته: در تلاشیم تا آنجایی که امکانش برای نویسندگان یادداشت ها فراهم باشد محتوای نوشتاری را همراه آوای آنان منتشر کنیم.
در سایت رسانه دات بلاگ یادداشت های اختصاصی از فعالان رسانه ای مانند محمد مهاجری،رضا غبیشاوی،محمدهادی جعفرپور،رضا قربانی،اکرم حمیدیان و سید محسن موسوی زاده منتشر شده است.
https://media.khabaronline.ir/d/2023/11/11/4/5942312.jpg?ts=1699662107000
↪️ @commac
سایت رسانه دات بلاگ - رسانه تخصصی رسانه نگاران- از امروز شنبه بیستم آبان ماه فعالیت خود را آغاز کرد.
مهدی بذرافکن مدیرمسوول «رسانه دات بلاگ» دریادداشتی که در این سایت منتشر کرده نوشته: رسانهها اکوسیستم خلق، بازتولید و نقد هستند، آنها رویدادها را گزارش میدهند و با تفسیر اخبار، بر غنای آن میافزایند.
من واژه «روزنامه نگار» را مقدس می دانم. معتقدم بسیاری از بزرگان فرهنگ و ادب کشور از سالیان دور تاکنون با عشق به این کلیدواژه، چراغ «آگاهی بخشی» را روشن نگاه داشته اند.
هم نسلان منِ دهه شصتی هم با عشق به همین کلیدواژه، روزنامه نگار شدیم. در سالهایی که اینترنت به شکل کنونی گسترده نبود و از شبکه های اجتماعی هم که اصلا خبری نبود.
روزنامه نگار و روزنامه نگاری همچنان و تا ابد مقدس و قابل احترام خواهد ماند هرچند که دیگر اوضاع به شیوه گذشته نیست و رونق روزنامه ها و نشریات چاپی نه تنها در ایران که حتی در کشورهای پیشرو هم مانند سابق نیست.
حالا اما رسانه های دیگری هم خودنمایی، رخ گشایی و قدرت نمایی کرده اند که روزنامه نیستند، اما رسانه هستند،صاحبان آن هم روزنامه نگار نیستند اما پس چه هستند؟!
اینجا کاری به کپی کنندگان ندارم که صرفا مطالب دیگران را بازنشر می کنند. منظورم کسانی هستند که در سایت ها ، خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی و انواع پیام رسان ها تولید محتوا می کنند.
فردی که روزانه در تلگرام، در اینستاگرام، در ایکس، در واتساپ،در کلاب هاوس، در پیام رسان های داخلی و… تولید محتوا می کند؛مثلا اینفوگرافیک طراحی می کند، یا پادکست و ویدیو می سازد، یا یادداشت و گزارش و خبر و عکسی تولید و منتشر می کند آیا روزنامه نگار است؟
در معنی عام و برداشت کلی احتمالا می شود او را روزنامه نگار نامید اما وقتی رسانه ها دچار تغییرات اساسی شده اند چرا تاکید بر این واژه؟
می توان از واژه «رسانه نگار» استفاده کرد؛ واژه ای که به خوبی بیان گر شغل و کار آنان است،نیست؟
راه اندازی سایت «رسانه دات بلاگ» که با نام «رسانه نگاران» نیز شناخته خواهد شد پاسخی به این نیاز و تاکیدی بر این عنوان کلی است: «رسانه نگار و رسانه نگاران»؛ چه روزنامه نگار باشید -به معنی این که در نشریات چاپی کار کنید- چه در خبرگزاری ها، سایت ها وشبکه های اجتماعی تولید محتوا کنید.
بذرافکن نقد منصفانه رسانه ها، و رسانه نگاران را رویکرد اصلی (رسانه دات بلاگ) دانسته و اظهار امیدواری کرده که رسانه نگاران با هم افزایی بتوانند به بازدهی و کارایی همدیگر کمک کنند.
این روزنامه نگار در پایان یادداشتش با اشاره به فایل صوتی یادداشت نویسندگان در سایت رسانه دات بلاگ نوشته: در تلاشیم تا آنجایی که امکانش برای نویسندگان یادداشت ها فراهم باشد محتوای نوشتاری را همراه آوای آنان منتشر کنیم.
در سایت رسانه دات بلاگ یادداشت های اختصاصی از فعالان رسانه ای مانند محمد مهاجری،رضا غبیشاوی،محمدهادی جعفرپور،رضا قربانی،اکرم حمیدیان و سید محسن موسوی زاده منتشر شده است.
https://media.khabaronline.ir/d/2023/11/11/4/5942312.jpg?ts=1699662107000
↪️ @commac
♦️دلیل کُندی سرعت اینترنت اعلام شد
🔹شرکت ارتباطات زیرساخت اعلام کرد: به دلیل قطعی فیبرنوری در خارج از کشور برخی از لینکهای بین الملل ورودی از خاک ارمنستان دچار قطعی شده است
جزئیات در👇👇
http://entekhab.ir/fa/news/743209
🆔 @Entekhab_ir
↪️ @commac
🔹شرکت ارتباطات زیرساخت اعلام کرد: به دلیل قطعی فیبرنوری در خارج از کشور برخی از لینکهای بین الملل ورودی از خاک ارمنستان دچار قطعی شده است
جزئیات در👇👇
http://entekhab.ir/fa/news/743209
🆔 @Entekhab_ir
↪️ @commac
۹۸.۴ درصد درآمد متا از تبلیغات بدست میاید و تبلیغات هدفمند هسته اصلی درآمد متاست. در ۲۰۲۲متا ۱۱۷میلیارد دلار درآمد داشته که به ازاء هر کاربر در آمریکا ۲۲۰دلار میشود.
متا به دلیل مشکلات با اتحادیه برسر قوانین حریم خصوصی و مالکیت داده قصد دارد یک نسخه پولی بدون تبلیغات ارائه دهد.
کاربران فیسبوک باید ۱۳ یورو(۱۴ دلار) و اینستاگرام ۶ یورو بپردازند.
نسخه بدون تبلیغات به خودی خود چیز جدیدی نیست و از نتفلیکس تا یوتیوب ان را ارائه میدهند اما هیچکدام مثل متا کاربران را رصد نمیکنند و طرفداران این ایده امیدوارند در نهایت پولی شدن به سالم شدن آن کمک کند و
دیگر شبکه اجتماعی برای گرفتن بازخورد یا تبلیغات بیشتر، افراد را به سمت محتوا نادرست یا حساس سوق نمیدهد
اما منتقدین نگران هستند در نهایت پولی شدن بنفع ثروتمندان تمام شد افرادی که پول دارند از حریم خصوصی برخوردار میشوند و بقیه تحت نظر باقی میمانند/ مسعود مجیدی
@NewJournalism
✅ @commac
متا به دلیل مشکلات با اتحادیه برسر قوانین حریم خصوصی و مالکیت داده قصد دارد یک نسخه پولی بدون تبلیغات ارائه دهد.
کاربران فیسبوک باید ۱۳ یورو(۱۴ دلار) و اینستاگرام ۶ یورو بپردازند.
نسخه بدون تبلیغات به خودی خود چیز جدیدی نیست و از نتفلیکس تا یوتیوب ان را ارائه میدهند اما هیچکدام مثل متا کاربران را رصد نمیکنند و طرفداران این ایده امیدوارند در نهایت پولی شدن به سالم شدن آن کمک کند و
دیگر شبکه اجتماعی برای گرفتن بازخورد یا تبلیغات بیشتر، افراد را به سمت محتوا نادرست یا حساس سوق نمیدهد
اما منتقدین نگران هستند در نهایت پولی شدن بنفع ثروتمندان تمام شد افرادی که پول دارند از حریم خصوصی برخوردار میشوند و بقیه تحت نظر باقی میمانند/ مسعود مجیدی
@NewJournalism
✅ @commac
🎯 کتاب؟ نه وقتم را تلف نمیکنم
— نهضت جدید بیزاری از کتاب به کجا خواهد رسید؟
🔴 چندی پیش، کانیه وست، رپر مشهور آمریکایی، هنگام رونمایی از کتاب خودش با عنوان ممنونم و خواهش میکنم گفت: من اهل کتاب نیستم و «افتخار میکنم که کتاب نمیخوانم!» آن روزها کانیه وست پشت سر هم حرفهای عجیب و غریب میزد که واکنشهای بسیاری به دنبال داشت، اما چندان کسی به این حرف توجه نکرد. بااینحال، احتمالاً این جملات، از خطرناکترین چیزهایی است که میشود از دهان یک سلبریتی تأثیرگذار شنید. عجیبتر اینکه کانیه وست تنها کسی نیست که آشکارا نفرت خودش از کتابخواندن را اعلام میکند.
🔴 اگر یک نفر در این خودتخریبیِ باکلاس که شاخصۀ این روزهاست، از کانیه وست پیشی گرفته باشد، کسی نیست بهجز اعجوبۀ سابق دنیای فناوری، سم بَنکمَن که به «سلطان رمزارز» مشهور است.
🔴 بنکمن در خودمعرفینامهاش به هر نوع از ادبیات میتازد و با آبوتاب به خبرنگاران میگوید که چرا «هرگز» کتاب نمیخواند. میگوید «من خیلی به کتابها بدبینم. نمیخواهم بگویم هیچ کتابی ارزش خواندن ندارد، ولی باورم چندان هم از این دور نیست. به نظرم اگر کتاب بنویسید یعنی گند زدهاید، همهچیز را میشود در یک پست وبلاگی ششپاراگرافی بگویید». اغراق نیست اگر بگوییم که جریان جدیدی از مخالفت با کتابخواندن شروع شده است که میگوید کتاب چیزی وقتگیر و بیفایده است و دوران آن گذشته.
🔴 اینکه کسی کتاب نخواند یا آنقدری که دلش میخواهد کتاب نخواند یک چیز است، بیزاری از کتابخواندن یک چیز دیگر. در واقع اینکه کسی کتابخوانی را قاطعانه رد کند نشان از ضعفِ بسیار اساسیتری در شخصیت او دارد.
🔴 درست است که بسیاری از کتابها بهتر بود هیچوقت منتشر نشوند، و نوشتن هم فرایندی توانفرسا و پر از ناکامی است. اما وقتی کتابی به موفقیتِ هرچند جزئی میرسد، نشان از سطحی از تمرکز و تسلط بر موضوع و صبر زیاد و بازبینی فراوان دارد که چیزی به پایش نمیرسد. کتابنوشتن عملی فوقالعاده نامتوازن است: کتابی که میتوان در چند ساعت مطالعه کرد سالها طول کشیده تا به ثمر بنشیند. فضیلتش دقیقاً همین است. آن صبر نادری که کتاب از خواننده میطلبد نیز فضیلتی بیهمتاست.
🔴 بنابراین میتوان سؤالی معقول پرسید: این انسانهای کتابستیز دقیقاً به کدام سو حرکت میکنند؟ پاسخ منطقی به این سوال از روی شواهد تاریخی احتمالاً چنین چیزی است: به زندان یا گمنامی و فراموشی.
🔴 شاید این از طنز تاریخ باشد که جسورترین و بااستعدادترین جوانان هر زمانه، گستاخانهتر از بقیه، گذشته و روشهای متعارف همیشگی در آموختن و زیستن را تحقیر میکنند و زودتر از دیگران به این نتیجۀ مغرورانه میرسند که «آیینهای کهن حتی ارزش بحثکردن هم ندارند». اما چیزی نمیگذرد که تندرویهای آنها به بنبست میرسد و خودشان نیز فراموش میشوند. نمونهاش همین بنکمن که تا پارسال بسیاری او را نابغۀ دنیای مالی میدانستند و حالا اعلام ورشکستی کرده و پول هزاران نفر را به باد داده است.
🔴 توماس ویلیامز، نویسندۀ آمریکایی میگوید: هر کسی را دیدید که توصیههایی برای شما دارد، اما اعلام میکند که از کتابخواندن بیزار است، چشمبسته کنار بگذارید. نظر شما چیست؟
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «افتخار میکنم که کتاب نمیخوانم!» که در شمارۀ بیستوهفتم فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۲ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ توماس چترتون ویلیامز است و علیرضا شفیعینسب آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/x00069
🆔 @commac
— نهضت جدید بیزاری از کتاب به کجا خواهد رسید؟
🔴 چندی پیش، کانیه وست، رپر مشهور آمریکایی، هنگام رونمایی از کتاب خودش با عنوان ممنونم و خواهش میکنم گفت: من اهل کتاب نیستم و «افتخار میکنم که کتاب نمیخوانم!» آن روزها کانیه وست پشت سر هم حرفهای عجیب و غریب میزد که واکنشهای بسیاری به دنبال داشت، اما چندان کسی به این حرف توجه نکرد. بااینحال، احتمالاً این جملات، از خطرناکترین چیزهایی است که میشود از دهان یک سلبریتی تأثیرگذار شنید. عجیبتر اینکه کانیه وست تنها کسی نیست که آشکارا نفرت خودش از کتابخواندن را اعلام میکند.
🔴 اگر یک نفر در این خودتخریبیِ باکلاس که شاخصۀ این روزهاست، از کانیه وست پیشی گرفته باشد، کسی نیست بهجز اعجوبۀ سابق دنیای فناوری، سم بَنکمَن که به «سلطان رمزارز» مشهور است.
🔴 بنکمن در خودمعرفینامهاش به هر نوع از ادبیات میتازد و با آبوتاب به خبرنگاران میگوید که چرا «هرگز» کتاب نمیخواند. میگوید «من خیلی به کتابها بدبینم. نمیخواهم بگویم هیچ کتابی ارزش خواندن ندارد، ولی باورم چندان هم از این دور نیست. به نظرم اگر کتاب بنویسید یعنی گند زدهاید، همهچیز را میشود در یک پست وبلاگی ششپاراگرافی بگویید». اغراق نیست اگر بگوییم که جریان جدیدی از مخالفت با کتابخواندن شروع شده است که میگوید کتاب چیزی وقتگیر و بیفایده است و دوران آن گذشته.
🔴 اینکه کسی کتاب نخواند یا آنقدری که دلش میخواهد کتاب نخواند یک چیز است، بیزاری از کتابخواندن یک چیز دیگر. در واقع اینکه کسی کتابخوانی را قاطعانه رد کند نشان از ضعفِ بسیار اساسیتری در شخصیت او دارد.
🔴 درست است که بسیاری از کتابها بهتر بود هیچوقت منتشر نشوند، و نوشتن هم فرایندی توانفرسا و پر از ناکامی است. اما وقتی کتابی به موفقیتِ هرچند جزئی میرسد، نشان از سطحی از تمرکز و تسلط بر موضوع و صبر زیاد و بازبینی فراوان دارد که چیزی به پایش نمیرسد. کتابنوشتن عملی فوقالعاده نامتوازن است: کتابی که میتوان در چند ساعت مطالعه کرد سالها طول کشیده تا به ثمر بنشیند. فضیلتش دقیقاً همین است. آن صبر نادری که کتاب از خواننده میطلبد نیز فضیلتی بیهمتاست.
🔴 بنابراین میتوان سؤالی معقول پرسید: این انسانهای کتابستیز دقیقاً به کدام سو حرکت میکنند؟ پاسخ منطقی به این سوال از روی شواهد تاریخی احتمالاً چنین چیزی است: به زندان یا گمنامی و فراموشی.
🔴 شاید این از طنز تاریخ باشد که جسورترین و بااستعدادترین جوانان هر زمانه، گستاخانهتر از بقیه، گذشته و روشهای متعارف همیشگی در آموختن و زیستن را تحقیر میکنند و زودتر از دیگران به این نتیجۀ مغرورانه میرسند که «آیینهای کهن حتی ارزش بحثکردن هم ندارند». اما چیزی نمیگذرد که تندرویهای آنها به بنبست میرسد و خودشان نیز فراموش میشوند. نمونهاش همین بنکمن که تا پارسال بسیاری او را نابغۀ دنیای مالی میدانستند و حالا اعلام ورشکستی کرده و پول هزاران نفر را به باد داده است.
🔴 توماس ویلیامز، نویسندۀ آمریکایی میگوید: هر کسی را دیدید که توصیههایی برای شما دارد، اما اعلام میکند که از کتابخواندن بیزار است، چشمبسته کنار بگذارید. نظر شما چیست؟
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «افتخار میکنم که کتاب نمیخوانم!» که در شمارۀ بیستوهفتم فصلنامۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۹ مرداد ۱۴۰۲ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ توماس چترتون ویلیامز است و علیرضا شفیعینسب آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://b2n.ir/x00069
🆔 @commac
👍3
تولد رسانه بلاگ
اخیرا مهدی بذرافکن فعال رسانهای و سردبیر سایت توریسم آنلاین، رسانه بلاگ را به منظور بررسی وضعیت رسانهها و مطبوعات راهاندازی کرده است. او در یادداشتی نوشته است: «روزنامهنگار و روزنامهنگاری همچنان و تا ابد مقدس و قابل احترام خواهد ماند هرچند که دیگر اوضاع به شیوه گذشته نیست و رونق روزنامهها و نشریات چاپی نه تنها در ایران که حتی در کشورهای پیشرو هم مانند سابق نیست. حالا رسانههای دیگری خودنمایی، رخ گشایی و قدرت نمایی کردهاند که روزنامه نیستند اما رسانه هستند و صاحبان آن نیز روزنامه نگار نیستند اما چه هستند؟! فردی که روزانه در تلگرام، اینستاگرام، ایکس، واتساپ، کلابهاوس و… تولید محتوا میکند آیا روزنامه نگار است یا نه؟»
@JournalistsClub1
🆔 @commac
اخیرا مهدی بذرافکن فعال رسانهای و سردبیر سایت توریسم آنلاین، رسانه بلاگ را به منظور بررسی وضعیت رسانهها و مطبوعات راهاندازی کرده است. او در یادداشتی نوشته است: «روزنامهنگار و روزنامهنگاری همچنان و تا ابد مقدس و قابل احترام خواهد ماند هرچند که دیگر اوضاع به شیوه گذشته نیست و رونق روزنامهها و نشریات چاپی نه تنها در ایران که حتی در کشورهای پیشرو هم مانند سابق نیست. حالا رسانههای دیگری خودنمایی، رخ گشایی و قدرت نمایی کردهاند که روزنامه نیستند اما رسانه هستند و صاحبان آن نیز روزنامه نگار نیستند اما چه هستند؟! فردی که روزانه در تلگرام، اینستاگرام، ایکس، واتساپ، کلابهاوس و… تولید محتوا میکند آیا روزنامه نگار است یا نه؟»
@JournalistsClub1
🆔 @commac
👍1
🔸 استفاده زیاد از موبایل تعداد اسپرم مردان را کاهش میدهد
تعداد اسپرم مردان در ۵۰ سال گذشته بیش از ۵۰ درصد در سطح جهان کاهش یافته و محققان را مجبور کرده تا برای شناسایی دلایل آن دست به مطالعات گستردهای بزنند.
بر اساس نتایج مطالعه منتشر شده در ژورنال Fertility and Sterility، بهطور کلی، مردانی که بیش از ۲۰ بار در روز از تلفن همراه خود استفاده میکردند، ۲۱ درصد بیشتر در معرض کاهش تعداد و همچنین ۳۰ درصد بیشتر در معرض خطر غلظت کم اسپرم بودند. این مطالعه همچنین هیچ مدرکی مبنی بر اینکه حمل تلفن همراه در جیب شلوار بر خطر کاهش تعداد اسپرم تأثیر میگذارد، پیدا نکرد.
📌 برای دسترسی کامل به گزارش روی تیتر کلیک کنید.
@dw_farsi
🔔 @commac
تعداد اسپرم مردان در ۵۰ سال گذشته بیش از ۵۰ درصد در سطح جهان کاهش یافته و محققان را مجبور کرده تا برای شناسایی دلایل آن دست به مطالعات گستردهای بزنند.
بر اساس نتایج مطالعه منتشر شده در ژورنال Fertility and Sterility، بهطور کلی، مردانی که بیش از ۲۰ بار در روز از تلفن همراه خود استفاده میکردند، ۲۱ درصد بیشتر در معرض کاهش تعداد و همچنین ۳۰ درصد بیشتر در معرض خطر غلظت کم اسپرم بودند. این مطالعه همچنین هیچ مدرکی مبنی بر اینکه حمل تلفن همراه در جیب شلوار بر خطر کاهش تعداد اسپرم تأثیر میگذارد، پیدا نکرد.
📌 برای دسترسی کامل به گزارش روی تیتر کلیک کنید.
@dw_farsi
🔔 @commac
DW
استفاده زیاد از موبایل تعداد اسپرم مردان را کاهش میدهد
در تازههای پزشکی این هفته نگاهی میکنیم به اینکه استفاده زیاد از موبایل از دلایل کاهش تعداد اسپرم مردان است. کاهش استرس با رژیم غذایی مدیترانهای و کاهش مصرف نمک برای جلوگیری از ابتلا به دیابت را هم مورد بحث قرار دادیم.
😁1
مزیت نسبی؛ گمشده بزرگ رسانهها
(نكتههایی درباره برندینگ رسانهای)
✍🏼عیسی محمدی
1. طبق اعلام معاونت مطبوعاتی، تا 8 آبان ماه جاری، 13497 رسانه مجوزدار ثبت شده؛ شامل همه رسانهها؛ چاپی و الكترونیكی و مجازی و حتی فصلنامهها و ... . رقم جالبی است، نه؟
2. در آمار تفكیكی دیگر كه این معاونت منتشر كرده، تعداد كل رسانههای مجوزدار ثبتی 13564 مورد نقل شده. از این تعداد، نزدیك چهل درصد چاپیاند، نزدیك چهل درصد رسانه الكترونیك برخط و بیست درصد باقیمانده الكترونیك غیربرخط. جالب اینكه ما نزدیك 338 مجوز روزنامه داریم؛ كه احتمالا خیلی از آنها چاپ نمیشوند و صرفا نسخه الكترونیك و پیدیافی دارند. 827 هفتهنامه داریم و 1309 ماهنامه.
3. از رسانههای الكترونیك برخط هم، 28 موردشان خبرگزاری هستند؛ نزدیك به نیم درصد. بقیه هم پایگاههای خبری؛ نزدیك 5301 مورد.
4. فكر میكنید تیراژ كل روزنامههای ایران چقدر باشد؟ روایتها كه مختلف است. اما فكر كنید كه هفت سال پیش، خبری منتشر شد كه شاید كل رسانههای مكتوب ایران تیراژشان به نهصد هزار تا هم نرسد. حالا اگر این رقم را هم صرفا برای روزنامهها تصور كنیم، باید گفت از هفت سال پیش تا به امروز تیراژها خیلی بدتر شده است. در سال 1397 گزارشی منتشر شد كه میگفت تیراژ همشهری 180 هزار نسخه است و كلی هم برگشتی دارد. و اینكه كلی روزنامه هم داریم كه تیراژ زیر هزار تا دارند. حتی روزنامههایی كه روزانه بیست، سی تا منتشر میشوند! امروزه كه همه ما مطلع هستیم وضعیت خیلی وخیمتر است و حتی به قول برخی پژوهشگران ارتباطات، روزنامهها و مكتوبات رسانهای در حال حذف از سبد مصرفی فرهنگی خانوارها هستند. متأسفانه نسبت تیراژ اعلامی روزنامهها و یارانه كاغذ و كمكهایی كه دریافت میكنند، همیشه باعث شده تا تیراژهای رسمی مخدوش باشد.
5. خب، این همه آمار را گفتیم كه چه؟ یك سئوال ساده: شما میخواهید یك رسانه جدید راه بیندازید. اول اینكه وسط این همه رسانه، چطور كسی باید پیدا كند رسانه شما را؟ دوم اینكه اصلا چرا باید رسانهای ایجاد كنید؟ چه نیازی هست؟ اصلا امكان دیدنش هست؟ سوم اینكه این رسانه كه احتمال دیده شدن و زنده ماندنش ضعیف است، چطور باید ارتزاق كند؟ هیچ گربهای محض رضای خدا موش شكار نمیكند؛ طبیعی است هر رسانهای باید خرجش را در بیاورد كه بتواند تداوم داشته باشد.
6. نكته اینجاست كه شما در میان هزاران برند رسانهای، باید برند رسانهتان را ایجاد كرده و به خوبی جا انداخته و سپس تثبیت كنید. اما چطور؟ در این جور مواقع، از «مزیت» صحبت میشود؛ بحثی كه شاید در رسانههای ما كمتر بدان توجه میشود. در دنیای كسب و كار، به راحتی بیان میشود كه اساسا مزیت این محصول، این خدمات و این كسب و كار شما چیست كه من باید جذب آن بشوم؟ نه تنها جذب آن شده، كه حتی شیفته آن بشوم؟ نه تنها شیفتهاش بشوم، كه احساس كنم سریعا باید به آن دسترسی داشته باشم؟ به نظر شما چند درصد از رسانههای ما قبل و حین ایجادشان، به این سئوالات پاسخهای روشنی دادهاند؟
7. بزرگترین دشمن بهرهوری را، ابهام در نتایج و فرآیندها و كارهایی كه باید صورت بگیرد و نحوه سنجش این كارها میدانند. به نظر میرسد در حوزه رسانهها نیز چنین باشد: تا وقتی ندانید مزیت نسبي واقعي شما چیست، چرا كسی از میان سیزده هزار و اندی رسانه باید شما را انتخاب كرده و به شما وفادار باشد، هم فرآیند كاریتان دچار مشكل میشود، هم برنامهریزی و هم دستاوردهایی كه دنبالش هستید. شما در فضایی مهآلود دارید قدم میزنید؛ چطو انتظار دارید به نتیجه و كلبهای برسید؟
8. اولین نكته در ایجاد برند رسانهای یا ریبرندینگ آن یا ارتقای جایگاه برندش، تعریف و بازتعریف این مزیتهاست: من بهترین یادداشتها را دارم، من بهترین سرگرمیها را دارم، من به روزترین اطلاعات سینمایی را دارم، من بهترین و به روزترین اطلاعات اقتصادی را دارم، من بهترین و خاصترین تفسیرها و تحلیلها را دارم، من جنجالیترين مطالب را دارم، من خبرهایی خاص و دست اول از حوزهای خاص دارم، من بهترین گرافیك را دارم، من بهترین مصاحبهها را میگیرم، من... .
9. این تازه قدم اول است. و به یاد داشته باشید كه در حوزه برندینگ رسانه و برندینگ كسب و كار و حتی ریبرندینگ آن، اگر فكر میكنید قرار است برای همه، همهچیز باشید، شكست قطعی است. بايد جامعه هدف مشخصی داشته باشید.
10. نكته بعدی اینكه مزیت نسبی شما، باید طبق واقعیت و داشتههایتان تعریف شود: من اگر خبرنگارهایی متوسط دارم، چطور میتوانم خاصترین مصاحبهها را بگیرم؟ يا عميقترين گزارشهاي تحقيقی را؟ شكست این غیرواقعبینی از همان ابتدا حتمی و قطعی است...
@NewJournalism
🆔 @commac
(نكتههایی درباره برندینگ رسانهای)
✍🏼عیسی محمدی
1. طبق اعلام معاونت مطبوعاتی، تا 8 آبان ماه جاری، 13497 رسانه مجوزدار ثبت شده؛ شامل همه رسانهها؛ چاپی و الكترونیكی و مجازی و حتی فصلنامهها و ... . رقم جالبی است، نه؟
2. در آمار تفكیكی دیگر كه این معاونت منتشر كرده، تعداد كل رسانههای مجوزدار ثبتی 13564 مورد نقل شده. از این تعداد، نزدیك چهل درصد چاپیاند، نزدیك چهل درصد رسانه الكترونیك برخط و بیست درصد باقیمانده الكترونیك غیربرخط. جالب اینكه ما نزدیك 338 مجوز روزنامه داریم؛ كه احتمالا خیلی از آنها چاپ نمیشوند و صرفا نسخه الكترونیك و پیدیافی دارند. 827 هفتهنامه داریم و 1309 ماهنامه.
3. از رسانههای الكترونیك برخط هم، 28 موردشان خبرگزاری هستند؛ نزدیك به نیم درصد. بقیه هم پایگاههای خبری؛ نزدیك 5301 مورد.
4. فكر میكنید تیراژ كل روزنامههای ایران چقدر باشد؟ روایتها كه مختلف است. اما فكر كنید كه هفت سال پیش، خبری منتشر شد كه شاید كل رسانههای مكتوب ایران تیراژشان به نهصد هزار تا هم نرسد. حالا اگر این رقم را هم صرفا برای روزنامهها تصور كنیم، باید گفت از هفت سال پیش تا به امروز تیراژها خیلی بدتر شده است. در سال 1397 گزارشی منتشر شد كه میگفت تیراژ همشهری 180 هزار نسخه است و كلی هم برگشتی دارد. و اینكه كلی روزنامه هم داریم كه تیراژ زیر هزار تا دارند. حتی روزنامههایی كه روزانه بیست، سی تا منتشر میشوند! امروزه كه همه ما مطلع هستیم وضعیت خیلی وخیمتر است و حتی به قول برخی پژوهشگران ارتباطات، روزنامهها و مكتوبات رسانهای در حال حذف از سبد مصرفی فرهنگی خانوارها هستند. متأسفانه نسبت تیراژ اعلامی روزنامهها و یارانه كاغذ و كمكهایی كه دریافت میكنند، همیشه باعث شده تا تیراژهای رسمی مخدوش باشد.
5. خب، این همه آمار را گفتیم كه چه؟ یك سئوال ساده: شما میخواهید یك رسانه جدید راه بیندازید. اول اینكه وسط این همه رسانه، چطور كسی باید پیدا كند رسانه شما را؟ دوم اینكه اصلا چرا باید رسانهای ایجاد كنید؟ چه نیازی هست؟ اصلا امكان دیدنش هست؟ سوم اینكه این رسانه كه احتمال دیده شدن و زنده ماندنش ضعیف است، چطور باید ارتزاق كند؟ هیچ گربهای محض رضای خدا موش شكار نمیكند؛ طبیعی است هر رسانهای باید خرجش را در بیاورد كه بتواند تداوم داشته باشد.
6. نكته اینجاست كه شما در میان هزاران برند رسانهای، باید برند رسانهتان را ایجاد كرده و به خوبی جا انداخته و سپس تثبیت كنید. اما چطور؟ در این جور مواقع، از «مزیت» صحبت میشود؛ بحثی كه شاید در رسانههای ما كمتر بدان توجه میشود. در دنیای كسب و كار، به راحتی بیان میشود كه اساسا مزیت این محصول، این خدمات و این كسب و كار شما چیست كه من باید جذب آن بشوم؟ نه تنها جذب آن شده، كه حتی شیفته آن بشوم؟ نه تنها شیفتهاش بشوم، كه احساس كنم سریعا باید به آن دسترسی داشته باشم؟ به نظر شما چند درصد از رسانههای ما قبل و حین ایجادشان، به این سئوالات پاسخهای روشنی دادهاند؟
7. بزرگترین دشمن بهرهوری را، ابهام در نتایج و فرآیندها و كارهایی كه باید صورت بگیرد و نحوه سنجش این كارها میدانند. به نظر میرسد در حوزه رسانهها نیز چنین باشد: تا وقتی ندانید مزیت نسبي واقعي شما چیست، چرا كسی از میان سیزده هزار و اندی رسانه باید شما را انتخاب كرده و به شما وفادار باشد، هم فرآیند كاریتان دچار مشكل میشود، هم برنامهریزی و هم دستاوردهایی كه دنبالش هستید. شما در فضایی مهآلود دارید قدم میزنید؛ چطو انتظار دارید به نتیجه و كلبهای برسید؟
8. اولین نكته در ایجاد برند رسانهای یا ریبرندینگ آن یا ارتقای جایگاه برندش، تعریف و بازتعریف این مزیتهاست: من بهترین یادداشتها را دارم، من بهترین سرگرمیها را دارم، من به روزترین اطلاعات سینمایی را دارم، من بهترین و به روزترین اطلاعات اقتصادی را دارم، من بهترین و خاصترین تفسیرها و تحلیلها را دارم، من جنجالیترين مطالب را دارم، من خبرهایی خاص و دست اول از حوزهای خاص دارم، من بهترین گرافیك را دارم، من بهترین مصاحبهها را میگیرم، من... .
9. این تازه قدم اول است. و به یاد داشته باشید كه در حوزه برندینگ رسانه و برندینگ كسب و كار و حتی ریبرندینگ آن، اگر فكر میكنید قرار است برای همه، همهچیز باشید، شكست قطعی است. بايد جامعه هدف مشخصی داشته باشید.
10. نكته بعدی اینكه مزیت نسبی شما، باید طبق واقعیت و داشتههایتان تعریف شود: من اگر خبرنگارهایی متوسط دارم، چطور میتوانم خاصترین مصاحبهها را بگیرم؟ يا عميقترين گزارشهاي تحقيقی را؟ شكست این غیرواقعبینی از همان ابتدا حتمی و قطعی است...
@NewJournalism
🆔 @commac
رئیس کل باشگاه مدیریت ارتباطات یونسکو در ایران تأکید کرد:
🔹 لزوم آگاهی جامعه از تلاشهای طاقتفرسا برای تولید نان توسط رسانهها
کاظمیدینان: مدیریت بر قلبها، مقدمه مدیریت بر سازمانهاست
رئیس کل باشگاه مدیریت ارتباطات یونسکو در ایران با حضور در شرکت بازرگانی دولتی ایران و جمع همکاران روابط عمومی این شرکت، از نان به عنوان ارزشمندترین محصول که قوت غالب مردم کشورمان را تشکیل میدهد و اسراف در مصرف آن به هیچ عنوان جایز نیست، نام برد و گفت: مصرف صحیح نان باید از سنین کودکی و با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم آغاز شده و در این زمینه بر روی کودکان به صورت ویژه سرمایهگذاری شود.
🌐 متن کامل 👇
⚜️ https://gtc.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=1234&newsview=25537
🌐 کانال کنفرانس روابط عمومی👇
⚜️ @prconference
🆔 @commac
🔹 لزوم آگاهی جامعه از تلاشهای طاقتفرسا برای تولید نان توسط رسانهها
کاظمیدینان: مدیریت بر قلبها، مقدمه مدیریت بر سازمانهاست
رئیس کل باشگاه مدیریت ارتباطات یونسکو در ایران با حضور در شرکت بازرگانی دولتی ایران و جمع همکاران روابط عمومی این شرکت، از نان به عنوان ارزشمندترین محصول که قوت غالب مردم کشورمان را تشکیل میدهد و اسراف در مصرف آن به هیچ عنوان جایز نیست، نام برد و گفت: مصرف صحیح نان باید از سنین کودکی و با آموزشهای مستقیم و غیر مستقیم آغاز شده و در این زمینه بر روی کودکان به صورت ویژه سرمایهگذاری شود.
🌐 متن کامل 👇
⚜️ https://gtc.ir/index.aspx?siteid=1&fkeyid=&siteid=1&pageid=1234&newsview=25537
🌐 کانال کنفرانس روابط عمومی👇
⚜️ @prconference
🆔 @commac
کارگاه روش پژوهش: گراندد تئوری (نظریة دادهبنیاد)
🗓 شنبه 27 آبان ۱۴۰۲
🕝ساعت ۹ تا ۱۳
🌻هزینه: ۱۷۰ هزار تومان
🌺 كارگاه در بستر ادوبي كانكت به صورت مجازی برگزار شود
🌷مدرس: دکتر مهدی شقاقی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
🌺 جهت اطلاع لینک دانلود فیلم و پاورپوینت کارگاه به همراه گواهی نامه معتبر ایرانداک به دانش پذیران گرامی بعد از برگزاری ارسال می شود
ثبت نام در سامانه آموزش:
https://edu.irandoc.ac.ir/
🌸 تماس با ما
📞66951404
09386406638
asadi@irandoc.ac.ir
➰➰➰➰➰➰➰➰
🔔 @commac
🗓 شنبه 27 آبان ۱۴۰۲
🕝ساعت ۹ تا ۱۳
🌻هزینه: ۱۷۰ هزار تومان
🌺 كارگاه در بستر ادوبي كانكت به صورت مجازی برگزار شود
🌷مدرس: دکتر مهدی شقاقی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
🌺 جهت اطلاع لینک دانلود فیلم و پاورپوینت کارگاه به همراه گواهی نامه معتبر ایرانداک به دانش پذیران گرامی بعد از برگزاری ارسال می شود
ثبت نام در سامانه آموزش:
https://edu.irandoc.ac.ir/
🌸 تماس با ما
📞66951404
09386406638
asadi@irandoc.ac.ir
➰➰➰➰➰➰➰➰
🔔 @commac
💢ابزارهای هوش مصنوعی که می توانند به پویایی تحقیقات دانشگاهی کمک کنند
تحقیقات علمی و دانشگاهی در آینده با توجه به پیشرفتهای روزافزون در زمینه فناوریهای نوین و نیز بواسطه الگوهای زبانی هوش مصنوعی مانند «چتجیپیتی» دستخوش تحولات بزرگی خواهد بود.
در این گزارش نگاهی میاندازیم به چند ابزار دیگر تحت هوش مصنوعی که میتوانند به پویایی تحقیقات دانشگاهی کمک کنند.
مشتاق بلال، محقق مقطع فوق دکتری در دانشگاه جنوب دانمارک، معتقد است: «چتجیپیتی آینده تحقیقات دانشگاهی را نیازمند بازنگری کرده است. این در حالیست که اکثر دانشگاهیان نمیدانند چگونه هوشمندانه از آن استفاده کنند.»
دنیای علم و دانش و هوش مصنوعی به طور فزایندهای در هم تنیده شدهاند؛ این احتمال وجود دارد که دانشگاهیان در پرتو پیشرفت فناوری AI، یا به استفاده و بهرهبرداری از ظرفیتهای آن ادامه دهند و یا اینکه نسبت به پیامدهای نامطلوب و خطرات آن ابراز نگرانی کنند.
🔗جزییات بیشتر در یورونیوز
@euronewspe
➰➰➰➰➰➰➰
🔔 @commac
تحقیقات علمی و دانشگاهی در آینده با توجه به پیشرفتهای روزافزون در زمینه فناوریهای نوین و نیز بواسطه الگوهای زبانی هوش مصنوعی مانند «چتجیپیتی» دستخوش تحولات بزرگی خواهد بود.
در این گزارش نگاهی میاندازیم به چند ابزار دیگر تحت هوش مصنوعی که میتوانند به پویایی تحقیقات دانشگاهی کمک کنند.
مشتاق بلال، محقق مقطع فوق دکتری در دانشگاه جنوب دانمارک، معتقد است: «چتجیپیتی آینده تحقیقات دانشگاهی را نیازمند بازنگری کرده است. این در حالیست که اکثر دانشگاهیان نمیدانند چگونه هوشمندانه از آن استفاده کنند.»
دنیای علم و دانش و هوش مصنوعی به طور فزایندهای در هم تنیده شدهاند؛ این احتمال وجود دارد که دانشگاهیان در پرتو پیشرفت فناوری AI، یا به استفاده و بهرهبرداری از ظرفیتهای آن ادامه دهند و یا اینکه نسبت به پیامدهای نامطلوب و خطرات آن ابراز نگرانی کنند.
🔗جزییات بیشتر در یورونیوز
@euronewspe
➰➰➰➰➰➰➰
🔔 @commac
❤1👍1
پنجاه و نهمین نشست کرسی یونسکو
معرفی و بررسی کتاب شهرگی
📍مجازی و حضوری:
حضوری: خیابان کارگر شمالی، بین خیابان پانزدهم و شانزدهم، پردیس شمالی دانشگاه تهران، دانشکده مطالعات جهان، طبقه اول شرقی، تالار ایران
مجازی:
http://vroom.ut.ac.ir/fws3
🔴شرکت برای تمامی علاقهمندان آزاد است.
✅ @commac
معرفی و بررسی کتاب شهرگی
📍مجازی و حضوری:
حضوری: خیابان کارگر شمالی، بین خیابان پانزدهم و شانزدهم، پردیس شمالی دانشگاه تهران، دانشکده مطالعات جهان، طبقه اول شرقی، تالار ایران
مجازی:
http://vroom.ut.ac.ir/fws3
🔴شرکت برای تمامی علاقهمندان آزاد است.
✅ @commac
کارگاه
《تئوری های شبکه های اجتماعی》
مدرس:
دکتر محمد رهبری
(دکتری جامعه شناسی سیاسی، پژوهشگر شبکه های اجتماعی)
زمان : چهارشنبه ها ( ۲۴ آبان ماه ، ۱ آذرماه ، ۸ آذرماه، ۱۴۰۲)، ساعت ۱۹ الی ۲۱
محل برگزاری : اسکای روم
جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر به شماره 09391210926 ( پیام) ارسال کنید.
🆔 @irancsca
✅ @commac
《تئوری های شبکه های اجتماعی》
مدرس:
دکتر محمد رهبری
(دکتری جامعه شناسی سیاسی، پژوهشگر شبکه های اجتماعی)
زمان : چهارشنبه ها ( ۲۴ آبان ماه ، ۱ آذرماه ، ۸ آذرماه، ۱۴۰۲)، ساعت ۱۹ الی ۲۱
محل برگزاری : اسکای روم
جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر به شماره 09391210926 ( پیام) ارسال کنید.
🆔 @irancsca
✅ @commac
😁1
نشست تخصصی کاربرد هوش مصنوعی مولد در ارتباطات، روز پنج شنبه 25 آبان ساعت 14 تا 16 در تهران با ارایه دكتر حمبد ضيايي پرور به صورت حضوري و رايگان برگزار می شود.
آدرس:
خيابان انقلاب غرب به شرق نرسيده به تقاطع وليعصر، پژوهشكده فرهنگ، هنر و معماري
@commac
آدرس:
خيابان انقلاب غرب به شرق نرسيده به تقاطع وليعصر، پژوهشكده فرهنگ، هنر و معماري
@commac
💢ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس و تغییر نام شب یلدا و چهارشنبه سوری؛ کدام یک بیشتر مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفت؟
🔹بهدنبال انتشار اخباری مبنی بر ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس در اوایل هفته، هشتگهایی نظیر #رد_صلاحیت و #خالص_سازی در اعتراض به این ردصلاحیتها بکار رفت. با این حال دادهها نشان میدهد در قیاس با موضوعاتی نظیر تغییر نام #شب_یلدا و #چهارشنبه_سوری و همچنین تعطیلی شبکه منوتو، موضوع ردصلاحیتها نسبتا کمتر مورد توجه بوده است.
🔸اما بر اساس جستجوهای گوگل در هفته اخیر، موضوع ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی نسبتا بیشتر از تغییر نام شب یلدا و چهارشنبه سوری و همچنین تعطیلی شبکه منوتو محل جستجو بوده است.
🔹بر اساس این دادهها، بیشترین جستجو راجع به ردصلاحیتهای انتخاباتی در استانهای لرستان، کهگیلویه و بویر احمد و کرمانشاه بوده است و در استانهای یزد، هرمزگان و مرکزی کمترین میزان جستجو راجع به ردصلاحیتهای انتخاباتی وجود داشته است.
🔻آمار و ارقام توئیتر و تلگرام راجع به موضوع ردصلاحیتها
🔹دادههای بهدست آمده نشان میدهد که در توییتر، بیش از چهار هزار توئییت (بدون در نظر گرفتن ریپلایها) راجع به موضوع ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی منتشر شده است که حدود ۵ میلیون بازدید و بیش از ۱۵۰ هزار لایک گرفته است.
🔸در میان توئیتهایی که بیشترین بازدید را داشته، توئیت مسعود پزشکیان با ۳۲۷ هزار بازدید، با اختلاف از هر توئیت دیگری بیشتر دیده شده است؛ او در این توئیت نامه ردصلاحیت خودش را منتشر کرده بود.
🔹پرلایکترین توئیت نیز مربوط به توئیت محسن برهانی بوده که در توئیتی با ۳۳۰۰ لایک، نوشته است:
🔸توئیت محمد جرجندی نیز ۴۶ بار بوکمارک شده که در میان توئیتهای مربوط به انتخابات مجلس و ردصلاحیتها، بیشترین تعداد بوکمارک را دارد. او در توئیت خود نوشته بود:
🔹در تلگرام نیز بیش از ۲۶ هزار پست تلگرامی با مجموع ۶۵ میلیون بازدید راجع به ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی منتشر شده است. نکته جالب در تلگرام آن است که این موضوع بیش از تغییر نام شب یلدا و چهارشنبه سوری در تلگرام مورد توجه بوده است.
🔻در روزهای آینده گزارش واکنش کاربران توئیتر به ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی و شبکه روابط کاربران آن نیز منتشر خواهد شد.
📲@socialMediaAnalysis
✅ @commac
🔹بهدنبال انتشار اخباری مبنی بر ردصلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس در اوایل هفته، هشتگهایی نظیر #رد_صلاحیت و #خالص_سازی در اعتراض به این ردصلاحیتها بکار رفت. با این حال دادهها نشان میدهد در قیاس با موضوعاتی نظیر تغییر نام #شب_یلدا و #چهارشنبه_سوری و همچنین تعطیلی شبکه منوتو، موضوع ردصلاحیتها نسبتا کمتر مورد توجه بوده است.
🔸اما بر اساس جستجوهای گوگل در هفته اخیر، موضوع ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی نسبتا بیشتر از تغییر نام شب یلدا و چهارشنبه سوری و همچنین تعطیلی شبکه منوتو محل جستجو بوده است.
🔹بر اساس این دادهها، بیشترین جستجو راجع به ردصلاحیتهای انتخاباتی در استانهای لرستان، کهگیلویه و بویر احمد و کرمانشاه بوده است و در استانهای یزد، هرمزگان و مرکزی کمترین میزان جستجو راجع به ردصلاحیتهای انتخاباتی وجود داشته است.
🔻آمار و ارقام توئیتر و تلگرام راجع به موضوع ردصلاحیتها
🔹دادههای بهدست آمده نشان میدهد که در توییتر، بیش از چهار هزار توئییت (بدون در نظر گرفتن ریپلایها) راجع به موضوع ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی منتشر شده است که حدود ۵ میلیون بازدید و بیش از ۱۵۰ هزار لایک گرفته است.
🔸در میان توئیتهایی که بیشترین بازدید را داشته، توئیت مسعود پزشکیان با ۳۲۷ هزار بازدید، با اختلاف از هر توئیت دیگری بیشتر دیده شده است؛ او در این توئیت نامه ردصلاحیت خودش را منتشر کرده بود.
🔹پرلایکترین توئیت نیز مربوط به توئیت محسن برهانی بوده که در توئیتی با ۳۳۰۰ لایک، نوشته است:
ماهها قبل وزیر کشور باید مورد سؤال و استیضاح قرار میگرفت اما نه بخاطر انتخابات و معاون سیاسی و رد صلاحیت و … بلکه به علت نقض سیستماتیک حقوق ملت با ابلاغ مصوبات غیرقانونی ستاد حجاب و عفاف و اختلال در زندگی هزاران نفر از شهروندان.
🔸توئیت محمد جرجندی نیز ۴۶ بار بوکمارک شده که در میان توئیتهای مربوط به انتخابات مجلس و ردصلاحیتها، بیشترین تعداد بوکمارک را دارد. او در توئیت خود نوشته بود:
یکی از ترفندهای داوطلبان مجلس ارایه مدرک کارشناسی و ارشد به شورای نگهبان و تبلیغ با عنوان دکتری است. "عفت شریعتی کوهبنانی" یکی از اون نماینده هاست.
پس از افشای مدرک ایشون در پرونده #میثم_شکری_ساز، به کل منکر شد! درصورتی که در طول انتخابات از این عنوان استفاده کرده بود!
🔹در تلگرام نیز بیش از ۲۶ هزار پست تلگرامی با مجموع ۶۵ میلیون بازدید راجع به ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی منتشر شده است. نکته جالب در تلگرام آن است که این موضوع بیش از تغییر نام شب یلدا و چهارشنبه سوری در تلگرام مورد توجه بوده است.
🔻در روزهای آینده گزارش واکنش کاربران توئیتر به ردصلاحیت نامزدهای انتخاباتی و شبکه روابط کاربران آن نیز منتشر خواهد شد.
📲@socialMediaAnalysis
✅ @commac
🎯 چرا این روزها مدام باید در اینترنت ثابت کنیم که ربات نیستیم؟
🔴 این روزها هنگام استفادۀ روزمره از اینترنت مدام از ما خواسته میشود که اثبات کنیم واقعاً انسان هستیم نه ربات. برای این کار گاهی باید چند حرف یا عدد کجومعوج را تایپ کنیم یا پازل حل کنیم یا جدیداً یک حیوان کوچکِ سهبعدی را بچرخانیم تا با همانند خودش همراستا شود. به این آزمونهای کوچکِ انسانیت کپچا (CAPTCHA) میگویند. این کلمه از حروف ابتدایی عبارت طولانیِ «تست تورینگ کاملاً اتوماتیکِ عمومی برای جداکردن کامپیوتر از انسان» ساخته شده است و وظیفهاش نیز دقیقاً همین است.
🔴 اما سؤال اینجاست که چرا هر روز کپچاها دارند سختتر و وقتگیرتر میشوند؟ مثل هر چیز دیگری که ربطی به تکنولوژی در سال ۲۰۲۳ دارد، اینجا هم پای هوش مصنوعی وسط است.
🔴 کپچاها طراحی شدهاند تا جلوی ورود هکرها، هرزنامهها و انواع و اقسام چیزهای دردسرسازی را بگیرند که ممکن است هنگام خرید اینترنتی اطلاعات حساب شما را بدزدند، کامنتها یا ایمیلها جعلی برایتان بفرستند یا سرتان کلاه بگذارند. و در مجموع باید گفت که در انجام وظیفهشان موفق عمل میکنند، اما مسئله این است که رباتهای اینترنتی خیلی زود ترفندهایشان را یاد میگیرند و سازندگانِ کپچاها مجبور میشوند معماهای جدیدتری بسازند. از قضا ساختن یک کپچا اصلاً کار آسانی نیست.
🔴 ضربالمثلی در دنیای کسبوکار میگوید: «سریع، ارزان یا خوب؟ فقط میتوانید دوتا را انتخاب کنید». جف یان، استاد علوم کامپیوتری که روی کپچاها کار میکند میگوید: این سه گانه در کپچاها «امنیت، کاربری آسان یا دقت» است. متأسفانه نمیشود سهتای آنها را در کنار هم داشت.
🔴 اولین کپچاها که در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ ساخته شدند، از حروف و اعداد استفاده میکردند. دلیلش آن بود که کامپیوترها نمیتوانستند کاراکترها را از روی عکس تشخیص دهند. چند سال بعد گوگل از این تکنولوژی استفاده کرد تا با استفاده از آن متن کتابهای غیردیجیتالی را برای سرویس کتاب خودش، بهکمک کاربران دیجیتالی کند. چیزی نگذشت که کامپیوترها توانستند با دقتی فوقالعاده حروف و اعداد را تشخیص دهند. اینجا بود که کپچاها به سمت تشخیص عکس یا حل پازلهای ساده رفتند.
🔴 در این میان، شرکتهای مختلفی هم خدمات حل کپچا ارائه میکردند. مثلاً شرکت «توکپچا» با استفاده از نیروی کار ارزان کشورهای جهان سوم، هزار کپچا را در ازای یک دلار حل میکرد. اهالی هوش مصنوعی هم خیلی زود شانسشان را در این زمینه امتحان کردند.
🔴 مسئلۀ بعدی این است که حلکردن کپچاها و علیالخصوص شکستخوردن در حل آنها برای کاربران تجربۀ بسیار ناخوشایندی است. احتمال بالایی وجود دارد که اگر کاربری در حل یک کپچا شکست بخورد، در صورتی که مجبور نباشد، کلاً آن کار را رها کند. حتی تعداد قابلتوجهی از کاربران به محض رسیدن به یک کپچا کار را رها میکنند. این معضل باعث شده است تا خدماتدهندگان اینترنتی به فکر راهکارهای تازهای بیفتند که وظیفۀ شناخت رباتها را از روی دوش کاربران بردارد و روی نحوه یا مسیر عملکرد رباتها متمرکز شود.
📌 آنچه خواندید مرور کوتاهی است بر مطلب «به جهنم کپچا خوش آمدید» (Welcome to CAPTCHA Hell) به قلم جاستین پات (Justin Pot) که در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۲۳ در آتلانتیک به انتشار رسیده است. برای خواندن دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید:
tarjomaan.com
✅ @commac
🔴 این روزها هنگام استفادۀ روزمره از اینترنت مدام از ما خواسته میشود که اثبات کنیم واقعاً انسان هستیم نه ربات. برای این کار گاهی باید چند حرف یا عدد کجومعوج را تایپ کنیم یا پازل حل کنیم یا جدیداً یک حیوان کوچکِ سهبعدی را بچرخانیم تا با همانند خودش همراستا شود. به این آزمونهای کوچکِ انسانیت کپچا (CAPTCHA) میگویند. این کلمه از حروف ابتدایی عبارت طولانیِ «تست تورینگ کاملاً اتوماتیکِ عمومی برای جداکردن کامپیوتر از انسان» ساخته شده است و وظیفهاش نیز دقیقاً همین است.
🔴 اما سؤال اینجاست که چرا هر روز کپچاها دارند سختتر و وقتگیرتر میشوند؟ مثل هر چیز دیگری که ربطی به تکنولوژی در سال ۲۰۲۳ دارد، اینجا هم پای هوش مصنوعی وسط است.
🔴 کپچاها طراحی شدهاند تا جلوی ورود هکرها، هرزنامهها و انواع و اقسام چیزهای دردسرسازی را بگیرند که ممکن است هنگام خرید اینترنتی اطلاعات حساب شما را بدزدند، کامنتها یا ایمیلها جعلی برایتان بفرستند یا سرتان کلاه بگذارند. و در مجموع باید گفت که در انجام وظیفهشان موفق عمل میکنند، اما مسئله این است که رباتهای اینترنتی خیلی زود ترفندهایشان را یاد میگیرند و سازندگانِ کپچاها مجبور میشوند معماهای جدیدتری بسازند. از قضا ساختن یک کپچا اصلاً کار آسانی نیست.
🔴 ضربالمثلی در دنیای کسبوکار میگوید: «سریع، ارزان یا خوب؟ فقط میتوانید دوتا را انتخاب کنید». جف یان، استاد علوم کامپیوتری که روی کپچاها کار میکند میگوید: این سه گانه در کپچاها «امنیت، کاربری آسان یا دقت» است. متأسفانه نمیشود سهتای آنها را در کنار هم داشت.
🔴 اولین کپچاها که در اوایل دهۀ ۲۰۰۰ ساخته شدند، از حروف و اعداد استفاده میکردند. دلیلش آن بود که کامپیوترها نمیتوانستند کاراکترها را از روی عکس تشخیص دهند. چند سال بعد گوگل از این تکنولوژی استفاده کرد تا با استفاده از آن متن کتابهای غیردیجیتالی را برای سرویس کتاب خودش، بهکمک کاربران دیجیتالی کند. چیزی نگذشت که کامپیوترها توانستند با دقتی فوقالعاده حروف و اعداد را تشخیص دهند. اینجا بود که کپچاها به سمت تشخیص عکس یا حل پازلهای ساده رفتند.
🔴 در این میان، شرکتهای مختلفی هم خدمات حل کپچا ارائه میکردند. مثلاً شرکت «توکپچا» با استفاده از نیروی کار ارزان کشورهای جهان سوم، هزار کپچا را در ازای یک دلار حل میکرد. اهالی هوش مصنوعی هم خیلی زود شانسشان را در این زمینه امتحان کردند.
🔴 مسئلۀ بعدی این است که حلکردن کپچاها و علیالخصوص شکستخوردن در حل آنها برای کاربران تجربۀ بسیار ناخوشایندی است. احتمال بالایی وجود دارد که اگر کاربری در حل یک کپچا شکست بخورد، در صورتی که مجبور نباشد، کلاً آن کار را رها کند. حتی تعداد قابلتوجهی از کاربران به محض رسیدن به یک کپچا کار را رها میکنند. این معضل باعث شده است تا خدماتدهندگان اینترنتی به فکر راهکارهای تازهای بیفتند که وظیفۀ شناخت رباتها را از روی دوش کاربران بردارد و روی نحوه یا مسیر عملکرد رباتها متمرکز شود.
📌 آنچه خواندید مرور کوتاهی است بر مطلب «به جهنم کپچا خوش آمدید» (Welcome to CAPTCHA Hell) به قلم جاستین پات (Justin Pot) که در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۲۳ در آتلانتیک به انتشار رسیده است. برای خواندن دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید:
tarjomaan.com
✅ @commac
کدام نهاد تعیین می کند که سند هوش مصنوعی کشور را چه دستگاه هایی باید تدوین کنند؟
Anonymous Quiz
38%
مجلس شورای اسلامی
11%
وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات
2%
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
26%
شورای عالی انقلاب فرهنگی
23%
شورای عالی فضای مجازی