مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم – Telegram
مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
177 subscribers
125 photos
27 videos
11 files
77 links
درباره معلولیت و اوتیسم
Download Telegram
گرامی باد ۸ مارس روز جهانی زن

مبارزات زنان در سرتاسر جهان تاثیر قابل توجهی بر کنش‌گری در زمینه معلولیت داشته. در واقع مبارزات معلولان روی دوش مبارزات کارگران، زنان و رنگین‌پوستان ایستاده و از اون ها یادگرفته.

یکی از این تاثیرات جلب توجه به تحلیل‌های برساخت‌گرا از معلولیت و نقش مهم عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر تبعیضه. این توجه مستقیماً در شوریدن معلولان علیه نگرش پزشکینه به معلولیت نقش داشته.

تاثیر دیگه در سازمان‌دهی و سازمان‌یابی معلولانه. زنان با ایده «زنان با زنان و برای زنان» نوعی سیاست هویت مترقی رو جایگزین سیاستی کردن که در اون صدای مردان همیشه بلند‌تر از زنان بود، حتی زمانی که در مورد زنان قرار بود حرفی زده بشه. نمود این تاثیر در کنش‌گری های خود معلولان برای خودشون و سازمان‌یابی‌هاشون بوده.

سومین تاثیر، گشودگی فمنیست‌ها و هم‌پیمان شدنشون با معلولان برای بسط نگاه اینترسکشناله خصوصاً به میانجی عمده کردن بحث حول مسأله کار مراقبتی. و این یکی از اون نقطه‌های کلیدیه. فمینیسم رادیکال و چپ با نقد اقتصاد سیاسی نولیبرال، عرصه بحث رو برای نقد کاهش و حذف خدمات عمومی باز کرده و به موضوع افزایش حجم کار مراقبتی پرداخت که قبلاً بخشیش با واسطه خدمات عمومی رایگان وظیفه دولت بود. با کاهش خدمات عمومی، زنانی که نزدیکان معلول دارن بیشتر تحت فشار خواهند بود چون باید کارهایی که وظیفه دولته رو به واسطه کلیشه‌های جنسیتی مربوط به کار مراقبتی انجام بدن.

تاثیر بعدی، باز شدن بحث‌های حول محور اصلاح، تغییر و مناسب‌سازی محیط کار به واسطه جنسه. مثلاً موضوع مرخصی زایمان، مهد کودک در محیط کار و ... . این بحث‌ها اثر زیادی بر جلب توجه به ضرورت مناسب‌سازی محیط کار برای معلولان داشته: محیط و مناسبات کار باید بر اساس نیازهای نیروی کار مناسب و تعدیل بشه.
این بحثا همگی می‌تونن موضوع اهمیت فراگیر‌سازی محیط کار رو بیشتر کنن.

یکی دیگه از تاثیرات کنش‌گری فمینیستی این بوده که با جلب توجه به حقوق زنان معلول ما رو متوجه اثرپذیری بیشتر زنان از معلولیت به خاطر قرار گرفتن در محل تلاقی دو تبعیض مبتنی بر جنس/جنسیت و تبعیض مبتنی بر معلولیت کرده.

همچنین فمینیسم با به چالش کشیدن عصب‌شناسی مردسالار و مبتنی بر کلیشه‌های جنسی و جنسیت ضربات سختی به یکی از بزرگ ‌ترین دشمنان معلولان، یعنی رویکرد یک‌جانبه معلولیت‌هراس و مردسالار پزشکینه وارد کرده.

@CriticalDisabilityStudies1
تعارف را کنار بگذاریم، طرح جوانی جمعیت ارتجاعی است و در نقد و رد یک ارتجاع نمی‌توان به دامن ارتجاعی دیگر متوسل شد. موضوع فقط و فقط حق بر بدن زنان است. دنباله منطقی این اشاره‌ها‌ و گریزها به مسأله تولد کودکان معلول فقط منتهی به توجیه نوعی از به‌نژادی (یوژنیک) خواهد شد. ساندرا لوی در انتهای مدخل تواناسالاری (توانا‌پرستی) در دانشنامه معلولیت به ایجاز، اما دقیق موضوع را شرح داده:

«جوامعی که سقط جنینی را که احتمال دارد معلول متولد شود مجاز می‌دانند و اما سقط جنینی را که به احتمال زیاد سالم متولد خواهد شد ممنوع کرده‌اند
حیات افراد معلول را ناموجه می‌دانند.»

@CriticalDisabilityStudies1
‏درباره انیمیشن ‎#ایکی ، ساخته پرستو کاردگر، گفته بودم قبلاً.
الان می‌تونید برید و در یوتوب ببینید.

این انیمیشن کوتاه و نمادین روایتی از زندگی کودکی متفاوت است در دنیای انسان‌های نوروتیپیکال و ناپذیرا.


https://youtu.be/s8GJTQQopXc

@CriticalDisabilityStudies1
چرا در روز اوتیسم سر و کله یک دوجین متخصص پیدا می‌شود که از بیمه توان‌بخشی حرف می‌زنند، اما لام تا کام حرفی از مناسب‌سازی محیطی، گسترش مدارس فراگیر، آگاهی‌رسانی عمومی، نرخ بیکاری بالا، خدمات تشخیصی رایگان، تبعات سنگین خصوصی‌سازی و کالایی‌سازی خدمات اجتماعی برای معلولان و ... حرفی به میان نمی‌آورند؟

پاسخ دشوار نیست، تنها راه مواجهه با اوتیسم که پیش روی افراد اتیستیک و خانواده‌شان گذاشته می‌شود روش‌ها و برنامه‌های توان‌بخشی فردی غیراصولی نظیر ABA است. این روش‌ها و مداخلات توسط چه کسانی انجام می‌شود؟ امثال همین متخصصان. حالا که خانواده‌ها روز به روز به خاطر فقر قدرت خرید این خدمات را از دست می‌دهند، راه چاره برای تداوم این کسب‌وکار نفرت‌انگیز و خالی نشدن جیب کاسبان متخصص چیست؟ دست کردن در جیب بیمه و بودجه.

بیمه یک حق است، بیمه فراگیر و برای همه و با حداکثر پوشش، اما قرار نیست به بهانه این حق، جماعت روانشناس و کاردرمانگر پیگیری منافع مادی خودشان را دل‌مشغولی و نگرانی بابت حقوق ما جا بزنند.

@CriticalDisabilityStudies1
Forwarded from بيدارزنى
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 بخش‌هایی از سخنرانی آنجلا دیویس،‌ «انقلاب یا مقاومت»

برگردان: سروناز احمدی

#آنجلادیویس فعال سیاسی و استاد افتخاری دانشگاه سانتا کروزِ کالیفرنیا به عنوان یکی از شخصیت‌های مهم تاریخی در راه مبارزه برای حقوق بشر و علیه تبعیض نژادی در مورد معنای انقلاب در زمان ما سخن می‌گوید.

او به نقد فمینیسم جریان غالب که آن را سفید می خواند می پردازد، فمینیسمی که نمونه بارز آن #فمینیسم سقف شیشه ای است. به اعتقاد او این نوع فمینیسم به حمایت از زنانی می پردازد که همین الان هم امتیازهای فراورانی دارند و دغدغه زنان کارگر، فقیر، رنگین پوست و ترنس را ندارد.

به اعتقاد او #اینترسکشنالیتی درهم‌تنیدگی سرشتِ هویت‌ها را به رسمیت می‌شناسد و برای مبارزه این هویت‌های درهم تنیده در راه عدالت اجتماعی بسیار کارآمد است.

به اعتقاد او #انقلاب واژگون‌سازی روندهای هنجارگرا است و باید همواره در تلاش باشیم تا چیزهایی که عادی و هنجاری شده‌اند به چالش بکشیم. از همین روست که خود را همچنان فمینیسم الغاگر می‌خواند.

#زنان_انقلابی

@bidarzani
درباره تصویر بالا 👆🏽👇🏽

«امید به سقط جنین با کشف ژن همجنس‌گرایی»
تیتر مطلبی در روزنامه دیلی میل، ۱۶ جولای ۱۹۹۳


آن روزها دانشمندان امیدوار بودند که بتوانند ژنی را پیدا کنند که روی همجنسگرایی اثر گذار است و با شناسایی آن در جنین موقع غربالگری، بتوان اقدام به حذف جنین‌هایی که همجنسگرا خواهند شد، کرد.

در نتیجه تلاش‌های پزشکان و روان‌شناسان مترقی و خود جامعه رنگین‌کمانی، علم ژنتیک کمابیش اوهامی از این دست را رها کرد (گرچه هنوز راه زیادی مانده و پزشکان و روانپزشکان همجنسگراهراس و همجنسگراستیز هنوز وجود دارند).
اما سرمایه‌گذاری‌های دولتی و خصوصی با منطق حذف ژن‌های «نامرغوب» ادامه دارد.
برای برخی معلولیت‌‌ها پایه ژنتیک اثبات شده وجود دارد، برای برخی دیگر نه و برخی دیگر نیز می‌توانند دارای پایه ژنتیک باشند، اما نه الزاماً و در همه موارد. اوتیسم در دسته سوم قرار دارد. یعنی اوتیسم برخی از افراد اوتیستیک پایه ژنتیک دارد. همین دانشمندان را به فکر انداخته که بتوانند روشی برای تشخیص اوتیسم در جنین پیدا کنند و آن را بدل به یکی از مواردی کنند که در غربالگری شناسایی می‌شود.
به بریده روزنامه برگردیم. سوال این ‌جاست: چه کسی تعریف می‌کند عارضه‌مندی نامطلوب است؟ چرا برخی عارضه‌مندی‌ها چندان جلب توجه نمی‌کنند؟ چرا برخی عارضه‌مندی‌ها با وجود کارکرد‌های که دارند، نامطلوب تلقی می‌شوند؟ چگونه مرز میان عارضه‌مندی و بهنجار بودگی تعریف می‌شود؟ مرز میان این دو کجاست؟
معناهای اجتماعی حول همجنس‌گرایی چه تغییری کرده‌اند که تحقیقات دست از وارد کردن تشخیص پایه ژنتیک همجنس‌گرایی برداشتند؟
کدام معناها و مناسبات اجتماعی باعث می‌شوند دانشمندان بروند سراغ اوتیسم و وارد کردن آن به غربالگری در دوران جنینی؟ چرا برای یک موسسه که هدف اصلیش پیشگیری از اوتیسم است در کمتر از یک روز ۶۰۰ هزار دلار کمک مردمی جمع می‌شود؟ چرا دانشگاه استنفورد قصد دارد برای تحقیقات خود درباره درمان اوتیسم کودکان ۲ تا ۶ سال را در کارآزمایی دارو به کار گیرد؟
📌مطالعات انتقادی اوتیسم

🔍کاوشی در مباحثات و تقاطع‌های معرفتی که فهم غالب از اوتیسم را به چالش می‌کشند


🔻اوتیسم معمولاً به مثابۀ مشکلی پزشکی-درمانی فهم می‌شود و یعنی دانشمندان سعی دارند اوتیسم را از اساس از حیث نحوۀ کار مغز افراد درک کنند

🔻بحث مقالۀ ما این است که این شیوۀ فهم اوتیسم می‌تواند پُراشکال باشد و تنها شیوۀ اندیشیدن و پژوهش دربارۀ اوتیسم نیست

🔻شیوه‌ای متفاوت در فهم اوتیسم را، که توانایی‌های افراد اوتیستیک را ارزشمند می‌داند، بررسی خواهیم کرد.

🔻ما نشان می‌دهیم که در نقاط مختلف دنیا، اوتیسم به شیوه‌های متفاوتی درک می‌شود.بحث ما این است که شیوه‌های حمایت از افراد اوتیستیک در جاهای مختلف دنیا متفاوت است.

🔗متن کامل
https://wp.me/p9vUft-263

@dscampaign | کمپین معلولان
در حاشیه برنامه محاکات و موضوع قسمت چند شب پیش آن درباره اوتیسم بد نیست نگاهی دوباره به یادداشت زیر درباره پورن انگیزشی بکنیم.

پ.ن: علاوه بر مسأله پورن انگیزشی، باید به این هم توجه کرد که اون روایت، روایتی مخدوش و بسیار فردی بود و متاسفانه تقویت کننده این برداشت که فرد معلول باید خودش رو تطبیق بده و لازم نیست جامعه کار خاصی بکنه.
#مفاهیم و #اصطلاحات

پورن انگیزشی (inspiration porn):
این اصطلاح را استلا یانگ، کنش‌گر حقوق معلولان برای اشاره به نوعی از مواجه اغراق‌آمیز با معلولیت برای الهام‌بخشی به نامعلولان، پیشنهاد می‌کند. منظور از #پورن_انگیزشی این است که افراد دارای معلولیت را صرفاً به خاطر معلول بودن الهام‌بخش بدانیم.

یانگ همچنین این باور که انجام فعالیت‌های معمول را صرفاً به خاطر معلولیتْ کاری خارق‌العاده بدانیم هم رد می‌کند.
پورن انگیزشی افراد دارای معلولیت را با گفتن این که بر محدودیت‌ها غلبه کرده‌اند افرادی خارق العاده و ایدئال جلوه می‌دهد و این کار از افراد دارای معلولیت انسانیت‌زدایی می‌کند. آن‌ها نه به خاطر خودشان، بلکه به خاطر کارهایی که به عنوان فردی ناقص (از نظر عموم) انجام می‌دهند و جامعه به صورت کلی انتظارش را ندارد دیده و ارزشمند دانسته می‌شوند: از فعالیت‌های عادی روزانه مثل غذا خوردن و کار کردن و ... تا نوازندگی، نقاشی و .... . آن‌ها قرار نیست خودشان باشند، بلکه از آن‌ها انتظار می‌رود الهام‌بخش انسان‌های نامعلول باشند. این در حالی است که محدودیت‌ها از طرف جامعه به آن‌ها تحمیل می‌شود و خود این جامعه با برجسته کردن معلولانی که بر بخشی از این محدودیت‌ها غلبه کرده‌اند، خود را به صورت غیرمستقیم از ایجاد این محدودیت‌ها بری می‌کند.
پورن انگیزشی احساسی‌گری و ترحم را بر می‌انگیزد و مایه شکرگذاری افراد نامعلول از درگاه خدا به خاطر معلول نبودن است. در واقع با نشان دادن معلولی که «موفق» شده، این پیام به مخاطب داده می‌شود که شکرگذار پروردگار باش و بیشتر تلاش کن، یک معلول توانسته است، تو هم بیشتر تلاش کن تا بتوانی.

با وجود این که گاهی نیت بدی در کار نیست، انگیزش پورنوگرافیک نگاه ابزاری به افراد دارای معلولیت دارد، گویی اینان ارزش و نقشی ندارند جز الهام‌بخش و انگیزه‌ دادن به نامعلولان.

پورن انگیزشی تمامیت موضوع معلولیت را از زبان و نگاه نامعلولان بازگو می‌کند.
این نگاه شبیه به نگاهی است که در مورد دیگر گروه‌ها هم وجود دارد: کودک فقیری که دکتر شده یا زنی که ثابت کرده از مردان کمتر نیست یا جهان سومی‌ای که در ناسا به سمت مهمی دست‌یافته است.
پورن انگیزشی فقط سویه‌ای تواناسالار ندارد، بلکه سویه‌ای معلولیت‌ستیز نیز دارد
هم معلولیت را به صورت کلی نقصان می‌داند. هم این که فشار بر افراد دارای معلولیت را بیش‌تر می‌کند. مثلاً تبلیغاتی که شناگری را با پروتز پا یا دست نشان می‌دهد و جملاتی شبیه خواستن توانستن است روی آن نوشته شده به خود افراد دارای معلولیت این پیام را می‌دهد که اگر شما موفق نشوید، مقصر خودتانید. این موضوع پیوندی عمیق با سرمایه‌داری نیولیبرال نیز دارد: سوژه مطلوب نئولیبرالیسم خودبسنده است و برای رسیدن به موفقیت فردی باید تلاش کند.
آدرس کانال:
http://T.me/CriticalDisabilityStudies1
به توهین مجری صدا و سیما واکنش زیادی نشون داده شد و درسته، همزمان اما به نامه‌ها و بیانیه‌های انجمن‌های علمی پزشکی که برای نقد طرح ارتجاعی و واپس‌گرای جوانی جمعیت، در دامان فاشیسم و بِه‌نژادی یا یوژنیک افتادن، واکنشی نشون داده نمی‌شه و فضای عمومی اینه که چرا غربالگری رو حذف می‌کنید چون با حذفش یه سری «عقب‌مونده» و «کودن» به دنیا میان.

به نظرم یکی از دلالت‌های واکنش عمومی به توهین مجری صدا و سیما و عدم حساسیت به این توجیهات نخ‌نما و مدافع یوژنیک (بِه‌نژادی) و حتی تکرار و صادق دونستنشون نه ناشی از موضعی درست، بلکه بیشتر به خاطر تنفر عمومی به جا از صدا و سیماست.

پ.ن: غربالگری برای اقدامات پزشکی و پیش‌بینی کارهای لازم بعد از تولد کودک معلول، لازمه. علاوه بر اون برای اطمینان از سلامت مادر هم مهمه. ضمن این که موضوعات مربوط به فرزندآوری اساسا مربوط به حق زنان بر بدن خودشونه و حق زنان بر بدنشون در وهله اول تابع معیار تصمیم‌ و خواست اون زنه.
اما این غربالگری که داره توجیه می‌شه چون کمک می‌کنه به نبود «دیوانگان» و «عقب‌مونده‌ها» چیزی جز توجیه به‌نژادی نیست.
این مطلب چند هفته پیش منتشر شده و به نظرم باید موضوعاتی که مطرح کرده جدی بررسی بشن و فتح بابی بشه برای منسوخ کردن روش ABA در ایران.
نویسنده مطلب هم خودش اوتیستیکه و هم پسرش و البته سال‌هاست که در حوزه معلولیت‌های شناختی و اوتیسم تدریس و تحقیق و کار می‌کنه. 👇🏽
نقدی_بر_کاربستِ_روش_تحلیلِ_کاربردیِ_رفتار.pdf
648.5 KB
🖋به مناسبت روز جهانی پذیرش اوتیسم، ۱۳ فروردین، گروه ترجمه کمیته پژوهش انجمن حمایت از حقوق کودکان درباره اوتیسم اقدام به ترجمه و تولید محتوا کرده است. تلاش ما بر آن بوده تا این محتواها برآمده از خود جامعه افراد اوتیستیک باشد.
مقاله فوق سومین بخش از این مجموعه محتوا است. در این مقاله دماین میلتون (پژوهش‌گر، روان‌شناس و جامعه‌شناس اوتیستیک)، مروری می‌کند بر انتقادات جدی که روان‌پزشکان، روان‌شناسان و پژوهش‌گران پیشرو در حوزه اوتیسم درباره آزارگرانه و ناموثر بودن روش «تحلیل کاربردی رفتار» (که در کار با کودکان اوتیستیک رایج است) مطرح کرده‌اند.
🖋به مناسبت روز جهانی پذیرش اوتیسم، ۱۳ فروردین، گروه ترجمه کمیته پژوهش انجمن حمایت از حقوق کودکان درباره اوتیسم اقدام به ترجمه و تولید محتوا کرده است. تلاش ما بر آن بوده تا این محتواها برآمده از خود جامعه افراد اوتیستیک باشد.

🎥ویدئوی زیر دومین بخش از این مجموعه محتوا است. در این ویدئو، دیمون کرزبام، نوجوان اوتیستیک غیرکلامی، ما را به بازاندیشی درباره کلیشه‌های مربوط به آن ‌چه اوتیسم «شدید» خوانده می‌شود دعوت می‌کند:
🟥 مختصر و دقیق درباره ضرورت مبارزه متکثر و اینترسکشنال از زبان سانورا تیلور، فعال معلولان و جنبش ضد‌نوع‌پرستی:

«اگر حتی یکی از بُردارهای قدرت باقی بماند [و برنیافتد]، همان یکی تعقیبمان می‌کند و شکارمان خواهد کرد».



@CriticalDisabilityStudies1
Forwarded from بيدارزنى
🗣فریاد دادخواهی افراد دارای معلولیت در روز معلم

🔴استعدادها و آرزوهایی که به دلیل تبعیض توسط آموزش و پرورش نابود می‌شوند...

🔻تبعیض و نادیده گرفته شدن حقِ معلول نابینایی که با وجود کسب نمره‌ی علمی آزمون آموزش و پرورش و همچنین استفاده از سهمیه ی معلولین که در دفترچه ی آزمون مربوطه قید شده، نتیجه ی مصاحبه اش را «عدم واجد شرایط» برای این شغل عنوان کرده اند!

📆#روز_معلم برای صدها فرد دارای معلولیت در سراسر کشور روز غرور نیست، روز محرومیت‌ها و تبعیض‌ها به دلیل معلولیته

@bidarzani | @dscampaign
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😇خرید ویلچر برقی برای معلولان رویا شد!

🔻گزارش امروز کمپین معلولان از بازار وسایل توانبخشی

👤گزارشگر؛#حامد_رضایی

@dscampaign | کمپین معلولان
تشخیص: مسأله‌ای پیشینی و الزامی در فراگیرسازی آموزش

تو موضوع دربرگیرندگی و مناسب‌سازی آموزش برای معلولانِ در یادگیری یک مسأله پیشینی وجود داره که اهمیت ویژه‌ای داره.

این مسأله پیشینی، مربوط به تشخیصه. چه بسا بچه‌هایی که صرفاً به خاطر شرایط زمینه‌ای مثل فقر، مشکلاتی که در خانواده پیش میاد، درست و حسابی نبودن آموزش، نداشتن فرصت، کمبود امکانات و ... افت تحصیلی دارن و تشخیص‌های بدون مبنا می‌گیرن یا تشخیص اشتباه بهشون داده می‌شه. و چه بسا بچه‌هایی که معلولیت در یادگیری دارن و کل دوران مدرسه رو پشت سر می‌ذارن و حتی دانشگاه می‌رن و به سختی می‌افتن و کلی دردسر دارن تا بتونن پاسخی به شیوه‌های آموزش و سنجش بدن که تاحدی مورد قبول نظام آموزشی باشه. کافیه فقط تصور کنیم با هر امتحان، با هر بار سر کلاس نشستن و با هر بار پای تخته رفتن و در هر شب امتحان تا چه حد فشار میاد به فرد.
با وجود این که نتیجه ارزیابی کیفی در گذشته احتمال نوعی معلولیت در یادگیری رو می‌داد، اخیراً متوجه شدم عدد شاخص مربوط به شدت معلولیت یادگیری من، ۷.۲۵ و در بخش شدیده. این شاخص یکی از مواردیه که در آزمایش نقشه مغزی تعیین می‌شه و تا جایی که متوجه شدم سه سطح داره: خفیف (نمره ۰ تا ۳.۵ )، متوسط (نمره ۳.۵ تا ۶.۵ ) و شدید (نمره ۶.۵ تا ۱۰).
البته چنین آزمایشی باید با داده‌های کیفی ترکیب بشه تا دقت تشخیص بالاتر بره و بعد کیفی عمیق‌تری پیدا کنه.
به این فکر می کردم که مسأله آموزش به افراد دارای معلولیت یادگیری موضوع بسیار حادیه. تخمین نرخ معلولیت‌های یادگیری در جهان بسیار بالاست. برآورد می‌شه بین ۵ تا ۹ درصد افراد معلولیت یادگیری داشته باشن. با این حال اغلب این افراد تشخیص نمی‌گیرن، نرخ خروج کودکان دارای معلولیت یادگیری از آموزش سه برابر بیشتر از سایرینه. بنابراین لازمه فرایند تشخیص رایگان و دردسترس برای همه بچه‌ها فراهم بشه و در کنارش اقدامات مربوط به مناسب‌سازی هم پیش برن و مدارس و برنامه درسی فراگیر و آموزش مناسب برای معلمان فراهم بشه.
از ما بزرگ‌ترهایی که تشخیص نگرفتیم گذشت. کاش چنین تشخیصی رو در دوره دبستان می‌گرفتم نه بعد ۱۸ سال تحصیل. در هر حال زمان به عقب بر نمی‌گرده و دیگه کاریش نمی‌شه کرد. اما دست‌کم امکانش هست که فرصت ارزیابی برای همه بچه‌ها فراهم بشه به صورت رایگان و در دسترس، و آموزش‌های لازم به معلما و دست‌اندرکارای مدارس بدن که نه سر خود تشخیصی بدن و نه از کنار هر مسأله‌ای در یادگیری کودکان بگذرن.

@CriticalDisabilityStudies1
Forwarded from خواهر شکسپیر
​​وقتی لو کوربوزیه، معمار و شهرساز مشهور فرانسوی-سوئیسی و از پیشگامان معماری مدرن، سیستم آنتروپومتری(انسان‌سنجی) مودولور را ساخت، مفتخرانه اعلام کرد که این سیستم را براساس یک «مامور پلیس مرد خوش‌تیپ بریتانیایی» طراحی کرده است. در ذهن او این مامور پلیس، دست‌کم ۱۸۲ سانت قد داشت، شانه‌های عریض و پهن و «مردانه»، ساق پای ورزیده، شکم برآمده ندارد و دستان پهن و قوی. با همین سیستم انسان‌سنجی که او ساخت، نه تنها خودش که تا همین امروز معماران و شهرسازان، ساختمان و فضای عمومی و آپارتمان و محیط کار را طراحی کرده و می‌سازند. سیستمی که سر سوزنی به زنان، کودکان، افراد دارای معلولیت و میلیون‌ها مردی که دست‌کم ۱‍۸۲ سانت قد و شکم صاف ندارند، فکر نکرده است.

در دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی بعضی زنان معمار و شهرساز دیگه کلافه از سلطه‌ی این سیستم پوسیده و تک بعدی، آستین‌ها را بالا زدند و «ماتریکس» را تاسیس کردند. سازمانی اشتراکی و متشکل از زنان معمار، طراح و شهرساز که علیه این سیستم و دیگر ابعاد کاملا مردسالار معماری و شهرسازی ایستادند. «ماتریکس» در مانیفست اعلام به کار خود در سال ۱۹۸۱ نوشت:« زنان چشم‌انداز متفاوتی از محیط پیرامون خود دارند که مردان معمار ساخته و برای طراحی‌اش تصمیم گرفتند. نیازهای آن‌ها متفاوت است. از آن‌جایی که هیچ سنت و مکتب زنانه‌ای در طراحی و معماری وجود ندارد، ما می‌خواهیم از دریچه‌های تازه‌ی دیگری به معماری نگاه کنیم و فضاهای شهری را براساس نیازهای به‌روز و واقعی زنان طراحی کنیم.»

چهل سال بعد، اعضای باقی‌مانده «ماتریکس» حالا دوباره دور هم جمع شدند تا در پی قتل دردناک سارا اورارد به دست یک مامور پلیس که بار دیگر بحث فضاهای شهری مردسالار و ناامن برای زنان را دامن زد، دوباره این کهنه را نو کرده و ادامه دهند. آن‌ها نمایشگاهی را با عنوان «حالا چطور زندگی می‌کنیم» در لندن به راه انداختند. در نمایشگاه آن‌ها چندین نمونه از معماری‌های مردان در فضاهای زنانه را به دقت با عکس و فیلم و … توضیح دادند که چطور این مردان حتا بدیهیات نیازهای یک فضای زنانه را هم نمی‌فهمند و نمی‌گیرند. یکی از این فضاها یک پناهگاه زنان است که مرد معماری طراحی کرده است. آشپزخانه اشتراکی پناهگاه بسیار کوچک است، کاملا دور از فضای اشتراکی نشستن ساکنان پناهگاه است، آشپزخانه هیچ امکانات مناسبی برای بیرون رفتن بوی غذا و غیره ندارد، کابینت‌ها بسیار بالا و برای مردی قدبلند است و ...خیلی ساده، مرد معماری این را طراحی کرده و ساخته که نه در عمرش آشپزی کرده و نه هیچ درکی از فضای آشپزخانه دارد.

«ماتریکس» بخش عمده‌ای از بودجه‌ی خود را از شورای شهر لندن می‌گرفت، قبل از این‌که مارگرت تاچر تمام بودجه‌ی این نهادهای آموزشی و آزمایشی را قطع کند. «ماتریکس» تجربه‌ی طراحی فضای شهری را از مساله‌ی صرفا تخصصی خارج کرد. در یکی از معروف‌ترین نمونه‌های کار آن‌ها، ماتریکس از زنان اهل کشورهای جنوب آسیا دعوت کرد تا در یک پیک‌نیک شرکت کرده و هر کدام عکسی از ساختمان‌های محبوب خود را همراه بیارند و توضیح بدهند چه چیز در این ساختمان است که برای آن‌ها مفید و خوشایند است. از دل این همفکری جمعی و زنانه بود که «ماتریکس» در سال ۱۹۸۷ مهدکودکی را برای محله‌ی آسیایی‌نشین طراحی کرد که نه تنها براساس طراحی سنتی این کشورها بود، بلکه آگاهانه از این‌که طراحی را درگیر مذاهب بودایی و اسلامی و غیره کند جدا نگه داشته و تمام ساختمان مناسب حرکت ویلچرها بود، امری که در آن زمان اصلا رایج نبود و برای خودش انقلابی محسوب می‌شد.

مشتریان «ماتریکس» هنوز هم می‌گویند جه تجربه‌ی کاری درخشانی با این زنان داشتند. زنانی که نه تنها از موضع عقل کل با آن‌ها حرف نمی‌زدند و لحن از بالا و قضاوت‌گر نداشتند، بلکه به دقت نیازهای مشتری را می‌شنیدند و همیشه مشتاق یادگیری بیشتر بودند.

در آن سال‌ها اعضای ماتریکس بارها با این سوال به‌ویژه از سوی مردان مواجه بودند که «طراحی فمینیستی» یعنی چی؟ پاسخ اعضای ماتریکس ساده بود:«طراحی که حواسش به نیازهای متفاوت گروه‌های مختلف مردم هست و از دل توجه به این خواسته‌ها و ملزومات، طراحی می‌‌کند.» در باور آن‌ها هم مثل باقی طراحان و معماران فمینیست، این مطلقا به معنای صرفا توجه به نیازهای زنان نبود. بلکه حواس آن‌ها به نیازهای کودکان، افراد دارای معلولیت، افراد بسیار قدکوتاه یا قدبلند، چاق و لاغر و ...بود. در سال ۱۹۸۴ زنان «ماتریکس» کتابی با عنوان «زنان و محیط‌‌های ساخته‌ی مردان» را منتشر کرد که دیگر نایاب است. اما خوشبختانه قرار است در سال جاری این کتاب بعد سال‌ها بار دیگر منتشر شود. «ماتریکس» اولین گروه جمعی زنان معمار و شهرساز و طراح بود که دور هم جمع شدند و تاثیری ماندگار و عمیق بر زنان متخصص دیگر در این حوزه با دغدغه‌های فمینیستی گذاشتند.
@FarnazSeifi
وقتی والدین کودکی ناشنوا از او خواستند تا برای آموزش فرزندشان کاری کند و او را در باغچه اطفال بپذیرد، میرزا جبار نه نیاورد.
او آن بچه معلول را کم‌تر ندانست، به جای دنبال دردسر نگشتن و گفتن این‌که معلولیت مشکلی است مربوط به آن کودک و خانواده‌اش، در جست‌وجوی راهی قدم گذاشت که ابزار و برنامه‌ای مناسب برای آموزش کودکان ناشنوا فراهم کند تا بتوانند درس بخوانند. این جست‌وجو و تلاش منتهی به تأسیس اولین مدرسه ناشنوایان در ایران توسط او شد. او درباره علت ناشنوایی هم تحقیق می‌کرد و در نتیجه آن، دستگاهی با نام تلفن گنگ ساخت که امواج صدا را به ارتعاش تبدیل می‌کرد و به استخوان فک و دندان‌ها منتقل می‌کرد. از ایده او استقبالی نشد، گرچه بعدها ایده‌ای مشابه دستگاه او عملی و توسعه یافت و نوعی سمعک با نام سمعک استخوانی ساخته شد که برای برخی از ناشنوایان و کم‌شنوایان امکان شنیدن فراهم می‌کرد (انتقال ارتعاش از جمجمه).
۱۹ فروردین ماه سالروز تولد اوست، جبار باغچه‌بان.