گاو – Telegram
گاو
27 subscribers
4 photos
1 video
4 links
این گاوی که می گم گاو نیست، اگه گاوه مثل اون گاو نیست.
این گاو مثل اون گاو نیست، هیچ گاوی مثل این گاو نیست.
Download Telegram
میل به ساختن رو از دست دادم. میل بدست آوردن رو هم همینطور.

بقیه هم همینن. هرکی هرچی داره از قبل داره.
من می خوابم، پس هستم.
از یه نقطه ای این انحطاط شروع شد. پیداش نمی کنم اون نقطه رو وقتی به عقب نگاه می کنم.

حالا اصلا آدم چرا می گرده؟ والا دلیل خاصی نداره. مثل دستی می مونه انداختی توی کاسه تخمه برداری، از یه جایی به بعد نه تنها نمی دونی چرا داری این کارو می کنی بلکه دوست داری متوقفش هم بکنی. اما نمی کنی.

حالا این پیدا کردن نقطه های زندگی جالبه. یه نقطه دیگه ای که مدنظرمه، اونجاییه که همیشه وقتی بچه بودم دوست داشتم بزرگ بشم ولی الان که سنم به حدی رسیده که تعداد موهای سفیدم از سنم بیش تر باشه، دوست دارم بچه باشم. دوست داشتم پیدا کنم دقیقا کی بود و چه اتفاقی افتاد که نظرم شروع کرد به عوض شدن.

بحث پیدا کردن نقطه شد. از نقطه جی نمی شه گذشت.
بالاخره که یه گاو همیشه یه گاوه.
عکس هم به اشتراک بذارم یا فقط متن؟
Anonymous Poll
40%
فقط متن.
60%
عکس هم خوبه.
خیلی وقته معنا گرایی رو توی انتخاب فیلم گذاشتم کنار. همینکه دخترای خوشگلی داشته باشه کافیه. اسیر رسانه شدیم دیگه. آخه آدم نمی تونه بگه چون تقاضا بود اینا تولید کردن یا چون اینا تولید کردن؛ دارن به زور تقاضا ایجاد می کنن.

بگذریم. حالا شاید بگید چقدر سخیف، که باید بگم یه کم بیش تر سخیف.
2
برای کارای اشتباهم دلیل درست دارم.
چون گاوم.
قدیم تر ها اکس اسم یه قرص خونه خراب کن بود، الان اسم یه آدم خونه خراب کن.
هر بار به قصد مقصد جدید از راه های قدیمی و تکراری می رم. این بین گاو ها رایجه. فقط آخر عمرشونه که می فهمن راه تکراری به مقصد جدید نمی رسه.
یه شعر نه چندان قدیمی هست می گه : کمال هم نشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم.


حالا بعضی هامون خاکشون با آب تبدیل به گل شد بعضی هامون با تف. ولی یه چیزیم. خوب بخونیم، خوب می نویسیم. خوب بشنویم خوب حرف می زنیم.
بخاطر اخلاق خوبم، دیگه دوست خاصی ندارم ازش بخوام اینجارو تبلیغ کنه. خودتون چیزی رو دوست داشتید برای بقیه بفرستید.

خونه خودتون که نیست ولی مثل خونه خودتون باهاش برخورد کنید.
بعنوان کسی که چیز جدیدی نمی خواد منطقی نیست حسرتی هم از گذشته داشته باشی. رها کن بره.
دلم کوچیک، دوست داشتنی ها زیاد. توش جا نمی‌شن همه.
قبل تر ها ترس از انجام دادن داشتم بخاطر مطمین نبودن از بقیه. الان از خودم مطمئن نیستم که رها نمی‌کنم، که هزارتا چیز دیگه.
دوست داشتم انقدر پولدار بشم که قیمت دلار رو دنبال نکنم. ولی دیدید می گن همیشه قبل آرزو کردن فکر کن؟ ناقص آرزو کردم. انقدر بی پول شدم که واقعا خیلی وقته قیمت دلار دنبال نمی کنم.
پناه می برم به تخیل خودم.
همش توی جنگ و ستیز. برای صلح هم باید جنگید.


کاش می شد آدم مبارزه هاش رو خودش انتخاب کنه، برای چیزی بجنگه که می خواد نه چیزی که تحمیل شده.
ما چیز هایی رو به بقیه توصیه می کنیم یا ازش دفاع می کنیم که توی اون لحظه فکر می کنیم درسته. این بد نیست. بد اینه که اون لحظه به این فکر نمی کنیم که چیزایی که قدیم فکر می کردیم درستن الان توی ذهنمون در چه وضعین؟
1
بیرون رو نگاه کردم و از زیبایی برفی که می بارید خوشحال شدم.
از معدود خوشحالی های ساده.
از ریختن دارچین تو چایی خوشم میاد. کلا از قدیم به صنایع دستی علاقه داشتم.