مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم – Telegram
مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
177 subscribers
125 photos
27 videos
11 files
77 links
درباره معلولیت و اوتیسم
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعی می‌کند صنعت فرهنگ را نقد کند.
اما نقد بی‌هنری مانکن‌های ویترین صنعت فرهنگ و پروپاگاندای ج.ا، چه ربطی به کمتر بودن آی‌کیو (که مساوی «بلاهت» می‌داند) و «قیافه نداشتن» و فاصله داشتن از بدن و ذهن «هنجاری» و «مطلوب» دارد؟

در انتها می‌گوید این‌ها «حتی پشتکار هم ندارند». گویی که سگ خور آقای بازیگر عبید قدرت، حالا که معیارهای اصلِ کاری برای این که تو را هنرمند و خلاق بدانیم نداری، پشتکار داشته باش، اما آن هم نداری.
استفاده از عنوان‌های منفی و حامل داغ ننگ که برای خطاب به معلولان استفاده می‌شه، مثل کودن، عقب‌افتاده، علیل، چلاق، کر و ... چه برای توصیف وضع موجود و نقد یک نهاد، مثل نظام آموزشی (مثلاً کودن‌ساز که در هشتگ تصویر می‌بینید) یا یک مسئول (مثلاً منگل)، چه برای خوشمزگی، بخشی از فرایند درونی‌سازی و عادی‌سازی تواناپرستیه.
البته باید در نظر داشت منظور از این حرف، پالودن زبانی یا اتخاذ نوعی نزاکت سیاسی که صرفاً به لفظ بسنده‌ می‌کنه نیست. بلکه منظور توجه به رابطه دو طرفه و متأثر شدن ذهنیت‌/انتظارات/پیش‌داوری و واژگان/زبان از هم دیگه ست که ریموند ویلیامز به شکلی مبسوط در مقدمه کتاب کلید واژگان شرح داده.
‏این سنخ استفاده‌ها در زمینه‌های دیگه هم نمونه‌های مشابه دارن. مثلاً ممکنه به واسطه عارضه‌های همراه با پریود یا هر دلیل و کلیشه‌ دیگه‌ای، کاربرد کلمه پریود در برخی بسترها معنای اجتماعی منفی پیدا کرده باشه (مثلا با ناکارآمدی یا عصبی بودن تداعی بشه) و از پریود برای توصیف وضعیت‌هایی استفاده بشه که همراه با عصبانیت/ناکارآمدی هستند.
‏ سند ملی حقوق کودکان تایید و منتشر شد.

مواردی که درباره کودکان معلول ذکر شده:

ماده ۶ (حق سلامت)
بند و: پیشگیری از معلولیت از طریق واکسن و سایر اقدامات پیشگیرانه و درمان معلولیت

بند ل: مشارکت موثر و فعال و امکانات و مراقبت‌های ویژه

ماده ۸ (حقوق فرهنگی، آموزشی و تربیتی)
بند ه‍:
تشویق رسانه‌ها به توجه به نیازهای کودکان دارای نیازهای ویژه مانند کودکان معلول و ایتام

‏منع تبعیض فقط یک بار ذکر شده اون‌ هم ذیل بند عدالت درمانی در ماده ۶ و نه ذیل سایر حقوق اجتماعی و فرهنگی. در همین یک مورد هم به کودکان معلول اشاره نشده.
از این گذشته خبری هم از اصل دربرگیرندگی (inclusion) به عنوان یک اصل راهنمای سیاستی در این سند نیست.
متن کامل سند رو با زدن روی Instant View ببینید:
https://www.isna.ir/news/1400062216104/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک ویژگی سالمندی خارج شدن بدن از وضعیت هنجاری است. عارضه‌ها در بدن‌ها و ذهن‌ها، حتی آن‌ها که قبلاً بهنجار بوده‌اند پدیدار می‌شوند: هزینه درمانی و رفاهی بالا می‌رود، گوش و چشم نیاز به ابزار کمکی خواهند داشت؛ وجود درآمد حیاتی می‌شود؛ نبود پل و آسانسور و بود پله و محله ناهموارمی‌تواند موجب حبس‌ در خانه شود. سالمندی را، که تقریباً برای همه محتوم است، در مدل اجتماعی-نسبی نوعی معلولیت به شمار می‌آورند.
سالمندان فراموش‌شدگانی ناکارا و مصرف‌کننده به شمار می‌آیند. اگر بیمه بازنشستگی داشته باشند، حقوق کمی دارند که معمولاً ناکافی است و مکملی لازم؛ و اگر بیمه نباشند، بعد سال‌ها کار، باید باز هم کار کنند. در ساختاری که همه چیز را پول و مولد بودن -و البته مولد برای چه کسی/چه چیزی؟- تعیین می‌کند، جایی برای بدن‌های دورریختنی در کار نیست.
پیشروی بازار و دست‌اندازی به خدمات اجتماعی و کوچک کردن دامنه این خدمات، اگر امروز دودش در چشم بدن‌های نامعلول نرود، فردا و در زمان سالمندی خواهد رفت. همین مبارزه برای بازپس‌گیری آن‌چه باید متعلق به همه مردم باشد را همین امروز ضروری می‌کند.
ویدئو از روزنامه شهروند

@CriticalDisabilityStudies1
خزائلی، آموزگار نابینا، عمری تلاش کرد و جنگید تا امکاناتی برای آموزش مناسب کودکان و نوجوانان و بزرگسالان نابینا فراهم شود. نام او، به عنوان یکی از پیشگامان آموزش مناسب‌سازی شده و فراگیر برای معلولان در ایران به یادگار بر مجتمعی آموزشی که خودش مدیریت می‌کرد و کتابخانه‌ مجتمع گذاشته شد.

اما حالا فردی که «پول» دارد و در کنار سایر «خیرین» پهلوان پنبه‌ مردمی عصر سیاست‌های نولیبرالی و تعدیل ساختاری و کوچک کردن سطح خدمات و رسیدگی دولت به حوزه آموزش، بهداشت و رفاه عمومی شمرده می‌شود، قرار است هزینه بازسازی این مدرسه را بدهد، به قیمت تغییر نام مجتمع به نام خودش! آیا این چیزی جز حاکمیت و فرمان‌روایی پول است؟
دولت وظیفه دارد به امور رفاهی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی معلولان رسیدگی کند، نه این که در حالی که بودجه عمومی را حیف و میل می‌کند، برای تامین بودجه امور معلولان دست به دامن دیگران شود و به خاطر این پول، خواسته‌های فردی نامعلولان را به جامعه معلولان تحمیل کند.

درخواست زیر را، هر چند امیدی نیست، امضا کنید و اعتراض خود به تغییر نام مجتمع را اعلام نمایید:
https://www.karzar.net/14705
تحصن نوجوانان مدرسه ناشنوایان آتلانتا برای مطالبه مدیر ناشنوا و علیه نژادپرستی و شنواپرستی نظام آموزشی.
به مناسبت ماه پذیرش وضعیت کم‌توجهی و بیش‌فعالی

‏من، ‎#معلولیت_در_یادگیری و ‎#ADHD


اینا رو رو نه برای تعریف و مقدس کردن و نه برای تعمیم می‌گم نه برای رومانتیزه کردن چیزی. منظورم اینه که شرایط و برخورد در مورد من چقدر موثر بوده.طبق نقشه مغزی (E.E.G)، معلولیت در یادگیری سطح شدید دارم: ۷.۲۶ از ۱۰.

زیر ۶.۵ متوسطه و زیر ۳.۵ خفیفه. تروماتیک برین اینجری البته ندارم.
ادامه رو در Instant View بخونید:

https://telegra.ph/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%B4-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-ADHD-10-03
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۰ سپتامبر (۱۹۴۵) روز تولد خوزه فیلیسیانو، نغمه‌پرداز پورتوریکویی و یکی از برجسته‌ترین نوازندگان گیتار آکوستیک است. خوزه فیلیسیانو نابینا متولد شد و کودکی خود را در هارلم شرقی یا هیسپانیک هارلم نیویورک گذراند. محله‌ای که هرچند در سه دهه اخیر در فرایند اعیانی شدن است، اما در گذشته یکی از حاشیه‌ای‌ترین محلات نیویورک و محل سکونت مهاجران آمریکای جنوبی بوده است.

خوزه در کودکی موسیقی را با یادگیری و نواختن خودآموخته و بدون مربی آکاردئون شروع کرد. پدرش با دیدن علاقه او، برایش گیتاری خرید تا خوزه جدی‌تر موسیقی را دنبال کند.

ترانه کولی (The gypsy)، که می‌بینید و می‌شنوید، از معروف‌ترین آثار فلیسیانو است و ملودی آن برای اغلب ما آشنا.
ایرج جنتی عطایی روی این ملودی، ترانه وطن را در فضای انقلابی دهه پنجاه نوشت و واروژ هاخباندیان (واروژان) آن را تنظیم کرد و در سال ۵۸ با صدای داریوش منتشر شد.
🎞 کلاسی تقسیم شده

این مستند یک ساعته، داستانیه از کار جین الیوت، معلم کلاس سوم در مدرسه‌ای در یک شهر کوچک سفیدپوست. جین بعد از ترور مارتین لوتر کینگ، به فکر می‌افته آیا کارایی که برای آموزش علیه نژادپرستی در کلاسش انجام می‌ده به اندازه کافی موثر هستن یا نه و فکر می‌کنه باید عمیق‌تر بشن.
جین یک سناریو طراحی می‌کنه. فرداش می‌ره سر کلاس و بچه‌های کلاس سومی رو به دو گروه تقسیم می‌کنه. چشم‌آبی‌ها و چشم قهوه‌ای‌ها.
و می‌گه امروز روز چشم آبی هاست و فردا روز چشم قهوه‌ای‌ها. قواعدی تبعیض‌آمیز وضع می‌کنه و در خلال تدریس هم برخوردهای تبعیض‌آمیز می‌کنه و حرف‌های کلیشه‌ای مثبت درباره چشم‌آبی‌ها و منفی درباره چشم‌قهوه‌ای‌ها می‌زنه. و فرداش بالعکس.
ساختاری بر بچه‌های سفیدپوست که تا قبل اون در موقعیتی کمابیش برابر و مشابه بودن حاکم می‌شه. انتظاراتشون از هم و از خودشون، حسشون نسبت به هم‌دیگه، اعتماد به نفسشون، عملکرد درسی ‌شون و ... همه و همه متأثر می‌شه.
در بخشی از فیلم همون بچه‌ها که بزرگ‌ شدن و جین رو می‌بینیم که بعد سال‌ها دور هم جمع شدن و از اون تجربه و اثرش بر زندگیشون می‌گن. در بخشی دیگه هم همین فعالیت رو برای کارکنان یک زندان اجرا می‌شه.

نکته: این فعالیت ممکنه به بچه‌ها آسیب بزنه، اما شکل‌های بهتری ازش طراحی شده که کم‌ریسک‌تر و مناسب‌ترن هم برای کار با بچه‌ها و هم برای کار با بزرگسالان.

https://www.pbs.org/wgbh/frontline/film/class-divided/
سخنرانی‌های تد معمولاً فاز آدم‌‌خفنای طبقه متوسطی و انگیزشی دارن. اما بینشون گاهی چیزهای قابل توجهی هم پیدا می‌شه.
سخنرانی کری یکی از این نمونه‌هاست. کری در ۳۵ سالگی تشخیص می‌گیره. جز مشکلاتی که تشخیص اشتباه و داروهای اشتباه‌تر برای کری ایجاد کردن، هر چند دیر نیست، عمری گذشته، با خودی که به رسمیت شناخته نشده.
https://youtu.be/cF2dhWWUyQ4
چند کلمه درباره مدل نسبی-اجتماعی معلولیت؛ به مناسبت هفته نابینایان

غرض این نیست که نابینایی را وضعیتی مطلوب نشان دهم. و البته نابینایی هم الزاماً نامطلوب نیست. بحث این است که امروزه نابینایی تا چه حد موضوعی وابسته به وضعیتی زیست‌شناختی است و تا چه حد ناشی از به کار گرفته نشدن تکنولوژی‌ها و منابع برای فراهم کردن امکانات بدیل.

مدل اجتماعی-نسبی معلولیت روی همین موضوعات انگشت می‌گذارد. یعنی:

📍اولاً این که فردی تا چه حد معلول است، ناشی از میزان تعارض شرایط بیرونی و محیطی با ویژگی‌ها و نیازهای فرد دارای عارضه است.
📍ثانیاً بسته به موقعیت است. مثلاً داشتن معلولیت نبود انطباق در محیط هرچند در زمینه‌هایی محدودیت‌ ایجاد می‌کند، به معنای محدودیت درزمینه های دیگر نیست.
ثالثاً، مرز بین آنچه اختلال خوانده می‌شود و آن‌چه اختلال به شمار نمی‌آید، و سامانی که بر پایه نرمال بودن ایجاد شده، خودسرانه، تاریخی و متاثر از توانایی‌های اکثریت است.

متن کامل را در Instant View بخوانید:

https://telegra.ph/%DA%86%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-10-18
‏توانخواه، توانجو، توانیاب، توانپو، روشندل، فرشته‌های زمینی و ... همگی غلط‌انداز و نادرست‌اند. این کلمه‌ها و ترکیب‌ها همزمان با نامطلوب فرض کردن تعمیم‌گرانه وضعیت و هویت معلولیت (که خودش تواناپرستانه‌ست)، سعی در حفظ نوعی نزاکت سیاسی مزورانه هم دارند.
‏این نزاکت بیشتر زبان‌بازانه‌ و مزورانه‌ست. این نزاکت همچنان معلولیت را نقصان و کم‌تر بودنی می‌داند که گویی با عباراتی با ظاهر قشنگ، می‌شود جای آن نقصان را پر کرد یا پوشاند. در حالی که نقصان نه در افراد معلول، بلکه در جامعه‌ای است که تفاوت را نمی‌پذیرد.
‏نیازهای ویژه هم هرچند کمتر چالش‌برانگیز، اما مسأله‌‌دار است.
ویژه یعنی چه؟
آیا اگر شما برای فهمیدن فیلم زیرنویس روش می‌کنید، در شب از چراغ استفاده می‌کنید، ‏به جای پله از آسانسور استفاده می‌کنید، از روی پل رد می‌شوید و ... . اسمش را می‌گذارید نیاز ویژه؟
بله، ممکن است با نگفتن این، نیازهای افراد معلول تقلیل داده شوند. اما باید دقت کرد این مفهوم بدل به ذهنیت و رفتاری که توجه به نیازهای معلولان را امر «ویژه» و «خاص» تعریف می‌کند، نشود. توجه به نیازهای معلولان، مثل بقیه باید بدل به امری عادی و روزمره شود.
یک نمونه از تفسیر سوگیرانه در علوم عصب‌شناختی و مدعای بی‌اساس پارادایم پاتولوژیک درباره پایبندی به «علم تجربی بی‌طرف».

عنوان مقاله: اتصال تمپوروپاریتال سمت راست عامل پیشگیری از تخطی اخلاقی در افراد دارای اختلال اوتیسم

(در عبارت بالا از کلمه اختلال صرفاً به خاطر این که در عنوان و متن مقاله به کار رفته، استفاده کردم. اوتیسم اختلال نیست، معلولیته)

در این مطالعه با استفاده از ترکیب داده‌های MRI کارکردی (fMRI) از اتصال تمپوروپاریتال سمت راست و تحلیل شباهت بازنمایی (RSA روشی برای تفکیک لایه‌های مختلف تصویر) و مدل‌سازی محاسباتی، تصمیم‌گیری اخلاقی در افراد (به قول مقاله) دارای اختلال اوتیسم و افراد (باز هم به قول مقاله) «سالم» که گروه کنترل هستن بررسی شده.
در تصمیم‌گیری اخلاقی دو موقعیت پیش روی گروه مورد مطالعه و گروه کنترل گذاشته شده و داده‌هایی از مغز هنگام تصمیم‌گیری با استفاده از تکنیک‌های پیش‌گفته جمع‌آوری و تحلیل شدن. من از ذکر جزییات خودداری می‌کنم (لینک مقاله هست و می‌تونید اگر خواستید رجوع کنید) و صرفاً به اون بخش که مربوط به این یادداشت کوتاهه می‌پردازم.

موقعیت‌ها:
۱. موقعیتی که افراد در ازای یک تصمیم اخلاقی متحمل هزینه فردی می‌شن.
۲. موقعیتی که افراد در ازای یک تصمیم غیراخلاقی منفعت شخصی می‌برن.

نتیجه نشون داده که در مقایسه با افراد غیراوتیستیک، افراد اوتیستیک تمایل کمتری به گرفتن تصمیمات غیراخلاقی دارن و اتصال تمپوروپاریتال سمت راست در این رفتار موثره.
اما نوع بیان و صورت‌بندی این موضوع در مقاله بسیار جالب توجهه. ترجمه بخشی از چکیده و بخشی از جمع‌بندی مقاله رو میارم براتون. به واژه‌هایی که برجسته کردم دقت کنید:

از چکیده:
«در مقایسه با افراد سالم [گروه] کنترل (healthy control group)، افراد دارای اختلال طیف اوتیسم بیشتر تمایل دارند فرصت به دست‌آوردن نفع نامشروع با تکیه بر انگیزه‌ای نادرست را رد کنند. مدل‌سازی محاسباتی نشان می‌دهد این تصمیم حاصل وزن‌دهی سنگین‌تر (heavily weighing) هم به مقدار نفع فردی [در آن موقعیت] و هم به آن انگیزه نادرست است. این موضوع می‌تواند نشانگر آن باشد که افراد دارای اختلال طیف اوتیسم به خاطر این که از تبعات منفی رفتارهایشان ارزیابی شدید‌تری (more severely) دارند از قاعده‌ای که استفاده از انگیزه نادرست را رد می‌کند پیروی می‌کنند.»
از جمع‌بندی:
«ما نشان می‌دهیم که افراد دارای اختلال طیف اوتیسم در پیروی از یک قاعده اخلاقی انعطاف‌ناپذیرتر (inflexible) هستند، حتی اگر عمل غیراخلاقی به آن‌ها نفعی برساند. و نگرانی بیشتری نسبت به دست آوردهای نامشروع و هزینه‌های اخلاقی خود دارند. [...] این یافته‌ها به فهم ما درباره ریشه‌های عصب-زیست‌شناختی رفتار‌های اخلاقی غیرعادی (atypical) افراد دارای اختلال طیف اوتیسم عمق بیشتری می‌بخشد.»

سوال این‌جاست که آیا هم از حیث عملی و کارکردی و هم از حیث نظری، این نوع از ارزیابی افراد اوتیستیک در تصمیمات مفیدتر نیست؟ آیا این تصمیمات دیگرخواهانه‌تر نیستند؟ آیا این شکل تصمیم‌گیری خلاف کلیشه «خودخواهی» و «نداشتن همدلی» که نسبت داده می‌شه به افراد اوتیستیک نیست؟
من مدعی نیستم که این یافته‌ها رو باید برای اثبات یا تایید کلیشه‌های مثبت به کار برد. اما معتقدم تفسیر یافته‌های این مطالعه به شدت سوگیرانه انجام شده. نتنها از یافته‌ها برای به چالش کشیدن کلیشه‌های پاتولوژیک/مرضی استفاده نشده، بلکه از این پیش‌فرض‌های مرضی به شکلی ضمنی استفاده شده تا تفاوت و تمایز در نحوه گرفتن تصمیم اخلاقی (حتی در امری که احتمالاً نشانی از یک ویژگی هرچند غیرقابل تعمیم اما مثبت داره) به منزله یک امر غیرعادی و افراطی در نظر گرفته بشه.

https://www.jneurosci.org/content/41/8/1699?cf_chl_captcha_tk=C5K54.yoE_NMR7xuxnG05YEZbIMNcdj_nprfKg.Yebs-1637312162-0-gaNycGzNCL0
طیف اوتیسم را چطور تصور کنیم؟

تقسیم‌بندی اوتیسم به شدید و متوسط و خفیف یا سطح یک و دو و سه اشتباه است.

فرض این تقسیم‌بندی آن است که اوتیسم طیفی خطی است و یک سر آن اوتیسم شدید یا عملکرد پایین (severe یا low-functioning) و سر دیگر طیف اوتیسم خفیف یا عملکرد بالا (high-functioning) است.
اما این نگاه کلیشه‌ای و تقلیل‌گراست.

برای درک بهتر طیف اوتیسم آن را به صورت دایره‌ای تصور کنید که چهار حوزه را پوشش می‌دهد:

مهارت‌های حرکتی، درک و دریافت، عملکرد اجرایی، حس‌ها و زبان. افراد اوتیستیک در هر یک از این پنج زمینه می‌توانند در جایی از طیف باشند.

مثلاً یک نفر می‌تواند سطح بالای مربوط به مهارت‌های حرکتی یا زبان داشته باشد، اما دارای حساسیت زیاد به نور و صدا باشد.

@criticaldisabilitystudies1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوتیسم پیچیدگی‌های زیادی داره، و نمی‌خوام تقلیل بدم این پیچیدگی‌ها رو. اما بخشی از مناسب‌سازی واقعاً به همین سادگیه. کافیه منطق عوض بشه و جای این که «بیا زورکی صدا و نور و سایر ورودی‌های حسی رو تحمل کن تا عادت کنی» (که عادت هم نمی‌کنیم)، کافیه اون ورودی‌ها تغییر کنن و نَرم بشن و ملاحظاتی مثل کاهش تولید صدا توسط ماشین‌ها و ابزارها یا آکوستیک‌سازی محیطی در جاهای شلوغ و پر رفت‌وآمد در نظر گرفته بشن.

این واقعاً برای همه مفید خواهد بود و از سرسام گرفتن آدمای نوروتیپیکال هم جلوگیری می‌کنه.

اما خوب این خرج داره، ولی اون توان‌بخشی‌ها دخل داره.
📚 یافته‌های یک تحقیق درباره تجربه افراد اوتیستیک دارای سابقه اشتغال از بازگو کردن اوتیستیک بودنش در محل کار

‏به واسطه واکنش‌ها و بازخوردهای منفی، خیلی از افراد اوتیستیک در واقعیت جرات نمی‌کنن بگن اوتیستیکن. تحقیقی در انگلستان با استفاده از روش کّمی و پرسش نامه‌های آنلاین انجام شده و به همین موضوع می‌پردازه.
پاسخ دهندگان اغلب زنان سفید اوتیستیک بودن.

(انگلستان در مقایسه با اغلب کشورها، حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته، پذیرایی بیشتری نسبت به معلولیت‌ها و همچنین اوتیسم داره. وقتی یافته‌های ناامیدکننده زیر رو درباره انگلستان می‌بینیم، احتمالاً می‌تونیم حدس بزنیم که اوضاع در کشورهایی مثل ایران که روانشناسی تجاری و صنعت توانبخشی و پزشکان مشروعیت تام و تمام و بی‌چون و چرا دارن، اوضاع چقدر بدتره.)

🖊 یافته‌ها:

🔸فقط یک سوم افراد اوتیستیک دارای سابقه اشتغال، در محل کارشون به شکل عمومی گفتن اوتیستیکن و بقیه یا نگفتن یا به شکل انتخابی و به عنوان یک موضوع خصوصی به افرادی معدود گفتن.

🔸اغلب افراد اوتیستیک که حرفی زدن، یا بعد استخدام گفتن یا در در فرآیندهای کتبی استخدام و به ندرت کسی در مصاحبه رو در رو جرات کرده بگه اوتیستیکه.

🔸 عده زیادی از کسایی که گفتن تنها بعد از مواجه شدن با مشکل در محل کار گفتن اوتیستیکن.

🔸تنها یک سوم کسایی که گفتن، معتقدن بعدش تغییراتی اتفاق افتاده که مثبت بوده و این تغییرات هم خیلی با استقبال بقیه همراه نبوده.

https://www.liebertpub.com/doi/full/10.1089/aut.2020.0063
وقتی مبانی، مفروضات و روش‌ها و رویکردهای رایج گفتارمحور در زبان و گفتاردرمانی رو نقد می‌کنیم، کسبه توانبخشی جریان اصلی می‌گن شما متخصص نیستید. باشه قبول.
ما متخصص نیستیم، اما اینا حرف‌های متخصصان گفتاردرمانی پیشرو و مترقی هم هست. این یک نمونه‌شه، از امیلی لیز، که خودش اوتیستیکه و با افراد اوتیستیک کار می‌کنه:

نگرش [جریان اصلی] زبان و گفتار درمانی، یعنی این‌که تنها یک شیوه برای معاشرت، توجه کردن، داشتن دوستان، بازی کردن و مکالمه کردن وجود دارد، همچنان درحال ایجاد آسیب‌های عاطفی در بزرگسالان و کودکان دارای تنوع‌عصب‌شناختی و اوتیستیک است.
این نگرش مبتنی بر تواناپرستی و عصب‌هنجاری‌بودگی است.
برای توضیحات، متن زیر را بخوانید 👇🏽