مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم – Telegram
مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
177 subscribers
125 photos
27 videos
11 files
77 links
درباره معلولیت و اوتیسم
Download Telegram
📍درباره کانال آگاهی‌بخشی و مطالعات انتقادی اتیسم و معلولیت‌

چند سالی می‌گذرد که تشخیص طیف اتیسم گرفته‌ام. تا مدت‌ها انکار و از آن فرار می‌کردم. فکر می‌کردم پذیرش آن یعنی احساس عجزم درست بوده و ریشه همه مشکلاتی که در تعامل، یادگیری و زندگی اجتماعی به آن بر می‌خوردم در خودم بوده و خودم «ایرادی» دارم.

خیلی اتفاقی جایی دیدم یکی نوشته مشکلات افراد دارای معلولیت ناشی از تخاصمی است که محیط اجتماعی با آن افراد دارد، نه ناشی از خود آن افراد. آن جمله را بارها بالا و پایین کردم و بعد‌تر فهمیدم به جای فرار کردن از اتیسم، باید آن را در آغوش بگیرم. اتیسم یک وضعیت شناختی متفاوت با وضعیت شناختی عموم جامعه است و طیفی است متنوع. اتیسم بیماری نیست، اتیسم نوعی معلولیت شناختی است.

این‌جا درباره معلولیت و اتیسم حرف می‌زنم و به کمک یافته‌ها و تحلیل‌ها و بحث‌های کنش‌گران و پژوهش‌گران حوزه معلولیت، تعاریف و انتظارات کلیشه‌ای و معلولیت‌ستیز، نگرش پزشکی و روان‌پزشکی به معلولیت و رفتارها و موقعیت‌های معلولیت را به چالش می‌کشم و مفاهیم مهم در حوزه معلولیت را معرفی می‌کنم.

در کنار مطالب عمومی درباره معلولیت، بیشترِ تمرکز این‌جا بر اتیسم خواهد بود، اما تا جای ممکن به سایر معلولیت‌ها هم می‌پردازم و اگر فیلم‌، اثر هنری، مقاله و کتاب درباره معلولیت و اتیسم ببینم معرفی و نقد می‌کنم.
پ.ن و به روز رسانی: در آماده کردن مطالب این کانال دو دوست دیگر اوتیستیک هم به من کمک می‌کنند و درباره انتشار مطالب با هم تصمیم می‌گیریم
روانشناسان آسپرگر و اتیسم با عملکرد بالا را «اختلالاتی رشدی» می‌دانند که فرایند‌های شناختی، جامعه‌پذیری و اجتماعی شدن و احساسات افراد «دچار» به آن  را تحت تاثیر قرار می‌دهد. گفتمان حاکم بر مجامع دانشگاهی آن‌قدر روانشناختی-پزشکی است که به ندرت می‌شود چیزی خارج از این گفتمان روان‌شناختی-پزشکی به موضوع پیدا کرد.


به زبان ساده، هم ورودی‌های حسی و عاطفی فردی که دچار آسپرگر است، با اکثریت جامعه تفاوت دارد و هم نحوه پردازش اطلاعات ورودی در مغز. اکثریت، اما عرف‌ها، هنجارها، روش‌های شناخت و آداب اجتماعی را بر اساس ورودی‌ها و نحوه پردازش خودش شکل داده‌اند و انتظار دارند همه کمابیش در چارچوب آن‌چه که اکثریت ساخته و پرداخته رفتار کنند. دشواری دقیقا از همین جا شروع می‌شود.
https://telegra.ph/%D8%A2%D8%B3%D9%BE%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%D8%AF-10-28
آشنایی با #مفاهیم و #اصطلاحات

دنیای ما انسان‌ها، دنیایی اجتماعی و پیچیده است. موقعیت‌ها، کارها، اتفاقات و روابط بین انسانی در شبکه‌ای‌ تودرتو هستند و همین باعث می‌شود برای فهم این دنیا و گفت‌وگو درباره آن و پیچیدگی‌هایش مفاهیم جدید بسازیم. البته مفاهیم بی‌طرف نیستند و هر مفهومی، سیاست و جهتی دارد و خنثی نیست.

در حوزه مطالعات و کنش‌گری معلولیت اصطلاحات و مفاهیم مهم و متعددی وجود دارند که بدون آن‌ها دشوار خواهد بود که بتوانیم جهان معلولیت و پیچیدگی‌هایش را درک کنیم. برخی از این مفاهیم کاربردی عام‌تر دارند یا در سایر حوزه‌ها مانند در مطالعات و کنش‌گری فمنیستی، LGBTQIA، مطالعات نژاد و مطالعات طبقه و اقتصاد سیاسی انتقادی پیش‌تر وضع شده‌اند.

در این بخش که شبیه نوعی فرهنگ‌نامه مختصر است، سعی می‌کنم با استفاده از منابع مطالعات انتقادی معلولیت این مفاهیم را معرفی کنم. این لیست به روز خواهد شد.

https://telegra.ph/%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-10-29
#مفاهیم و #اصطلاحات مطالعات معلولیت

🖋 #بهنجاربودگی [جسم و ذهن] (Normate):
اصطلاحی جدید که رزماری گارلند-تامسون، پژوهشگر مطالعات معلولیت از آن در کتاب بدن‌های زائد استفاده می‌کند. این اصطلاح «به موقعیت-سوژهٔ پنهانِ خودِ فرهنگی اشاره دارد؛ پیکر بهنجاری که بر اساس [مقایسه با] شمایلِ دیگرانِ کژدیسه و ناهنجار تعریف می‌شود؛ بدن‌های لکه‌دار این دیگران مرزهای [جسم و ذهن] بهنجار را متعین می‌کند ...» بنابراین بهنجاربودگی هویت برساخته شده آن‌هایی است که به میانجی نوع و شکل بدن و سرمایه‌ فرهنگی‌ای که برای خود فرض می‌کنند در جایگاه قدرت و تسلط قرار می‌گیرند و یا از قدرتی که این جایگاه به آن‌ها می‌دهد بهره می‌برند.

به بیانی دیگر بهنجاربودگی نه به واسطه اشتراکی ایجابی میان اکثریت، بلکه به واسطه اشتراک میان اکثریت در کژدیسه و زائد نبودن، یعنی نوعی اشتراک سلبی تعریف می‌شود. این مفهوم نه فقط در موضوع معلولیت، بلکه در موضوع نژاد، گرایش‌های جنسی و جنسیتی و مباحث مرکز و حاشیه نیز کاربرد دارد.
یک اصل ساده راهنما:

هر گفتار و کرداری که عارضه‌مندی (impairment) را سطحی پایین‌تر، کمتر، پست‌تر یا حقیرتر از نداشتن عارضه بداند یا جا بزند،
و
هر گفتار و کرداری که معلولیت را سطحی پایین‌تر، کمتر، پست‌تر یا حقیر‌تر از معلولیت‌ نداشتن بداند
تواناسالارانه و معلولیت‌ستیز است.

همان‌طور که:
هر گفتار و کرداری که زن بودن را پایین‌تر، پست‌تر یا حقیرتر از مرد بودن بداند، زن‌ستیزانه و مردسالارانه است.

همان‌طور که:
هر گفتار و کرداری که تعلق به جامعه LGBTQIA داشتن را پایین‌تر، کمتر، پست‌تر یا حقیر‌تر از سیس و استریت بودن بداند، ترنس‌ستیز و هموفوب است.

همان‌طور که:
هر گفتار و کرداری که رنگین‌پوست بودن را پایین‌تر، کمتر، پست‌تر یا حقیرتر از سفیدپوست بودن بداند، نژادپرستانه است.

‏حالا این نکات مربوط به بخش خیلی خیلی بدیهی موضوع است. یعنی پیچ‌ها و پیچیدگی‌هایی را که گاهی بحثش بین اعضای خود این گروه‌ها پیش می‌آید و ممکن است روی آن توافق نظر نداشته باشند یا اختلاف داشته باشند، شامل نمی‌شود.
#مفاهیم و #اصطلاحات

#انسان‌مرکزپنداری (Anthropocentrism):

این مفهوم اشاره به آن دارد که انسان را محور و کانون همه چیز بدانیم. فعالان، پژوهشگران رادیکال و کنش‌گران محیط زیست با این مفهوم همه فعالیت‌ها و سامان جامعه بشری را که در هر اقدام خود انسان را به عنوان مبنا و برتر از سایر جانداران در نظر می‌گیرد به چالش کشیده‌اند.

این چالش مشروعیت انسان به عنوان کانون امور را از میان می‌برد و در مطالعات انتقادی معلولیت نیز اثرگذار بوده زیرا یکی از مقولات مهمی که در این مطالعات نقادی می‌شود تعریف هنجارین از انسان به عنوان موجودی با بدن و ویژگی‌های شناختی مشخص (ن.ک به بهنجاربودگی) است. مفهوم Dishuman در همین نقطه متولد می‌شود (موقت: بعدتر مدخلی درباره این مفهوم اضافه می‌شود).

آدرس کانال:
http://T.me/CriticalDisabilityStudies1
آرام باش، من یک آسپرگر هستم.
یک خودنگاری از یک فرد آسپرگر

(آسپرگر نوعی معلولیت شناختی است که برخی آن را دارای شباهت با اتیسم با عملکرد بالا اما متمایز می‌دانند و برخی آن را ذیل آن قسمت از طیف اتیسم که با عنوان اتیسم با عملکرد بالا شناخته می‌شوند می‌دانند.)
https://virgool.io/@baraary/asperger-et8fscyasfgp
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای آشنایی اولیه و کلی با اتیسم این ویدئوی نسبتاً خوبی است. البته یک اشتباه دارد.
این که مغز و حس‌ها در افراد اتیستیک «به درستی با هم ارتباط ندارند» باوری نادرست و جهت‌دار است. در افراد اتیستیک با عملکرد بالا (در مقایسه با افراد غیراتیستیک) ارتباط بین مغز و حس‌ها ارتباطی «متفاوت» است.
البته این هم در ویدئو از قلم افتاده که در میانه و سوی دیگر طیف میزان عارضه‌های شناختی بیش‌تر است و لازم است که همراهی‌های بیشتری با فرد اتیستیک شود (مثلا گاهی فرد اتیستیک نیاز به همراه تمام وقت دارد) و یا لازم است امکانات بیشتری برای مناسب‌سازی در همه بخش‌های زندگی روزمره به او عرضه شوند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍معلولیت و بدن افراد دارای معلولیت ابژه تماشا و کنجکاوی و نمایش نیست.

یکی از مسائل هم اینه که از پزشک و مشاور گرفته تا تراپیست و مددکار و دوست، با فرد دارای معلولیت مثل یه شی برخورد می‌کنن. ابژه نمایش، ابژه تماشا، ابژه کنجکاوی ...

فرقی نمی‌کنه از کنجکاوی‌های مسخره در ابزارها یا تمرینات تخلیه استرس گرفته تا داروها گرفته تا پروتزها، عصا‌ها، ویلچر و ... .

تو این ویدئو طرف یهو می‌ره پروتز بچه دارای معلولیت رو در بیاره که نشون بده بگه گرون شده.
بدون این کار هم بقیه می‌تونن درک کنن گرون شده حضرت آقا‌.

اگر این اندام برای برخی اندام مصنوعی و یه تکه آهن و پلاستیکه، برای اون بچه بخشی از بدنشه. ضمن این که ببینید بچه بعدش برای تنظیمش چه دردسری می‌کشه.