نقد_پادکست_«در_ستایش_اتیسم»_رادیو_سگ_سیاه_.pdf
189.4 KB
📍نقدی بر پادکست «در ستایش اوتیسم»
پنجاه دقیقه و بیست ثانیه محتوای درآمیخته با اطلاعات غلط، جانبدارانه و تحریفشده
📍اخیراً رادیو سگ سیاه پادکستی درباره اتیسم با نام «در ستایش اتیسم» منتشر کرده است. متاسفانه محتوای این پادکست سرشار از اطلاعات غیرعلمی، سطحی، بیتوجه به نظرات جامعه افراد دارای اتیسم و در مواردی تحریفآمیز است. در ادامه موارد را یک به یک شرح میدهم. مخاطب این نقد در وهله اول سازندگان رادیو سگ سیاه هستند که لازم است اگر هم راضی به حذف و تولید مجدد پادکست «در ستایش اتیسم» نمیشوند، دست کم این نقد را هم در اختیار مخاطبان بگذارند...
ادامه متن را در فایل بالا ببینید.
پانوشت: چون پادکست حاوی تعداد زیادی اشتباه است، آن را به اشتراک نمیگذارم. در صورت تمایل میتوانید آن را از صفحه اینستاگرام یا ساوندکلاود این رادیو با نام Radio Black Dog بشنوید.
@CriticalDisabilityStudies1
پنجاه دقیقه و بیست ثانیه محتوای درآمیخته با اطلاعات غلط، جانبدارانه و تحریفشده
📍اخیراً رادیو سگ سیاه پادکستی درباره اتیسم با نام «در ستایش اتیسم» منتشر کرده است. متاسفانه محتوای این پادکست سرشار از اطلاعات غیرعلمی، سطحی، بیتوجه به نظرات جامعه افراد دارای اتیسم و در مواردی تحریفآمیز است. در ادامه موارد را یک به یک شرح میدهم. مخاطب این نقد در وهله اول سازندگان رادیو سگ سیاه هستند که لازم است اگر هم راضی به حذف و تولید مجدد پادکست «در ستایش اتیسم» نمیشوند، دست کم این نقد را هم در اختیار مخاطبان بگذارند...
ادامه متن را در فایل بالا ببینید.
پانوشت: چون پادکست حاوی تعداد زیادی اشتباه است، آن را به اشتراک نمیگذارم. در صورت تمایل میتوانید آن را از صفحه اینستاگرام یا ساوندکلاود این رادیو با نام Radio Black Dog بشنوید.
@CriticalDisabilityStudies1
📌یادداشت
🖋 یکی از بیمسئولیتیهای سازمانهایی که در ایران با کودکان و افراد اتیستیک کار میکنن بیتوجهی به موضوعات مورد بحث درباره اتیسم در جهانه.
بخواهیم یا نخواهیم در ایران، سازمانی که مرجع ارایه خدمات به افراد دارای معلولیت بوده یعنی بهزیستی دههها زیرمجموعه وزارت بهداشت بوده و رویکردی صرفاً پزشکی-درمانی داشته و ساختار مواجه با معلولیت در ایران بیشتر متاثر از پزشکی بودن. از طرفی در ایران رویکرد خیریهای رویکرد غالب در خدمات اجتماعیه. یعنی نهادهای غیردولتی و دولتی بیشتر از این که نگاه اجتماعی داشته باشن، نگاه خیریهای دارن. در نگاه خیریهای، کسی که خدماتی میگیره، فارغ از کیفیت خدمات، درست بودن خدمات و اثربخشی اون، باید ممنون بخشش ملوکانه خیران باشه. حتی زمانی که کاری انجام میشه که ضرورت اجتماعی داره یا بخشی از قانون و در واقع وظیفه نهادهاست، میبینیم که برای اون نهاد و مدیرانش مراسم پاسداشت و قدردانی برگزار میشه. مثلا مناسبسازی یا ارایه خدمات ویژه معلولین در یک دانشگاه، وظیفه اون دانشگاهه، اما میبینیم که چون چند اقدام برای مناسبسازی انجام شده، برای رییس اون مجموعه مراسم قدردانی برگزار میشه، در حالی که مناسبسازی وظیفه اون نهاده، طبق قانون.
این دو موضوع، یعنی رویکرد پزشکی و رویکرد خیریهای درباره معلولان همیشه دستاندرکار به حاشیه راندن صدای معلولان بودن. ...
با زدن روی instant view ادامه متن رو بخونید
https://telegra.ph/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-11-22
🖋 یکی از بیمسئولیتیهای سازمانهایی که در ایران با کودکان و افراد اتیستیک کار میکنن بیتوجهی به موضوعات مورد بحث درباره اتیسم در جهانه.
بخواهیم یا نخواهیم در ایران، سازمانی که مرجع ارایه خدمات به افراد دارای معلولیت بوده یعنی بهزیستی دههها زیرمجموعه وزارت بهداشت بوده و رویکردی صرفاً پزشکی-درمانی داشته و ساختار مواجه با معلولیت در ایران بیشتر متاثر از پزشکی بودن. از طرفی در ایران رویکرد خیریهای رویکرد غالب در خدمات اجتماعیه. یعنی نهادهای غیردولتی و دولتی بیشتر از این که نگاه اجتماعی داشته باشن، نگاه خیریهای دارن. در نگاه خیریهای، کسی که خدماتی میگیره، فارغ از کیفیت خدمات، درست بودن خدمات و اثربخشی اون، باید ممنون بخشش ملوکانه خیران باشه. حتی زمانی که کاری انجام میشه که ضرورت اجتماعی داره یا بخشی از قانون و در واقع وظیفه نهادهاست، میبینیم که برای اون نهاد و مدیرانش مراسم پاسداشت و قدردانی برگزار میشه. مثلا مناسبسازی یا ارایه خدمات ویژه معلولین در یک دانشگاه، وظیفه اون دانشگاهه، اما میبینیم که چون چند اقدام برای مناسبسازی انجام شده، برای رییس اون مجموعه مراسم قدردانی برگزار میشه، در حالی که مناسبسازی وظیفه اون نهاده، طبق قانون.
این دو موضوع، یعنی رویکرد پزشکی و رویکرد خیریهای درباره معلولان همیشه دستاندرکار به حاشیه راندن صدای معلولان بودن. ...
با زدن روی instant view ادامه متن رو بخونید
https://telegra.ph/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-11-22
Telegraph
یادداشت
یکی از بیمسئولیتیهای سازمانهایی که در ایران با کودکان و افراد اتیستیک کار میکنن بیتوجهی به موضوعات مورد بحث درباره اتیسم در جهانه. بخواهیم یا نخواهیم در ایران، سازمانی که مرجع ارایه خدمات به افراد دارای معلولیت بوده یعنی بهزیستی دههها زیرمجموعه وزارت…
خشونت علیه زنان یعنی از دخترا انتظار بره گوشهگیر باشن و این «نجابت» طبیعی قلمداد بشه، و به همین خاطر هرگز معلمان/والدین شک نمیکنن ممکنه اون دختر اتیستیک باشه.
به خاطر این کلیشه، میلیونها دختر دارای #اتیسم هایفانکشنال در سراسر دنیا هرگز تشخیص #اوتیسم هایفانکشنال نمیگیرن.
نگرفتن تشخیص تبعات روانی و اجتماعی زیادی داره: آگاه نشدن به وضعیت خود و در نتیجه سرزنش خود، کاهش اعتماد به نفس، سرکوب خواستهها و نیازها، تحمل فشارهای جسمی و روانی ناشی از تلاش برای شبیه کردن خود به اکثریت و ... .
البته با گرفتن تشخیص الزاماً همه اینها حل نمیشن، اما شانس حل شدن اینا بیشتر میشه و گاهی، دست کم در نظامهای حمایتی برخی کشورها، ممکنه برخی امکانات و مناسبسازی ها برای فرد اتیستیک هایفانکشنال فراهم بشه.
در این باره پست زیر رو بخونید 👇🏾
@CriticalDisabilityStudies1
به خاطر این کلیشه، میلیونها دختر دارای #اتیسم هایفانکشنال در سراسر دنیا هرگز تشخیص #اوتیسم هایفانکشنال نمیگیرن.
نگرفتن تشخیص تبعات روانی و اجتماعی زیادی داره: آگاه نشدن به وضعیت خود و در نتیجه سرزنش خود، کاهش اعتماد به نفس، سرکوب خواستهها و نیازها، تحمل فشارهای جسمی و روانی ناشی از تلاش برای شبیه کردن خود به اکثریت و ... .
البته با گرفتن تشخیص الزاماً همه اینها حل نمیشن، اما شانس حل شدن اینا بیشتر میشه و گاهی، دست کم در نظامهای حمایتی برخی کشورها، ممکنه برخی امکانات و مناسبسازی ها برای فرد اتیستیک هایفانکشنال فراهم بشه.
در این باره پست زیر رو بخونید 👇🏾
@CriticalDisabilityStudies1
در سال ۱۹۹۵، افراد دارای معلولیت چندین بار برای اعتراض به خیابان آمدند و تخمین زده میشود که دستکم ۱۰۰ هزار نفر از افراد داری معلولیت در این اعتراضات شرکت داشتند. آنها خود را به در ادارات، اتوبوسها، قطارهای شهری زنجیر کردند، جلوی اتوبوسها خوابیدند، خیابانها را بندآوردند و شهر های انگلستان را «فلج» کردند تا به جامعهای که سرتاپا و تا بن دندان برای نامعلولان ساخته شده است نشان دهند نداشتن امکان برای رفتن به سرکار و انجام فعالیتهای روزمره چگونه است. و نشان دهند که اگر معلولیتستیزی و تواناسالاری عقبنشینی نکند، با بدنهای موسوم به «ناتوان» خود میتوانند بازی را به هم بریزند.
در ویدئوی زیر بخشهایی از این اعتراضات را میتوانید ببینید.
در همان سال در انگلستان و در پی این اعتراضات عظیم، قانون منع تبعیض علیه معلولان به تصویب رسید. بسیاری از کشورها نیز به ضرورت وجود چنین قانونی پی بردند. اما این پایان کار نبوده و نیست و جامعه بشری راه زیادی تا به زبالهدانی تاریخ فرستادن معلولیتستیزی و تواناسالاری دارد.
اگر امروز حقوق معلولان در برخی کشورها دستکم روی کاغذ به رسمیت شناخته شده است، نه نتیجه بذل و بخشش دولتها و حکومتهاست، نه نتیجه الطاف کاسبان خیریهای که با وجیزههای ناچیز و تحقیر آمیز، برخورداری از حقوق اجتماعی را تبدیل به موضوعی خیریهای کردهاند.
این پیروزیها و قدمها ی کوچک نتیجه کنشگری افراد دارای معلولیت بوده است و باید در کنار همه گروههای ستمدیده به تلاش و مبارزه برای پایان دادن به هر نوع ستم، تبعیض، حذف و طرد ادامه داد.
https://youtu.be/7ERL3AVPrjY
@CriticalDisabilityStudies1
در ویدئوی زیر بخشهایی از این اعتراضات را میتوانید ببینید.
در همان سال در انگلستان و در پی این اعتراضات عظیم، قانون منع تبعیض علیه معلولان به تصویب رسید. بسیاری از کشورها نیز به ضرورت وجود چنین قانونی پی بردند. اما این پایان کار نبوده و نیست و جامعه بشری راه زیادی تا به زبالهدانی تاریخ فرستادن معلولیتستیزی و تواناسالاری دارد.
اگر امروز حقوق معلولان در برخی کشورها دستکم روی کاغذ به رسمیت شناخته شده است، نه نتیجه بذل و بخشش دولتها و حکومتهاست، نه نتیجه الطاف کاسبان خیریهای که با وجیزههای ناچیز و تحقیر آمیز، برخورداری از حقوق اجتماعی را تبدیل به موضوعی خیریهای کردهاند.
این پیروزیها و قدمها ی کوچک نتیجه کنشگری افراد دارای معلولیت بوده است و باید در کنار همه گروههای ستمدیده به تلاش و مبارزه برای پایان دادن به هر نوع ستم، تبعیض، حذف و طرد ادامه داد.
https://youtu.be/7ERL3AVPrjY
@CriticalDisabilityStudies1
YouTube
Disability Discrimination Act: The disabled activists who brought London to a halt
Twenty-five years ago the Disability Discrimination Act was passed, a landmark piece of legislation which ensured, for the first time, that disabled people had civil rights.
Hundreds of disabled people took to the streets, chaining themselves to buses and…
Hundreds of disabled people took to the streets, chaining themselves to buses and…
در جشنواره فیلم چشمانداز ایران- کلن، بخشی اختصاصی برای آثار کوتاه فیلمسازان زن ایرانی در نظر گرفته شده است که به صورت آنلاین با خرید بلیط در لینک زیر در دسترس است.
در این بخش انیمیشن «ایکی» از پرستو کاردگر به نمایش در آمده است.
این انیمیشن کوتاه را چند ماه پیش رفیقی که آن را قبلاً در فستیوال بیلبائو دیده بود معرفی کرد و اصرار داشت آن را حتماً ببینم.
این انیمیشن کوتاه و نمادین روایتی از زندگی کودکی متفاوت است در دنیای انسانهای نوروتیپیکال.
https://visionsofiran.onlinefilmfestival.de/movies/women-in-iran-short-films-2
@CriticalDisabilityStudies1
در این بخش انیمیشن «ایکی» از پرستو کاردگر به نمایش در آمده است.
این انیمیشن کوتاه را چند ماه پیش رفیقی که آن را قبلاً در فستیوال بیلبائو دیده بود معرفی کرد و اصرار داشت آن را حتماً ببینم.
این انیمیشن کوتاه و نمادین روایتی از زندگی کودکی متفاوت است در دنیای انسانهای نوروتیپیکال.
https://visionsofiran.onlinefilmfestival.de/movies/women-in-iran-short-films-2
@CriticalDisabilityStudies1
چرا باید با روش ABA مخالفت کنیم و مانع ترویجش بشیم؟
۱. روش موسوم به ABA یا Applied Behavioral Analysis یا تحلیل رفتار کاربردی که روانشناسا ادعا میکنن درمانیه برای #اتیسم، هم کلاهبرداریه و هم #کودکآزاری و هم #معلولیتستیز.
این نظر بسیاری از کنشگران اتیستیکه.
اما خوب متخصصان عزیز با چی پول دربیارن؟
۲. تو این روش هدف اینه: همشکل کردن کودک اتیستیک با اکثریت نوروتیپیکال از طریق آموزش و ابزار انضباطیش هم اینه: «محرومیت» و اقدام به «تنبیه» (گرچه نرم! و از نوع روانشناختی) برای رفتاری که از نظر تراپیست/روانشناس/کاردرمانگر مطلوب نیست و تشویق رفتاری که به نظرشون مطلوبه.
۳. استفاده از بازی در آموزش از منطق کثیف و آزاری که به بچهها میرسه و فشاری که به بچهها وارد میشه تا خودشون نباشن کم نمیکنه.
بچه اتیستیک رفتار #اتیستیک رو انتخاب نکرده/یاد نگرفته. درک این سخت نیست. ABA مثل اینه که با آموزش و تنبیه و تشویق بخوان فرد نابینا رو غیرنابینا کنید.
۴. ممکنه یکی بگه خوب یادگرفتن و اجتماعی شدن بخشی از فرایندیه که هر کودکی طی میکنه. درسته. اما مسأله اینجاست که:
اولاً سیستم انضباطی تنبیه/محرومیت و تشویق در همین آموزش عام که هر کودکی میبینه هم غلطه.
ثانیاً چرا اصول، روش و محتوای این آموزش خاص باید بر اساس معیارها و اصولی باشه که معیارهای بیرونی نوروتیپیکال رو تحمیل بکنه به بچهها؟
ثالثاً، چرا باید برای این روش پول پرداخت؟
رابعاً، چرا این آموزش هدفش یکدست کردن بچههای اتیستیک با اکثریته؟
خامساً، چرا محتوای این آموزش بیشتر روی تفاوتها و تغییرشون تمرکز داره، نه روی چیزها و مسایل عام و عمومی؟
@CriticalDisabilityStudies1
۱. روش موسوم به ABA یا Applied Behavioral Analysis یا تحلیل رفتار کاربردی که روانشناسا ادعا میکنن درمانیه برای #اتیسم، هم کلاهبرداریه و هم #کودکآزاری و هم #معلولیتستیز.
این نظر بسیاری از کنشگران اتیستیکه.
اما خوب متخصصان عزیز با چی پول دربیارن؟
۲. تو این روش هدف اینه: همشکل کردن کودک اتیستیک با اکثریت نوروتیپیکال از طریق آموزش و ابزار انضباطیش هم اینه: «محرومیت» و اقدام به «تنبیه» (گرچه نرم! و از نوع روانشناختی) برای رفتاری که از نظر تراپیست/روانشناس/کاردرمانگر مطلوب نیست و تشویق رفتاری که به نظرشون مطلوبه.
۳. استفاده از بازی در آموزش از منطق کثیف و آزاری که به بچهها میرسه و فشاری که به بچهها وارد میشه تا خودشون نباشن کم نمیکنه.
بچه اتیستیک رفتار #اتیستیک رو انتخاب نکرده/یاد نگرفته. درک این سخت نیست. ABA مثل اینه که با آموزش و تنبیه و تشویق بخوان فرد نابینا رو غیرنابینا کنید.
۴. ممکنه یکی بگه خوب یادگرفتن و اجتماعی شدن بخشی از فرایندیه که هر کودکی طی میکنه. درسته. اما مسأله اینجاست که:
اولاً سیستم انضباطی تنبیه/محرومیت و تشویق در همین آموزش عام که هر کودکی میبینه هم غلطه.
ثانیاً چرا اصول، روش و محتوای این آموزش خاص باید بر اساس معیارها و اصولی باشه که معیارهای بیرونی نوروتیپیکال رو تحمیل بکنه به بچهها؟
ثالثاً، چرا باید برای این روش پول پرداخت؟
رابعاً، چرا این آموزش هدفش یکدست کردن بچههای اتیستیک با اکثریته؟
خامساً، چرا محتوای این آموزش بیشتر روی تفاوتها و تغییرشون تمرکز داره، نه روی چیزها و مسایل عام و عمومی؟
@CriticalDisabilityStudies1
حرفهای دیمون، کنشگر اتیستیک غیرکلامی، شاید کمی نگاه شما به آنچه روانپزشکان بهش اوتیسم «شدید» یا سطح ۳ میگن تغییر بده.
این مدت اخیر چند بار حرفهای دیمون رو گوش دادم و به این نتیجه رسیدم که اگر قرار به تبیین علمی اوتیسم باشه، به جای روانشناسی و عصبشناسی یا روانپزشکی، رهبری تحقیقات باید بر دوش انسانشناسی اجتماعی باشه.
https://youtu.be/CtK9paFGUjc
@CriticalDisabilityStudies1
این مدت اخیر چند بار حرفهای دیمون رو گوش دادم و به این نتیجه رسیدم که اگر قرار به تبیین علمی اوتیسم باشه، به جای روانشناسی و عصبشناسی یا روانپزشکی، رهبری تحقیقات باید بر دوش انسانشناسی اجتماعی باشه.
https://youtu.be/CtK9paFGUjc
@CriticalDisabilityStudies1
YouTube
Reframing "Severe" Autism, by Damon Kirsebom
My name is Damon Kirsebom, and I am autistic, and mostly nonspeaking. It is my belief that it is time to reframe the way so-called "severe" autism is viewed. While I don't speak for everyone, there are many who describe their autism as I do mine. Thanks…
واقعاً این چشمانداز تباه رو خیریهها و خیریهچیها ساختن که کافه با پیشخدمت اوتیستیک یا دارای سندروم داون میشه دستاورد.
در گوشه دیگری از دنیا هم شارلوت که سندروم داون داره کفش آهنین پا کرده و با کمک انجمنشون بعد از ۹ سال تلاش تبعیض علیه افراد دارای سندروم داون در پیوند قلب رو غیرقانونی کردن. شارلوت خودش ۹ سال پیش عمل پیوند انجام داده بوده و میگه دیدم همه ممکنه مثل من در وضعیتی نباشن که مورد تبعیض واقع نشن، پس باید کاری کرد (نقل به مضمون).
ممکنه کسی بپرسه مشکل اولی، یعنی کافه چیه؟
ارایه تصویر گوگولی مگولی از معلولیت، الطاف «خیرانه» و «بزرگمنشانه» به جای حق، درست کردن موزه/کافه برای وقتگذرانی مشتریان با «دیوانگان»، ارضای عذاب وجدان و در عین حال کار خاصی نکردن و زحمت ویژهای نکشیدن، نمایش تبلیغی، ترحم و ... .
اهمیت دومی، یعنی قانون منع تبعیض در پیوند عضو چیه؟
یعنی معلول زائد نیست، معلول حق دارد و بهرهوری اقتصادی ملاک حقوق انسانی نیست. درست خلاف چیزی که صنعت و کاسبی توانبخشی، از صدر تا ذیل به دنبالشه.
خیلی از افراد دارای سندروم داون مشکل در حفره قلب دارن و لازمه عمل پیوند انجام بدن اما گرانه و چون معلولن در اولویت جامعه معلولیتستیز نیستن.
https://www.forbes.com/sites/allisonnorlian/2021/01/04/a-woman-with-down-syndrome-has-fought-for-organ-transplant-anti-discrimination-legislation-for-years-now-its-been-proposed-and-named-after-her/amp/#click=https://t.co/dGC2gXJYSp
@CriticalDisabilityStudies1
در گوشه دیگری از دنیا هم شارلوت که سندروم داون داره کفش آهنین پا کرده و با کمک انجمنشون بعد از ۹ سال تلاش تبعیض علیه افراد دارای سندروم داون در پیوند قلب رو غیرقانونی کردن. شارلوت خودش ۹ سال پیش عمل پیوند انجام داده بوده و میگه دیدم همه ممکنه مثل من در وضعیتی نباشن که مورد تبعیض واقع نشن، پس باید کاری کرد (نقل به مضمون).
ممکنه کسی بپرسه مشکل اولی، یعنی کافه چیه؟
ارایه تصویر گوگولی مگولی از معلولیت، الطاف «خیرانه» و «بزرگمنشانه» به جای حق، درست کردن موزه/کافه برای وقتگذرانی مشتریان با «دیوانگان»، ارضای عذاب وجدان و در عین حال کار خاصی نکردن و زحمت ویژهای نکشیدن، نمایش تبلیغی، ترحم و ... .
اهمیت دومی، یعنی قانون منع تبعیض در پیوند عضو چیه؟
یعنی معلول زائد نیست، معلول حق دارد و بهرهوری اقتصادی ملاک حقوق انسانی نیست. درست خلاف چیزی که صنعت و کاسبی توانبخشی، از صدر تا ذیل به دنبالشه.
خیلی از افراد دارای سندروم داون مشکل در حفره قلب دارن و لازمه عمل پیوند انجام بدن اما گرانه و چون معلولن در اولویت جامعه معلولیتستیز نیستن.
https://www.forbes.com/sites/allisonnorlian/2021/01/04/a-woman-with-down-syndrome-has-fought-for-organ-transplant-anti-discrimination-legislation-for-years-now-its-been-proposed-and-named-after-her/amp/#click=https://t.co/dGC2gXJYSp
@CriticalDisabilityStudies1
Forbes
A Woman With Down Syndrome Has Fought For Organ Transplant Anti-Discrimination Legislation For Years; Now, It’s Been Proposed,…
Many people with Down syndrome and other disabilities are not prioritized for organ transplants, and are often turned away, just because they have a disability. But new proposed federal legislation would change that reality.
میخوان منابع کتابخانه نابینایان مرکز رودکی رو، مرکزی که محمد خزائلی آموزگار نابینا تاسیسش کرد، به کتابخانه ملی منتقل کنن.
اولاً، دسترسی به کتابخانه ملی سخته بدون وسیله نقلیه شخصی. ثانیاً تضمین دسترسی عمومی بدون شرط مدرک تحصیلی چی میشه؟
ثالثاً، این کار دهن کجی به اصل کنترل و تصمیمگیری در امور معلولان توسط معلولانه.
رابعاً، مرکز رودکی محل رفتوآمد نابینایان زیادیه و چرا باید کتابخانه منتقل بشه به جای دیگه؟ اگر دنبال توسعه/فراگیرسازی کتابخانه ملی هستن، چرا این کار رو به قیمت خالی کردن مرکز رودکی از منابع بریل انجام میدن؟
خامساً، کتابخانه رودکی اساسنامه داره و مستقله، تا همینجا هم با سپردن مرکز نابینایان رودکی به بخش خصوصی، دولت دخالت بیجا کرده. هم نباید بیشتر مداخله کنه و هم باید مداخلات بیجای قبلی رو جبران کنه.
@CriticalDisabilityStudies1
اولاً، دسترسی به کتابخانه ملی سخته بدون وسیله نقلیه شخصی. ثانیاً تضمین دسترسی عمومی بدون شرط مدرک تحصیلی چی میشه؟
ثالثاً، این کار دهن کجی به اصل کنترل و تصمیمگیری در امور معلولان توسط معلولانه.
رابعاً، مرکز رودکی محل رفتوآمد نابینایان زیادیه و چرا باید کتابخانه منتقل بشه به جای دیگه؟ اگر دنبال توسعه/فراگیرسازی کتابخانه ملی هستن، چرا این کار رو به قیمت خالی کردن مرکز رودکی از منابع بریل انجام میدن؟
خامساً، کتابخانه رودکی اساسنامه داره و مستقله، تا همینجا هم با سپردن مرکز نابینایان رودکی به بخش خصوصی، دولت دخالت بیجا کرده. هم نباید بیشتر مداخله کنه و هم باید مداخلات بیجای قبلی رو جبران کنه.
@CriticalDisabilityStudies1
گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن
مبارزات زنان در سرتاسر جهان تاثیر قابل توجهی بر کنشگری در زمینه معلولیت داشته. در واقع مبارزات معلولان روی دوش مبارزات کارگران، زنان و رنگینپوستان ایستاده و از اون ها یادگرفته.
یکی از این تاثیرات جلب توجه به تحلیلهای برساختگرا از معلولیت و نقش مهم عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر تبعیضه. این توجه مستقیماً در شوریدن معلولان علیه نگرش پزشکینه به معلولیت نقش داشته.
تاثیر دیگه در سازماندهی و سازمانیابی معلولانه. زنان با ایده «زنان با زنان و برای زنان» نوعی سیاست هویت مترقی رو جایگزین سیاستی کردن که در اون صدای مردان همیشه بلندتر از زنان بود، حتی زمانی که در مورد زنان قرار بود حرفی زده بشه. نمود این تاثیر در کنشگری های خود معلولان برای خودشون و سازمانیابیهاشون بوده.
سومین تاثیر، گشودگی فمنیستها و همپیمان شدنشون با معلولان برای بسط نگاه اینترسکشناله خصوصاً به میانجی عمده کردن بحث حول مسأله کار مراقبتی. و این یکی از اون نقطههای کلیدیه. فمینیسم رادیکال و چپ با نقد اقتصاد سیاسی نولیبرال، عرصه بحث رو برای نقد کاهش و حذف خدمات عمومی باز کرده و به موضوع افزایش حجم کار مراقبتی پرداخت که قبلاً بخشیش با واسطه خدمات عمومی رایگان وظیفه دولت بود. با کاهش خدمات عمومی، زنانی که نزدیکان معلول دارن بیشتر تحت فشار خواهند بود چون باید کارهایی که وظیفه دولته رو به واسطه کلیشههای جنسیتی مربوط به کار مراقبتی انجام بدن.
تاثیر بعدی، باز شدن بحثهای حول محور اصلاح، تغییر و مناسبسازی محیط کار به واسطه جنسه. مثلاً موضوع مرخصی زایمان، مهد کودک در محیط کار و ... . این بحثها اثر زیادی بر جلب توجه به ضرورت مناسبسازی محیط کار برای معلولان داشته: محیط و مناسبات کار باید بر اساس نیازهای نیروی کار مناسب و تعدیل بشه.
این بحثا همگی میتونن موضوع اهمیت فراگیرسازی محیط کار رو بیشتر کنن.
یکی دیگه از تاثیرات کنشگری فمینیستی این بوده که با جلب توجه به حقوق زنان معلول ما رو متوجه اثرپذیری بیشتر زنان از معلولیت به خاطر قرار گرفتن در محل تلاقی دو تبعیض مبتنی بر جنس/جنسیت و تبعیض مبتنی بر معلولیت کرده.
همچنین فمینیسم با به چالش کشیدن عصبشناسی مردسالار و مبتنی بر کلیشههای جنسی و جنسیت ضربات سختی به یکی از بزرگ ترین دشمنان معلولان، یعنی رویکرد یکجانبه معلولیتهراس و مردسالار پزشکینه وارد کرده.
@CriticalDisabilityStudies1
مبارزات زنان در سرتاسر جهان تاثیر قابل توجهی بر کنشگری در زمینه معلولیت داشته. در واقع مبارزات معلولان روی دوش مبارزات کارگران، زنان و رنگینپوستان ایستاده و از اون ها یادگرفته.
یکی از این تاثیرات جلب توجه به تحلیلهای برساختگرا از معلولیت و نقش مهم عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر تبعیضه. این توجه مستقیماً در شوریدن معلولان علیه نگرش پزشکینه به معلولیت نقش داشته.
تاثیر دیگه در سازماندهی و سازمانیابی معلولانه. زنان با ایده «زنان با زنان و برای زنان» نوعی سیاست هویت مترقی رو جایگزین سیاستی کردن که در اون صدای مردان همیشه بلندتر از زنان بود، حتی زمانی که در مورد زنان قرار بود حرفی زده بشه. نمود این تاثیر در کنشگری های خود معلولان برای خودشون و سازمانیابیهاشون بوده.
سومین تاثیر، گشودگی فمنیستها و همپیمان شدنشون با معلولان برای بسط نگاه اینترسکشناله خصوصاً به میانجی عمده کردن بحث حول مسأله کار مراقبتی. و این یکی از اون نقطههای کلیدیه. فمینیسم رادیکال و چپ با نقد اقتصاد سیاسی نولیبرال، عرصه بحث رو برای نقد کاهش و حذف خدمات عمومی باز کرده و به موضوع افزایش حجم کار مراقبتی پرداخت که قبلاً بخشیش با واسطه خدمات عمومی رایگان وظیفه دولت بود. با کاهش خدمات عمومی، زنانی که نزدیکان معلول دارن بیشتر تحت فشار خواهند بود چون باید کارهایی که وظیفه دولته رو به واسطه کلیشههای جنسیتی مربوط به کار مراقبتی انجام بدن.
تاثیر بعدی، باز شدن بحثهای حول محور اصلاح، تغییر و مناسبسازی محیط کار به واسطه جنسه. مثلاً موضوع مرخصی زایمان، مهد کودک در محیط کار و ... . این بحثها اثر زیادی بر جلب توجه به ضرورت مناسبسازی محیط کار برای معلولان داشته: محیط و مناسبات کار باید بر اساس نیازهای نیروی کار مناسب و تعدیل بشه.
این بحثا همگی میتونن موضوع اهمیت فراگیرسازی محیط کار رو بیشتر کنن.
یکی دیگه از تاثیرات کنشگری فمینیستی این بوده که با جلب توجه به حقوق زنان معلول ما رو متوجه اثرپذیری بیشتر زنان از معلولیت به خاطر قرار گرفتن در محل تلاقی دو تبعیض مبتنی بر جنس/جنسیت و تبعیض مبتنی بر معلولیت کرده.
همچنین فمینیسم با به چالش کشیدن عصبشناسی مردسالار و مبتنی بر کلیشههای جنسی و جنسیت ضربات سختی به یکی از بزرگ ترین دشمنان معلولان، یعنی رویکرد یکجانبه معلولیتهراس و مردسالار پزشکینه وارد کرده.
@CriticalDisabilityStudies1
تعارف را کنار بگذاریم، طرح جوانی جمعیت ارتجاعی است و در نقد و رد یک ارتجاع نمیتوان به دامن ارتجاعی دیگر متوسل شد. موضوع فقط و فقط حق بر بدن زنان است. دنباله منطقی این اشارهها و گریزها به مسأله تولد کودکان معلول فقط منتهی به توجیه نوعی از بهنژادی (یوژنیک) خواهد شد. ساندرا لوی در انتهای مدخل تواناسالاری (تواناپرستی) در دانشنامه معلولیت به ایجاز، اما دقیق موضوع را شرح داده:
«جوامعی که سقط جنینی را که احتمال دارد معلول متولد شود مجاز میدانند و اما سقط جنینی را که به احتمال زیاد سالم متولد خواهد شد ممنوع کردهاند
حیات افراد معلول را ناموجه میدانند.»
@CriticalDisabilityStudies1
«جوامعی که سقط جنینی را که احتمال دارد معلول متولد شود مجاز میدانند و اما سقط جنینی را که به احتمال زیاد سالم متولد خواهد شد ممنوع کردهاند
حیات افراد معلول را ناموجه میدانند.»
@CriticalDisabilityStudies1
درباره انیمیشن #ایکی ، ساخته پرستو کاردگر، گفته بودم قبلاً.
الان میتونید برید و در یوتوب ببینید.
این انیمیشن کوتاه و نمادین روایتی از زندگی کودکی متفاوت است در دنیای انسانهای نوروتیپیکال و ناپذیرا.
https://youtu.be/s8GJTQQopXc
@CriticalDisabilityStudies1
الان میتونید برید و در یوتوب ببینید.
این انیمیشن کوتاه و نمادین روایتی از زندگی کودکی متفاوت است در دنیای انسانهای نوروتیپیکال و ناپذیرا.
https://youtu.be/s8GJTQQopXc
@CriticalDisabilityStudies1
چرا در روز اوتیسم سر و کله یک دوجین متخصص پیدا میشود که از بیمه توانبخشی حرف میزنند، اما لام تا کام حرفی از مناسبسازی محیطی، گسترش مدارس فراگیر، آگاهیرسانی عمومی، نرخ بیکاری بالا، خدمات تشخیصی رایگان، تبعات سنگین خصوصیسازی و کالاییسازی خدمات اجتماعی برای معلولان و ... حرفی به میان نمیآورند؟
پاسخ دشوار نیست، تنها راه مواجهه با اوتیسم که پیش روی افراد اتیستیک و خانوادهشان گذاشته میشود روشها و برنامههای توانبخشی فردی غیراصولی نظیر ABA است. این روشها و مداخلات توسط چه کسانی انجام میشود؟ امثال همین متخصصان. حالا که خانوادهها روز به روز به خاطر فقر قدرت خرید این خدمات را از دست میدهند، راه چاره برای تداوم این کسبوکار نفرتانگیز و خالی نشدن جیب کاسبان متخصص چیست؟ دست کردن در جیب بیمه و بودجه.
بیمه یک حق است، بیمه فراگیر و برای همه و با حداکثر پوشش، اما قرار نیست به بهانه این حق، جماعت روانشناس و کاردرمانگر پیگیری منافع مادی خودشان را دلمشغولی و نگرانی بابت حقوق ما جا بزنند.
@CriticalDisabilityStudies1
پاسخ دشوار نیست، تنها راه مواجهه با اوتیسم که پیش روی افراد اتیستیک و خانوادهشان گذاشته میشود روشها و برنامههای توانبخشی فردی غیراصولی نظیر ABA است. این روشها و مداخلات توسط چه کسانی انجام میشود؟ امثال همین متخصصان. حالا که خانوادهها روز به روز به خاطر فقر قدرت خرید این خدمات را از دست میدهند، راه چاره برای تداوم این کسبوکار نفرتانگیز و خالی نشدن جیب کاسبان متخصص چیست؟ دست کردن در جیب بیمه و بودجه.
بیمه یک حق است، بیمه فراگیر و برای همه و با حداکثر پوشش، اما قرار نیست به بهانه این حق، جماعت روانشناس و کاردرمانگر پیگیری منافع مادی خودشان را دلمشغولی و نگرانی بابت حقوق ما جا بزنند.
@CriticalDisabilityStudies1
Forwarded from بيدارزنى
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 بخشهایی از سخنرانی آنجلا دیویس، «انقلاب یا مقاومت»
برگردان: سروناز احمدی
#آنجلادیویس فعال سیاسی و استاد افتخاری دانشگاه سانتا کروزِ کالیفرنیا به عنوان یکی از شخصیتهای مهم تاریخی در راه مبارزه برای حقوق بشر و علیه تبعیض نژادی در مورد معنای انقلاب در زمان ما سخن میگوید.
او به نقد فمینیسم جریان غالب که آن را سفید می خواند می پردازد، فمینیسمی که نمونه بارز آن #فمینیسم سقف شیشه ای است. به اعتقاد او این نوع فمینیسم به حمایت از زنانی می پردازد که همین الان هم امتیازهای فراورانی دارند و دغدغه زنان کارگر، فقیر، رنگین پوست و ترنس را ندارد.
به اعتقاد او #اینترسکشنالیتی درهمتنیدگی سرشتِ هویتها را به رسمیت میشناسد و برای مبارزه این هویتهای درهم تنیده در راه عدالت اجتماعی بسیار کارآمد است.
به اعتقاد او #انقلاب واژگونسازی روندهای هنجارگرا است و باید همواره در تلاش باشیم تا چیزهایی که عادی و هنجاری شدهاند به چالش بکشیم. از همین روست که خود را همچنان فمینیسم الغاگر میخواند.
#زنان_انقلابی
@bidarzani
برگردان: سروناز احمدی
#آنجلادیویس فعال سیاسی و استاد افتخاری دانشگاه سانتا کروزِ کالیفرنیا به عنوان یکی از شخصیتهای مهم تاریخی در راه مبارزه برای حقوق بشر و علیه تبعیض نژادی در مورد معنای انقلاب در زمان ما سخن میگوید.
او به نقد فمینیسم جریان غالب که آن را سفید می خواند می پردازد، فمینیسمی که نمونه بارز آن #فمینیسم سقف شیشه ای است. به اعتقاد او این نوع فمینیسم به حمایت از زنانی می پردازد که همین الان هم امتیازهای فراورانی دارند و دغدغه زنان کارگر، فقیر، رنگین پوست و ترنس را ندارد.
به اعتقاد او #اینترسکشنالیتی درهمتنیدگی سرشتِ هویتها را به رسمیت میشناسد و برای مبارزه این هویتهای درهم تنیده در راه عدالت اجتماعی بسیار کارآمد است.
به اعتقاد او #انقلاب واژگونسازی روندهای هنجارگرا است و باید همواره در تلاش باشیم تا چیزهایی که عادی و هنجاری شدهاند به چالش بکشیم. از همین روست که خود را همچنان فمینیسم الغاگر میخواند.
#زنان_انقلابی
@bidarzani
درباره تصویر بالا 👆🏽👇🏽
«امید به سقط جنین با کشف ژن همجنسگرایی»
تیتر مطلبی در روزنامه دیلی میل، ۱۶ جولای ۱۹۹۳
آن روزها دانشمندان امیدوار بودند که بتوانند ژنی را پیدا کنند که روی همجنسگرایی اثر گذار است و با شناسایی آن در جنین موقع غربالگری، بتوان اقدام به حذف جنینهایی که همجنسگرا خواهند شد، کرد.
در نتیجه تلاشهای پزشکان و روانشناسان مترقی و خود جامعه رنگینکمانی، علم ژنتیک کمابیش اوهامی از این دست را رها کرد (گرچه هنوز راه زیادی مانده و پزشکان و روانپزشکان همجنسگراهراس و همجنسگراستیز هنوز وجود دارند).
اما سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی با منطق حذف ژنهای «نامرغوب» ادامه دارد.
برای برخی معلولیتها پایه ژنتیک اثبات شده وجود دارد، برای برخی دیگر نه و برخی دیگر نیز میتوانند دارای پایه ژنتیک باشند، اما نه الزاماً و در همه موارد. اوتیسم در دسته سوم قرار دارد. یعنی اوتیسم برخی از افراد اوتیستیک پایه ژنتیک دارد. همین دانشمندان را به فکر انداخته که بتوانند روشی برای تشخیص اوتیسم در جنین پیدا کنند و آن را بدل به یکی از مواردی کنند که در غربالگری شناسایی میشود.
به بریده روزنامه برگردیم. سوال این جاست: چه کسی تعریف میکند عارضهمندی نامطلوب است؟ چرا برخی عارضهمندیها چندان جلب توجه نمیکنند؟ چرا برخی عارضهمندیها با وجود کارکردهای که دارند، نامطلوب تلقی میشوند؟ چگونه مرز میان عارضهمندی و بهنجار بودگی تعریف میشود؟ مرز میان این دو کجاست؟
معناهای اجتماعی حول همجنسگرایی چه تغییری کردهاند که تحقیقات دست از وارد کردن تشخیص پایه ژنتیک همجنسگرایی برداشتند؟
کدام معناها و مناسبات اجتماعی باعث میشوند دانشمندان بروند سراغ اوتیسم و وارد کردن آن به غربالگری در دوران جنینی؟ چرا برای یک موسسه که هدف اصلیش پیشگیری از اوتیسم است در کمتر از یک روز ۶۰۰ هزار دلار کمک مردمی جمع میشود؟ چرا دانشگاه استنفورد قصد دارد برای تحقیقات خود درباره درمان اوتیسم کودکان ۲ تا ۶ سال را در کارآزمایی دارو به کار گیرد؟
«امید به سقط جنین با کشف ژن همجنسگرایی»
تیتر مطلبی در روزنامه دیلی میل، ۱۶ جولای ۱۹۹۳
آن روزها دانشمندان امیدوار بودند که بتوانند ژنی را پیدا کنند که روی همجنسگرایی اثر گذار است و با شناسایی آن در جنین موقع غربالگری، بتوان اقدام به حذف جنینهایی که همجنسگرا خواهند شد، کرد.
در نتیجه تلاشهای پزشکان و روانشناسان مترقی و خود جامعه رنگینکمانی، علم ژنتیک کمابیش اوهامی از این دست را رها کرد (گرچه هنوز راه زیادی مانده و پزشکان و روانپزشکان همجنسگراهراس و همجنسگراستیز هنوز وجود دارند).
اما سرمایهگذاریهای دولتی و خصوصی با منطق حذف ژنهای «نامرغوب» ادامه دارد.
برای برخی معلولیتها پایه ژنتیک اثبات شده وجود دارد، برای برخی دیگر نه و برخی دیگر نیز میتوانند دارای پایه ژنتیک باشند، اما نه الزاماً و در همه موارد. اوتیسم در دسته سوم قرار دارد. یعنی اوتیسم برخی از افراد اوتیستیک پایه ژنتیک دارد. همین دانشمندان را به فکر انداخته که بتوانند روشی برای تشخیص اوتیسم در جنین پیدا کنند و آن را بدل به یکی از مواردی کنند که در غربالگری شناسایی میشود.
به بریده روزنامه برگردیم. سوال این جاست: چه کسی تعریف میکند عارضهمندی نامطلوب است؟ چرا برخی عارضهمندیها چندان جلب توجه نمیکنند؟ چرا برخی عارضهمندیها با وجود کارکردهای که دارند، نامطلوب تلقی میشوند؟ چگونه مرز میان عارضهمندی و بهنجار بودگی تعریف میشود؟ مرز میان این دو کجاست؟
معناهای اجتماعی حول همجنسگرایی چه تغییری کردهاند که تحقیقات دست از وارد کردن تشخیص پایه ژنتیک همجنسگرایی برداشتند؟
کدام معناها و مناسبات اجتماعی باعث میشوند دانشمندان بروند سراغ اوتیسم و وارد کردن آن به غربالگری در دوران جنینی؟ چرا برای یک موسسه که هدف اصلیش پیشگیری از اوتیسم است در کمتر از یک روز ۶۰۰ هزار دلار کمک مردمی جمع میشود؟ چرا دانشگاه استنفورد قصد دارد برای تحقیقات خود درباره درمان اوتیسم کودکان ۲ تا ۶ سال را در کارآزمایی دارو به کار گیرد؟
Forwarded from کمپین معلولان
📌مطالعات انتقادی اوتیسم
🔍کاوشی در مباحثات و تقاطعهای معرفتی که فهم غالب از اوتیسم را به چالش میکشند
🔻اوتیسم معمولاً به مثابۀ مشکلی پزشکی-درمانی فهم میشود و یعنی دانشمندان سعی دارند اوتیسم را از اساس از حیث نحوۀ کار مغز افراد درک کنند
🔻بحث مقالۀ ما این است که این شیوۀ فهم اوتیسم میتواند پُراشکال باشد و تنها شیوۀ اندیشیدن و پژوهش دربارۀ اوتیسم نیست
🔻شیوهای متفاوت در فهم اوتیسم را، که تواناییهای افراد اوتیستیک را ارزشمند میداند، بررسی خواهیم کرد.
🔻ما نشان میدهیم که در نقاط مختلف دنیا، اوتیسم به شیوههای متفاوتی درک میشود.بحث ما این است که شیوههای حمایت از افراد اوتیستیک در جاهای مختلف دنیا متفاوت است.
🔗متن کامل
https://wp.me/p9vUft-263
⚖@dscampaign | کمپین معلولان
🔍کاوشی در مباحثات و تقاطعهای معرفتی که فهم غالب از اوتیسم را به چالش میکشند
🔻اوتیسم معمولاً به مثابۀ مشکلی پزشکی-درمانی فهم میشود و یعنی دانشمندان سعی دارند اوتیسم را از اساس از حیث نحوۀ کار مغز افراد درک کنند
🔻بحث مقالۀ ما این است که این شیوۀ فهم اوتیسم میتواند پُراشکال باشد و تنها شیوۀ اندیشیدن و پژوهش دربارۀ اوتیسم نیست
🔻شیوهای متفاوت در فهم اوتیسم را، که تواناییهای افراد اوتیستیک را ارزشمند میداند، بررسی خواهیم کرد.
🔻ما نشان میدهیم که در نقاط مختلف دنیا، اوتیسم به شیوههای متفاوتی درک میشود.بحث ما این است که شیوههای حمایت از افراد اوتیستیک در جاهای مختلف دنیا متفاوت است.
🔗متن کامل
https://wp.me/p9vUft-263
⚖@dscampaign | کمپین معلولان
در حاشیه برنامه محاکات و موضوع قسمت چند شب پیش آن درباره اوتیسم بد نیست نگاهی دوباره به یادداشت زیر درباره پورن انگیزشی بکنیم.
پ.ن: علاوه بر مسأله پورن انگیزشی، باید به این هم توجه کرد که اون روایت، روایتی مخدوش و بسیار فردی بود و متاسفانه تقویت کننده این برداشت که فرد معلول باید خودش رو تطبیق بده و لازم نیست جامعه کار خاصی بکنه.
پ.ن: علاوه بر مسأله پورن انگیزشی، باید به این هم توجه کرد که اون روایت، روایتی مخدوش و بسیار فردی بود و متاسفانه تقویت کننده این برداشت که فرد معلول باید خودش رو تطبیق بده و لازم نیست جامعه کار خاصی بکنه.
#مفاهیم و #اصطلاحات
پورن انگیزشی (inspiration porn):
این اصطلاح را استلا یانگ، کنشگر حقوق معلولان برای اشاره به نوعی از مواجه اغراقآمیز با معلولیت برای الهامبخشی به نامعلولان، پیشنهاد میکند. منظور از #پورن_انگیزشی این است که افراد دارای معلولیت را صرفاً به خاطر معلول بودن الهامبخش بدانیم.
یانگ همچنین این باور که انجام فعالیتهای معمول را صرفاً به خاطر معلولیتْ کاری خارقالعاده بدانیم هم رد میکند.
پورن انگیزشی افراد دارای معلولیت را با گفتن این که بر محدودیتها غلبه کردهاند افرادی خارق العاده و ایدئال جلوه میدهد و این کار از افراد دارای معلولیت انسانیتزدایی میکند. آنها نه به خاطر خودشان، بلکه به خاطر کارهایی که به عنوان فردی ناقص (از نظر عموم) انجام میدهند و جامعه به صورت کلی انتظارش را ندارد دیده و ارزشمند دانسته میشوند: از فعالیتهای عادی روزانه مثل غذا خوردن و کار کردن و ... تا نوازندگی، نقاشی و .... . آنها قرار نیست خودشان باشند، بلکه از آنها انتظار میرود الهامبخش انسانهای نامعلول باشند. این در حالی است که محدودیتها از طرف جامعه به آنها تحمیل میشود و خود این جامعه با برجسته کردن معلولانی که بر بخشی از این محدودیتها غلبه کردهاند، خود را به صورت غیرمستقیم از ایجاد این محدودیتها بری میکند.
پورن انگیزشی احساسیگری و ترحم را بر میانگیزد و مایه شکرگذاری افراد نامعلول از درگاه خدا به خاطر معلول نبودن است. در واقع با نشان دادن معلولی که «موفق» شده، این پیام به مخاطب داده میشود که شکرگذار پروردگار باش و بیشتر تلاش کن، یک معلول توانسته است، تو هم بیشتر تلاش کن تا بتوانی.
با وجود این که گاهی نیت بدی در کار نیست، انگیزش پورنوگرافیک نگاه ابزاری به افراد دارای معلولیت دارد، گویی اینان ارزش و نقشی ندارند جز الهامبخش و انگیزه دادن به نامعلولان.
پورن انگیزشی تمامیت موضوع معلولیت را از زبان و نگاه نامعلولان بازگو میکند.
این نگاه شبیه به نگاهی است که در مورد دیگر گروهها هم وجود دارد: کودک فقیری که دکتر شده یا زنی که ثابت کرده از مردان کمتر نیست یا جهان سومیای که در ناسا به سمت مهمی دستیافته است.
پورن انگیزشی فقط سویهای تواناسالار ندارد، بلکه سویهای معلولیتستیز نیز دارد
هم معلولیت را به صورت کلی نقصان میداند. هم این که فشار بر افراد دارای معلولیت را بیشتر میکند. مثلاً تبلیغاتی که شناگری را با پروتز پا یا دست نشان میدهد و جملاتی شبیه خواستن توانستن است روی آن نوشته شده به خود افراد دارای معلولیت این پیام را میدهد که اگر شما موفق نشوید، مقصر خودتانید. این موضوع پیوندی عمیق با سرمایهداری نیولیبرال نیز دارد: سوژه مطلوب نئولیبرالیسم خودبسنده است و برای رسیدن به موفقیت فردی باید تلاش کند.
آدرس کانال:
http://T.me/CriticalDisabilityStudies1
پورن انگیزشی (inspiration porn):
این اصطلاح را استلا یانگ، کنشگر حقوق معلولان برای اشاره به نوعی از مواجه اغراقآمیز با معلولیت برای الهامبخشی به نامعلولان، پیشنهاد میکند. منظور از #پورن_انگیزشی این است که افراد دارای معلولیت را صرفاً به خاطر معلول بودن الهامبخش بدانیم.
یانگ همچنین این باور که انجام فعالیتهای معمول را صرفاً به خاطر معلولیتْ کاری خارقالعاده بدانیم هم رد میکند.
پورن انگیزشی افراد دارای معلولیت را با گفتن این که بر محدودیتها غلبه کردهاند افرادی خارق العاده و ایدئال جلوه میدهد و این کار از افراد دارای معلولیت انسانیتزدایی میکند. آنها نه به خاطر خودشان، بلکه به خاطر کارهایی که به عنوان فردی ناقص (از نظر عموم) انجام میدهند و جامعه به صورت کلی انتظارش را ندارد دیده و ارزشمند دانسته میشوند: از فعالیتهای عادی روزانه مثل غذا خوردن و کار کردن و ... تا نوازندگی، نقاشی و .... . آنها قرار نیست خودشان باشند، بلکه از آنها انتظار میرود الهامبخش انسانهای نامعلول باشند. این در حالی است که محدودیتها از طرف جامعه به آنها تحمیل میشود و خود این جامعه با برجسته کردن معلولانی که بر بخشی از این محدودیتها غلبه کردهاند، خود را به صورت غیرمستقیم از ایجاد این محدودیتها بری میکند.
پورن انگیزشی احساسیگری و ترحم را بر میانگیزد و مایه شکرگذاری افراد نامعلول از درگاه خدا به خاطر معلول نبودن است. در واقع با نشان دادن معلولی که «موفق» شده، این پیام به مخاطب داده میشود که شکرگذار پروردگار باش و بیشتر تلاش کن، یک معلول توانسته است، تو هم بیشتر تلاش کن تا بتوانی.
با وجود این که گاهی نیت بدی در کار نیست، انگیزش پورنوگرافیک نگاه ابزاری به افراد دارای معلولیت دارد، گویی اینان ارزش و نقشی ندارند جز الهامبخش و انگیزه دادن به نامعلولان.
پورن انگیزشی تمامیت موضوع معلولیت را از زبان و نگاه نامعلولان بازگو میکند.
این نگاه شبیه به نگاهی است که در مورد دیگر گروهها هم وجود دارد: کودک فقیری که دکتر شده یا زنی که ثابت کرده از مردان کمتر نیست یا جهان سومیای که در ناسا به سمت مهمی دستیافته است.
پورن انگیزشی فقط سویهای تواناسالار ندارد، بلکه سویهای معلولیتستیز نیز دارد
هم معلولیت را به صورت کلی نقصان میداند. هم این که فشار بر افراد دارای معلولیت را بیشتر میکند. مثلاً تبلیغاتی که شناگری را با پروتز پا یا دست نشان میدهد و جملاتی شبیه خواستن توانستن است روی آن نوشته شده به خود افراد دارای معلولیت این پیام را میدهد که اگر شما موفق نشوید، مقصر خودتانید. این موضوع پیوندی عمیق با سرمایهداری نیولیبرال نیز دارد: سوژه مطلوب نئولیبرالیسم خودبسنده است و برای رسیدن به موفقیت فردی باید تلاش کند.
آدرس کانال:
http://T.me/CriticalDisabilityStudies1
به توهین مجری صدا و سیما واکنش زیادی نشون داده شد و درسته، همزمان اما به نامهها و بیانیههای انجمنهای علمی پزشکی که برای نقد طرح ارتجاعی و واپسگرای جوانی جمعیت، در دامان فاشیسم و بِهنژادی یا یوژنیک افتادن، واکنشی نشون داده نمیشه و فضای عمومی اینه که چرا غربالگری رو حذف میکنید چون با حذفش یه سری «عقبمونده» و «کودن» به دنیا میان.
به نظرم یکی از دلالتهای واکنش عمومی به توهین مجری صدا و سیما و عدم حساسیت به این توجیهات نخنما و مدافع یوژنیک (بِهنژادی) و حتی تکرار و صادق دونستنشون نه ناشی از موضعی درست، بلکه بیشتر به خاطر تنفر عمومی به جا از صدا و سیماست.
پ.ن: غربالگری برای اقدامات پزشکی و پیشبینی کارهای لازم بعد از تولد کودک معلول، لازمه. علاوه بر اون برای اطمینان از سلامت مادر هم مهمه. ضمن این که موضوعات مربوط به فرزندآوری اساسا مربوط به حق زنان بر بدن خودشونه و حق زنان بر بدنشون در وهله اول تابع معیار تصمیم و خواست اون زنه.
اما این غربالگری که داره توجیه میشه چون کمک میکنه به نبود «دیوانگان» و «عقبموندهها» چیزی جز توجیه بهنژادی نیست.
به نظرم یکی از دلالتهای واکنش عمومی به توهین مجری صدا و سیما و عدم حساسیت به این توجیهات نخنما و مدافع یوژنیک (بِهنژادی) و حتی تکرار و صادق دونستنشون نه ناشی از موضعی درست، بلکه بیشتر به خاطر تنفر عمومی به جا از صدا و سیماست.
پ.ن: غربالگری برای اقدامات پزشکی و پیشبینی کارهای لازم بعد از تولد کودک معلول، لازمه. علاوه بر اون برای اطمینان از سلامت مادر هم مهمه. ضمن این که موضوعات مربوط به فرزندآوری اساسا مربوط به حق زنان بر بدن خودشونه و حق زنان بر بدنشون در وهله اول تابع معیار تصمیم و خواست اون زنه.
اما این غربالگری که داره توجیه میشه چون کمک میکنه به نبود «دیوانگان» و «عقبموندهها» چیزی جز توجیه بهنژادی نیست.
این مطلب چند هفته پیش منتشر شده و به نظرم باید موضوعاتی که مطرح کرده جدی بررسی بشن و فتح بابی بشه برای منسوخ کردن روش ABA در ایران.
نویسنده مطلب هم خودش اوتیستیکه و هم پسرش و البته سالهاست که در حوزه معلولیتهای شناختی و اوتیسم تدریس و تحقیق و کار میکنه. 👇🏽
نویسنده مطلب هم خودش اوتیستیکه و هم پسرش و البته سالهاست که در حوزه معلولیتهای شناختی و اوتیسم تدریس و تحقیق و کار میکنه. 👇🏽