گاو
این گاوی که می گم گاو نیست، اگه گاوه مثل اون گاو نیست. این گاو مثل اون گاو نیست، هیچ گاوی مثل این گاو نیست.
دنبال نوشتن bioی تراز بودم که این به ذهنم رسید با تشکر از شهرام شبپره.
هیچوقت یادم نمی ره اولین باری که گفت خونشون خالی شده و بقیه رفتن. گفت بیا ما منتظرتیم.
خوشحال ترین بودم گفتم تریسام رو افتادم.
متاسفانه خودم هم یادم می ره که یه گاو هیچ وقت نمی گه من، می گه ما.
خوشحال ترین بودم گفتم تریسام رو افتادم.
متاسفانه خودم هم یادم می ره که یه گاو هیچ وقت نمی گه من، می گه ما.
❤1
خوشبختانه برنامه اینه که نه تنها خودم پولدار بشم بلکه اطرافیانم رو هم خوشحال کنم با پولی که دارم.
متاسفانه اما این شبیه حرف هاییه که ملت اوایل نتورک مارکتینگ می زنن نه یه کار واقعی.
متاسفانه اما این شبیه حرف هاییه که ملت اوایل نتورک مارکتینگ می زنن نه یه کار واقعی.
ببینید خود زمان که کاره ای نیست به اون صورت، ولی اتفاق هایی که تئی کذر زمان افتاد باعث شد چیزز هایی رو دوست داشته باشم که یه زمانی ازشون بدم میومد و برعکس.
🍓1
یه کم هم بی برقی. حالا امضای کار، گرونی.
(در حال درست کردن زندگی در ایران برای پست اینستاگرامی)
(در حال درست کردن زندگی در ایران برای پست اینستاگرامی)
گاهی اوقات فکر می کنم فرصت شروع دوباره رو از دست دادم تا اینکه یادم میاد چیزی تموم نشده هنوز.
ما یه اردک داریم اسمش «جیبجیب»ه، شبیه «میگمیگ» تلفظ میشه.
کاری نداریم بچه زنگ زده میگه دایی جیبجیب گازم میگیره اگه اذیتش کنم؟
منم خب فاز اینکه نه دایی، جیب جیب تنهاست گناه داره باید باهاش دوست بشی مهربون باشی برداشتم که گفت دایی پس کس میای بکشیمش کباب درست کنیم بخوریم؟
خلاصه که یکی به نفع گوشت خوار ها.
کاری نداریم بچه زنگ زده میگه دایی جیبجیب گازم میگیره اگه اذیتش کنم؟
منم خب فاز اینکه نه دایی، جیب جیب تنهاست گناه داره باید باهاش دوست بشی مهربون باشی برداشتم که گفت دایی پس کس میای بکشیمش کباب درست کنیم بخوریم؟
خلاصه که یکی به نفع گوشت خوار ها.
گاو
ما یه اردک داریم اسمش «جیبجیب»ه، شبیه «میگمیگ» تلفظ میشه. کاری نداریم بچه زنگ زده میگه دایی جیبجیب گازم میگیره اگه اذیتش کنم؟ منم خب فاز اینکه نه دایی، جیب جیب تنهاست گناه داره باید باهاش دوست بشی مهربون باشی برداشتم که گفت دایی پس کس میای بکشیمش کباب…
هیچکس هم نمیدونه چرا اسمش جیبجیبه یا برای اولین بار کی جیب جیب صداش کرد.
ده ساعت کابوس دیدم. وقتی بیدار شدم خوابم رو مرور کردم. هیچکدوم تخیل نبود. همشون مرور خاطرات واقعی بودن.
یک سری دوست اجنبی دارم. داشتم باهاشون حرف می زدم امشب (تا قبل این فقط تایپ می کردم و توی صحبت کردن ها با صدا حرف نمی زدم) بهشون توضیح دادم من انگلیسی رو با فیلم دیدن و نت گردی یاد گرفتم. برای همین نمی تونم خوب صحبت کنم و کند حرف می زنم اما موقع شنیدن یا خوندن اوکیه. جوابی که گرفتم:
yet better than most people in england.
yet better than most people in england.
می گم دایی شما خیلی خوشمزه ای. می خوام بخورمت. دایی کجات خوشمزه تره اول بخورمش؟ با اون چشمای کودکانه که مه معصومیت ازشون می بارید نگاهم کرد و گفت شکلاتم.
پی نوشت: شکلات به بخش خصوصی خودش می گه. هنوز که هنوزه تو شوکم.
پی نوشت: شکلات به بخش خصوصی خودش می گه. هنوز که هنوزه تو شوکم.