معلولیت و رفاه در نظام سرمایهداری انحصاری نوشتهی دیوید متیو
ترجمهی مرجان نمازی
توضیحی که پیش از خواندن بهتر است ملاحظه کنید:
مترجم impairment رو «اختلال» (که بارهنجاری داره و خبر از نقصان و عدول از قاعده میده) ترجمه کرده. در حالی که در پارادایم و مدل اجتماعی و رادیکال، این واژه و مفهومش در معنای «عارضه» به کار میره که فاقد بار هنجاریه و ضمن این که به فقدان و تفاوت و وضعیتی مستلزم چارهاندیشی در محیط بیرونی اشاره داره، این فقدان و تفاوت و وضعیت رو نقصان و عدول از قاعده و مستلزم چارهاندیشی در درون فرد نمیدونه.
در واقع یکی گرفتن «اختلال» و «عارضه»، دقیقاً همون کاریه که مدل پزشکی میکنه: ناهنجار دانستن ذهن یا بدنی که از قاعده اکثریت عدول کرده و تعریف نقش خودش به عنوان صاحب صلاحیت تعدیل و اصلاح در بدن/ذهن خراب/مختل/ناهنجار
پ.ن: با تشکر از مترجم که اختلال را به عارضه تغییر داد.
https://pecritique.com/2021/06/28/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86/
ترجمهی مرجان نمازی
توضیحی که پیش از خواندن بهتر است ملاحظه کنید:
مترجم impairment رو «اختلال» (که بارهنجاری داره و خبر از نقصان و عدول از قاعده میده) ترجمه کرده. در حالی که در پارادایم و مدل اجتماعی و رادیکال، این واژه و مفهومش در معنای «عارضه» به کار میره که فاقد بار هنجاریه و ضمن این که به فقدان و تفاوت و وضعیتی مستلزم چارهاندیشی در محیط بیرونی اشاره داره، این فقدان و تفاوت و وضعیت رو نقصان و عدول از قاعده و مستلزم چارهاندیشی در درون فرد نمیدونه.
در واقع یکی گرفتن «اختلال» و «عارضه»، دقیقاً همون کاریه که مدل پزشکی میکنه: ناهنجار دانستن ذهن یا بدنی که از قاعده اکثریت عدول کرده و تعریف نقش خودش به عنوان صاحب صلاحیت تعدیل و اصلاح در بدن/ذهن خراب/مختل/ناهنجار
پ.ن: با تشکر از مترجم که اختلال را به عارضه تغییر داد.
https://pecritique.com/2021/06/28/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%b1%d9%81%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86/
نقاشی یکی از دانش آموزان سابق مرکز قاضی روتنبرگ (مرکز درمانی «دانشآموزان دارای اختلال یادگیری») از شوکدرمانی
بنیانگذار این روش سبعانه متیو ایزراییل بود.
روانشناسی برخاسته از مکتب رفتارگرایی.
سازمان غذا و داروی آمریکا پارسال ممنوعش کرد، اما دادگاه استیناف حکم داد سازمان غذا و دارو اختیار ممنوع کردن این روش را ندارد.
البته عوضیهایی هم هستند که همچنان متیو ایزرائیل را تحسین میکنند. چون پیش از شوک الکتریکی، در مرکز قاضی روتنبرگ برای ادب کردن دانشآموزان از کتک، نیشگون، شلاق، چشمبند اجباری و ... استفاده میشد و شوک الکتریکی جایگزین آنها شد.
بنیانگذار این روش سبعانه متیو ایزراییل بود.
روانشناسی برخاسته از مکتب رفتارگرایی.
سازمان غذا و داروی آمریکا پارسال ممنوعش کرد، اما دادگاه استیناف حکم داد سازمان غذا و دارو اختیار ممنوع کردن این روش را ندارد.
البته عوضیهایی هم هستند که همچنان متیو ایزرائیل را تحسین میکنند. چون پیش از شوک الکتریکی، در مرکز قاضی روتنبرگ برای ادب کردن دانشآموزان از کتک، نیشگون، شلاق، چشمبند اجباری و ... استفاده میشد و شوک الکتریکی جایگزین آنها شد.
Keywords (A Vocabulary of Culture and Society)(1).pdf
1.2 MB
ریموند ویلیامز یکی از روشنفکران، منتقدان ادبی و نظریهپردازان مارکسیست و انتقادیه که حوزه کارش فرهنگ و مادیتها، و عینیتهای متجلی در فرهنگ و کردارهای روزمره فرهنگیه.
کتاب کلیدواژهها، از مهمترین آثارشه که یک جور واژهنامه انتقادی و کنکاش در واژهها، معناها و مفاهیم، و تعینات و دلالتها و تاریخ واژههاست به همراه مقدمهای درخشان.
متاسفانه ترجمهای فارسی از این کتاب هنوز منتشر نشده، اما در مصاحبهای نسترن موسوی و اکبر معصومبیگی چند سال پیش گفتن که دست اندرکار ترجمه کتابن و البته کاریه بس دشوار.
امیدوارم به زودی فارسی این کتاب هم در دسترس قرار بگیره.
فایل بالا متن انگلیسی کتابه که دست کم تا دردسترس قرار گرفتن ترجمه، میشه ازش استفاده کرد.
کتاب کلیدواژهها، از مهمترین آثارشه که یک جور واژهنامه انتقادی و کنکاش در واژهها، معناها و مفاهیم، و تعینات و دلالتها و تاریخ واژههاست به همراه مقدمهای درخشان.
متاسفانه ترجمهای فارسی از این کتاب هنوز منتشر نشده، اما در مصاحبهای نسترن موسوی و اکبر معصومبیگی چند سال پیش گفتن که دست اندرکار ترجمه کتابن و البته کاریه بس دشوار.
امیدوارم به زودی فارسی این کتاب هم در دسترس قرار بگیره.
فایل بالا متن انگلیسی کتابه که دست کم تا دردسترس قرار گرفتن ترجمه، میشه ازش استفاده کرد.
Forwarded from ادبیات کودکان
🔺«سازمان انگشتان رویایی»، برندهی «جایزهی آساهی ایبی» در سال ۲۰۱۸، ۲۵ سال پیشینهی تولید کتاب برای کودکان کمبینا را دارد و آنها را به دورنمای چشمگیر جهان پیرامونشان فرا میخواند. در این مقاله، پایهگذار سازمان انگشتان رویایی، داستان الهامبخش، چالشبرانگیز و موفقیت این پروژهی مهم در فرانسه را با ما درمیان میگذارد.
ترجمهی #عطیه_مددی_نژاد
ویراستهی #مسعود_میرعلایی
در کتابک بخوانید:
کتابهای مصور لمسی
⭐️
@koodaki_org
ترجمهی #عطیه_مددی_نژاد
ویراستهی #مسعود_میرعلایی
در کتابک بخوانید:
کتابهای مصور لمسی
⭐️
@koodaki_org
Forwarded from بيدارزنى
🟣 داشتن نگاه اینترسکشنال (تقاطعی) به این معنا نیست که برای پوشش اخبار خیزش عربهای خوزستان، مدام به فعالین مرکز تریبون بدهیم و بخواهیم آنها این اتفاقات را برای ما تحلیل کنند (کاری که اغلب رسانههای فارسی زبان خارج از کشور میکنند).
▪️جنبشها اگرچه با یکدیگر تقاطع دارند و اگرچه باید از همبستگی و اتحاد جنبشهای مرکز و حاشیه حمایت کرد، اما ابتدا باید به فعالان خود آن مناطق تریبون داد و اجازه داد خودشان صدای ستم خودشان را فریاد بزنند.
▪️نگاه اینترسکشنال این حق را ایجاد نمیکند که هر کجا صدای حق خواهی برخواست، احساس کنیم میتوانیم با عینک تحلیل خودمان از ستمهای دیگر، آن ستمها را به یکدیگر پیوند بزنیم و بگوییم عرب هم مثل فارس قربانی سیستم موجود است. مشکل در همین واژه «مثل» است. هرکجا دست به یکسانسازی ستمها بزنیم، فاقد نگاه اینترسکشنال هستیم.
▪️نگاه اینترسکشنال یعنی ببینیم در جغرافیای آن منطقه، عربها چگونه به طور همزمان متحمل چندین ستم مشترک تقاطعی تاریخی میشوند، چگونه مرکزگرایی و توزیع نابرابر منابع قدرت و محروم سازی عرب ها از حقوقشان، آنها را در تنگنای چندین ستم مشترک و همزمان قرار میدهد؟
▪️زن عرب فریاد میزند:« تو که خاکتو نبردن آبتو نبردن، گوش کن، ما آب و زمینمون رو می خوایم». این فریاد «گوش کن» همان فریادی است که فمینیسم اینترسکشنال از ما میخواهد فهم کنیم.
نگاه اینترسکشنال ابتدا با فهم مختصات ستمها، تاریخمندی آنها و دلایل آنها، خاص بودگی آن ستمها را به رسمیت میشناسد و در قدم بعدی به این میاندیشد که حال چگونه میتوان با جنبشهایی که حول آن ستمها شکل گرفتهاند، همبسته شد و آنها را به هم پیوند زد.
آن زمان که ستمها با مختصات و ویژگیهای خاص خودشان فهم شدند، اشتراکات رنجها، ریشههای مشترک ستمها و امکانهای #مقاومت و #همبستگی سر بر میآورند، همدیگر را پیدا میکنند و به خشم مشترک تبدیل میشوند. آن وقت است که کارگران معترض در همبستگی با این خیزشها بیانیه میدهند، مادران آبان و خانوادههای هواپیمای اوکراینی حمایت میکنند، زنان، اقلیتهای جنسیتی، اتنیکی، دینی و دیگر اقلیتها، «تقاطعی بودن ستمها» را فریاد میزنند و در همراهی با رنج یکدیگر همبسته میشوند.
از صفحهی اینستاگرام شهین غلامی
@bidarzani
▪️جنبشها اگرچه با یکدیگر تقاطع دارند و اگرچه باید از همبستگی و اتحاد جنبشهای مرکز و حاشیه حمایت کرد، اما ابتدا باید به فعالان خود آن مناطق تریبون داد و اجازه داد خودشان صدای ستم خودشان را فریاد بزنند.
▪️نگاه اینترسکشنال این حق را ایجاد نمیکند که هر کجا صدای حق خواهی برخواست، احساس کنیم میتوانیم با عینک تحلیل خودمان از ستمهای دیگر، آن ستمها را به یکدیگر پیوند بزنیم و بگوییم عرب هم مثل فارس قربانی سیستم موجود است. مشکل در همین واژه «مثل» است. هرکجا دست به یکسانسازی ستمها بزنیم، فاقد نگاه اینترسکشنال هستیم.
▪️نگاه اینترسکشنال یعنی ببینیم در جغرافیای آن منطقه، عربها چگونه به طور همزمان متحمل چندین ستم مشترک تقاطعی تاریخی میشوند، چگونه مرکزگرایی و توزیع نابرابر منابع قدرت و محروم سازی عرب ها از حقوقشان، آنها را در تنگنای چندین ستم مشترک و همزمان قرار میدهد؟
▪️زن عرب فریاد میزند:« تو که خاکتو نبردن آبتو نبردن، گوش کن، ما آب و زمینمون رو می خوایم». این فریاد «گوش کن» همان فریادی است که فمینیسم اینترسکشنال از ما میخواهد فهم کنیم.
نگاه اینترسکشنال ابتدا با فهم مختصات ستمها، تاریخمندی آنها و دلایل آنها، خاص بودگی آن ستمها را به رسمیت میشناسد و در قدم بعدی به این میاندیشد که حال چگونه میتوان با جنبشهایی که حول آن ستمها شکل گرفتهاند، همبسته شد و آنها را به هم پیوند زد.
آن زمان که ستمها با مختصات و ویژگیهای خاص خودشان فهم شدند، اشتراکات رنجها، ریشههای مشترک ستمها و امکانهای #مقاومت و #همبستگی سر بر میآورند، همدیگر را پیدا میکنند و به خشم مشترک تبدیل میشوند. آن وقت است که کارگران معترض در همبستگی با این خیزشها بیانیه میدهند، مادران آبان و خانوادههای هواپیمای اوکراینی حمایت میکنند، زنان، اقلیتهای جنسیتی، اتنیکی، دینی و دیگر اقلیتها، «تقاطعی بودن ستمها» را فریاد میزنند و در همراهی با رنج یکدیگر همبسته میشوند.
از صفحهی اینستاگرام شهین غلامی
@bidarzani
برای تضعیف مطالبه واکسن و توجیه تصمیمات و سیاستهای سلامت در زمینه واکسیناسیون علیه کووید-۱۹، حرفهای بیربطی گفته میشه که بخشیشون تکرار ادعاهاییه که درباره ارتباط اوتیسم و واکسن در فضای مجازی و رسانهها قبلاً طرح شدن.
پست زیر فشردهای از محورهای یک مقاله ست که چنین ادعاهایی درباره ارتباط اوتیسم و واکسن رو رد میکنه و نشون میده علمی نیستن و نمیشه بهشون اتکا کرد.
اصلاح: در پاراگراف بالای جدول دو، یک اشتباه تایپی وجود داره. به جای دومین «میشده»، «نمیشده» بخونید.
پست زیر فشردهای از محورهای یک مقاله ست که چنین ادعاهایی درباره ارتباط اوتیسم و واکسن رو رد میکنه و نشون میده علمی نیستن و نمیشه بهشون اتکا کرد.
اصلاح: در پاراگراف بالای جدول دو، یک اشتباه تایپی وجود داره. به جای دومین «میشده»، «نمیشده» بخونید.
📍ادعای دروغین ارتباط واکسن با اتیسم
خلاصهای از یک مقاله که با بررسی و مرور جامع کلی مقاله، دروغ بودن ارتباط بین #اتیسم و #واکسن رو ثابت میکنه.
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-11-07
خلاصهای از یک مقاله که با بررسی و مرور جامع کلی مقاله، دروغ بودن ارتباط بین #اتیسم و #واکسن رو ثابت میکنه.
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-11-07
Telegraph
ادعای دروغین ارتباط واکسن با اتیسم
خلاصهای از یک مقاله که با بررسی و مرور جامع کلی مقاله، دروغ بودن ارتباط بین #اتیسم و #واکسن رو ثابت میکنه. باشد که با رفتن ترامپ معلون کمتر بشنویم اراجیفی که از دهان امثال او درباره ارتباط داشتن اتیسم به واکسن خارج میشن. منبع مقاله: مجله Clinical Infectious…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعی میکند صنعت فرهنگ را نقد کند.
اما نقد بیهنری مانکنهای ویترین صنعت فرهنگ و پروپاگاندای ج.ا، چه ربطی به کمتر بودن آیکیو (که مساوی «بلاهت» میداند) و «قیافه نداشتن» و فاصله داشتن از بدن و ذهن «هنجاری» و «مطلوب» دارد؟
در انتها میگوید اینها «حتی پشتکار هم ندارند». گویی که سگ خور آقای بازیگر عبید قدرت، حالا که معیارهای اصلِ کاری برای این که تو را هنرمند و خلاق بدانیم نداری، پشتکار داشته باش، اما آن هم نداری.
اما نقد بیهنری مانکنهای ویترین صنعت فرهنگ و پروپاگاندای ج.ا، چه ربطی به کمتر بودن آیکیو (که مساوی «بلاهت» میداند) و «قیافه نداشتن» و فاصله داشتن از بدن و ذهن «هنجاری» و «مطلوب» دارد؟
در انتها میگوید اینها «حتی پشتکار هم ندارند». گویی که سگ خور آقای بازیگر عبید قدرت، حالا که معیارهای اصلِ کاری برای این که تو را هنرمند و خلاق بدانیم نداری، پشتکار داشته باش، اما آن هم نداری.
استفاده از عنوانهای منفی و حامل داغ ننگ که برای خطاب به معلولان استفاده میشه، مثل کودن، عقبافتاده، علیل، چلاق، کر و ... چه برای توصیف وضع موجود و نقد یک نهاد، مثل نظام آموزشی (مثلاً کودنساز که در هشتگ تصویر میبینید) یا یک مسئول (مثلاً منگل)، چه برای خوشمزگی، بخشی از فرایند درونیسازی و عادیسازی تواناپرستیه.
البته باید در نظر داشت منظور از این حرف، پالودن زبانی یا اتخاذ نوعی نزاکت سیاسی که صرفاً به لفظ بسنده میکنه نیست. بلکه منظور توجه به رابطه دو طرفه و متأثر شدن ذهنیت/انتظارات/پیشداوری و واژگان/زبان از هم دیگه ست که ریموند ویلیامز به شکلی مبسوط در مقدمه کتاب کلید واژگان شرح داده.
این سنخ استفادهها در زمینههای دیگه هم نمونههای مشابه دارن. مثلاً ممکنه به واسطه عارضههای همراه با پریود یا هر دلیل و کلیشه دیگهای، کاربرد کلمه پریود در برخی بسترها معنای اجتماعی منفی پیدا کرده باشه (مثلا با ناکارآمدی یا عصبی بودن تداعی بشه) و از پریود برای توصیف وضعیتهایی استفاده بشه که همراه با عصبانیت/ناکارآمدی هستند.
البته باید در نظر داشت منظور از این حرف، پالودن زبانی یا اتخاذ نوعی نزاکت سیاسی که صرفاً به لفظ بسنده میکنه نیست. بلکه منظور توجه به رابطه دو طرفه و متأثر شدن ذهنیت/انتظارات/پیشداوری و واژگان/زبان از هم دیگه ست که ریموند ویلیامز به شکلی مبسوط در مقدمه کتاب کلید واژگان شرح داده.
این سنخ استفادهها در زمینههای دیگه هم نمونههای مشابه دارن. مثلاً ممکنه به واسطه عارضههای همراه با پریود یا هر دلیل و کلیشه دیگهای، کاربرد کلمه پریود در برخی بسترها معنای اجتماعی منفی پیدا کرده باشه (مثلا با ناکارآمدی یا عصبی بودن تداعی بشه) و از پریود برای توصیف وضعیتهایی استفاده بشه که همراه با عصبانیت/ناکارآمدی هستند.
سند ملی حقوق کودکان تایید و منتشر شد.
مواردی که درباره کودکان معلول ذکر شده:
ماده ۶ (حق سلامت)
بند و: پیشگیری از معلولیت از طریق واکسن و سایر اقدامات پیشگیرانه و درمان معلولیت
بند ل: مشارکت موثر و فعال و امکانات و مراقبتهای ویژه
ماده ۸ (حقوق فرهنگی، آموزشی و تربیتی)
بند ه:
تشویق رسانهها به توجه به نیازهای کودکان دارای نیازهای ویژه مانند کودکان معلول و ایتام
منع تبعیض فقط یک بار ذکر شده اون هم ذیل بند عدالت درمانی در ماده ۶ و نه ذیل سایر حقوق اجتماعی و فرهنگی. در همین یک مورد هم به کودکان معلول اشاره نشده.
از این گذشته خبری هم از اصل دربرگیرندگی (inclusion) به عنوان یک اصل راهنمای سیاستی در این سند نیست.
متن کامل سند رو با زدن روی Instant View ببینید:
https://www.isna.ir/news/1400062216104/
مواردی که درباره کودکان معلول ذکر شده:
ماده ۶ (حق سلامت)
بند و: پیشگیری از معلولیت از طریق واکسن و سایر اقدامات پیشگیرانه و درمان معلولیت
بند ل: مشارکت موثر و فعال و امکانات و مراقبتهای ویژه
ماده ۸ (حقوق فرهنگی، آموزشی و تربیتی)
بند ه:
تشویق رسانهها به توجه به نیازهای کودکان دارای نیازهای ویژه مانند کودکان معلول و ایتام
منع تبعیض فقط یک بار ذکر شده اون هم ذیل بند عدالت درمانی در ماده ۶ و نه ذیل سایر حقوق اجتماعی و فرهنگی. در همین یک مورد هم به کودکان معلول اشاره نشده.
از این گذشته خبری هم از اصل دربرگیرندگی (inclusion) به عنوان یک اصل راهنمای سیاستی در این سند نیست.
متن کامل سند رو با زدن روی Instant View ببینید:
https://www.isna.ir/news/1400062216104/
ایسنا
ابلاغ مصوبه «سند ملی حقوق کودک و نوجوان» توسط رئیس جمهور
حجت الاسلام و المسلمین سیدابراهیم رئیسی، رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبه «سند ملی حقوق کودک و نوجوان» که در جلسه ۸۰۶ مورخ ۱۳۹۷/۰۱/۲۱ شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است، را برای اجرا ابلاغ کرد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک ویژگی سالمندی خارج شدن بدن از وضعیت هنجاری است. عارضهها در بدنها و ذهنها، حتی آنها که قبلاً بهنجار بودهاند پدیدار میشوند: هزینه درمانی و رفاهی بالا میرود، گوش و چشم نیاز به ابزار کمکی خواهند داشت؛ وجود درآمد حیاتی میشود؛ نبود پل و آسانسور و بود پله و محله ناهموارمیتواند موجب حبس در خانه شود. سالمندی را، که تقریباً برای همه محتوم است، در مدل اجتماعی-نسبی نوعی معلولیت به شمار میآورند.
سالمندان فراموششدگانی ناکارا و مصرفکننده به شمار میآیند. اگر بیمه بازنشستگی داشته باشند، حقوق کمی دارند که معمولاً ناکافی است و مکملی لازم؛ و اگر بیمه نباشند، بعد سالها کار، باید باز هم کار کنند. در ساختاری که همه چیز را پول و مولد بودن -و البته مولد برای چه کسی/چه چیزی؟- تعیین میکند، جایی برای بدنهای دورریختنی در کار نیست.
پیشروی بازار و دستاندازی به خدمات اجتماعی و کوچک کردن دامنه این خدمات، اگر امروز دودش در چشم بدنهای نامعلول نرود، فردا و در زمان سالمندی خواهد رفت. همین مبارزه برای بازپسگیری آنچه باید متعلق به همه مردم باشد را همین امروز ضروری میکند.
ویدئو از روزنامه شهروند
@CriticalDisabilityStudies1
سالمندان فراموششدگانی ناکارا و مصرفکننده به شمار میآیند. اگر بیمه بازنشستگی داشته باشند، حقوق کمی دارند که معمولاً ناکافی است و مکملی لازم؛ و اگر بیمه نباشند، بعد سالها کار، باید باز هم کار کنند. در ساختاری که همه چیز را پول و مولد بودن -و البته مولد برای چه کسی/چه چیزی؟- تعیین میکند، جایی برای بدنهای دورریختنی در کار نیست.
پیشروی بازار و دستاندازی به خدمات اجتماعی و کوچک کردن دامنه این خدمات، اگر امروز دودش در چشم بدنهای نامعلول نرود، فردا و در زمان سالمندی خواهد رفت. همین مبارزه برای بازپسگیری آنچه باید متعلق به همه مردم باشد را همین امروز ضروری میکند.
ویدئو از روزنامه شهروند
@CriticalDisabilityStudies1
خزائلی، آموزگار نابینا، عمری تلاش کرد و جنگید تا امکاناتی برای آموزش مناسب کودکان و نوجوانان و بزرگسالان نابینا فراهم شود. نام او، به عنوان یکی از پیشگامان آموزش مناسبسازی شده و فراگیر برای معلولان در ایران به یادگار بر مجتمعی آموزشی که خودش مدیریت میکرد و کتابخانه مجتمع گذاشته شد.
اما حالا فردی که «پول» دارد و در کنار سایر «خیرین» پهلوان پنبه مردمی عصر سیاستهای نولیبرالی و تعدیل ساختاری و کوچک کردن سطح خدمات و رسیدگی دولت به حوزه آموزش، بهداشت و رفاه عمومی شمرده میشود، قرار است هزینه بازسازی این مدرسه را بدهد، به قیمت تغییر نام مجتمع به نام خودش! آیا این چیزی جز حاکمیت و فرمانروایی پول است؟
دولت وظیفه دارد به امور رفاهی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی معلولان رسیدگی کند، نه این که در حالی که بودجه عمومی را حیف و میل میکند، برای تامین بودجه امور معلولان دست به دامن دیگران شود و به خاطر این پول، خواستههای فردی نامعلولان را به جامعه معلولان تحمیل کند.
درخواست زیر را، هر چند امیدی نیست، امضا کنید و اعتراض خود به تغییر نام مجتمع را اعلام نمایید:
https://www.karzar.net/14705
اما حالا فردی که «پول» دارد و در کنار سایر «خیرین» پهلوان پنبه مردمی عصر سیاستهای نولیبرالی و تعدیل ساختاری و کوچک کردن سطح خدمات و رسیدگی دولت به حوزه آموزش، بهداشت و رفاه عمومی شمرده میشود، قرار است هزینه بازسازی این مدرسه را بدهد، به قیمت تغییر نام مجتمع به نام خودش! آیا این چیزی جز حاکمیت و فرمانروایی پول است؟
دولت وظیفه دارد به امور رفاهی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی معلولان رسیدگی کند، نه این که در حالی که بودجه عمومی را حیف و میل میکند، برای تامین بودجه امور معلولان دست به دامن دیگران شود و به خاطر این پول، خواستههای فردی نامعلولان را به جامعه معلولان تحمیل کند.
درخواست زیر را، هر چند امیدی نیست، امضا کنید و اعتراض خود به تغییر نام مجتمع را اعلام نمایید:
https://www.karzar.net/14705
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار مخالفت با هرگونه تغییر در نام و تابلوی آموزشگاه نابینایان دکتر محمد خزائلی
اخیراً در پی انتشار خبر «امکان تغییر نام آموزشگاه دانشمند شهیر نابینا، دکتر محمد خزائلی» به سبب کمک یکونیم میلیاردی خیر محترم (معادل ۱۰ الی ۱۵ درصد هزینه بازسازی در تکمیل تجدید بنای این آموزشگاه) جامعه فرهیختگان و عموم نابینایان در شوکی بزرگ فرو رفت و باعث…
به مناسبت ماه پذیرش وضعیت کمتوجهی و بیشفعالی
من، #معلولیت_در_یادگیری و #ADHD
اینا رو رو نه برای تعریف و مقدس کردن و نه برای تعمیم میگم نه برای رومانتیزه کردن چیزی. منظورم اینه که شرایط و برخورد در مورد من چقدر موثر بوده.طبق نقشه مغزی (E.E.G)، معلولیت در یادگیری سطح شدید دارم: ۷.۲۶ از ۱۰.
زیر ۶.۵ متوسطه و زیر ۳.۵ خفیفه. تروماتیک برین اینجری البته ندارم.
ادامه رو در Instant View بخونید:
https://telegra.ph/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-ADHD-10-03
من، #معلولیت_در_یادگیری و #ADHD
اینا رو رو نه برای تعریف و مقدس کردن و نه برای تعمیم میگم نه برای رومانتیزه کردن چیزی. منظورم اینه که شرایط و برخورد در مورد من چقدر موثر بوده.طبق نقشه مغزی (E.E.G)، معلولیت در یادگیری سطح شدید دارم: ۷.۲۶ از ۱۰.
زیر ۶.۵ متوسطه و زیر ۳.۵ خفیفه. تروماتیک برین اینجری البته ندارم.
ادامه رو در Instant View بخونید:
https://telegra.ph/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-ADHD-10-03
Telegraph
به مناسبت ماه پذیرش وضعیت کمتوجهی و بیشفعالی: من، معلولیت در یادگیری و ADHD
به مناسبت ماه پذیرش وضعیت کمتوجهی و بیشفعالی من، #معلولیت_در_یادگیری و #ADHD اینا رو رو نه برای تعریف و مقدس کردن و نه برای تعمیم میگم نه برای رومانتیزه کردن چیزی. منظورم اینه که شرایط و برخورد در مورد من چقدر موثر بوده.طبق نقشه مغزی (E.E.G)، معلولیت…
چرا تحلیل رفتار کاربردی (ABA) برای افراد اوتیستیک زیانآور است؟
https://autisticscienceperson.com/why-aba-therapy-is-harmful-to-autistic-people/
https://autisticscienceperson.com/why-aba-therapy-is-harmful-to-autistic-people/
Autistic Science Person
Why ABA Therapy is Harmful to Autistic People
You may have heard of “Applied Behavioral Analysis therapy.” You might think that it must be good for your child because a lot of teachers, therapists, and doctors have endorse it for a…
پائیز
خواننده: پری زنگنه
آهنگساز: بابک بیات
شعر: ایرج جنتی
ارکستراسیون: مرتضی حنانه
https://youtu.be/fcZhF8UagC4
خواننده: پری زنگنه
آهنگساز: بابک بیات
شعر: ایرج جنتی
ارکستراسیون: مرتضی حنانه
https://youtu.be/fcZhF8UagC4
YouTube
Paeez - پاییز / بابک بیات / مرتضی حنانه / پری زنگنه
" پاییزی "
ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی
ملودی از : بابک بیات
تنظیم ؛ ارکستراسیون و رهبر ارکستر : مرتضی حنانه
خواننده : بانو پری زنگنه
ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی
ملودی از : بابک بیات
تنظیم ؛ ارکستراسیون و رهبر ارکستر : مرتضی حنانه
خواننده : بانو پری زنگنه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۰ سپتامبر (۱۹۴۵) روز تولد خوزه فیلیسیانو، نغمهپرداز پورتوریکویی و یکی از برجستهترین نوازندگان گیتار آکوستیک است. خوزه فیلیسیانو نابینا متولد شد و کودکی خود را در هارلم شرقی یا هیسپانیک هارلم نیویورک گذراند. محلهای که هرچند در سه دهه اخیر در فرایند اعیانی شدن است، اما در گذشته یکی از حاشیهایترین محلات نیویورک و محل سکونت مهاجران آمریکای جنوبی بوده است.
خوزه در کودکی موسیقی را با یادگیری و نواختن خودآموخته و بدون مربی آکاردئون شروع کرد. پدرش با دیدن علاقه او، برایش گیتاری خرید تا خوزه جدیتر موسیقی را دنبال کند.
ترانه کولی (The gypsy)، که میبینید و میشنوید، از معروفترین آثار فلیسیانو است و ملودی آن برای اغلب ما آشنا.
ایرج جنتی عطایی روی این ملودی، ترانه وطن را در فضای انقلابی دهه پنجاه نوشت و واروژ هاخباندیان (واروژان) آن را تنظیم کرد و در سال ۵۸ با صدای داریوش منتشر شد.
خوزه در کودکی موسیقی را با یادگیری و نواختن خودآموخته و بدون مربی آکاردئون شروع کرد. پدرش با دیدن علاقه او، برایش گیتاری خرید تا خوزه جدیتر موسیقی را دنبال کند.
ترانه کولی (The gypsy)، که میبینید و میشنوید، از معروفترین آثار فلیسیانو است و ملودی آن برای اغلب ما آشنا.
ایرج جنتی عطایی روی این ملودی، ترانه وطن را در فضای انقلابی دهه پنجاه نوشت و واروژ هاخباندیان (واروژان) آن را تنظیم کرد و در سال ۵۸ با صدای داریوش منتشر شد.
🎞 کلاسی تقسیم شده
این مستند یک ساعته، داستانیه از کار جین الیوت، معلم کلاس سوم در مدرسهای در یک شهر کوچک سفیدپوست. جین بعد از ترور مارتین لوتر کینگ، به فکر میافته آیا کارایی که برای آموزش علیه نژادپرستی در کلاسش انجام میده به اندازه کافی موثر هستن یا نه و فکر میکنه باید عمیقتر بشن.
جین یک سناریو طراحی میکنه. فرداش میره سر کلاس و بچههای کلاس سومی رو به دو گروه تقسیم میکنه. چشمآبیها و چشم قهوهایها.
و میگه امروز روز چشم آبی هاست و فردا روز چشم قهوهایها. قواعدی تبعیضآمیز وضع میکنه و در خلال تدریس هم برخوردهای تبعیضآمیز میکنه و حرفهای کلیشهای مثبت درباره چشمآبیها و منفی درباره چشمقهوهایها میزنه. و فرداش بالعکس.
ساختاری بر بچههای سفیدپوست که تا قبل اون در موقعیتی کمابیش برابر و مشابه بودن حاکم میشه. انتظاراتشون از هم و از خودشون، حسشون نسبت به همدیگه، اعتماد به نفسشون، عملکرد درسی شون و ... همه و همه متأثر میشه.
در بخشی از فیلم همون بچهها که بزرگ شدن و جین رو میبینیم که بعد سالها دور هم جمع شدن و از اون تجربه و اثرش بر زندگیشون میگن. در بخشی دیگه هم همین فعالیت رو برای کارکنان یک زندان اجرا میشه.
نکته: این فعالیت ممکنه به بچهها آسیب بزنه، اما شکلهای بهتری ازش طراحی شده که کمریسکتر و مناسبترن هم برای کار با بچهها و هم برای کار با بزرگسالان.
https://www.pbs.org/wgbh/frontline/film/class-divided/
این مستند یک ساعته، داستانیه از کار جین الیوت، معلم کلاس سوم در مدرسهای در یک شهر کوچک سفیدپوست. جین بعد از ترور مارتین لوتر کینگ، به فکر میافته آیا کارایی که برای آموزش علیه نژادپرستی در کلاسش انجام میده به اندازه کافی موثر هستن یا نه و فکر میکنه باید عمیقتر بشن.
جین یک سناریو طراحی میکنه. فرداش میره سر کلاس و بچههای کلاس سومی رو به دو گروه تقسیم میکنه. چشمآبیها و چشم قهوهایها.
و میگه امروز روز چشم آبی هاست و فردا روز چشم قهوهایها. قواعدی تبعیضآمیز وضع میکنه و در خلال تدریس هم برخوردهای تبعیضآمیز میکنه و حرفهای کلیشهای مثبت درباره چشمآبیها و منفی درباره چشمقهوهایها میزنه. و فرداش بالعکس.
ساختاری بر بچههای سفیدپوست که تا قبل اون در موقعیتی کمابیش برابر و مشابه بودن حاکم میشه. انتظاراتشون از هم و از خودشون، حسشون نسبت به همدیگه، اعتماد به نفسشون، عملکرد درسی شون و ... همه و همه متأثر میشه.
در بخشی از فیلم همون بچهها که بزرگ شدن و جین رو میبینیم که بعد سالها دور هم جمع شدن و از اون تجربه و اثرش بر زندگیشون میگن. در بخشی دیگه هم همین فعالیت رو برای کارکنان یک زندان اجرا میشه.
نکته: این فعالیت ممکنه به بچهها آسیب بزنه، اما شکلهای بهتری ازش طراحی شده که کمریسکتر و مناسبترن هم برای کار با بچهها و هم برای کار با بزرگسالان.
https://www.pbs.org/wgbh/frontline/film/class-divided/
FRONTLINE
A Class Divided
The day after Martin Luther King, Jr. was killed, third-grade teacher Jane Elliott gave her class an unforgettable lesson in discrimination.
سخنرانیهای تد معمولاً فاز آدمخفنای طبقه متوسطی و انگیزشی دارن. اما بینشون گاهی چیزهای قابل توجهی هم پیدا میشه.
سخنرانی کری یکی از این نمونههاست. کری در ۳۵ سالگی تشخیص میگیره. جز مشکلاتی که تشخیص اشتباه و داروهای اشتباهتر برای کری ایجاد کردن، هر چند دیر نیست، عمری گذشته، با خودی که به رسمیت شناخته نشده.
https://youtu.be/cF2dhWWUyQ4
سخنرانی کری یکی از این نمونههاست. کری در ۳۵ سالگی تشخیص میگیره. جز مشکلاتی که تشخیص اشتباه و داروهای اشتباهتر برای کری ایجاد کردن، هر چند دیر نیست، عمری گذشته، با خودی که به رسمیت شناخته نشده.
https://youtu.be/cF2dhWWUyQ4
YouTube
Invisible Diversity: A Story Of Undiagnosed Autism | Carrie Beckwith-Fellows | TEDxVilnius
What is autism and why is it difficult to get it diagnosed? In her talk Carrie shares her own personal journey towards diagnosis of autism: why it took 35 years, and what are the root causes for such invisible diversity?
Carrie Beckwith-Fellows is a freelance…
Carrie Beckwith-Fellows is a freelance…
چند کلمه درباره مدل نسبی-اجتماعی معلولیت؛ به مناسبت هفته نابینایان
غرض این نیست که نابینایی را وضعیتی مطلوب نشان دهم. و البته نابینایی هم الزاماً نامطلوب نیست. بحث این است که امروزه نابینایی تا چه حد موضوعی وابسته به وضعیتی زیستشناختی است و تا چه حد ناشی از به کار گرفته نشدن تکنولوژیها و منابع برای فراهم کردن امکانات بدیل.
مدل اجتماعی-نسبی معلولیت روی همین موضوعات انگشت میگذارد. یعنی:
📍اولاً این که فردی تا چه حد معلول است، ناشی از میزان تعارض شرایط بیرونی و محیطی با ویژگیها و نیازهای فرد دارای عارضه است.
📍ثانیاً بسته به موقعیت است. مثلاً داشتن معلولیت نبود انطباق در محیط هرچند در زمینههایی محدودیت ایجاد میکند، به معنای محدودیت درزمینه های دیگر نیست.
ثالثاً، مرز بین آنچه اختلال خوانده میشود و آنچه اختلال به شمار نمیآید، و سامانی که بر پایه نرمال بودن ایجاد شده، خودسرانه، تاریخی و متاثر از تواناییهای اکثریت است.
متن کامل را در Instant View بخوانید:
https://telegra.ph/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-10-18
غرض این نیست که نابینایی را وضعیتی مطلوب نشان دهم. و البته نابینایی هم الزاماً نامطلوب نیست. بحث این است که امروزه نابینایی تا چه حد موضوعی وابسته به وضعیتی زیستشناختی است و تا چه حد ناشی از به کار گرفته نشدن تکنولوژیها و منابع برای فراهم کردن امکانات بدیل.
مدل اجتماعی-نسبی معلولیت روی همین موضوعات انگشت میگذارد. یعنی:
📍اولاً این که فردی تا چه حد معلول است، ناشی از میزان تعارض شرایط بیرونی و محیطی با ویژگیها و نیازهای فرد دارای عارضه است.
📍ثانیاً بسته به موقعیت است. مثلاً داشتن معلولیت نبود انطباق در محیط هرچند در زمینههایی محدودیت ایجاد میکند، به معنای محدودیت درزمینه های دیگر نیست.
ثالثاً، مرز بین آنچه اختلال خوانده میشود و آنچه اختلال به شمار نمیآید، و سامانی که بر پایه نرمال بودن ایجاد شده، خودسرانه، تاریخی و متاثر از تواناییهای اکثریت است.
متن کامل را در Instant View بخوانید:
https://telegra.ph/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-10-18
Telegraph
چند کلمه درباره مدل نسبی-اجتماعی معلولیت؛ به مناسبت هفته نابینایان
(با احترام به هلن کلر، نویسنده و آموزگار نابینا و ناشنوای سوسیالیست و معلم زبانش آنه سولیوان) تا پیش از کشف و بعدتر به کنترل درآوردن آتش، با غروب آفتاب و تاریکی، امکان دیدن وجود نداشت. حتی تا قبل از اختراع و تولید انبوه لامپهای خلأ و برقکشی نیز استفاده…