گاو – Telegram
گاو
27 subscribers
4 photos
1 video
4 links
این گاوی که می گم گاو نیست، اگه گاوه مثل اون گاو نیست.
این گاو مثل اون گاو نیست، هیچ گاوی مثل این گاو نیست.
Download Telegram
برای کارای اشتباهم دلیل درست دارم.
چون گاوم.
قدیم تر ها اکس اسم یه قرص خونه خراب کن بود، الان اسم یه آدم خونه خراب کن.
هر بار به قصد مقصد جدید از راه های قدیمی و تکراری می رم. این بین گاو ها رایجه. فقط آخر عمرشونه که می فهمن راه تکراری به مقصد جدید نمی رسه.
یه شعر نه چندان قدیمی هست می گه : کمال هم نشین در من اثر کرد وگرنه من همان خاکم که هستم.


حالا بعضی هامون خاکشون با آب تبدیل به گل شد بعضی هامون با تف. ولی یه چیزیم. خوب بخونیم، خوب می نویسیم. خوب بشنویم خوب حرف می زنیم.
بخاطر اخلاق خوبم، دیگه دوست خاصی ندارم ازش بخوام اینجارو تبلیغ کنه. خودتون چیزی رو دوست داشتید برای بقیه بفرستید.

خونه خودتون که نیست ولی مثل خونه خودتون باهاش برخورد کنید.
بعنوان کسی که چیز جدیدی نمی خواد منطقی نیست حسرتی هم از گذشته داشته باشی. رها کن بره.
دلم کوچیک، دوست داشتنی ها زیاد. توش جا نمی‌شن همه.
قبل تر ها ترس از انجام دادن داشتم بخاطر مطمین نبودن از بقیه. الان از خودم مطمئن نیستم که رها نمی‌کنم، که هزارتا چیز دیگه.
دوست داشتم انقدر پولدار بشم که قیمت دلار رو دنبال نکنم. ولی دیدید می گن همیشه قبل آرزو کردن فکر کن؟ ناقص آرزو کردم. انقدر بی پول شدم که واقعا خیلی وقته قیمت دلار دنبال نمی کنم.
پناه می برم به تخیل خودم.
همش توی جنگ و ستیز. برای صلح هم باید جنگید.


کاش می شد آدم مبارزه هاش رو خودش انتخاب کنه، برای چیزی بجنگه که می خواد نه چیزی که تحمیل شده.
ما چیز هایی رو به بقیه توصیه می کنیم یا ازش دفاع می کنیم که توی اون لحظه فکر می کنیم درسته. این بد نیست. بد اینه که اون لحظه به این فکر نمی کنیم که چیزایی که قدیم فکر می کردیم درستن الان توی ذهنمون در چه وضعین؟
1
بیرون رو نگاه کردم و از زیبایی برفی که می بارید خوشحال شدم.
از معدود خوشحالی های ساده.
از ریختن دارچین تو چایی خوشم میاد. کلا از قدیم به صنایع دستی علاقه داشتم.
ایشالا که قصه ما به سر رسه، کلاغه به خونه‌ش نرسه.
یه تک خوانی از مونا فرجاد (بازیگر مورد علاقه من با در نظر گرفتن نیت کثیف قلبی خودم) هست که سیر بلوغ اعتراض کردن رو نشون می‌ده. نه که قصدش این بوده. ولی اینو هم نشون می ده.
باید پیداش کنم به اشتراک بذارم.

پیداش کردم:
https://www.youtube.com/watch?v=23EewLEqGh0
ما برای بردن اومدیم ولی کسی نگفته اگه با باخت رفتیم هم ناراحتیم. بازی خودش قشنگه.
«تو به من خندیدی و نمی‌دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم»
تو به اکست پیام نده مراقب خودش باشه. آیدیش رو بده من بهش پیام بدم مراقب خودش باشه.
حالا یه قاشق چایخوری فرار رو به جلو اضافه می کنیم.
پدسگ پات رو از شلنگ اینترنت بردار.