🔸هدیه خاص مدیرعامل «اپل» به ترامپ/ ادامه تلاش برای نرم کردن آقای رئیس جمهور
🔹در نشست مطبوعاتی کاخ سفید که به منظور اعلام برنامههای جدید اپل برای تولید در خاک آمریکا برگزار شد، تیم کوک، مدیرعامل این شرکت هدیهای خاص به دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اهدا کرد:
🔹یک قطعه شیشهای مدور منحصربهفرد ساخت شرکت «کورنینگ/Corning» سازنده محافظ شیشه آیفون، که روی پایهای از طلای ۲۴ عیار قرار گرفته است.
🔹شرکت «اپل» به منظور اجتناب از تعرفههای تنبیهی واشنگتن بر «آیفون»های این شرکت، قصد دارد تا ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر در بخش تولید در آمریکا سرمایهگذاری کند.
🔹اپل در تلاش بوده است تا گوشیهای ساخت این شرکت که عمده آنها در هند و چین تولید میشود را از این تعرفههای تنبیهی معاف کند و سرمایهگذاری اضافی ۱۰۰ میلیارد دلاری مذکور نیز بخشی از تلاش گستردهتر اپل برای جلب رضایت ترامپ و اجتناب از تعرفههاست.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹در نشست مطبوعاتی کاخ سفید که به منظور اعلام برنامههای جدید اپل برای تولید در خاک آمریکا برگزار شد، تیم کوک، مدیرعامل این شرکت هدیهای خاص به دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اهدا کرد:
🔹یک قطعه شیشهای مدور منحصربهفرد ساخت شرکت «کورنینگ/Corning» سازنده محافظ شیشه آیفون، که روی پایهای از طلای ۲۴ عیار قرار گرفته است.
🔹شرکت «اپل» به منظور اجتناب از تعرفههای تنبیهی واشنگتن بر «آیفون»های این شرکت، قصد دارد تا ۱۰۰ میلیارد دلار دیگر در بخش تولید در آمریکا سرمایهگذاری کند.
🔹اپل در تلاش بوده است تا گوشیهای ساخت این شرکت که عمده آنها در هند و چین تولید میشود را از این تعرفههای تنبیهی معاف کند و سرمایهگذاری اضافی ۱۰۰ میلیارد دلاری مذکور نیز بخشی از تلاش گستردهتر اپل برای جلب رضایت ترامپ و اجتناب از تعرفههاست.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
خبرنگار عاشق است یا مازوخیست؟
✏️ آیدین سیارسریع
🔺 روزنامه شرق
من نمی دانم اولین بار کدام پدر آمرزیده ای گفت خبرنگاری عشق است و خبرنگار نباید دنبال پول باشد! بله. خبرنگار طبیعتا شغلش به گونه ای نیست که بو بکشد و ببیند الان پول تو چی است و دنبال همان بو برود. بوهایی که خبرنگار استمشام می کند غالبا بوهای قابل چاپی نیست. روال کار به این ترتیب است که یک نفر یا یک سازمان، یک جایی شکوفه می زند و خبرنگار از نحوه روییدن شکوفه، فرم رویش و بوی آن گزارش تهیه می کند. (امروز کاری به آن دسته که روی شکوفه عسل می مالند نداریم.) آنوقت به خبرنگاری که وقت و اعصاب و عمرش را می گذارد پای بوهایی که هیچکس آنها را گردن نمی گیرد و جواب زحمتش هم فقر و ناامنی است، می گویند خبرنگاری عشق است. والله الان را نمی دانم ولی قدیم به این می گفتند مازوخیسم. بله پول مهم نیست ولی بی پولی خیلی مهم است. نمی شود از خبرنگار انتظار داشت که رویکردِ «هم نامهربونه، هم آفت جونه، هم با دیگرونه، هم قدرم ندونه» اتخاذ کند و در پایان هم این نکته را خاطرنشان سازد که «از این کاراش خبر دارم اما چه کنم دوستش دارم». درست است که خبرنگار از کارش لذت می برد اما دلیلی ندارد به همان میزان از درآمد پایین و عدم امنیت شغلی هم لذت ببرد. احتمالا به سختی بتوان خبرنگاری را پیدا کرد که از صبح خروسخوان برود روزنامه و ظهر که کارش تمام شد ریتم دامبولی بگیرد و بگوید آخ جون حالا باید برم دو جای دیگر کار کنم!
الغرض، رابطه خبرنگار و خبرنگاری تبدیل به یک رابطه سمی شده. این روز خبرنگار هم که دبیر محترم صفحه فرمودند راجع بهش بنویس (که فکر کنم الان پشیمان هستند.) به سالگرد ازدواج زوجی می ماند که یکی از طرفین طلاق عاطفی گرفته و رفته دنبال زندگی خودش، اما طرف مقابل ول نمی کند. هر سال هم که این مراسم به سردی تمام برگزار می شود، معمولا یک عده کت و شلواری می آیند و در وصف زیبایی این رابطه و وظایف و رسالت آن طرفِ ول نکن، حرف های قشنگ می زنند. یک مدلی از این مهمانان وجود دارند که از روی کاغذ می خوانند:
«خبرنگار شمع است
می سوزد
اما
روشنی حقیقت را
بر ظلمات دروغ
می تاباند»
اما در مقابل یک مدل از مهمانان دیگر هم هستند که در جواب، به صورت ریتمیک می گویند: «نوری که تابش می کنه خودش سفارش می کنه.» راه حلشان هم این است که شما سفارش نکنید. ما سفارش می کنیم، شما بنویسید.
در پایان مطلب ضمن تبریک این روز عزیز، چون احساس کردم یک مقدار فضا به سمت انتقاد رفت جا دارد یک تلنگری به خودم بزنم که این موضوعات به تو چه ربطی دارد سیارسریع؟ تو که نه خبرنگاری نه آنچنان روزنامه نگار محسوب می شوی! در بی ربط بودن تو به این فضا همین بس که دولت به ده هزار خبرنگار یک میلیون تومان هدیه داده ولی آنقدر تو را روزنامه نگار نمی داند که یارانه ات را هم قطع کرده. پس دوستانی که این سطور را می خوانند توجه داشته باشند که من واقعا هیچ کاره ام! خدا شاهد است که من یک گوشه نشسته بودم داشتم با عشق ابدی و تلویزیون اسنوا و اداره آبخیزداری استان مسخره بازی در می آوردم. دبیر صفحه گفت راجع به روز خبرنگار بنویس، ما هم گفتیم چشم. وگرنه خودم به شخصه نه دغدغه دارم، نه اصلا خبرنگاران برایم مهم هستند! یک موضوعاتی هست بین خبرنگاران و خودتان، خودتان با هم یک جوری حلش کنید!
🆔 @commac
✏️ آیدین سیارسریع
🔺 روزنامه شرق
من نمی دانم اولین بار کدام پدر آمرزیده ای گفت خبرنگاری عشق است و خبرنگار نباید دنبال پول باشد! بله. خبرنگار طبیعتا شغلش به گونه ای نیست که بو بکشد و ببیند الان پول تو چی است و دنبال همان بو برود. بوهایی که خبرنگار استمشام می کند غالبا بوهای قابل چاپی نیست. روال کار به این ترتیب است که یک نفر یا یک سازمان، یک جایی شکوفه می زند و خبرنگار از نحوه روییدن شکوفه، فرم رویش و بوی آن گزارش تهیه می کند. (امروز کاری به آن دسته که روی شکوفه عسل می مالند نداریم.) آنوقت به خبرنگاری که وقت و اعصاب و عمرش را می گذارد پای بوهایی که هیچکس آنها را گردن نمی گیرد و جواب زحمتش هم فقر و ناامنی است، می گویند خبرنگاری عشق است. والله الان را نمی دانم ولی قدیم به این می گفتند مازوخیسم. بله پول مهم نیست ولی بی پولی خیلی مهم است. نمی شود از خبرنگار انتظار داشت که رویکردِ «هم نامهربونه، هم آفت جونه، هم با دیگرونه، هم قدرم ندونه» اتخاذ کند و در پایان هم این نکته را خاطرنشان سازد که «از این کاراش خبر دارم اما چه کنم دوستش دارم». درست است که خبرنگار از کارش لذت می برد اما دلیلی ندارد به همان میزان از درآمد پایین و عدم امنیت شغلی هم لذت ببرد. احتمالا به سختی بتوان خبرنگاری را پیدا کرد که از صبح خروسخوان برود روزنامه و ظهر که کارش تمام شد ریتم دامبولی بگیرد و بگوید آخ جون حالا باید برم دو جای دیگر کار کنم!
الغرض، رابطه خبرنگار و خبرنگاری تبدیل به یک رابطه سمی شده. این روز خبرنگار هم که دبیر محترم صفحه فرمودند راجع بهش بنویس (که فکر کنم الان پشیمان هستند.) به سالگرد ازدواج زوجی می ماند که یکی از طرفین طلاق عاطفی گرفته و رفته دنبال زندگی خودش، اما طرف مقابل ول نمی کند. هر سال هم که این مراسم به سردی تمام برگزار می شود، معمولا یک عده کت و شلواری می آیند و در وصف زیبایی این رابطه و وظایف و رسالت آن طرفِ ول نکن، حرف های قشنگ می زنند. یک مدلی از این مهمانان وجود دارند که از روی کاغذ می خوانند:
«خبرنگار شمع است
می سوزد
اما
روشنی حقیقت را
بر ظلمات دروغ
می تاباند»
اما در مقابل یک مدل از مهمانان دیگر هم هستند که در جواب، به صورت ریتمیک می گویند: «نوری که تابش می کنه خودش سفارش می کنه.» راه حلشان هم این است که شما سفارش نکنید. ما سفارش می کنیم، شما بنویسید.
در پایان مطلب ضمن تبریک این روز عزیز، چون احساس کردم یک مقدار فضا به سمت انتقاد رفت جا دارد یک تلنگری به خودم بزنم که این موضوعات به تو چه ربطی دارد سیارسریع؟ تو که نه خبرنگاری نه آنچنان روزنامه نگار محسوب می شوی! در بی ربط بودن تو به این فضا همین بس که دولت به ده هزار خبرنگار یک میلیون تومان هدیه داده ولی آنقدر تو را روزنامه نگار نمی داند که یارانه ات را هم قطع کرده. پس دوستانی که این سطور را می خوانند توجه داشته باشند که من واقعا هیچ کاره ام! خدا شاهد است که من یک گوشه نشسته بودم داشتم با عشق ابدی و تلویزیون اسنوا و اداره آبخیزداری استان مسخره بازی در می آوردم. دبیر صفحه گفت راجع به روز خبرنگار بنویس، ما هم گفتیم چشم. وگرنه خودم به شخصه نه دغدغه دارم، نه اصلا خبرنگاران برایم مهم هستند! یک موضوعاتی هست بین خبرنگاران و خودتان، خودتان با هم یک جوری حلش کنید!
🆔 @commac
❤2👍2
🔸عارف: خبرنگاران اجازه نمیدهند واقعیت در طوفان شایعه دفن شود
🔹معاون اول رئیسجمهور خبرنگاری را جزء مشاغل سخت عنوان کرد و گفت: خبرنگاران متعهد، با شجاعت و هوشمند در جنگ ترکیبی رسانهای، اجازه نمیدهند واقعیتها در طوفان جعل و شایعه دفن شوند.
🔹در روزهایی که کشور در معرض تهدید، تحریف و جنگ ترکیبی رسانهای قرار دارد، خبرنگاران با شجاعت، هوشمندی و تعهد حرفهای، روایت درست را زنده نگه میدارند. من به عنوان یک خبرنگار درباره آینده وضعیت اقتصادی کشور به عنوان مهمترین پرسش از معاون اول رئیسجمهور میپرسیدم.
🔹خبرنگاری را بهویژه در کشورهایی همانند ایران که توقعات بالاست، جزء مشاغل سخت میدانم و این شغل با سختیهای متعدد و متنوعی روبرو است.
🆔 @newnewsroom
✅ @commac
🔹معاون اول رئیسجمهور خبرنگاری را جزء مشاغل سخت عنوان کرد و گفت: خبرنگاران متعهد، با شجاعت و هوشمند در جنگ ترکیبی رسانهای، اجازه نمیدهند واقعیتها در طوفان جعل و شایعه دفن شوند.
🔹در روزهایی که کشور در معرض تهدید، تحریف و جنگ ترکیبی رسانهای قرار دارد، خبرنگاران با شجاعت، هوشمندی و تعهد حرفهای، روایت درست را زنده نگه میدارند. من به عنوان یک خبرنگار درباره آینده وضعیت اقتصادی کشور به عنوان مهمترین پرسش از معاون اول رئیسجمهور میپرسیدم.
🔹خبرنگاری را بهویژه در کشورهایی همانند ایران که توقعات بالاست، جزء مشاغل سخت میدانم و این شغل با سختیهای متعدد و متنوعی روبرو است.
🆔 @newnewsroom
✅ @commac
وزارت خزانهداری آمریکا فعالان فناوری مالی ایران را تحریم کرد
این تحریمها شامل هفت فرد و ۱۱ نهاد است.
این تحریمها شامل افرادی از جمله عادل برجیسیان، هادی نوری و علیرضا فتاحی در ارتباط با بانک فراساحلی سایروس، علی مرتضی بیرنگ، محمودرضا سجادی و محمد شفیعپور در ارتباط با شرکت سامانه پایاپای رانک و شهاب جوانمردی، مرتبط با شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان است.
همچنین نام ۱۱ نهاد در این لیست تحریم به چشم میخورد. شرکت توسعه زیستبوم فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات زیرساخت پاسارگاد آریان، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات داده آرمان کیش، شرکت پرداخت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان اروند، بانک فراساحلی سایروس، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان، شرکت خدمات پرداخت الکترونیک پاسارگاد، شرکت نرمافزاری داتیس آریان قشم، شرکت پردازش الکترونیک راشد سامانه، شرکت سامانه پایاپای رانک و شرکت باران تلکام شرکتهای تحریمشده هستند.
#همیار_هاب
#فناوری #نواوری
#مرکز_نواوری_همیار_دانش_بنیان
🆔 @newnewsroom
✅ @commac
این تحریمها شامل هفت فرد و ۱۱ نهاد است.
این تحریمها شامل افرادی از جمله عادل برجیسیان، هادی نوری و علیرضا فتاحی در ارتباط با بانک فراساحلی سایروس، علی مرتضی بیرنگ، محمودرضا سجادی و محمد شفیعپور در ارتباط با شرکت سامانه پایاپای رانک و شهاب جوانمردی، مرتبط با شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان است.
همچنین نام ۱۱ نهاد در این لیست تحریم به چشم میخورد. شرکت توسعه زیستبوم فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات زیرساخت پاسارگاد آریان، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات داده آرمان کیش، شرکت پرداخت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان اروند، بانک فراساحلی سایروس، شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات پاسارگاد آریان، شرکت خدمات پرداخت الکترونیک پاسارگاد، شرکت نرمافزاری داتیس آریان قشم، شرکت پردازش الکترونیک راشد سامانه، شرکت سامانه پایاپای رانک و شرکت باران تلکام شرکتهای تحریمشده هستند.
#همیار_هاب
#فناوری #نواوری
#مرکز_نواوری_همیار_دانش_بنیان
🆔 @newnewsroom
✅ @commac
🔸رازهای پشت پرده حرفه خبرنگاری؛ سختیهایی که هیچکس نمیبیند!
🔹در تقویم، روزهایی هستند که بیش از آنکه یادآور جشن و شیرینی باشند، نشانهایاند از زیستنی سخت و بیوقفه؛ از شغلی که با تیتر و تصویر معنا میگیرد، اما قلبی پنهان در پشت دوربین و قلم دارد. ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، یکی از همین روزهاست.
🔹خبرنگار نه ساعت کاری دارد، نه تعطیلات رسمی، نه مرخصی در وقتِ بحران. هر جا که صدایی بلند شود، جایی که آتشی درگیرد، جایی که حقیقت پنهان بماند، خبرنگار باید آنجا باشد؛ نه با سلاح، نه با سپر، بلکه با قلمی که گاه از گلوله هم خطرناکتر است و دوربینی که واقعیت را ثبت میکند، حتی اگر چشمهایش بغض کرده باشند.
🔹در روز خبرنگار، از تقدیر میگویند، از جایگاه رسانه، از نقش اطلاعرسانی؛ اما کسی از دلِ خبرنگار نمیپرسد. از شبهایی که با صدای آژیر از خواب میپرد، از روزهایی که میان شلیک و شعار، جانش را به دست میگیرد تا صدای مردمی بیصدا باشد.
🔹این گزارش، تلاشی است برای شنیدن صدای کسانی که همیشه در حال روایتاند، اما کمتر کسی روایتشان را شنیده است.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹در تقویم، روزهایی هستند که بیش از آنکه یادآور جشن و شیرینی باشند، نشانهایاند از زیستنی سخت و بیوقفه؛ از شغلی که با تیتر و تصویر معنا میگیرد، اما قلبی پنهان در پشت دوربین و قلم دارد. ۱۷ مرداد، روز خبرنگار، یکی از همین روزهاست.
🔹خبرنگار نه ساعت کاری دارد، نه تعطیلات رسمی، نه مرخصی در وقتِ بحران. هر جا که صدایی بلند شود، جایی که آتشی درگیرد، جایی که حقیقت پنهان بماند، خبرنگار باید آنجا باشد؛ نه با سلاح، نه با سپر، بلکه با قلمی که گاه از گلوله هم خطرناکتر است و دوربینی که واقعیت را ثبت میکند، حتی اگر چشمهایش بغض کرده باشند.
🔹در روز خبرنگار، از تقدیر میگویند، از جایگاه رسانه، از نقش اطلاعرسانی؛ اما کسی از دلِ خبرنگار نمیپرسد. از شبهایی که با صدای آژیر از خواب میپرد، از روزهایی که میان شلیک و شعار، جانش را به دست میگیرد تا صدای مردمی بیصدا باشد.
🔹این گزارش، تلاشی است برای شنیدن صدای کسانی که همیشه در حال روایتاند، اما کمتر کسی روایتشان را شنیده است.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔸عصر اعتیاد نرم؛ ظهور استودیوهای غولآسا در صنعت بازیهای تلفن همراه
🔹بازیهای تلفن همراه در دهههای اخیر از سرگرمیهای ساده و کمهزینه به یک صنعت عظیم و میلیارد دلاری تبدیل شدهاند؛ صنعتی که اکنون استودیوهای حرفهای با ساختارهای پیچیده، برندهای جهانی و میلیونها کاربر را به خود اختصاص داده و بازیهایی که اکنون تجارت جهانی را متأثر میکنند.
🔹ظهور استودیوهای بزرگ بازیسازی موبایل، نتیجه همزمان چند تحول فرهنگی، فناورانه و اقتصادی در جهان بود؛ تحولی که نهفقط بهدلیل پیشرفت سختافزاری گوشیهای هوشمند، بلکه به واسطه تغییر نگرش عمومی نسبت به بازی و سرگرمی شکل گرفت.
🔹اکنون دیگر نمیتوان بازیهای موبایل را سرگرمیهای ساده دانست. با رشد فناوریهایی چون ۵G، هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، استودیوهای موبایل در مسیر رقابت مستقیم با کنسولها و کامپیوترهای شخصی قرار گرفتهاند. آنچه زمانی در یک گاراژ شکل میگرفت، حالا در ساختمانهای شیشهای با صدها کارمند و میلیاردها دلار بودجه در حال توسعه است. دنیای بازی دیگر فقط روی میز نیست، در جیبها زندگی میکند.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
🔹بازیهای تلفن همراه در دهههای اخیر از سرگرمیهای ساده و کمهزینه به یک صنعت عظیم و میلیارد دلاری تبدیل شدهاند؛ صنعتی که اکنون استودیوهای حرفهای با ساختارهای پیچیده، برندهای جهانی و میلیونها کاربر را به خود اختصاص داده و بازیهایی که اکنون تجارت جهانی را متأثر میکنند.
🔹ظهور استودیوهای بزرگ بازیسازی موبایل، نتیجه همزمان چند تحول فرهنگی، فناورانه و اقتصادی در جهان بود؛ تحولی که نهفقط بهدلیل پیشرفت سختافزاری گوشیهای هوشمند، بلکه به واسطه تغییر نگرش عمومی نسبت به بازی و سرگرمی شکل گرفت.
🔹اکنون دیگر نمیتوان بازیهای موبایل را سرگرمیهای ساده دانست. با رشد فناوریهایی چون ۵G، هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، استودیوهای موبایل در مسیر رقابت مستقیم با کنسولها و کامپیوترهای شخصی قرار گرفتهاند. آنچه زمانی در یک گاراژ شکل میگرفت، حالا در ساختمانهای شیشهای با صدها کارمند و میلیاردها دلار بودجه در حال توسعه است. دنیای بازی دیگر فقط روی میز نیست، در جیبها زندگی میکند.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
🆔 @commac
خطر هوش مصنوعی برای رسانهها:
سردبیران هوشیار باشند
استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوای رسانهای رو به افزایش است و بسیاری از خبرنگاران و گزارشنویسان از این ابزار برای نگارش اخبار و گزارشها بهره میبرند. حتی در گفتوگوهای مکتوب، سرمقالهها و گزارشهای اصلی برخی رسانهها نیز ردپای هوش مصنوعی دیده میشود. اما این رویکرد چه پیامدهایی به دنبال دارد؟
یکی از نگرانیهای اصلی، کاهش اصالت و خلاقیت در تولید محتواست. هوش مصنوعی بر اساس الگوهای موجود و دادههای قبلی عمل میکند و ممکن است به تولید محتوای کلیشهای یا فاقد عمق با دادهها و نتایج اشتباه منجر شود. این ابزار فاقد درک عاطفی و انسانی است که برای نگارش گزارشهای تحلیلی یا سرمقالههای تأثیرگذار ضروریاند. در نتیجه، محتوای تولیدشده ممکن است سطحی به نظر آید و نتواند با مخاطب ارتباط عمیقی برقرار کند.
همچنین، استفاده گسترده از هوش مصنوعی میتواند فرصتهای شغلی را کاهش دهد، حرفه روزنامهنگاری را تضعیف و تنوع دیدگاهها در رسانهها را کمرنگ کند. افزایش شمار تحلیلگرانی که این روزها با کمک هوش مصنوعی به نگارش سرمقاله و گزارشهای تحلیلی میپردازند، این نگرانی را تشدید کرده است.
تشخیص محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی از متنهای نوشتهشده توسط روزنامهنگاران چندان دشوار نیست. مخاطبان و تحلیلگرانی که سرمقالهها و گزارشهای اصلی را اعتبارسنجی میکنند، بهراحتی میتوانند این تفاوت را درک کنند. تداوم این روند میتواند به اعتبار رسانهها آسیب جدی وارد کند.
وظیفه سردبیر در عصر هوش مصنوعی
سردبیران باید هوشیار باشند که استفاده بیرویه یا غیرمسئولانه از هوش مصنوعی میتواند به اصالت، کیفیت و اعتبار محتوای رسانهای لطمه بزند. آنها باید با نظارت دقیق بر محتوا، مانع از جایگزینی خلاقیت و قضاوت انسانی با هوش مصنوعی شوند. سردبیر باید بهویژه با خبرنگاران تازهکار که گرایش بیشتری به استفاده از این ابزار دارند، گفتوگو کند و توضیح دهد که این رویکرد در بلندمدت به ضرر آنها و رسانه خواهد بود. همچنین، همکاری با تحلیلگرانی که از هوش مصنوعی برای نظریهپردازی استفاده میکنند، باید محدود و صحت تحلیلها و سرمقالهها بهدقت بررسی شود.
سردبیران با حفظ تعادل بین بهرهگیری از فناوری و ارزشهای روزنامهنگاری، میتوانند از آسیبهای احتمالی جلوگیری کرده و اعتماد مخاطبان را حفظ کنند.
@Economicjournalists
✅ @commac
سردبیران هوشیار باشند
استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوای رسانهای رو به افزایش است و بسیاری از خبرنگاران و گزارشنویسان از این ابزار برای نگارش اخبار و گزارشها بهره میبرند. حتی در گفتوگوهای مکتوب، سرمقالهها و گزارشهای اصلی برخی رسانهها نیز ردپای هوش مصنوعی دیده میشود. اما این رویکرد چه پیامدهایی به دنبال دارد؟
یکی از نگرانیهای اصلی، کاهش اصالت و خلاقیت در تولید محتواست. هوش مصنوعی بر اساس الگوهای موجود و دادههای قبلی عمل میکند و ممکن است به تولید محتوای کلیشهای یا فاقد عمق با دادهها و نتایج اشتباه منجر شود. این ابزار فاقد درک عاطفی و انسانی است که برای نگارش گزارشهای تحلیلی یا سرمقالههای تأثیرگذار ضروریاند. در نتیجه، محتوای تولیدشده ممکن است سطحی به نظر آید و نتواند با مخاطب ارتباط عمیقی برقرار کند.
همچنین، استفاده گسترده از هوش مصنوعی میتواند فرصتهای شغلی را کاهش دهد، حرفه روزنامهنگاری را تضعیف و تنوع دیدگاهها در رسانهها را کمرنگ کند. افزایش شمار تحلیلگرانی که این روزها با کمک هوش مصنوعی به نگارش سرمقاله و گزارشهای تحلیلی میپردازند، این نگرانی را تشدید کرده است.
تشخیص محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی از متنهای نوشتهشده توسط روزنامهنگاران چندان دشوار نیست. مخاطبان و تحلیلگرانی که سرمقالهها و گزارشهای اصلی را اعتبارسنجی میکنند، بهراحتی میتوانند این تفاوت را درک کنند. تداوم این روند میتواند به اعتبار رسانهها آسیب جدی وارد کند.
وظیفه سردبیر در عصر هوش مصنوعی
سردبیران باید هوشیار باشند که استفاده بیرویه یا غیرمسئولانه از هوش مصنوعی میتواند به اصالت، کیفیت و اعتبار محتوای رسانهای لطمه بزند. آنها باید با نظارت دقیق بر محتوا، مانع از جایگزینی خلاقیت و قضاوت انسانی با هوش مصنوعی شوند. سردبیر باید بهویژه با خبرنگاران تازهکار که گرایش بیشتری به استفاده از این ابزار دارند، گفتوگو کند و توضیح دهد که این رویکرد در بلندمدت به ضرر آنها و رسانه خواهد بود. همچنین، همکاری با تحلیلگرانی که از هوش مصنوعی برای نظریهپردازی استفاده میکنند، باید محدود و صحت تحلیلها و سرمقالهها بهدقت بررسی شود.
سردبیران با حفظ تعادل بین بهرهگیری از فناوری و ارزشهای روزنامهنگاری، میتوانند از آسیبهای احتمالی جلوگیری کرده و اعتماد مخاطبان را حفظ کنند.
@Economicjournalists
✅ @commac
🔷 ترس از فریبخوردن باعث میشود فرصتهای ارزشمند را رد کنیم؛
🔷 باعث میشود روابط معنادارمان را قطع کنیم و حتی از مهربانی بگریزیم.
🔷 ترس از فریبخوردن اخلاقیعملکردن را سختتر میکند، میتواند دیدتان را چنان تیرهوتار کند که اسکان بیخانمانها به نظرتان تله و حقه بیاید.
🔴 کتاب «جامعهٔ فریبکار» منتشر شد.
🔴 از امروز میتوانید این کتاب را از کتابفروشیهای سراسر کشور تهیه کنید.
🔸 گاهی هنگام رانندگی با خود میگوییم اگر با احتیاط برانم و به دیگران راه بدهم، نکند فکر کنند زرنگ و باعرضه نیستم؛ یا گاهی فکر میکنیم اگر به فلان سرمایهگذاریِ پرخطر و نقشۀ بلندپروازانه امید ببندم، نکند دیگران بگویند سفیه و خوشخیالم.
🔹 چنین تصوراتی رفتار ما را در زندگی شکل میدهند. ما طوری تربیت میشویم که از فریبخوردن یا احمق و بیعرضه پنداشتهشدن پرهیز کنیم و حتی از آن هراس داشته باشیم، مثلاً نگاه کنید به خیل کثیر حکایتهایی که حول این پدیده شکل گرفتهاند: ماجرای اسب تروا؛ چوپان دروغگو؛ لباس جدید پادشاه؛ هانسل و گرتل.
🔸 اما این کتاب دربارۀ فریبنخوردن و راهورسم زرنگبودن نیست، بلکه دربارۀ سازوکار روانشناختیای است که مفاهیم فریبکار و فریبخورده را معنا میبخشد. در این کتاب با نگاهی نقادانه به بررسی عوامل فرهنگیای پرداخته میشود که برچسبهای فریبکار و فریبخورده را میسازند. در این بررسی نشان خواهیم داد که چگونه کلیشههای فرهنگی در نسبت با ساختار روانی ما شکل میگیرند و شخصیت ما و تصمیمهایمان را تحت تأثیر قرار میدهند. بدینترتیب، درمییابیم که چه وقت باید این حرفها را جدی بگیریم و چه وقت به آنها اهمیت ندهیم.
🔺 برای مطالعۀ بخشهایی از کتاب و تهیۀ آن به فروشگاه اینترنتی ترجمان بروید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/en9902
🔸 جامعۀ فریبکار
✍🏻 نوشتۀ تس ویلکینسون-رایان
✍🏻 ترجمۀ نسیم حسینی
📚 ۳۲۰ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف: ۳۴۶۵۰۰ تومان
@tarjomaanweb
✅ @commac
🔷 باعث میشود روابط معنادارمان را قطع کنیم و حتی از مهربانی بگریزیم.
🔷 ترس از فریبخوردن اخلاقیعملکردن را سختتر میکند، میتواند دیدتان را چنان تیرهوتار کند که اسکان بیخانمانها به نظرتان تله و حقه بیاید.
🔴 کتاب «جامعهٔ فریبکار» منتشر شد.
🔴 از امروز میتوانید این کتاب را از کتابفروشیهای سراسر کشور تهیه کنید.
🔸 گاهی هنگام رانندگی با خود میگوییم اگر با احتیاط برانم و به دیگران راه بدهم، نکند فکر کنند زرنگ و باعرضه نیستم؛ یا گاهی فکر میکنیم اگر به فلان سرمایهگذاریِ پرخطر و نقشۀ بلندپروازانه امید ببندم، نکند دیگران بگویند سفیه و خوشخیالم.
🔹 چنین تصوراتی رفتار ما را در زندگی شکل میدهند. ما طوری تربیت میشویم که از فریبخوردن یا احمق و بیعرضه پنداشتهشدن پرهیز کنیم و حتی از آن هراس داشته باشیم، مثلاً نگاه کنید به خیل کثیر حکایتهایی که حول این پدیده شکل گرفتهاند: ماجرای اسب تروا؛ چوپان دروغگو؛ لباس جدید پادشاه؛ هانسل و گرتل.
🔸 اما این کتاب دربارۀ فریبنخوردن و راهورسم زرنگبودن نیست، بلکه دربارۀ سازوکار روانشناختیای است که مفاهیم فریبکار و فریبخورده را معنا میبخشد. در این کتاب با نگاهی نقادانه به بررسی عوامل فرهنگیای پرداخته میشود که برچسبهای فریبکار و فریبخورده را میسازند. در این بررسی نشان خواهیم داد که چگونه کلیشههای فرهنگی در نسبت با ساختار روانی ما شکل میگیرند و شخصیت ما و تصمیمهایمان را تحت تأثیر قرار میدهند. بدینترتیب، درمییابیم که چه وقت باید این حرفها را جدی بگیریم و چه وقت به آنها اهمیت ندهیم.
🔺 برای مطالعۀ بخشهایی از کتاب و تهیۀ آن به فروشگاه اینترنتی ترجمان بروید.
🔗 لینک خرید:
https://B2n.ir/en9902
🔸 جامعۀ فریبکار
✍🏻 نوشتۀ تس ویلکینسون-رایان
✍🏻 ترجمۀ نسیم حسینی
📚 ۳۲۰ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف: ۳۴۶۵۰۰ تومان
@tarjomaanweb
✅ @commac
فروشگاه اینترنتی کتاب ترجمان
جامعۀ فریبکار: ترس از فریبخوردن چگونه بر شخصیت و نظم اجتماعیمان تأثیر میگذارد؟
گاهی، هنگام رانندگی، با خود میگوییم اگر با احتیاط برانم و به دیگران راه بدهم، نکند فکر کنند زرنگ و باعرضه نیستم؛ یا گاهی فکر میکنیم اگر به فلان سرمایهگذاریِ پرخطر و نقشۀ بلندپروازانه امید ببندم، نکند دیگران بگویند سفیه و خوشخیالم. چنین تصوراتی رفتار…
👍1
روابط عمومی دیجیتال یا سنتی؟ ۶ نکته برای انتخاب هوشمندانه
نه روابط عمومی سنتی منسوخ شده، و نه دیجیتال به تنهایی کافی است. هر برند باید مسیر خود را با شناخت دقیق مخاطب، صنعت، منابع در اختیار و اهداف تجاری مشخص کند. گاهی یک پوشش خبری در رسانهای سنتی میتواند اعتبار شما را تضمین کند، و گاهی یک مقالهی لینکدار در یک رسانهی آنلاین با دامنهی بالا میتواند ترافیک وبسایت و فروش شما را افزایش دهد.
پس بهجای انتخاب صفر و یکی، استراتژی روابط عمومی خود را متناسب با نیاز، کانال و مخاطب طراحی کنید. در دنیایی که سرعت، داده و تعامل کلید موفقیت برندهاست، ترکیب هوشمندانهی روابط عمومی سنتی و دیجیتال میتواند شما را به نقطهی تمایز برساند.
نیوزباکس- دنیا کاسبی
منبع: فوربس
برای خواندن متن کامل مقاله اینجا را کلیک کنید
✅ @commac
نه روابط عمومی سنتی منسوخ شده، و نه دیجیتال به تنهایی کافی است. هر برند باید مسیر خود را با شناخت دقیق مخاطب، صنعت، منابع در اختیار و اهداف تجاری مشخص کند. گاهی یک پوشش خبری در رسانهای سنتی میتواند اعتبار شما را تضمین کند، و گاهی یک مقالهی لینکدار در یک رسانهی آنلاین با دامنهی بالا میتواند ترافیک وبسایت و فروش شما را افزایش دهد.
پس بهجای انتخاب صفر و یکی، استراتژی روابط عمومی خود را متناسب با نیاز، کانال و مخاطب طراحی کنید. در دنیایی که سرعت، داده و تعامل کلید موفقیت برندهاست، ترکیب هوشمندانهی روابط عمومی سنتی و دیجیتال میتواند شما را به نقطهی تمایز برساند.
نیوزباکس- دنیا کاسبی
منبع: فوربس
برای خواندن متن کامل مقاله اینجا را کلیک کنید
✅ @commac
روز خبرنگار؛ فرصتی فراتر از تبریک؛ نوشتاری از مریم سلیمی
دیروز جمعه ۱۷ مرداد «روز خبرنگار» بود و همهجا پر شده بود از تبریکها و تجلیلها. استوریها، پستها، خبرهای خبرگزاریها و سایتها و… همه رنگ و بوی تبریک داشتند و رد و نشانی از نمادهایی از قلم. هر کس، هر آشنای رسانه ای که داشت، پیامکی، پستی، تگی، منشنی، تلفنی و… میهمانش می کرد برای عرض تبریک.
به رسم هر ساله، پیامها داده شد و نشستها برگزار و هدایایی نیز اهدا. هر چند ممکن است برخی مراسمها نیز طی روزهای آینده برگزار شوند، آنهم برای جلوگیری از عدم تلاقی مراسمهای ویژه تجلیل از خبرنگاران توسط سازمانهای مختلف! خلاصه چند روزی، به نام و از آن خبرنگاران است! و اما بعد، کم کم روز خبرنگار می رود در صندوقی تا سال آینده!
اما یک سوال اساسی؛ آیا واقعاً این روز، فقط روز گفتن تبریک است؟ آیا این مناسبت صرفاً فرصتی برای تشکر کوتاهمدت و چند جمله دلگرمکننده است که سال آینده دوباره به فراموشی سپرده میشود؟
کاش بیاییم و روز خبرنگار را فراتر از یک مناسبت معمولی ببینیم؛ فرصتی برای .....
متن کامل در شفقنا
https://media.shafaqna.com/news/568342/
@grphicnews
✅ @commac
دیروز جمعه ۱۷ مرداد «روز خبرنگار» بود و همهجا پر شده بود از تبریکها و تجلیلها. استوریها، پستها، خبرهای خبرگزاریها و سایتها و… همه رنگ و بوی تبریک داشتند و رد و نشانی از نمادهایی از قلم. هر کس، هر آشنای رسانه ای که داشت، پیامکی، پستی، تگی، منشنی، تلفنی و… میهمانش می کرد برای عرض تبریک.
به رسم هر ساله، پیامها داده شد و نشستها برگزار و هدایایی نیز اهدا. هر چند ممکن است برخی مراسمها نیز طی روزهای آینده برگزار شوند، آنهم برای جلوگیری از عدم تلاقی مراسمهای ویژه تجلیل از خبرنگاران توسط سازمانهای مختلف! خلاصه چند روزی، به نام و از آن خبرنگاران است! و اما بعد، کم کم روز خبرنگار می رود در صندوقی تا سال آینده!
اما یک سوال اساسی؛ آیا واقعاً این روز، فقط روز گفتن تبریک است؟ آیا این مناسبت صرفاً فرصتی برای تشکر کوتاهمدت و چند جمله دلگرمکننده است که سال آینده دوباره به فراموشی سپرده میشود؟
کاش بیاییم و روز خبرنگار را فراتر از یک مناسبت معمولی ببینیم؛ فرصتی برای .....
متن کامل در شفقنا
https://media.shafaqna.com/news/568342/
@grphicnews
✅ @commac
❤1
جنگ، وقتی خبر با ارزش در خانه است
✍️ رضا غبیشاوی
عصرایران
یک سال گذشت. این را می شود از پیام های تبریک روز خبرنگار فهمید. علاوه بر تعطیلات سال نو، این دومی هم یادآوری می کند که یک سال دیگر پشت میز خبر و روزنامه نگاری گذشت.
یک سال گذشت اما نه مثل قبل. این بار، جنگ را نه در تلویزیون و کشورهای دور و نزدیک، که امسال، جنگ، این بزرگترین و با ارزش ترین خبر ممکن را در خانه دیدیم و گزارش دادیم. نزدیک نزدیک. آنقدر نزدیک که صدای وز وز پهپاد دشمن، صدای بوم بوم انفجار، صدای پدافند که در آسمان ستاره ردیف می کرد همه را با چشم و گوش خودمان شنیدیم و دیدیم؛ واقعی واقعی، نزدیک نزدیک؛ نه در تلویزیون همسایه. حالا ما خودمان سوژه دیگران شده ایم. دوگانگی عجیبی است. هم باید به عنوان خبرنگار، روایت کرد و به عنوان روزنامه نگار، نوشت هم سوژه خود خود ماست. نزدیک نزدیک.
آنقدر نزدیک که وقتی موشک به کوچه پنجم مهناز (صابونچی) خورد بوی سوختگی به مشام همه بچه های عصرایران رسید. همه وحشت کردیم. همه برای اولین بار، جنگ را از نزدیک ترین نقطه ممکن، لمس کردیم.
صدای وز وز پهپادها و بوم بوم حملات از صبح یکشنبه، دور و نزدیک شنیده می شد و ما هم در عصرایران ، پشت میز و چسبیده به کامپیوتر به کار ادامه می دادیم انگار نه انگار که با گوش خودمان صدای جدیدی از حملات می شنویم انگار پخش زنده از تلویزیون همیشه روشن دفتر است. هر از چندگاهی یکی می گفت: دوباره زدند؟... آن یکی جواب می داد: کجا؟ یک نفر دیگر هم می گفت: "بریم پشت بوم ببینیم چه خبره؟". رفتیم. دود از دور پیدا بود.
ناگهان صدای وز وز پهپادها بیشتر و بیشتر شد. نزدیک و نزدیک تر. حالا برای چندمین بار همه از صندلی ها جدا شدند و چسبیدیم پشت پنجره. تعدادی هم رفتیم پشت بام تا ببینیم صدا را می توان دید یا نه؟ صدای وز وز بیشتر و بیشتر شد. نزدیک و نزدیک تر. آنقدر نزدیک که انگار آمده بود ما را ببیند. انگار بالای سر ما بودند. همه مات و مبهوت وز وز را به همدیگر نشان می دادیم ناگهان صدای شلیک و انفجار شدید. خیلی نزدیک. دفتر تکان خورد و انفجار را به خود دید اما اینجا را نزده اند. ساختمان و دفتر و بچه ها سالم اند.
خبر حمله را در با کمترین کلمات ممکن در کانال تلگرامی عصرایران منتشر می کنم اما نمی دانم دقیقا کدام کوچه است. سراسیمه با بچه ها زدیم بیرون. بلافاصله پیاده به سمت خیابان صابونچی و ستونی از دید که راهنمای ما بود. تماس های تلفنی شروع شد. از همسر و فامیل تا دوستان و آشنایان که می دانند حمله به خیابان صابونچی یعنی نزدیک دفتر عصرایران. " سلام... خدا رو شکر سالمیم. اینجا نبود. ولی خیلی نزدیک بود. یکم اون طرف تر، مهناز رو زدند... نمی دونیم هدف چی بود. اینجا همه چی اوکیه... دفتر و بچه ها سالم اند... صداش رو کامل شنیدیم ... فکر کردیم اینجا را می خوان بزنن. به خیر گذشت" . فکر نمی کردیم حمله اینقدر نزدیک باشد. بوی سوختن در فضا منتشر شده. تکه های کوچک و بزرگ ساختمان آتش گرفته را می شد چند کوچه آن طرف تر پیدا کرد. این طولانی ترین پیاده روی عمرم بود.
بالاخره رسیدم به کوچه اصلی که همه غبار شده بود و شعله بزرگ آتش دیده می شد. مردم سراسیمه و وحشت زده بودند. یکی داد می زد دیگری دنبال افرادی می گشت. یکی تماس می گرفت. آن یکی نگرانی را فریاد می کشید. چند نفری هم نشسته بودند روی پیاده رو و گریه می کردند. تعدادی هم وسط خیابان هاج و واج مانده بودند در شوک چه اتفاقی افتاده. یک نفر هم سرتا پا غبار بود و دوده. به آهستگی راه می رفت و از همسایه ها طلب دمپایی می کرد. اینقدر سریع خارج شده بود که نتوانسته بود کفش به پا کند. زمان فقط برای نجات جان و خروج سریع بود. گفته شد که حدود 30 نفر در این حمله کشته شدند. از جمله زنی که از کوچه می گذشت و با اصابت قطعه ای ناشی از انفجار، جان باخت.
امسال روز خبرنگار، بوی جنگ می داد. جنگی که نتوانستیم به خوبی روایت کنیم. جنگی که باید می نوشتیم اما در خانه بود.
asriran.com/004Y4g
@NewJournalism
✅ @commac
✍️ رضا غبیشاوی
عصرایران
یک سال گذشت. این را می شود از پیام های تبریک روز خبرنگار فهمید. علاوه بر تعطیلات سال نو، این دومی هم یادآوری می کند که یک سال دیگر پشت میز خبر و روزنامه نگاری گذشت.
یک سال گذشت اما نه مثل قبل. این بار، جنگ را نه در تلویزیون و کشورهای دور و نزدیک، که امسال، جنگ، این بزرگترین و با ارزش ترین خبر ممکن را در خانه دیدیم و گزارش دادیم. نزدیک نزدیک. آنقدر نزدیک که صدای وز وز پهپاد دشمن، صدای بوم بوم انفجار، صدای پدافند که در آسمان ستاره ردیف می کرد همه را با چشم و گوش خودمان شنیدیم و دیدیم؛ واقعی واقعی، نزدیک نزدیک؛ نه در تلویزیون همسایه. حالا ما خودمان سوژه دیگران شده ایم. دوگانگی عجیبی است. هم باید به عنوان خبرنگار، روایت کرد و به عنوان روزنامه نگار، نوشت هم سوژه خود خود ماست. نزدیک نزدیک.
آنقدر نزدیک که وقتی موشک به کوچه پنجم مهناز (صابونچی) خورد بوی سوختگی به مشام همه بچه های عصرایران رسید. همه وحشت کردیم. همه برای اولین بار، جنگ را از نزدیک ترین نقطه ممکن، لمس کردیم.
صدای وز وز پهپادها و بوم بوم حملات از صبح یکشنبه، دور و نزدیک شنیده می شد و ما هم در عصرایران ، پشت میز و چسبیده به کامپیوتر به کار ادامه می دادیم انگار نه انگار که با گوش خودمان صدای جدیدی از حملات می شنویم انگار پخش زنده از تلویزیون همیشه روشن دفتر است. هر از چندگاهی یکی می گفت: دوباره زدند؟... آن یکی جواب می داد: کجا؟ یک نفر دیگر هم می گفت: "بریم پشت بوم ببینیم چه خبره؟". رفتیم. دود از دور پیدا بود.
ناگهان صدای وز وز پهپادها بیشتر و بیشتر شد. نزدیک و نزدیک تر. حالا برای چندمین بار همه از صندلی ها جدا شدند و چسبیدیم پشت پنجره. تعدادی هم رفتیم پشت بام تا ببینیم صدا را می توان دید یا نه؟ صدای وز وز بیشتر و بیشتر شد. نزدیک و نزدیک تر. آنقدر نزدیک که انگار آمده بود ما را ببیند. انگار بالای سر ما بودند. همه مات و مبهوت وز وز را به همدیگر نشان می دادیم ناگهان صدای شلیک و انفجار شدید. خیلی نزدیک. دفتر تکان خورد و انفجار را به خود دید اما اینجا را نزده اند. ساختمان و دفتر و بچه ها سالم اند.
خبر حمله را در با کمترین کلمات ممکن در کانال تلگرامی عصرایران منتشر می کنم اما نمی دانم دقیقا کدام کوچه است. سراسیمه با بچه ها زدیم بیرون. بلافاصله پیاده به سمت خیابان صابونچی و ستونی از دید که راهنمای ما بود. تماس های تلفنی شروع شد. از همسر و فامیل تا دوستان و آشنایان که می دانند حمله به خیابان صابونچی یعنی نزدیک دفتر عصرایران. " سلام... خدا رو شکر سالمیم. اینجا نبود. ولی خیلی نزدیک بود. یکم اون طرف تر، مهناز رو زدند... نمی دونیم هدف چی بود. اینجا همه چی اوکیه... دفتر و بچه ها سالم اند... صداش رو کامل شنیدیم ... فکر کردیم اینجا را می خوان بزنن. به خیر گذشت" . فکر نمی کردیم حمله اینقدر نزدیک باشد. بوی سوختن در فضا منتشر شده. تکه های کوچک و بزرگ ساختمان آتش گرفته را می شد چند کوچه آن طرف تر پیدا کرد. این طولانی ترین پیاده روی عمرم بود.
بالاخره رسیدم به کوچه اصلی که همه غبار شده بود و شعله بزرگ آتش دیده می شد. مردم سراسیمه و وحشت زده بودند. یکی داد می زد دیگری دنبال افرادی می گشت. یکی تماس می گرفت. آن یکی نگرانی را فریاد می کشید. چند نفری هم نشسته بودند روی پیاده رو و گریه می کردند. تعدادی هم وسط خیابان هاج و واج مانده بودند در شوک چه اتفاقی افتاده. یک نفر هم سرتا پا غبار بود و دوده. به آهستگی راه می رفت و از همسایه ها طلب دمپایی می کرد. اینقدر سریع خارج شده بود که نتوانسته بود کفش به پا کند. زمان فقط برای نجات جان و خروج سریع بود. گفته شد که حدود 30 نفر در این حمله کشته شدند. از جمله زنی که از کوچه می گذشت و با اصابت قطعه ای ناشی از انفجار، جان باخت.
امسال روز خبرنگار، بوی جنگ می داد. جنگی که نتوانستیم به خوبی روایت کنیم. جنگی که باید می نوشتیم اما در خانه بود.
asriran.com/004Y4g
@NewJournalism
✅ @commac
عصر ایران
جنگ، وقتی خبر با ارزش در خانه است
آنقدر نزدیک که وقتی موشک به کوچه پنجم مهناز خورد بوی سوختگی به مشام همه بچه های عصرایران رسید. همه وحشت کردیم. همه برای اولین بار، جنگ را از نزدیک ترین نقطه ممکن، لمس کردیم.
❤2
وزیر فرهنگ: خبرنگاری در کشور معیشت ناامنی دارد
🔹سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: خبرنگاری در کشور همراه با معیشت ناامن است و به این سبب کمتر میتوان انتظار کار حرفهای را داشت.
🔹او افزود: خبرنگاری در ایران در دهههای اخیر همیشه در شرایط حساس کنونی بوده با ویژگیهای خاص کشور خطوط قرمزی شکل گرفته که کار خبرنگاری را سختتر کرده است.
🔹تهدید ایران و ایرانی غلط است. این بدان معنا نیست که نقاط ضعف خود را فراموش کنیم. کار تیمی و جمعی کم کردیم و از کودکی یاد نگرفتیم حرف تلخ بشنویم. احتیاج به تربیت دوباره اجتماعی داریم که نقد را گوارا بدانیم.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
✅ @commac
🔹سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: خبرنگاری در کشور همراه با معیشت ناامن است و به این سبب کمتر میتوان انتظار کار حرفهای را داشت.
🔹او افزود: خبرنگاری در ایران در دهههای اخیر همیشه در شرایط حساس کنونی بوده با ویژگیهای خاص کشور خطوط قرمزی شکل گرفته که کار خبرنگاری را سختتر کرده است.
🔹تهدید ایران و ایرانی غلط است. این بدان معنا نیست که نقاط ضعف خود را فراموش کنیم. کار تیمی و جمعی کم کردیم و از کودکی یاد نگرفتیم حرف تلخ بشنویم. احتیاج به تربیت دوباره اجتماعی داریم که نقد را گوارا بدانیم.
لینک خبر
tv.irna.ir
@IRNA_1313
✅ @commac
🎯 به کسی که میگوید «من عاشق سفرم» مشکوک باشید
🔴 در زمانۀ ما عاشق سفر بودن یا مباهات کردن به سفر به یکی از اجزای ضروری موفقیت تبدیل شده است. صفحات مجازی آدمها پر از عکسها و خاطراتی است که از سفرهایشان به جا ماندهاند و یکی از بزرگترین آرزوهای خیلیها سفر به دور دنیاست. بااینحال، سفر مخالفان بزرگی هم دارد. چه کسانی مثل سقراط و کانت که تقریباً در تمام عمر، مصرانه از سفر پرهیز میکردند، چه نویسندگانی مثل رالف والدو امرسون که میگفت سفر «بهشت احمقهاست» یا فرناندو پسوآ که نوشت: «از فکر سفر تهوع میگیرم... سفرکردن ارزانی آنهایی که از هستی بیبهرهاند».
🔴 یکی از دفاعیات رایج از سفر این است که سفر ما را به مرتبۀ روشنبینی میرساند، دنیا را به ما میشناساند و با مردم آن آشنا میکند. بااینحال این استدلال جای چون و چرا دارد.
🔴 تغییر مکانِ زندگی برای تحصیل یا کار همیشۀ تاریخ وجود داشته است. اما امروزه با نوع جدیدی از سفر روبهروییم که «سفر گردشگری» است. سفر برای سفر. این سفرهای جدید، چنانکه ساموئل جانسون گفته است، ممکن است به جای آنکه باعث شناختن راه و رسوم دیگران شود، برعکس به تأیید بیشترِ خودمان منتهی شود. کسانی مثل پسوآ معتقد بودند سفر نهتنها قلب ما را به تجربههای جدید نمیگشاید، بلکه «بدترین وجه ما را پدیدار میکند، و در عین حال مجابمان میکند که بهتر از همیشه هستیم.»
🔴 کتابهای گردشگری میگویند باید به سفر برویم تا «تغییر» کنیم، اما دقیقاً قرار است چه چیزی تغییر کند؟ از قرار معلوم، احتمال اینکه مسافران باعث تغییر در مقصد خود شوند، خیلی بیشتر از این است که خودشان تغییر کنند.
🔴 ما سفر میکنیم تا خودمان تغییری تجربه کنیم، اما دستِ آخر دیگران را دستخوش تغییر میکنیم. بااینحال، میشود پرسید: تأثیرپذیری یک مکان از مردمی که به خواست خود و به قصد تغییرکردن به آن سفر میکنند چرا ممکن است بد باشد؟ پاسخ این است که آن مردم نه میدانند چه میکنند و نه حتی برای فهمیدنش تلاشی میکنند. گردشگران تغییردهندگانی بیاعتنا، مغرور و جاهلاند. اگر آنجایی که به بازدید آن رفتهاند، مثل کارتپستالهایی باشد که دیدهاند، ذوقزده میشوند، اما اگر آنجا به اندازۀ عکسها زیبا نباشد، احساس میکنند «ضرر» کردهاند.
🔴 گردشگر هیچگاه برای زندگیِ واقعی یا فرهنگ روزمرۀ مردمانی که در سفر میبیند، ارزشی قائل نیست. بلکه فقط میخواهد چندجای تاریخی را ببیند، یا لباسهای محلی بپوشد و با آنها عکسی بگیرد.
🔴واقعیت بسیار مهم دربارۀ گردشگری این است که ما از پیش میدانیم بعد از برگشتن به خانه چگونه آدمی خواهیم بود. سفر در تعطیلات شباهتی به مهاجرت، نامنویسی در دانشگاه، شروع کاری جدید، یا عاشقشدن ندارد. ما با ترسولرز سراغ این فعالیتها میرویم، مثل آدمی که وارد تونلی شده و نمیداند وقتی از آن بیرون بیاید چهجور آدمی خواهد بود. مسافر در حالی راهیِ سفر میشود که اطمینان دارد با همان علاقهها و برنامههای روزمرۀ قبلیاش برمیگردد. سفر مانند بومرنگ است. شما را دقیقاً به همان نقطهای میرساند که از آن آغاز کردهاید.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «در نکوهش سفر» که در بیستوهشتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب نوشتۀ اگنس کالارد است و نسیم حسینی آن را ترجمه کرده است.
📌 برای خرید شمارۀ ۲۸ مجلۀ ترجمان به لینک زیر مراجعه کنید:
https://B2n.ir/k26880
🆔 @commac
🔴 در زمانۀ ما عاشق سفر بودن یا مباهات کردن به سفر به یکی از اجزای ضروری موفقیت تبدیل شده است. صفحات مجازی آدمها پر از عکسها و خاطراتی است که از سفرهایشان به جا ماندهاند و یکی از بزرگترین آرزوهای خیلیها سفر به دور دنیاست. بااینحال، سفر مخالفان بزرگی هم دارد. چه کسانی مثل سقراط و کانت که تقریباً در تمام عمر، مصرانه از سفر پرهیز میکردند، چه نویسندگانی مثل رالف والدو امرسون که میگفت سفر «بهشت احمقهاست» یا فرناندو پسوآ که نوشت: «از فکر سفر تهوع میگیرم... سفرکردن ارزانی آنهایی که از هستی بیبهرهاند».
🔴 یکی از دفاعیات رایج از سفر این است که سفر ما را به مرتبۀ روشنبینی میرساند، دنیا را به ما میشناساند و با مردم آن آشنا میکند. بااینحال این استدلال جای چون و چرا دارد.
🔴 تغییر مکانِ زندگی برای تحصیل یا کار همیشۀ تاریخ وجود داشته است. اما امروزه با نوع جدیدی از سفر روبهروییم که «سفر گردشگری» است. سفر برای سفر. این سفرهای جدید، چنانکه ساموئل جانسون گفته است، ممکن است به جای آنکه باعث شناختن راه و رسوم دیگران شود، برعکس به تأیید بیشترِ خودمان منتهی شود. کسانی مثل پسوآ معتقد بودند سفر نهتنها قلب ما را به تجربههای جدید نمیگشاید، بلکه «بدترین وجه ما را پدیدار میکند، و در عین حال مجابمان میکند که بهتر از همیشه هستیم.»
🔴 کتابهای گردشگری میگویند باید به سفر برویم تا «تغییر» کنیم، اما دقیقاً قرار است چه چیزی تغییر کند؟ از قرار معلوم، احتمال اینکه مسافران باعث تغییر در مقصد خود شوند، خیلی بیشتر از این است که خودشان تغییر کنند.
🔴 ما سفر میکنیم تا خودمان تغییری تجربه کنیم، اما دستِ آخر دیگران را دستخوش تغییر میکنیم. بااینحال، میشود پرسید: تأثیرپذیری یک مکان از مردمی که به خواست خود و به قصد تغییرکردن به آن سفر میکنند چرا ممکن است بد باشد؟ پاسخ این است که آن مردم نه میدانند چه میکنند و نه حتی برای فهمیدنش تلاشی میکنند. گردشگران تغییردهندگانی بیاعتنا، مغرور و جاهلاند. اگر آنجایی که به بازدید آن رفتهاند، مثل کارتپستالهایی باشد که دیدهاند، ذوقزده میشوند، اما اگر آنجا به اندازۀ عکسها زیبا نباشد، احساس میکنند «ضرر» کردهاند.
🔴 گردشگر هیچگاه برای زندگیِ واقعی یا فرهنگ روزمرۀ مردمانی که در سفر میبیند، ارزشی قائل نیست. بلکه فقط میخواهد چندجای تاریخی را ببیند، یا لباسهای محلی بپوشد و با آنها عکسی بگیرد.
🔴واقعیت بسیار مهم دربارۀ گردشگری این است که ما از پیش میدانیم بعد از برگشتن به خانه چگونه آدمی خواهیم بود. سفر در تعطیلات شباهتی به مهاجرت، نامنویسی در دانشگاه، شروع کاری جدید، یا عاشقشدن ندارد. ما با ترسولرز سراغ این فعالیتها میرویم، مثل آدمی که وارد تونلی شده و نمیداند وقتی از آن بیرون بیاید چهجور آدمی خواهد بود. مسافر در حالی راهیِ سفر میشود که اطمینان دارد با همان علاقهها و برنامههای روزمرۀ قبلیاش برمیگردد. سفر مانند بومرنگ است. شما را دقیقاً به همان نقطهای میرساند که از آن آغاز کردهاید.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «در نکوهش سفر» که در بیستوهشتمین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب نوشتۀ اگنس کالارد است و نسیم حسینی آن را ترجمه کرده است.
📌 برای خرید شمارۀ ۲۸ مجلۀ ترجمان به لینک زیر مراجعه کنید:
https://B2n.ir/k26880
🆔 @commac
کدام انتظار؟ کدام مرجعیت رسانهای؟
✍🏻سفر به دیگر سو/عیسی محمدی
▪️کسی در جایی نوشته بود که ای داد، چه نشستهاید که ما داریم مرجعیت رسانهای را از دست میدهیم و چه بسا که از دست داده باشیم.
▪️جالب اینکه از دولتمردان هم تقاضا کرده بود که بیایند و کاری انجام بدهند تا این مرجعیت برگردد. تصور کنید که یک روزنامهنگار که باید مستقل باشد و وابسته به نهادی جدا از نهاد قدرت و دیگر نهادهای اجتماعی، از نهاد قدرت میخواهد که برایش کاری کند تا مرجعیت رسانهای خودش را دوباره پیدا کند!
▪️متأسفانه بخش اعظمی از مرجعیت نیافتن رسانههای ما، حاصل همین انتظارهای بیخودی از دیگران است؛ انتظارهایی که هیچگاه به سرانجام نمیرسند. تا حالا کسی را دیدهاید که با در انتظار دیگران نشستن، به جایی برسد؟ رسانه هم چنین است…
💻متن کامل این یادداشت را در سایت رسانه نگاران بخوانید.
📱همراه با رسانه نگاران در فضای مجازی:
🔗سایت ▫️🔗اینستاگرام ▫️🔗واتساپ▫️🔗تلگرام
🆔 @commac
✍🏻سفر به دیگر سو/عیسی محمدی
▪️کسی در جایی نوشته بود که ای داد، چه نشستهاید که ما داریم مرجعیت رسانهای را از دست میدهیم و چه بسا که از دست داده باشیم.
▪️جالب اینکه از دولتمردان هم تقاضا کرده بود که بیایند و کاری انجام بدهند تا این مرجعیت برگردد. تصور کنید که یک روزنامهنگار که باید مستقل باشد و وابسته به نهادی جدا از نهاد قدرت و دیگر نهادهای اجتماعی، از نهاد قدرت میخواهد که برایش کاری کند تا مرجعیت رسانهای خودش را دوباره پیدا کند!
▪️متأسفانه بخش اعظمی از مرجعیت نیافتن رسانههای ما، حاصل همین انتظارهای بیخودی از دیگران است؛ انتظارهایی که هیچگاه به سرانجام نمیرسند. تا حالا کسی را دیدهاید که با در انتظار دیگران نشستن، به جایی برسد؟ رسانه هم چنین است…
💻متن کامل این یادداشت را در سایت رسانه نگاران بخوانید.
📱همراه با رسانه نگاران در فضای مجازی:
🔗سایت ▫️🔗اینستاگرام ▫️🔗واتساپ▫️🔗تلگرام
🆔 @commac
👍2
🔺حیف است روزنامهنگاری مستقل بمیرد!
✍شفیع بهرامیان-مدرس حوزه ارتباطات
در دنیای پرهیاهوی امروز که با بمباران اطلاعاتی مداوم مواجهیم، اقتصاد توجه (Attention Economy) و زنجیره تولید مفهومی کاربردی کلیدی است. در مدل اقتصاد توجه، جلب توجه انسانها یا مخاطبان بهعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند در نظر گرفته میشود و کسبوکارها، شرکتها، رسانهها، رسانههای اجتماعی، دولتها، احزاب و سیاستمداران و حتی افراد برای جلب این توجه با یکدیگر رقابت میکنند. زمان و تمرکز مخاطبان دیگر فقط یک فاکتور جانبی نیست، بلکه به کالایی قابل ارزشگذاری تبدیل شده که فروشندگان کالا و خدمات به دنبال تصاحب آن هستند. رسانهها زمان و توجه مخاطبان را ارزان میخرند و گران به صاحبان آگهی سیاسی و تجاری میفروشند.
یکی از حوزههایی که بهشدت تحت تأثیر این اقتصاد قرار گرفته، رسانههای خبری هستند.
▫️▫️▫️ مشروح یادداشت در پایین👇👇
@avinpress
🆔 @commac
✍شفیع بهرامیان-مدرس حوزه ارتباطات
در دنیای پرهیاهوی امروز که با بمباران اطلاعاتی مداوم مواجهیم، اقتصاد توجه (Attention Economy) و زنجیره تولید مفهومی کاربردی کلیدی است. در مدل اقتصاد توجه، جلب توجه انسانها یا مخاطبان بهعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند در نظر گرفته میشود و کسبوکارها، شرکتها، رسانهها، رسانههای اجتماعی، دولتها، احزاب و سیاستمداران و حتی افراد برای جلب این توجه با یکدیگر رقابت میکنند. زمان و تمرکز مخاطبان دیگر فقط یک فاکتور جانبی نیست، بلکه به کالایی قابل ارزشگذاری تبدیل شده که فروشندگان کالا و خدمات به دنبال تصاحب آن هستند. رسانهها زمان و توجه مخاطبان را ارزان میخرند و گران به صاحبان آگهی سیاسی و تجاری میفروشند.
یکی از حوزههایی که بهشدت تحت تأثیر این اقتصاد قرار گرفته، رسانههای خبری هستند.
▫️▫️▫️ مشروح یادداشت در پایین👇👇
@avinpress
🆔 @commac
🔺حیف است روزنامهنگاری مستقل بمیرد!
✍شفیع بهرامیان-مدرس حوزه ارتباطات
در دنیای پرهیاهوی امروز که با بمباران اطلاعاتی مداوم مواجهیم، اقتصاد توجه (Attention Economy) و زنجیره تولید مفهومی کاربردی کلیدی است. در مدل اقتصاد توجه، جلب توجه انسانها یا مخاطبان بهعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند در نظر گرفته میشود و کسبوکارها، شرکتها، رسانهها، رسانههای اجتماعی، دولتها، احزاب و سیاستمداران و حتی افراد برای جلب این توجه با یکدیگر رقابت میکنند. زمان و تمرکز مخاطبان دیگر فقط یک فاکتور جانبی نیست، بلکه به کالایی قابل ارزشگذاری تبدیل شده که فروشندگان کالا و خدمات به دنبال تصاحب آن هستند. رسانهها زمان و توجه مخاطبان را ارزان میخرند و گران به صاحبان آگهی سیاسی و تجاری میفروشند.
یکی از حوزههایی که بهشدت تحت تأثیر این اقتصاد قرار گرفته، رسانههای خبری هستند. در گذشته، مدلهای سنتی درآمدزایی رسانهها بر فروش روزنامه و آگهیهای تبلیغاتی متکی بود؛ اما امروزه، با ظهور رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، این مدلها دچار تحول شدهاند. رسانههای خبری برای جلبتوجه مخاطب، دیگر صرفاً به انتشار خبر سخت و یا متنی و چاپی بسنده نمیکنند، بلکه باید محتوایی خبری در قالبهای عامه فهم و مردمپسند تولید کنند که علاوه بر اطلاعرسانی، جذابیت کافی برای نگهداشتن مخاطب را نیز داشته باشد.
این تغییر پارادایم، فرصتی طلایی برای رسانههای مستقل خبری فراهم میکند تا با تکیه بر استقلال مالی، از قیدوبند وابستگی به منابع مالی دولتی یا تبلیغدهندگان بزرگ رها شوند. چگونه؟ با ارائه محتوای عمیق، تخصصی و بدون سانسور که ارزش واقعی برای مخاطب ایجاد کند. رسانههای مستقل در چارچوب پارادایم زنجیره تولید یا کالا میتوانند با تولید محتوای اختصاصی و باکیفیت، مخاطبان وفاداری را جذب کنند که حاضر به پرداخت هزینه برای دسترسی به آن هستند. این مدل که بر اساس ارزشگذاری مستقیم توجه مخاطب استوار است، میتواند به استقلال مالی این رسانهها کمک کند.
برای مثال، ارائه اشتراکهای ماهیانه برای دسترسی به مقالات تحلیلی، گزارشهای میدانی اختصاصی یا پادکستهای عمیق، ویدیوهای جذاب، اینفو و موشنگراف و استفاده از فرمتهای صوتی و بصری متحرک در کنار عکس و متن چاپی راهکاری مؤثر برای استفاده از اقتصاد توجه است.
در این میان، نقش روزنامهنگاران دیگر محدود به گردآوری و انتشار خبر نیست. آنها باید به تولیدکنندگان محتوای ارزشمند و قابلاعتماد در پلتفرمهای مختلف تبدیل شوند که توانایی جلب و حفظ توجه مخاطب را دارند. تمرکز بر تحلیلهای تخصصی، روایتهای جذاب و پرداختن به موضوعاتی که کمتر به آنها پرداخته میشود، میتواند توجه مخاطب را جلب و او را به مشتری وفادار تبدیل کند. این رویکرد، نهتنها به افزایش مخاطب (بخوانید ممبر) و تقویت استقلال مالی رسانههای مستقل کمک میکند، بلکه به ارتقاء کیفیت روزنامهنگاری و بازگرداندن اعتماد عمومی به رسانهها و همچنین از میدان خارج کردن بلاگرخبرنگاران و اینفلوئنسرهای شبهخبرنگار نیز منجر میشود.
در نهایت، با استفاده هوشمندانه از اقتصاد توجه و زنجیره کالا (طراحی صفر تا صد محتوا در فرمتهای مختلف و انتشار در پلتفرمهای متنوع، رسانههای مستقل میتوانند آیندهای روشن و پایدار برای خود رقم بزنند. اینجاست که رسانهها با ایجاد زنجیره ارزش پیام و چرخه کامل تولید محتوا میتوانند مخاطبان ویژه خود را داشته باشند و در این میان بتوانند هزینههای خودگردانی خویش را تأمین کنند.
نتیجه اینکه رسانهنگاران بجای متن باید بهسمت ساخت ویدیو بروند و تمام! کسی دیگر متن نمیخواند!
@avinpress
🆔 @commac
✍شفیع بهرامیان-مدرس حوزه ارتباطات
در دنیای پرهیاهوی امروز که با بمباران اطلاعاتی مداوم مواجهیم، اقتصاد توجه (Attention Economy) و زنجیره تولید مفهومی کاربردی کلیدی است. در مدل اقتصاد توجه، جلب توجه انسانها یا مخاطبان بهعنوان یک منبع کمیاب و ارزشمند در نظر گرفته میشود و کسبوکارها، شرکتها، رسانهها، رسانههای اجتماعی، دولتها، احزاب و سیاستمداران و حتی افراد برای جلب این توجه با یکدیگر رقابت میکنند. زمان و تمرکز مخاطبان دیگر فقط یک فاکتور جانبی نیست، بلکه به کالایی قابل ارزشگذاری تبدیل شده که فروشندگان کالا و خدمات به دنبال تصاحب آن هستند. رسانهها زمان و توجه مخاطبان را ارزان میخرند و گران به صاحبان آگهی سیاسی و تجاری میفروشند.
یکی از حوزههایی که بهشدت تحت تأثیر این اقتصاد قرار گرفته، رسانههای خبری هستند. در گذشته، مدلهای سنتی درآمدزایی رسانهها بر فروش روزنامه و آگهیهای تبلیغاتی متکی بود؛ اما امروزه، با ظهور رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، این مدلها دچار تحول شدهاند. رسانههای خبری برای جلبتوجه مخاطب، دیگر صرفاً به انتشار خبر سخت و یا متنی و چاپی بسنده نمیکنند، بلکه باید محتوایی خبری در قالبهای عامه فهم و مردمپسند تولید کنند که علاوه بر اطلاعرسانی، جذابیت کافی برای نگهداشتن مخاطب را نیز داشته باشد.
این تغییر پارادایم، فرصتی طلایی برای رسانههای مستقل خبری فراهم میکند تا با تکیه بر استقلال مالی، از قیدوبند وابستگی به منابع مالی دولتی یا تبلیغدهندگان بزرگ رها شوند. چگونه؟ با ارائه محتوای عمیق، تخصصی و بدون سانسور که ارزش واقعی برای مخاطب ایجاد کند. رسانههای مستقل در چارچوب پارادایم زنجیره تولید یا کالا میتوانند با تولید محتوای اختصاصی و باکیفیت، مخاطبان وفاداری را جذب کنند که حاضر به پرداخت هزینه برای دسترسی به آن هستند. این مدل که بر اساس ارزشگذاری مستقیم توجه مخاطب استوار است، میتواند به استقلال مالی این رسانهها کمک کند.
برای مثال، ارائه اشتراکهای ماهیانه برای دسترسی به مقالات تحلیلی، گزارشهای میدانی اختصاصی یا پادکستهای عمیق، ویدیوهای جذاب، اینفو و موشنگراف و استفاده از فرمتهای صوتی و بصری متحرک در کنار عکس و متن چاپی راهکاری مؤثر برای استفاده از اقتصاد توجه است.
در این میان، نقش روزنامهنگاران دیگر محدود به گردآوری و انتشار خبر نیست. آنها باید به تولیدکنندگان محتوای ارزشمند و قابلاعتماد در پلتفرمهای مختلف تبدیل شوند که توانایی جلب و حفظ توجه مخاطب را دارند. تمرکز بر تحلیلهای تخصصی، روایتهای جذاب و پرداختن به موضوعاتی که کمتر به آنها پرداخته میشود، میتواند توجه مخاطب را جلب و او را به مشتری وفادار تبدیل کند. این رویکرد، نهتنها به افزایش مخاطب (بخوانید ممبر) و تقویت استقلال مالی رسانههای مستقل کمک میکند، بلکه به ارتقاء کیفیت روزنامهنگاری و بازگرداندن اعتماد عمومی به رسانهها و همچنین از میدان خارج کردن بلاگرخبرنگاران و اینفلوئنسرهای شبهخبرنگار نیز منجر میشود.
در نهایت، با استفاده هوشمندانه از اقتصاد توجه و زنجیره کالا (طراحی صفر تا صد محتوا در فرمتهای مختلف و انتشار در پلتفرمهای متنوع، رسانههای مستقل میتوانند آیندهای روشن و پایدار برای خود رقم بزنند. اینجاست که رسانهها با ایجاد زنجیره ارزش پیام و چرخه کامل تولید محتوا میتوانند مخاطبان ویژه خود را داشته باشند و در این میان بتوانند هزینههای خودگردانی خویش را تأمین کنند.
نتیجه اینکه رسانهنگاران بجای متن باید بهسمت ساخت ویدیو بروند و تمام! کسی دیگر متن نمیخواند!
@avinpress
🆔 @commac
❤2🙏1
💢تغییرات مخاطبان صفحات خبری و سرگرمی در اینستاگرام: کدام صفحات بیشترین رشد را داشتهاند؟
🔹اینستاگرام در میان بسیاری از مردم و نخبگان، بهعنوان شبکه اجتماعی شناخته شده است که کاربران آن عمدتا مخاطب مطالبی در حوزههای سبک زندگی، سرگرمی و فرهنگی هستند؛ با این حال برخی شواهد نشان میدهد که در سالهای اخیر محتوای سیاسی-خبری در این پلتفرم بیش از گذشته مورد استقبال میگیرد آنچنان که در میان ۱۰ صفحه اینستاگرامی با بیشترین فالوئر، سه صفحه خبری بیبیسی فارسی، منوتو و ایراناینترنشنال قرار دارند.
🔸بررسی روند افزایش مخاطبان این سه صفحه خبری (تصویر بالا) نشان میدهد که جنگ ۱۲ روزه منجر به افزایش قابل توجه مخاطبان این صفحات شده است و در طول جنگ، دنبالکنندگان این صفحات به میزان ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار دنبالکننده افزایش داشته است. بطور کلی در طول دو ماه اخیر، تعداد دنبالکنندگان صفحات بیبیسی فارسی و منوتو ۱ میلیون و صفحه ایراناینترنشنال حدود ۲ میلیون افزایش داشته است.
▪️رشد ویژه مخاطبان صفحات سرگرمی
🔹رشد صفحات خبری در دوره جنگ و پس از آن، امر عجیبی نیست و قابل انتظار است. اما برخی از صفحات سرگرمی در اینستاگرام رشد بسیار سریع و ویژهای داشتهاند؛ در میان آنها میتوان به صفحه «امیرحسین قیاسی» اشاره کرد که فالوئرهای آن در یک ماه اخیر شتاب زیادی داشته و حدود ۱ میلیون افزایش یافته است و از مرز ۲ میلیون فالوئر عبور کرد. صفحه او در هفتههای اخیر توجه ویژهای به دختران داشته است و احتمالا همین امر یکی از دلایل افزایش مخاطبان آن بوده است.
🔸علاوه بر صفحه «امیرحسین قیاسی»، صفحه «عشق ابدی» نیز در ماههای اخیر رشد ویژهای داشته است. اولین قسمت برنامه عشق ابدی در ۸ اردیبهشتماه منتشر شد و در این مدت مخاطبان آن از مرز ۲ میلیون فالوئر عبور کرده است. مخاطبان صفحه Hope Style نیز که رقص جمعی یک تیم هنرمند را منتشر میکند نیز، علیرغم شرایط خاص این ایام، در این مدت ۱۰۰ هزار فالوئر افزایش داشته است.
🔹این دادهها بیانگر افزایش اهمیت صفحات خبری در اینستاگرام است آنچنان که در میان ۱۰ صفحه برتر، ۳ صفحه آن خبری است. علاوه بر این برخی مخاطبان تعدادی از صفحات سرگرمی نیز با رشد شدیدی در ماههای اخیر روبرو شده است که در میان آنها صفحه «امیرحسین قیاسی» قابل توجه است که نشان میدهد مقوله سرگرمی و طنز یکی از نیازهای مهم بخشی از جامعه است.
📲@socialMediaAnalysis
🔹اینستاگرام در میان بسیاری از مردم و نخبگان، بهعنوان شبکه اجتماعی شناخته شده است که کاربران آن عمدتا مخاطب مطالبی در حوزههای سبک زندگی، سرگرمی و فرهنگی هستند؛ با این حال برخی شواهد نشان میدهد که در سالهای اخیر محتوای سیاسی-خبری در این پلتفرم بیش از گذشته مورد استقبال میگیرد آنچنان که در میان ۱۰ صفحه اینستاگرامی با بیشترین فالوئر، سه صفحه خبری بیبیسی فارسی، منوتو و ایراناینترنشنال قرار دارند.
🔸بررسی روند افزایش مخاطبان این سه صفحه خبری (تصویر بالا) نشان میدهد که جنگ ۱۲ روزه منجر به افزایش قابل توجه مخاطبان این صفحات شده است و در طول جنگ، دنبالکنندگان این صفحات به میزان ۵۰۰ تا ۸۰۰ هزار دنبالکننده افزایش داشته است. بطور کلی در طول دو ماه اخیر، تعداد دنبالکنندگان صفحات بیبیسی فارسی و منوتو ۱ میلیون و صفحه ایراناینترنشنال حدود ۲ میلیون افزایش داشته است.
▪️رشد ویژه مخاطبان صفحات سرگرمی
🔹رشد صفحات خبری در دوره جنگ و پس از آن، امر عجیبی نیست و قابل انتظار است. اما برخی از صفحات سرگرمی در اینستاگرام رشد بسیار سریع و ویژهای داشتهاند؛ در میان آنها میتوان به صفحه «امیرحسین قیاسی» اشاره کرد که فالوئرهای آن در یک ماه اخیر شتاب زیادی داشته و حدود ۱ میلیون افزایش یافته است و از مرز ۲ میلیون فالوئر عبور کرد. صفحه او در هفتههای اخیر توجه ویژهای به دختران داشته است و احتمالا همین امر یکی از دلایل افزایش مخاطبان آن بوده است.
🔸علاوه بر صفحه «امیرحسین قیاسی»، صفحه «عشق ابدی» نیز در ماههای اخیر رشد ویژهای داشته است. اولین قسمت برنامه عشق ابدی در ۸ اردیبهشتماه منتشر شد و در این مدت مخاطبان آن از مرز ۲ میلیون فالوئر عبور کرده است. مخاطبان صفحه Hope Style نیز که رقص جمعی یک تیم هنرمند را منتشر میکند نیز، علیرغم شرایط خاص این ایام، در این مدت ۱۰۰ هزار فالوئر افزایش داشته است.
🔹این دادهها بیانگر افزایش اهمیت صفحات خبری در اینستاگرام است آنچنان که در میان ۱۰ صفحه برتر، ۳ صفحه آن خبری است. علاوه بر این برخی مخاطبان تعدادی از صفحات سرگرمی نیز با رشد شدیدی در ماههای اخیر روبرو شده است که در میان آنها صفحه «امیرحسین قیاسی» قابل توجه است که نشان میدهد مقوله سرگرمی و طنز یکی از نیازهای مهم بخشی از جامعه است.
📲@socialMediaAnalysis