طیف اوتیسم را چطور تصور کنیم؟
تقسیمبندی اوتیسم به شدید و متوسط و خفیف یا سطح یک و دو و سه اشتباه است.
فرض این تقسیمبندی آن است که اوتیسم طیفی خطی است و یک سر آن اوتیسم شدید یا عملکرد پایین (severe یا low-functioning) و سر دیگر طیف اوتیسم خفیف یا عملکرد بالا (high-functioning) است.
اما این نگاه کلیشهای و تقلیلگراست.
برای درک بهتر طیف اوتیسم آن را به صورت دایرهای تصور کنید که چهار حوزه را پوشش میدهد:
مهارتهای حرکتی، درک و دریافت، عملکرد اجرایی، حسها و زبان. افراد اوتیستیک در هر یک از این پنج زمینه میتوانند در جایی از طیف باشند.
مثلاً یک نفر میتواند سطح بالای مربوط به مهارتهای حرکتی یا زبان داشته باشد، اما دارای حساسیت زیاد به نور و صدا باشد.
@criticaldisabilitystudies1
تقسیمبندی اوتیسم به شدید و متوسط و خفیف یا سطح یک و دو و سه اشتباه است.
فرض این تقسیمبندی آن است که اوتیسم طیفی خطی است و یک سر آن اوتیسم شدید یا عملکرد پایین (severe یا low-functioning) و سر دیگر طیف اوتیسم خفیف یا عملکرد بالا (high-functioning) است.
اما این نگاه کلیشهای و تقلیلگراست.
برای درک بهتر طیف اوتیسم آن را به صورت دایرهای تصور کنید که چهار حوزه را پوشش میدهد:
مهارتهای حرکتی، درک و دریافت، عملکرد اجرایی، حسها و زبان. افراد اوتیستیک در هر یک از این پنج زمینه میتوانند در جایی از طیف باشند.
مثلاً یک نفر میتواند سطح بالای مربوط به مهارتهای حرکتی یا زبان داشته باشد، اما دارای حساسیت زیاد به نور و صدا باشد.
@criticaldisabilitystudies1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوتیسم پیچیدگیهای زیادی داره، و نمیخوام تقلیل بدم این پیچیدگیها رو. اما بخشی از مناسبسازی واقعاً به همین سادگیه. کافیه منطق عوض بشه و جای این که «بیا زورکی صدا و نور و سایر ورودیهای حسی رو تحمل کن تا عادت کنی» (که عادت هم نمیکنیم)، کافیه اون ورودیها تغییر کنن و نَرم بشن و ملاحظاتی مثل کاهش تولید صدا توسط ماشینها و ابزارها یا آکوستیکسازی محیطی در جاهای شلوغ و پر رفتوآمد در نظر گرفته بشن.
این واقعاً برای همه مفید خواهد بود و از سرسام گرفتن آدمای نوروتیپیکال هم جلوگیری میکنه.
اما خوب این خرج داره، ولی اون توانبخشیها دخل داره.
این واقعاً برای همه مفید خواهد بود و از سرسام گرفتن آدمای نوروتیپیکال هم جلوگیری میکنه.
اما خوب این خرج داره، ولی اون توانبخشیها دخل داره.
📚 یافتههای یک تحقیق درباره تجربه افراد اوتیستیک دارای سابقه اشتغال از بازگو کردن اوتیستیک بودنش در محل کار
به واسطه واکنشها و بازخوردهای منفی، خیلی از افراد اوتیستیک در واقعیت جرات نمیکنن بگن اوتیستیکن. تحقیقی در انگلستان با استفاده از روش کّمی و پرسش نامههای آنلاین انجام شده و به همین موضوع میپردازه.
پاسخ دهندگان اغلب زنان سفید اوتیستیک بودن.
(انگلستان در مقایسه با اغلب کشورها، حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته، پذیرایی بیشتری نسبت به معلولیتها و همچنین اوتیسم داره. وقتی یافتههای ناامیدکننده زیر رو درباره انگلستان میبینیم، احتمالاً میتونیم حدس بزنیم که اوضاع در کشورهایی مثل ایران که روانشناسی تجاری و صنعت توانبخشی و پزشکان مشروعیت تام و تمام و بیچون و چرا دارن، اوضاع چقدر بدتره.)
🖊 یافتهها:
🔸فقط یک سوم افراد اوتیستیک دارای سابقه اشتغال، در محل کارشون به شکل عمومی گفتن اوتیستیکن و بقیه یا نگفتن یا به شکل انتخابی و به عنوان یک موضوع خصوصی به افرادی معدود گفتن.
🔸اغلب افراد اوتیستیک که حرفی زدن، یا بعد استخدام گفتن یا در در فرآیندهای کتبی استخدام و به ندرت کسی در مصاحبه رو در رو جرات کرده بگه اوتیستیکه.
🔸 عده زیادی از کسایی که گفتن تنها بعد از مواجه شدن با مشکل در محل کار گفتن اوتیستیکن.
🔸تنها یک سوم کسایی که گفتن، معتقدن بعدش تغییراتی اتفاق افتاده که مثبت بوده و این تغییرات هم خیلی با استقبال بقیه همراه نبوده.
https://www.liebertpub.com/doi/full/10.1089/aut.2020.0063
به واسطه واکنشها و بازخوردهای منفی، خیلی از افراد اوتیستیک در واقعیت جرات نمیکنن بگن اوتیستیکن. تحقیقی در انگلستان با استفاده از روش کّمی و پرسش نامههای آنلاین انجام شده و به همین موضوع میپردازه.
پاسخ دهندگان اغلب زنان سفید اوتیستیک بودن.
(انگلستان در مقایسه با اغلب کشورها، حتی بسیاری از کشورهای توسعه یافته، پذیرایی بیشتری نسبت به معلولیتها و همچنین اوتیسم داره. وقتی یافتههای ناامیدکننده زیر رو درباره انگلستان میبینیم، احتمالاً میتونیم حدس بزنیم که اوضاع در کشورهایی مثل ایران که روانشناسی تجاری و صنعت توانبخشی و پزشکان مشروعیت تام و تمام و بیچون و چرا دارن، اوضاع چقدر بدتره.)
🖊 یافتهها:
🔸فقط یک سوم افراد اوتیستیک دارای سابقه اشتغال، در محل کارشون به شکل عمومی گفتن اوتیستیکن و بقیه یا نگفتن یا به شکل انتخابی و به عنوان یک موضوع خصوصی به افرادی معدود گفتن.
🔸اغلب افراد اوتیستیک که حرفی زدن، یا بعد استخدام گفتن یا در در فرآیندهای کتبی استخدام و به ندرت کسی در مصاحبه رو در رو جرات کرده بگه اوتیستیکه.
🔸 عده زیادی از کسایی که گفتن تنها بعد از مواجه شدن با مشکل در محل کار گفتن اوتیستیکن.
🔸تنها یک سوم کسایی که گفتن، معتقدن بعدش تغییراتی اتفاق افتاده که مثبت بوده و این تغییرات هم خیلی با استقبال بقیه همراه نبوده.
https://www.liebertpub.com/doi/full/10.1089/aut.2020.0063
Autism in Adulthood
“People Might Understand Me Better”: Diagnostic Disclosure Experiences of Autistic Individuals in the Workplace | Autism in Adulthood
Background: Autistic individuals face challenges in the workplace, particularly related to social communication. Diagnostic disclosure may mitigate these challenges, but it also exposes individuals to potential discrimination. This study aimed to share the…
وقتی مبانی، مفروضات و روشها و رویکردهای رایج گفتارمحور در زبان و گفتاردرمانی رو نقد میکنیم، کسبه توانبخشی جریان اصلی میگن شما متخصص نیستید. باشه قبول.
ما متخصص نیستیم، اما اینا حرفهای متخصصان گفتاردرمانی پیشرو و مترقی هم هست. این یک نمونهشه، از امیلی لیز، که خودش اوتیستیکه و با افراد اوتیستیک کار میکنه:
نگرش [جریان اصلی] زبان و گفتار درمانی، یعنی اینکه تنها یک شیوه برای معاشرت، توجه کردن، داشتن دوستان، بازی کردن و مکالمه کردن وجود دارد، همچنان درحال ایجاد آسیبهای عاطفی در بزرگسالان و کودکان دارای تنوععصبشناختی و اوتیستیک است.
این نگرش مبتنی بر تواناپرستی و عصبهنجاریبودگی است.
ما متخصص نیستیم، اما اینا حرفهای متخصصان گفتاردرمانی پیشرو و مترقی هم هست. این یک نمونهشه، از امیلی لیز، که خودش اوتیستیکه و با افراد اوتیستیک کار میکنه:
نگرش [جریان اصلی] زبان و گفتار درمانی، یعنی اینکه تنها یک شیوه برای معاشرت، توجه کردن، داشتن دوستان، بازی کردن و مکالمه کردن وجود دارد، همچنان درحال ایجاد آسیبهای عاطفی در بزرگسالان و کودکان دارای تنوععصبشناختی و اوتیستیک است.
این نگرش مبتنی بر تواناپرستی و عصبهنجاریبودگی است.
انزجاردرمانی: شکنجهای با ادعای درمان
(به دو تصویر بالا هم نگاه کنید)
(هشدار: دارای محتوای ناراحت کننده. اولین بار که برخی از چیزی که در ادامه مینویسم را خواندم، تا چند روز ناخوش بودم. بنابراین بخش آزار دهنده محتوا را پوشاندهام. پر صورتی که آمادگی دارید و میتوانید تحمل کنید، انگشت خود را روی خطوط محو که جای آن نقطههای در حرکت وجود دارند نگه دارید)
رفتارگرایی رویکردی در روانشناسی است که بر شرطیسازی تاکید دارد و روشهای متنوعی از اقدامات موسوم به درمانی، از این رویکرد نشأت گرفتهاند که همگی بر پاداش و تنبیه مبتنی هستند.
در این روشها و تکنیکها، از حوزه فرزند پروری گرفته تا کودکان و بزرگسالان دارای معلولیت و بیماریهای روانی منطق و مفروضات کلی این است:
۱. رفتار یا نشانههایی نامطلوب در فرد وجود دارد
۲. این رفتار و نشانهها باید با رفتارهای مطلوب جایگزین شوند.
۳. برای این جایگزینی باید انجام رفتار مطلوب تشویق شود
۴. برای حذف رفتار نامطلوب میتوان از تنبیه و محرومیت استفاده کرد.
یکی از این روشها ABA (تحلیل رفتار کاربردی) و شکل تعدیل شده تر آن یعنی PBS (تقویت رفتاری مثبت) است که قبلاً و در پستهای پیشین درباره آن نوشتهام. این روش ابتدا در مورد کودکان ترنس استفاده میشد تا هویت جنسی و جنسیتی خود را که به زعم درمانگران بیماری و اختلال بود، رها کنند. در مورد کودکان ترنس این روش در اغلب کشورها کنار گذاشته شده است. اما در مورد کودکان اوتیستیک همچنان رایج است. درباره این که چرا این روش شکنجه است و آزارگرانه در همین کانال چند مطلب هست که با سرچ کردن ABA و ترکیب «تحلیل رفتار کاربردی» میتوانید آنها را پیدا و مطالعه کنید.
یکی دیگر از روشهایی رایج برآمده از رفتارگرایی، انزجار درمانی است. در این روش از تنبیه برای بروز رفتار نامطلوب استفاده میشود. یک نمونه سنتی آن تنبیه کودکان به خاطر انجام رفتار نامطلوب از نظر والد، با ریختن فلفل در دهان کودک است. احتمالاً این به نظر شما بسیار سبعانه به نظر برسد، اما روانشناسی و روانپزشکی مدرن از کاری مشابه استفاده میکنند:
نصب ابزار شوک الکتریکی روی بدن کودکان و بزرگسالان و تنبیه با شوک هنگام بروز رفتار نامطلوب.
البته کسانی که این روش را انجام میدهند مدعی هستند از آن به عنوان آخرین راهکار بهره میبرند. اما سوال این است آخرین راهکار برای چه کسی؟ برای افراد موسوم به درمانگر؟ یا برای فرد قربانی؟ معیار تعیین آخرین راهکار بودن چیست؟
مثلا این موارد چه تاثیری روی تعیین آخرین راهکار دارند: اگر یک مرکز یا کلینیک تعداد زیادی مراجع داشته باشد، یا سرپرستان مراجع بخواهند زود نتیجه بگیرند یا پول استفاده از روش های زمانبر نداشته باشند یا کارکنان فرصت اجرای روشهای زمانبر نداشته باشند.
بزرگترین رسوایی مربوط به این روش در مرکز قاضی روتنبرگ ایالات متحده اتفاق افتاد. این مرکز برای کودکان معلول شناختی و معلول در یادگیری و اوتیستیک است. با وجود این که ویدیوهای دوربینهای مدار بسته پاک میشد، یک ویدیو جا افتاد.
در این ویدئوپسری اوتیستیک در حالی که برعکس روی تخت خوابانده شده بود و صورتش روی تخت چسبیده بود دیده میشد. کودک را به چهار طرف تخت بسته بودند و به او برای تنبیه شوک الکتریکی وارد میکردند.
در تحقیقات معلوم شد در این مرکز علاوه بر این، به کودکان دستبندهایی برای شوک الکتریکی و دارای کنترل از راه دور میبستند و در طول شبانه روز هر گاه مراقبان میخواستند کودکی را تنبیه یا وادار به انجام کاری کنند، با کنترل از راه دور به کودک مورد نظر شوک وارد میکردند.
در سال ۲۰۱۱ متیو ایزرائیل، مدیر این مرکز ویدئو را بعد از آن که یک بازرس آن را دید و موضوع درز کرد با ادعای آن که فکر میکرده ویدئو دیده شده و دیگر نیازی به آن نیست پاک کرد. با این حال یکی از کودکان قربانی شده بعدتر برای توصیف اتفاقی مشابه، از این فرایند شوک روی تخت نقاشی کشید. (تصویر ۱).
انزجار درمانی در ایران نیز رایج است. در مقالات منتشر شده در مجلات علمی و پژوهشی گزارشهای انجام آن، از آین روش نه به عنوان شکنجه، بلکه به عنوان یک روش درمانی موثر یاد کردهاند (تصویر دوم).
متاسفانه احتمال زیادی دارد که این روش در ایران روی کودکان نیز انجام شود. در مراکز نگهداری باز نیست و مشخص نیست در آنها چه اتفاقی میافتد. نهادهای حرفهای روانشناسی و روانپزشکی نیز حساسیتی برای نظارت روی قواعد حرفهای ندارند و حتی بدتر بسیاری از افراد که در راس این نهادها قرار دارند اساساً مشکل خاصی با این روشها ندارند و فضای حرفهای این مشاغل و علوم نیز حساسیت ندارد. وقتی به فارسی سرچ میکنیم انزجاردرمانی تقریباً هیچ مطلب در نقد آن پیدا نمیکنیم و هرجا حرفی از آن زده شده، به عنوان یک روش درمانی معرفی شده است.
(به دو تصویر بالا هم نگاه کنید)
(هشدار: دارای محتوای ناراحت کننده. اولین بار که برخی از چیزی که در ادامه مینویسم را خواندم، تا چند روز ناخوش بودم. بنابراین بخش آزار دهنده محتوا را پوشاندهام. پر صورتی که آمادگی دارید و میتوانید تحمل کنید، انگشت خود را روی خطوط محو که جای آن نقطههای در حرکت وجود دارند نگه دارید)
رفتارگرایی رویکردی در روانشناسی است که بر شرطیسازی تاکید دارد و روشهای متنوعی از اقدامات موسوم به درمانی، از این رویکرد نشأت گرفتهاند که همگی بر پاداش و تنبیه مبتنی هستند.
در این روشها و تکنیکها، از حوزه فرزند پروری گرفته تا کودکان و بزرگسالان دارای معلولیت و بیماریهای روانی منطق و مفروضات کلی این است:
۱. رفتار یا نشانههایی نامطلوب در فرد وجود دارد
۲. این رفتار و نشانهها باید با رفتارهای مطلوب جایگزین شوند.
۳. برای این جایگزینی باید انجام رفتار مطلوب تشویق شود
۴. برای حذف رفتار نامطلوب میتوان از تنبیه و محرومیت استفاده کرد.
یکی از این روشها ABA (تحلیل رفتار کاربردی) و شکل تعدیل شده تر آن یعنی PBS (تقویت رفتاری مثبت) است که قبلاً و در پستهای پیشین درباره آن نوشتهام. این روش ابتدا در مورد کودکان ترنس استفاده میشد تا هویت جنسی و جنسیتی خود را که به زعم درمانگران بیماری و اختلال بود، رها کنند. در مورد کودکان ترنس این روش در اغلب کشورها کنار گذاشته شده است. اما در مورد کودکان اوتیستیک همچنان رایج است. درباره این که چرا این روش شکنجه است و آزارگرانه در همین کانال چند مطلب هست که با سرچ کردن ABA و ترکیب «تحلیل رفتار کاربردی» میتوانید آنها را پیدا و مطالعه کنید.
یکی دیگر از روشهایی رایج برآمده از رفتارگرایی، انزجار درمانی است. در این روش از تنبیه برای بروز رفتار نامطلوب استفاده میشود. یک نمونه سنتی آن تنبیه کودکان به خاطر انجام رفتار نامطلوب از نظر والد، با ریختن فلفل در دهان کودک است. احتمالاً این به نظر شما بسیار سبعانه به نظر برسد، اما روانشناسی و روانپزشکی مدرن از کاری مشابه استفاده میکنند:
نصب ابزار شوک الکتریکی روی بدن کودکان و بزرگسالان و تنبیه با شوک هنگام بروز رفتار نامطلوب.
البته کسانی که این روش را انجام میدهند مدعی هستند از آن به عنوان آخرین راهکار بهره میبرند. اما سوال این است آخرین راهکار برای چه کسی؟ برای افراد موسوم به درمانگر؟ یا برای فرد قربانی؟ معیار تعیین آخرین راهکار بودن چیست؟
مثلا این موارد چه تاثیری روی تعیین آخرین راهکار دارند: اگر یک مرکز یا کلینیک تعداد زیادی مراجع داشته باشد، یا سرپرستان مراجع بخواهند زود نتیجه بگیرند یا پول استفاده از روش های زمانبر نداشته باشند یا کارکنان فرصت اجرای روشهای زمانبر نداشته باشند.
بزرگترین رسوایی مربوط به این روش در مرکز قاضی روتنبرگ ایالات متحده اتفاق افتاد. این مرکز برای کودکان معلول شناختی و معلول در یادگیری و اوتیستیک است. با وجود این که ویدیوهای دوربینهای مدار بسته پاک میشد، یک ویدیو جا افتاد.
در این ویدئو
در تحقیقات معلوم شد در این مرکز علاوه بر این، به کودکان دستبندهایی برای شوک الکتریکی و دارای کنترل از راه دور میبستند و در طول شبانه روز هر گاه مراقبان میخواستند کودکی را تنبیه یا وادار به انجام کاری کنند، با کنترل از راه دور به کودک مورد نظر شوک وارد میکردند.
در سال ۲۰۱۱ متیو ایزرائیل، مدیر این مرکز ویدئو را بعد از آن که یک بازرس آن را دید و موضوع درز کرد با ادعای آن که فکر میکرده ویدئو دیده شده و دیگر نیازی به آن نیست پاک کرد. با این حال یکی از کودکان قربانی شده بعدتر برای توصیف اتفاقی مشابه، از این فرایند شوک روی تخت نقاشی کشید. (تصویر ۱).
انزجار درمانی در ایران نیز رایج است. در مقالات منتشر شده در مجلات علمی و پژوهشی گزارشهای انجام آن، از آین روش نه به عنوان شکنجه، بلکه به عنوان یک روش درمانی موثر یاد کردهاند (تصویر دوم).
متاسفانه احتمال زیادی دارد که این روش در ایران روی کودکان نیز انجام شود. در مراکز نگهداری باز نیست و مشخص نیست در آنها چه اتفاقی میافتد. نهادهای حرفهای روانشناسی و روانپزشکی نیز حساسیتی برای نظارت روی قواعد حرفهای ندارند و حتی بدتر بسیاری از افراد که در راس این نهادها قرار دارند اساساً مشکل خاصی با این روشها ندارند و فضای حرفهای این مشاغل و علوم نیز حساسیت ندارد. وقتی به فارسی سرچ میکنیم انزجاردرمانی تقریباً هیچ مطلب در نقد آن پیدا نمیکنیم و هرجا حرفی از آن زده شده، به عنوان یک روش درمانی معرفی شده است.
👍2
نظر فاشیستی بنیانگذار ABA، دکتر اُله آیوار لوواس درباره انسان بودن افراد اوتیستیک:
اونها از نظر ظاهری شخصی انسانی هستن و دماغ و دهن و مو دارن، اما از نظر روانشناختی، در شمار مردم نیستن.
شما مواد خام رو دارید و باید از اونا آدم بسازید.
اما ABA یا Applied Behaviour Analysis چیه؟
این روش مبتنی بر رویکرد رفتارگرایانه و روش شرطیسازی در روانشناسیه و البته رویکرد رفتارگرایانه و شرطیسازی برای تربیت حیوانات دستآموز در سیرکها هم استفاده میشه.
در این روش چند فرض وجود داره:
۱. رفتارها و واکنشهای افراد اوتیستیک مثل تکان دادن دست یا بدن و بیش حسی ناهنجار و نامطلوبن و باید از بین برن.
۲. میشه این رفتارها و حساسیتها و واکنشها رو با استفاده از شرطیسازی و پاداش و تنبیه/محرومیت از بین برد.
در این روش دستورالعملی به کودک داده میشه، در صورت انجام یا پذیرفتن اون، به کودک پاداش و در صورت عدم انجام یا تحمل تنبیه/محرومیت رخ میده. با این روش سعی میکنن بچه رو به خوردن چیزهایی که نمیتونه، نور، صدا و ... عادت بِدن، و با تنبیه و پاداش بیش حسی رو از بین ببرن. اما این موارد چیزایی اکتسابی یا سلیقهای نیستن. نور، سر و صدا و ... واقعاً فرد اوتیستیک دارای بیش حسی رو آزار میده. این پایه کاملاً عصبشناختی داره و ربطی به اکتساب نداره.
یا مثلاً وقتی فرد اوتیستیک برای تخلیه یا کنار اومدن با چیزی شروع میکنه به تکون دادن پا یا دست، واقعاً به اون کار نیاز داره و بر خلاف گفتههای روانشناسا اون حرکت دادن بیمعنا و ناهنجار نیست، بلکه کارکردی کاملاً مثبت و حتی طبیعی داره.
جلسات ABA گرون هستن و مدتها هم باید تو نوبت بود. بازار مکارهای حول این روش شکل گرفته که البته همه مشکل نیست.
اولاً این روش ویژگیهای حسی و تجربه افراد اوتیستیک از جهان ملموس رو به رسمیت نمیشناسه. بسیاری از بزرگسالان اوتیستیک از آزارها و فشارهایی گفتن که در طول این جلسات متحمل شدن.
ثانیاً رفتاری مثل تکون دادن دست چه آسیب و ضرری برای بقیه داره که میخوان تغییرش بدن؟
ثالثا این کار کودک رو وادار به صورتکزنی یعنی وانمود کردن میکنه. تحمل ورودیهای حسی و بروز ندادن واکنش به اون ها موجب انباشته شدن فشار میشه.
انجامدهندگان ABA اون قدر بیرحمن که حتی از این فشار هم برای «رام» کردن و تنبیه استفاده میکنن. چه طور؟ این طور که کودک رو در طول جلسه مجبور به بروز ندادن رفتار اوتیستیک میکنن و میدونن که بروز ندادن باعث فشار میشه و اگر کودک بروز بده، اون رو از زمان استراحت که زمانی برای راحت بودن و تخلیه روانیه محروم میکنن. کودک در این شرایط برای خاطر خلاصی از فشار در زمان استراحت هم که شده، سعی میکنه هی سطح تحمل لحظهای خودشو ببره بالاتر.
صورتکزنی فشارهای روانی متعددی به همراه داره: نفی کردن خود، بیاعتبار کردن تجربه زیسته فرد، ایراد دار دونستن خود و ... . وقتی صورتک زنی زیاد بشه و رفتار و واکنش اوتیستیک اجازه بروز پیدا نکنه، به دلیل فشار و استرس ممکنه مشکلات قلبی و عروقی و بیماریهای روانی مثل افسردگی به همراه بیاره و این موارد از زمره چیزایی هستن که امید به زندگی عمومی افراد اوتیستیک رو کاهش میدن: میانگین امید به زندگی افراد اوتیستیک بین ۱۰ تا ۲۰ سال از افراد نوروتیپیکال کمتره.
اونها از نظر ظاهری شخصی انسانی هستن و دماغ و دهن و مو دارن، اما از نظر روانشناختی، در شمار مردم نیستن.
شما مواد خام رو دارید و باید از اونا آدم بسازید.
اما ABA یا Applied Behaviour Analysis چیه؟
این روش مبتنی بر رویکرد رفتارگرایانه و روش شرطیسازی در روانشناسیه و البته رویکرد رفتارگرایانه و شرطیسازی برای تربیت حیوانات دستآموز در سیرکها هم استفاده میشه.
در این روش چند فرض وجود داره:
۱. رفتارها و واکنشهای افراد اوتیستیک مثل تکان دادن دست یا بدن و بیش حسی ناهنجار و نامطلوبن و باید از بین برن.
۲. میشه این رفتارها و حساسیتها و واکنشها رو با استفاده از شرطیسازی و پاداش و تنبیه/محرومیت از بین برد.
در این روش دستورالعملی به کودک داده میشه، در صورت انجام یا پذیرفتن اون، به کودک پاداش و در صورت عدم انجام یا تحمل تنبیه/محرومیت رخ میده. با این روش سعی میکنن بچه رو به خوردن چیزهایی که نمیتونه، نور، صدا و ... عادت بِدن، و با تنبیه و پاداش بیش حسی رو از بین ببرن. اما این موارد چیزایی اکتسابی یا سلیقهای نیستن. نور، سر و صدا و ... واقعاً فرد اوتیستیک دارای بیش حسی رو آزار میده. این پایه کاملاً عصبشناختی داره و ربطی به اکتساب نداره.
یا مثلاً وقتی فرد اوتیستیک برای تخلیه یا کنار اومدن با چیزی شروع میکنه به تکون دادن پا یا دست، واقعاً به اون کار نیاز داره و بر خلاف گفتههای روانشناسا اون حرکت دادن بیمعنا و ناهنجار نیست، بلکه کارکردی کاملاً مثبت و حتی طبیعی داره.
جلسات ABA گرون هستن و مدتها هم باید تو نوبت بود. بازار مکارهای حول این روش شکل گرفته که البته همه مشکل نیست.
اولاً این روش ویژگیهای حسی و تجربه افراد اوتیستیک از جهان ملموس رو به رسمیت نمیشناسه. بسیاری از بزرگسالان اوتیستیک از آزارها و فشارهایی گفتن که در طول این جلسات متحمل شدن.
ثانیاً رفتاری مثل تکون دادن دست چه آسیب و ضرری برای بقیه داره که میخوان تغییرش بدن؟
ثالثا این کار کودک رو وادار به صورتکزنی یعنی وانمود کردن میکنه. تحمل ورودیهای حسی و بروز ندادن واکنش به اون ها موجب انباشته شدن فشار میشه.
انجامدهندگان ABA اون قدر بیرحمن که حتی از این فشار هم برای «رام» کردن و تنبیه استفاده میکنن. چه طور؟ این طور که کودک رو در طول جلسه مجبور به بروز ندادن رفتار اوتیستیک میکنن و میدونن که بروز ندادن باعث فشار میشه و اگر کودک بروز بده، اون رو از زمان استراحت که زمانی برای راحت بودن و تخلیه روانیه محروم میکنن. کودک در این شرایط برای خاطر خلاصی از فشار در زمان استراحت هم که شده، سعی میکنه هی سطح تحمل لحظهای خودشو ببره بالاتر.
صورتکزنی فشارهای روانی متعددی به همراه داره: نفی کردن خود، بیاعتبار کردن تجربه زیسته فرد، ایراد دار دونستن خود و ... . وقتی صورتک زنی زیاد بشه و رفتار و واکنش اوتیستیک اجازه بروز پیدا نکنه، به دلیل فشار و استرس ممکنه مشکلات قلبی و عروقی و بیماریهای روانی مثل افسردگی به همراه بیاره و این موارد از زمره چیزایی هستن که امید به زندگی عمومی افراد اوتیستیک رو کاهش میدن: میانگین امید به زندگی افراد اوتیستیک بین ۱۰ تا ۲۰ سال از افراد نوروتیپیکال کمتره.
📍چرا جهتگیری و برآیند کلی پژوهشهای مربوط به اوتیسم در ایران برای افراد اوتیستیک زیانبار است؟
یادآوری: این چند خط که خواهید خوانید بخشی از حاصل نزدیک به ۱۵۰ ساعت مطالعه و کار است. امیدوارم بتوانم مطلبی جامعتر و با جزییات بیشتر از دل یافتههایم از این مرور انتقادی ادبیات پژوهشی فارسی بنویسم. خواهش میکنم اگر به این نکات در جایی اشاره میکنید، منبع آن هم یادآوری کنید.
@CriticalDisabilityStudies1
https://telegra.ph/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-02-13
در چند ماه اخیر تعداد زیادی از مقالات و پژوهشهای فارسی منتشر شده در مجلات علمی-پژوهشی و دانشگاهی را بررسی کردم. روش اصلی کارم سرچ کلمات اوتیسم و اوتیستیک (از جمله با املای اتیسم و اتیستیک) در پایگاه های اینترنتی نشریات علمی و پژوهشی از جمله SID و جهاد دانشگاهی و مطالعه چکیده، مقدمه و نتیجه مقالات بود و در موارد متعددی هم بخش روش و طرح مسئله/موضوع را خواندم و در مورد تعدادی از مقالات هم که تعداد ارجاع بیشتری داشتند، کل متن مطالعه شد. چون بازگو کردن جزئیات این کار و لیست کردن مقالات و نام بردن یک به یک که حدود ۳۰۰ تا میشدند حوصلهسربر است، از بازگو کردن جزئیات در اینجا صرف نظر میکنم و بخشی از جمعبندی را میآورم.
در این کار نکاتی قابل توجه دستگیرم شد. با زدن روی Instant View یا لینک زیر این نکات را میتوانید ببینید. یادآوری: این چند خط که خواهید خوانید بخشی از حاصل نزدیک به ۱۵۰ ساعت مطالعه و کار است. امیدوارم بتوانم مطلبی جامعتر و با جزییات بیشتر از دل یافتههایم از این مرور انتقادی ادبیات پژوهشی فارسی بنویسم. خواهش میکنم اگر به این نکات در جایی اشاره میکنید، منبع آن هم یادآوری کنید.
@CriticalDisabilityStudies1
https://telegra.ph/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A8%D9%88%D8%B7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-02-13
Telegraph
چرا جهتگیری و برآیند کلی پژوهشهای مربوط به اوتیسم در ایران برای افراد اوتیستیک زیانبار است؟
چرا جهتگیری و برآیند کلی پژوهشهای مربوط به اوتیسم در ایران برای افراد اوتیستیک زیانبار است؟ در چند ماه اخیر تعداد زیادی از مقالات و پژوهشهای فارسی منتشر شده در مجلات علمی-پژوهشی و دانشگاهی را بررسی کردم. روش اصلی کارم سرچ کلمات اوتیسم و اوتیستیک (از جمله…
Forwarded from مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
تواناپرستی.pdf
232.7 KB
#مفاهیم و #اصطلاحات
فایل بالا ترجمه مدخل #تواناپرستی (Ableism) به قلم ساندرا جِی لِوی از #دانشنامه_معلولیت است.
تواناپرستی در معنای کلی خود به نگرشهای پیشداورانه و رفتارها (behaviours)، کردارها (practices) و ساختارهای (structures) تبعیضآمیز علیه افراد معلول اشاره میکند. برای آشنا شدن بیشتر با این مفهوم و مصداقهایش میتوانید فایل را دانلود و مطالعه کنید.
#ترجمه
آدرس کانال
http://t.me/CriticalDisabilityStudies1
فایل بالا ترجمه مدخل #تواناپرستی (Ableism) به قلم ساندرا جِی لِوی از #دانشنامه_معلولیت است.
تواناپرستی در معنای کلی خود به نگرشهای پیشداورانه و رفتارها (behaviours)، کردارها (practices) و ساختارهای (structures) تبعیضآمیز علیه افراد معلول اشاره میکند. برای آشنا شدن بیشتر با این مفهوم و مصداقهایش میتوانید فایل را دانلود و مطالعه کنید.
#ترجمه
آدرس کانال
http://t.me/CriticalDisabilityStudies1
جنسیت، کلیشههای جنسیتی و تشخیص اوتیسم
📍آیا میدانید مردسالاری و کلیشههای جنسیتی در تشخیص و رؤیتپدیزی اوتیسم اثرگذارند؟
از پسران، خصوصاً در نوجوانی، به صورت کلی انتظار میرود پرجنب و جوش و فعال باشند، دعوا بگیرند و شر به پا کنند.
بالعکس، از دختران انتظار میرود که آرام یک گوشه بنشینند و محجوب باشند و زیاد ورجهورجه نکنند.
🖇نتیجه چیست؟
روی لینک یا instant view بزنید و در ادامه بخوانید.
https://telegra.ph/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-02-17
پ.ن: این مطلب قبلا منتشر شده بود اما چند اشتباه داشت و دقیق نبود و چند جمله هم برای توضیح نیاز داشت. بنابراین مطلب قبلی حذف و این جایگزین شد.
#کلیشههای_جنسیتی
#اوتیسم
#اینترسکشنالیتی
📍آیا میدانید مردسالاری و کلیشههای جنسیتی در تشخیص و رؤیتپدیزی اوتیسم اثرگذارند؟
از پسران، خصوصاً در نوجوانی، به صورت کلی انتظار میرود پرجنب و جوش و فعال باشند، دعوا بگیرند و شر به پا کنند.
بالعکس، از دختران انتظار میرود که آرام یک گوشه بنشینند و محجوب باشند و زیاد ورجهورجه نکنند.
🖇نتیجه چیست؟
روی لینک یا instant view بزنید و در ادامه بخوانید.
https://telegra.ph/%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%B4%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85-02-17
پ.ن: این مطلب قبلا منتشر شده بود اما چند اشتباه داشت و دقیق نبود و چند جمله هم برای توضیح نیاز داشت. بنابراین مطلب قبلی حذف و این جایگزین شد.
#کلیشههای_جنسیتی
#اوتیسم
#اینترسکشنالیتی
Telegraph
جنسیت، کلیشههای جنسیتی و تشخیص اوتیسم
📍آیا میدانید کلیشههای جنسیتی در تشخیص بسیاری از معلولیتهای شناختی اثرگذارند؟ از پسران، خصوصاً در نوجوانی، به صورت کلی انتظار میرود پرجنب و جوش و فعال باشند، دعوا بگیرند و شر به پا کنند. بالعکس، از دختران انتظار میرود که آرام یک گوشه بنشینند و محجوب باشند…
سلام. این درخواست یکی از دانشجویانه برای کار پژوهشی که در دست انجام داره:
بنده سیده زهرا عقیلی محقق و پژوهشگر این پرسشنامه، در مقطع کارشناسی ارشد رشته طراحی شهری در دانشگاه تربیت مدرس مشغول به تحصیل هستم. این پرسشنامه جهت بررسی چالشهای افراد اوتیستیک در محیط شهری تدوین شده است.
از شما بزرگسالان اوتیستیک محترم درخواست دارم تا در راستای تحقق اهداف علمی این پژوهش، پرسشنامه حاضر را با دقت و صداقت پاسخ دهید.
پیشاپیش از اینکه زمان گرانبهایتان را صرف پاسخگویی به این پرسشنامه میکنید بسیار سپاسگزارم.
https://panel.porsall.com/Poll/Show/c23b99c49cec4db
بنده سیده زهرا عقیلی محقق و پژوهشگر این پرسشنامه، در مقطع کارشناسی ارشد رشته طراحی شهری در دانشگاه تربیت مدرس مشغول به تحصیل هستم. این پرسشنامه جهت بررسی چالشهای افراد اوتیستیک در محیط شهری تدوین شده است.
از شما بزرگسالان اوتیستیک محترم درخواست دارم تا در راستای تحقق اهداف علمی این پژوهش، پرسشنامه حاضر را با دقت و صداقت پاسخ دهید.
پیشاپیش از اینکه زمان گرانبهایتان را صرف پاسخگویی به این پرسشنامه میکنید بسیار سپاسگزارم.
https://panel.porsall.com/Poll/Show/c23b99c49cec4db
در چند ماه اخیر درباره محتواهایهای پراشتباه، غیرمسئولانه و مخرب سلبریتی-اکتیویستها درباره اوتیسم، چند پیام گرفتم. متاسفانه این اشخاص آگاهیبخشی (به قول خودشان) را با منبر اشتباه گرفتهاند، و بدون کمترین جستوجویی هر چه را در اولین نتیجه سرچ گوگل پیدا میکنند به عنوان اطلاعات به مخاطب میدهند تا بتوانند فوراً و منفعتطلبانه بروند سراغ پروژه و فاند بعدی. پیامها، جز دو پیام، درباره استوریهای یکی از همین سلبریتی-اکتیویستها به نام فرانک عمیدی هستند.
این صفحه مخاطبی زیادی ندارد، اما فعلا بضاعت این صفحه در همین حد است که اینجا چند نکته یادآوری شوند.
تصویر اول
اوتیسم «اختلال» نیست. «اختلال» برچسبی است که روانپزشکان و مدل زیست-پزشکی استفاده میکنند.
اوتیسم به خودی خود یک عارضه و بخشی از تنوع در نوع بشر است. تنوعی که علاوه بر جسم و ظاهر و رنگ پوست و جنس و جنسیت و ...، شامل حوزه شناختی و عصبشناختی هم میشود (جنبش نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی).
تصویر دوم:
اوتیسم در ترکیب با جامعه ناپذیرای عصبهمگون (نوروتیپیکال) و سامان و مناسبات این جامعه، تبدیل به معلولیت میشود. اوتیسم و هیچ معلولیتی، «کمتوانی» نیست. مفاهیمی مثل توان و توانایی برساخته هستند (مدل اجتماعی معلولیت و پادارایم نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی). حتی اگر این برساختگی را کاملاً هم نپذیریم، دست کم باید اذعان کرد توانایی امری نسبی، بسته به موقعیت، امکانات، ابزارها، انتظارات، کلیشهها، نقشهای اجتماعی و فرصتهاست و همینها مرزهای مفهوم توانایی را ناروشن میکنند. (مدل نسبی اجتماعی معلولیت)
با صورتبندی مرضی تفاوتها، همان راهی را میرویم که همجنسگرایی را بیماری و زنان را به خاطر عادت ماهانه و پیاماس ناقابل و ناکارآمد و بیارزش میداند.
تصویر سوم:
نه در امروز و نه در آینده، درمانی برای اوتیسم نخواهد بود. اوتیسم بیماری نیست. افراد به آن مبتلا نمیشوند، افراد اوتیستیک اوتیستیک متولد میشوند و اوتیستیک میمیرند، همان طور که افراد ترنس، ترنس متولد میشوند و ترنس از دنیا میروند.
جستوجوی درمان برای از بین بردن اوتیسم یعنی نامطلوب قلمداد کردن افراد اوتیستیک. هر ادعایی درباره درمان یا درمان احتمالی علاوه بر این که دروغ است، سویههای تواناپرستانه، معلولیتستیزانه و معلولیتهراسانه دارد.
آموزش مهارتهای علمی و اجتماعی یا آموزش فراگیر و مناسبسازی شده، درمان نیست، بلکه توجه به نیازها و شرایط افراد اوتیستیک در آموزش و اجتماعی شدن و رشد است.
تنها راه حذف اوتیسم، اگر پایه ژنتیک را بپذیریم، که هنوز هم به درستی معلوم نیست (حتی هنوز ژنهای موثر دقیقاً شناسایی نشدهاند و همچنین برخی افراد اوتیستیک بدون پایه ژنتیکِ ارثی، اوتیستیک هستند)، جلوگیری از تولد کودکانی است که دانش ژنتیک پیشبینی میکند اوتیستیک خواهند بود. بنابراین باز هم امکان حذف افراد اوتیستیک که با پایه ژنتیک ارثی مستقیم اوتیستیک متولد میشوند وجود نخواهد داشت. نام پیشگیری از طریق غربالگری ژنتیک، پیشگیری نیست، بلکه بهنژادی است که با کلمهای ظاهراً قشنگ، از گور برخواستن سیاست متوهمانه، رذیلانه و سبعانه به نژادی است، همان سیاست رژیم نازی علیه معلولان که هدفش پاکسازی نژاد موهوم آریایی بود.
تصویر چهارم:
عدم همدلی ادعایی کلیشهای، یکطرفه و تواناپرستانه است.
با طرح بحث «مسأله دوسویگی همدلی» (double empathy problem) روانشناسان و جامعهشناسان اوتیستیک این موضوع را به خوبی و روشنی توضیح دادهاند. مسأله ارتباط متقابل که یکی از زمینههای همدلی است، دوسویه است و افراد غیراوتیستیک در عدم ایجاد آن نقش دارند زیرا بر اساس منطق ذهنی و آداب و زبان مرسوم در ارتباط مشارکت میکنند. همچنین محیط ارتباط نیز بر چگونگی و کیفیات ارتباط نقش دارد.
ضمن این که ابزار همدلی و داشتن همدلی دو موضوع متفاوت هستند. شما ممکن است غمگین یا خشمگین باشید یا هر هیجان و احساس دیگری داشته باشید، اما نتوانید یا ندانید چطور آن را بروز بدهید، و در خودتان نگه دارید، یا به شکلی که مرسوم نیست بروز بدهید. به همین شکل، میشود همدلی داشت، اما در بروز دادن و نشان دادنش مشکل داشت و ندانست چطور باید ابرازش کرد. عدم ابراز یک هیجان یا احساس یا ابراز آن به شیوه نامرسوم، به معنای نداشتن آن هیجان یا احساس نیست.
تصویر پنجم
برجسته کردن رفتارهای تکراری به عنوان یک ویژگی ممیزه اوتیسم اشتباه است. یکی از علل استیمینگ یا رفتارهای تکراری، واکنش به انباشت حسی است و کمک میکند تا فرد اوتیستیک خود را تخلیه کند و به دلیل انباشت حسی به مرحله فروریزش روانی نرسد. دلیل دیگر نیز کسب تمرکز است.
ادامه 👇🏽
این صفحه مخاطبی زیادی ندارد، اما فعلا بضاعت این صفحه در همین حد است که اینجا چند نکته یادآوری شوند.
تصویر اول
اوتیسم «اختلال» نیست. «اختلال» برچسبی است که روانپزشکان و مدل زیست-پزشکی استفاده میکنند.
اوتیسم به خودی خود یک عارضه و بخشی از تنوع در نوع بشر است. تنوعی که علاوه بر جسم و ظاهر و رنگ پوست و جنس و جنسیت و ...، شامل حوزه شناختی و عصبشناختی هم میشود (جنبش نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی).
تصویر دوم:
اوتیسم در ترکیب با جامعه ناپذیرای عصبهمگون (نوروتیپیکال) و سامان و مناسبات این جامعه، تبدیل به معلولیت میشود. اوتیسم و هیچ معلولیتی، «کمتوانی» نیست. مفاهیمی مثل توان و توانایی برساخته هستند (مدل اجتماعی معلولیت و پادارایم نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی). حتی اگر این برساختگی را کاملاً هم نپذیریم، دست کم باید اذعان کرد توانایی امری نسبی، بسته به موقعیت، امکانات، ابزارها، انتظارات، کلیشهها، نقشهای اجتماعی و فرصتهاست و همینها مرزهای مفهوم توانایی را ناروشن میکنند. (مدل نسبی اجتماعی معلولیت)
با صورتبندی مرضی تفاوتها، همان راهی را میرویم که همجنسگرایی را بیماری و زنان را به خاطر عادت ماهانه و پیاماس ناقابل و ناکارآمد و بیارزش میداند.
تصویر سوم:
نه در امروز و نه در آینده، درمانی برای اوتیسم نخواهد بود. اوتیسم بیماری نیست. افراد به آن مبتلا نمیشوند، افراد اوتیستیک اوتیستیک متولد میشوند و اوتیستیک میمیرند، همان طور که افراد ترنس، ترنس متولد میشوند و ترنس از دنیا میروند.
جستوجوی درمان برای از بین بردن اوتیسم یعنی نامطلوب قلمداد کردن افراد اوتیستیک. هر ادعایی درباره درمان یا درمان احتمالی علاوه بر این که دروغ است، سویههای تواناپرستانه، معلولیتستیزانه و معلولیتهراسانه دارد.
آموزش مهارتهای علمی و اجتماعی یا آموزش فراگیر و مناسبسازی شده، درمان نیست، بلکه توجه به نیازها و شرایط افراد اوتیستیک در آموزش و اجتماعی شدن و رشد است.
تنها راه حذف اوتیسم، اگر پایه ژنتیک را بپذیریم، که هنوز هم به درستی معلوم نیست (حتی هنوز ژنهای موثر دقیقاً شناسایی نشدهاند و همچنین برخی افراد اوتیستیک بدون پایه ژنتیکِ ارثی، اوتیستیک هستند)، جلوگیری از تولد کودکانی است که دانش ژنتیک پیشبینی میکند اوتیستیک خواهند بود. بنابراین باز هم امکان حذف افراد اوتیستیک که با پایه ژنتیک ارثی مستقیم اوتیستیک متولد میشوند وجود نخواهد داشت. نام پیشگیری از طریق غربالگری ژنتیک، پیشگیری نیست، بلکه بهنژادی است که با کلمهای ظاهراً قشنگ، از گور برخواستن سیاست متوهمانه، رذیلانه و سبعانه به نژادی است، همان سیاست رژیم نازی علیه معلولان که هدفش پاکسازی نژاد موهوم آریایی بود.
تصویر چهارم:
عدم همدلی ادعایی کلیشهای، یکطرفه و تواناپرستانه است.
با طرح بحث «مسأله دوسویگی همدلی» (double empathy problem) روانشناسان و جامعهشناسان اوتیستیک این موضوع را به خوبی و روشنی توضیح دادهاند. مسأله ارتباط متقابل که یکی از زمینههای همدلی است، دوسویه است و افراد غیراوتیستیک در عدم ایجاد آن نقش دارند زیرا بر اساس منطق ذهنی و آداب و زبان مرسوم در ارتباط مشارکت میکنند. همچنین محیط ارتباط نیز بر چگونگی و کیفیات ارتباط نقش دارد.
ضمن این که ابزار همدلی و داشتن همدلی دو موضوع متفاوت هستند. شما ممکن است غمگین یا خشمگین باشید یا هر هیجان و احساس دیگری داشته باشید، اما نتوانید یا ندانید چطور آن را بروز بدهید، و در خودتان نگه دارید، یا به شکلی که مرسوم نیست بروز بدهید. به همین شکل، میشود همدلی داشت، اما در بروز دادن و نشان دادنش مشکل داشت و ندانست چطور باید ابرازش کرد. عدم ابراز یک هیجان یا احساس یا ابراز آن به شیوه نامرسوم، به معنای نداشتن آن هیجان یا احساس نیست.
تصویر پنجم
برجسته کردن رفتارهای تکراری به عنوان یک ویژگی ممیزه اوتیسم اشتباه است. یکی از علل استیمینگ یا رفتارهای تکراری، واکنش به انباشت حسی است و کمک میکند تا فرد اوتیستیک خود را تخلیه کند و به دلیل انباشت حسی به مرحله فروریزش روانی نرسد. دلیل دیگر نیز کسب تمرکز است.
ادامه 👇🏽
👍3
ادامه متن بالا 👆🏽
با این حال چون این رفتار باعث مورد تمسخر واقع شدن یا نگاه خیره دیگران میشود، بسیاری از افراد اوتیستیک به سختی سعی میکنند از آن اجتناب کنند (این کار یکی از نمونههای ماسکینگ یا صورتکزنی است).
ماسکینگ خصوصاً در دختران شایعتر است زیرا فشار اجتماعی بیشتری برای تطبیق با هنجارهای محیط به آنها وارد میشود. همین باعث میشود که دختران کمتر تشخیص دریافت کنند. غیرمسیولانه است که وقتی میخواهیم از ویژگیهای افراد اوتیستیک حرف بزنیم، به مسائل ظاهری بپردازیم بدون آنکه اشاره کنیم بروز برخی از این ویژگیها متاثر از محیط و فشارهای اجتماعی است و برخی از دختران اوتیستیک ممکن است آن ویژگیها را بروز ندهند.
با این حال چون این رفتار باعث مورد تمسخر واقع شدن یا نگاه خیره دیگران میشود، بسیاری از افراد اوتیستیک به سختی سعی میکنند از آن اجتناب کنند (این کار یکی از نمونههای ماسکینگ یا صورتکزنی است).
ماسکینگ خصوصاً در دختران شایعتر است زیرا فشار اجتماعی بیشتری برای تطبیق با هنجارهای محیط به آنها وارد میشود. همین باعث میشود که دختران کمتر تشخیص دریافت کنند. غیرمسیولانه است که وقتی میخواهیم از ویژگیهای افراد اوتیستیک حرف بزنیم، به مسائل ظاهری بپردازیم بدون آنکه اشاره کنیم بروز برخی از این ویژگیها متاثر از محیط و فشارهای اجتماعی است و برخی از دختران اوتیستیک ممکن است آن ویژگیها را بروز ندهند.
👍2
نقاشی توکا نیستانی تنها به خاطر سکسیسمش و وسط گذاشتن بدن زنان چرک نیست.
برقراری ارتباط بین اندازه مغز و داوری درباره افراد هم تاریخی استعماری-نژادپرستانه دارد، هم دلالتهای تواناپرستانه و معلولهراسانه.
شرح تصاویر: نقاشی زوایا و اندازه صورت و مغز، اثر پطروس کمبر، آناتومیست نژادپرست دانمارکی به تاریخ ۱۷۶۰
برقراری ارتباط بین اندازه مغز و داوری درباره افراد هم تاریخی استعماری-نژادپرستانه دارد، هم دلالتهای تواناپرستانه و معلولهراسانه.
شرح تصاویر: نقاشی زوایا و اندازه صورت و مغز، اثر پطروس کمبر، آناتومیست نژادپرست دانمارکی به تاریخ ۱۷۶۰
👍3