تصاویر چند توییت از امید هاشمی، درباره تعطیلی روزنامه ایران سپید هستند. متن توییت ها در پست بعدی میآید که بتوانید با متن خوان آن را بشنوید.
👍2
متن توییتهای امید هاشمی درباره تعطیل شدن روزنامه ایران سپید
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو کمک حال ما باشید.
عذرخواهی منو به خاطر بلندی #رشتو بپذیرید.میخوام راجع به انحلال یکی از قدیمیترین گنجینههای فرهنگی #نابینایان براتون بگم که در دولت «سریع، فوری، انقلابی» ها رقم خورد. امروز آخرین میخ به تابوت شکسته روزنامه «ایران سپید»، تنها منبع رسمی اطلاعرسانی به نابینایان ایران، کوبیده شد.
این روزنامه، بیش از ربع قرن قدمت داشت و تنها روزنامه در ایران و به روایتی جهان بود که برای #نابینایان و به بریل منتشر میشد و شرکت پست، هر روز به رایگان اونو توزیع میکرد. مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، متولی چاپ این روزنامه بود و در طول سالیان، به هر ضرب و زوری حفظش کرده بود.
با شروع همهگیری ورق برای ایران سپید برگشت و کرونا بهانهای شد تا چاپ کاغذی متوقف بشه. توقف چاپ کاغذی تا مرداد شامل همه نشریات مؤسسه ایران، از جمله ایران سپید میشد اما در مرداد ۹۹ #نابینایان در کمال تعجب دیدند که همه نشریات چاپ کاغذی رو شروع کردند اما خبری از ایران سپید نیست.
پیگیریهای یک سال و چند ماهه #نابینایان نتیجه که نداد هیچ، با تغییر دولت و به تبع اون مدیران مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، مدیرمسؤول ایران سپید درست در روز تولدش (۲۸ آبان ۱۴۰۰) برکنار شد و علیرغم تلاشها، جوانانی که تازه گرد سفره نشسته بودند از انتصاب مدیرمسؤول امتناع کردند.
با یه جستجوی ساده میتونید به انبوهی از مصاحبه و یادداشت دست پیدا کنید که نخبگانی از میان #نابینایان انجام داده یا نوشته بودند و در خبرگزاریها و روزنامهها منتشر شده بود تا شاید بتونند کمی جامعه رو نسبت به قربانی شدن ایران سپید حساس کنند. همه اما بینتیجه.
محمدحسن روزیطلب» جوانی که مدیریت مؤسسه بهش سپرده شده، نه حاضر بود با بزرگانی از #نابینایان دیدار کنه و نه حتی قبول میکرد پای صحبت خبرنگاران این روزنامه که همگی سالهای همکاریشون با مؤسسه دو رقمی بود بنشینه و بیشترین توهینها به این خبرنگاران از سوی خودش و اعوانش انجام شد.
فشارها از طرف #نابینایان ادامه داشت تا جایی که اوایل بهمن، یکی از کارمندان هفتخطِ مؤسسه در گفتگوهای خصوصی با خبرنگاران ایران سپید مدعی شد مدیرمسؤولی این روزنامه به او سپرده شده و مؤسسه قصدی برای انحلال نداره. ادعایی که کمی ایران سپیدیها رو به بقا امیدوار میکرد.
وعده وعید و نمایش در باغ سبز تا همین دیروز همچنان ادامه داشت و مدیران، احتمالاً به خاطر هراس از واکنش جامعه #نابینایان به هیچ وجه حاضر نبودند زیر بار پذیرش انحلال ایران سپید برن اما درست در آخرین روز کاری سال، همه چیز زیر و رو شد و از خبرنگاران خواسته شد فردا برن برای تسویه.
حالا #نابینایان یه رفیق ۲۵ ساله رو از دست دادند و خبرنگارانی که برای ایران سپید کار میکردند، درست در آخرین روز سال شغلشونو.مدیران خوش انصاف و انقلابی هم دقیقاً آخرین روز سال رو برای اعلام این خبر انتخاب کردند که در سکوت خبری تعطیلات نوروز، جایی پیگیر حقوق این خبرنگاران نباشه.
جزئیات ماجرا خیلی بیش از اینها است اما دونستنش کمک خاصی بهمون نمیکنه. مهم اینه که حالا دیگه #نابینایان روزنامه ندارند. ازتون میخوام صدای ما باشید تا جماعتی که تازه خر مراد رو سوار شدند، فکر نکنند به همین سادگی میشه حق طبیعی یه گروه رو پامال کرد، بی اون که آب از آب تکون بخوره.
@omidhashemi
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو کمک حال ما باشید.
عذرخواهی منو به خاطر بلندی #رشتو بپذیرید.میخوام راجع به انحلال یکی از قدیمیترین گنجینههای فرهنگی #نابینایان براتون بگم که در دولت «سریع، فوری، انقلابی» ها رقم خورد. امروز آخرین میخ به تابوت شکسته روزنامه «ایران سپید»، تنها منبع رسمی اطلاعرسانی به نابینایان ایران، کوبیده شد.
این روزنامه، بیش از ربع قرن قدمت داشت و تنها روزنامه در ایران و به روایتی جهان بود که برای #نابینایان و به بریل منتشر میشد و شرکت پست، هر روز به رایگان اونو توزیع میکرد. مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، متولی چاپ این روزنامه بود و در طول سالیان، به هر ضرب و زوری حفظش کرده بود.
با شروع همهگیری ورق برای ایران سپید برگشت و کرونا بهانهای شد تا چاپ کاغذی متوقف بشه. توقف چاپ کاغذی تا مرداد شامل همه نشریات مؤسسه ایران، از جمله ایران سپید میشد اما در مرداد ۹۹ #نابینایان در کمال تعجب دیدند که همه نشریات چاپ کاغذی رو شروع کردند اما خبری از ایران سپید نیست.
پیگیریهای یک سال و چند ماهه #نابینایان نتیجه که نداد هیچ، با تغییر دولت و به تبع اون مدیران مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، مدیرمسؤول ایران سپید درست در روز تولدش (۲۸ آبان ۱۴۰۰) برکنار شد و علیرغم تلاشها، جوانانی که تازه گرد سفره نشسته بودند از انتصاب مدیرمسؤول امتناع کردند.
با یه جستجوی ساده میتونید به انبوهی از مصاحبه و یادداشت دست پیدا کنید که نخبگانی از میان #نابینایان انجام داده یا نوشته بودند و در خبرگزاریها و روزنامهها منتشر شده بود تا شاید بتونند کمی جامعه رو نسبت به قربانی شدن ایران سپید حساس کنند. همه اما بینتیجه.
محمدحسن روزیطلب» جوانی که مدیریت مؤسسه بهش سپرده شده، نه حاضر بود با بزرگانی از #نابینایان دیدار کنه و نه حتی قبول میکرد پای صحبت خبرنگاران این روزنامه که همگی سالهای همکاریشون با مؤسسه دو رقمی بود بنشینه و بیشترین توهینها به این خبرنگاران از سوی خودش و اعوانش انجام شد.
فشارها از طرف #نابینایان ادامه داشت تا جایی که اوایل بهمن، یکی از کارمندان هفتخطِ مؤسسه در گفتگوهای خصوصی با خبرنگاران ایران سپید مدعی شد مدیرمسؤولی این روزنامه به او سپرده شده و مؤسسه قصدی برای انحلال نداره. ادعایی که کمی ایران سپیدیها رو به بقا امیدوار میکرد.
وعده وعید و نمایش در باغ سبز تا همین دیروز همچنان ادامه داشت و مدیران، احتمالاً به خاطر هراس از واکنش جامعه #نابینایان به هیچ وجه حاضر نبودند زیر بار پذیرش انحلال ایران سپید برن اما درست در آخرین روز کاری سال، همه چیز زیر و رو شد و از خبرنگاران خواسته شد فردا برن برای تسویه.
حالا #نابینایان یه رفیق ۲۵ ساله رو از دست دادند و خبرنگارانی که برای ایران سپید کار میکردند، درست در آخرین روز سال شغلشونو.مدیران خوش انصاف و انقلابی هم دقیقاً آخرین روز سال رو برای اعلام این خبر انتخاب کردند که در سکوت خبری تعطیلات نوروز، جایی پیگیر حقوق این خبرنگاران نباشه.
جزئیات ماجرا خیلی بیش از اینها است اما دونستنش کمک خاصی بهمون نمیکنه. مهم اینه که حالا دیگه #نابینایان روزنامه ندارند. ازتون میخوام صدای ما باشید تا جماعتی که تازه خر مراد رو سوار شدند، فکر نکنند به همین سادگی میشه حق طبیعی یه گروه رو پامال کرد، بی اون که آب از آب تکون بخوره.
@omidhashemi
Twitter
امید هاشمی
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو…
👍2
باورهای غلط و کلیشهای درباره اوتیسم و افراد اوتیستیک (بخش اول)
متن اسلایدها در پست بعدی برای مخاطبانی که از متنخوان استفاده میکنند قرار داده شده است.
این اسلاید ها بخشی از یک مجموعه ادامهدار هستند.
قسمت دوم را در اینجا ببینید.
قسمت سوم را در اینجا ببینید.
متن اسلایدها در پست بعدی برای مخاطبانی که از متنخوان استفاده میکنند قرار داده شده است.
این اسلاید ها بخشی از یک مجموعه ادامهدار هستند.
قسمت دوم را در اینجا ببینید.
قسمت سوم را در اینجا ببینید.
👍3
.
باورهای غلط و کلیشهای در مورد اوتیسم و افراد اوتیستیک (قسمت اول)
به مناسبت ۲ آوریل، روز جهانی پذیرش اوتیسم ♾
اوتیسم و افراد اوتیستیک را بپذیریم!
۱. باور غلط: اوتیسم اختلال است.
باور درست: خیر، بر اساس مدل اجتماعی معلولیت، اوتیسم مجموعهای از ویژگیها، تفاوتها و عارضههای رشدیِ نافذ/فراگیر و تنوعی عصبشناختی است. چون جامعه حاضر نیست خودش را با نیازهای افراد اوتیستیک متناسب کند و امکانات کافی برای رشد و بالندگی فراهم کند، اوتیسم بدل به معلولیت میشود.
۲. باور غلط: اوتیسم باید درمان شود
باور درست: اوتیسم بیماری نیست و درمان ندارد. نمیتوان اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کرد. اوتیسم به شیوه عملکرد مغز و اعصاب مربوط است. به زبان ساده سیمکشی مغز افراد اوتیستیک با سیمکشی مغز افرادی که اوتیستیک نیستند فرق دارد و آن را نمیتوان عوض کرد. مهارتآموزی با حفظ احترام و پذیرش اما موضوع دیگری است.
۳. باور غلط: ظاهر افراد اوتیستیک معلوم است/ افراد اوتیستیک مثل هم هستند
باور درست: ویژگیها و عارضههای افراد اوتیستیک بسیار متنوع است. اگر شما یک فرد اوتیستیک میشناسید، فقط «یک» فرد اوتیستیک میشناسید، نه اوتیسم را و نه همه افراد اوتیستیک را. به خاطر این ظاهرگرایی و تعمیمها افراد اوتیستیک زیادی تشخیص نمیگیرند. کلیشهها را کنار بگذارید.
۴. باور غلط: باید از تولد کودکان اوتیستیک جلوگیری کرد
اگر به هر دلیلی این طور فکر میکنید، تبریک میگویم؛ شما با نازیستها و فاشیستها که طرفدار اصلاح نژادی و حذف معلولان بودند همنظرید. مهم نیست دلایل شما چیستند. از ادامه خواندن صرف نظر کرده و بروید به جهنم.
۵. باور غلط: افراد اوتیستیک یا کمهوش
هستند یا نابغه
باور درست: ادراک، هوش و استعدادهای ما متنوع است. همانطور که استعدادها و ادراک افراد غیراوتیستیک متنوع است. برتری دادن استعدادها و مهارتهای بشری به هم کاری منصفانه و عاقلانه نیست.یک جامعه برابر و منصفانه برای همه، به همه افراد نیاز دارد و همه افراد نیز سهمی در آن دارند.
۶. باور غلط: اوتیسم را میتوان به سه سطح خفیف (۱)، متوسط (۲) یا شدید (۳) یا دو سطح عملکرد بالا (یا آسپرگر) و عملکرد پایین (یا اوتیسم کلاسیک) تقسیم کرد.
باور درست: اوتیسم طیف خطی نیست. بلکه مانند یک دایره است که ابعاد مختلف دارد و در هر بعد ممکن است میزان عارضه تفاوت کند. بنابراین همه عارضهها ممکن است «شدید» یا «خفیف» نباشند. مثلاً یک نفر ممکن است بدون کلام باشد (کلیشه اوتیسم شدید) اما بیشحسی نداشته باشد (کلیشه اوتیسم خفیف). همچنین این برچسبها تعمیمگرانهاند و ممکن است موجب ایجاد پیشداوری و باعث سهلانگاری در رعایت اصل بررسی مورد به مورد در خدمات اجتماعی شوند. ضمن این که وقتی اصل بر بررسی مورد به مورد باشد، برچسبها ضرورت کاربردی نیز ندارند.
۷. باور غلط: اوتیسم نتیجه تربیت و تقصیر مادرانِ بیعاطفه است!
باور درست: خیر! مردسالاری هر چیزی که فکر میکند خوب نیست گردن زنان میاندازد. این ادعای زنستیزانه به نظریه مادران یخچالی معروف است. اما مدتها است که از نظر علمی رد شده. همچنین اوتیسم کم و زیادشدنی نیست، رشد مهارتها یا برخی شرایط خانوادگی ممکن است تحت تاثیر اوتیسم باشد. در این صورت در مورد آنها میتوان اقداماتی انجام داد تا شرایط بهتر شود.
۸. باور غلط: اگر فرد اوتیستیک بدون کلام است، یعنی متوجه نمیشود.
خیر! جایگزین شدن امکانها و آموزشهایی مانند زبان اشاره، زبان نشانه و نرمافزارهای تبدیل نشانه تصویری به متن و متن به صوت نشان داده افراد اوتیستیک بدون کلام خوب متوجه میشوند، فقط نمیتوانند از زبان گفتار استفاده کنند ولی میتوانند مهارتهای زبانی خود را توسعه دهند و پیچیده کنند.
قسمت دوم را در اینجا بخوانید.
قسمت سوم را در اینجا بخوانید.
باورهای غلط و کلیشهای در مورد اوتیسم و افراد اوتیستیک (قسمت اول)
به مناسبت ۲ آوریل، روز جهانی پذیرش اوتیسم ♾
اوتیسم و افراد اوتیستیک را بپذیریم!
۱. باور غلط: اوتیسم اختلال است.
باور درست: خیر، بر اساس مدل اجتماعی معلولیت، اوتیسم مجموعهای از ویژگیها، تفاوتها و عارضههای رشدیِ نافذ/فراگیر و تنوعی عصبشناختی است. چون جامعه حاضر نیست خودش را با نیازهای افراد اوتیستیک متناسب کند و امکانات کافی برای رشد و بالندگی فراهم کند، اوتیسم بدل به معلولیت میشود.
۲. باور غلط: اوتیسم باید درمان شود
باور درست: اوتیسم بیماری نیست و درمان ندارد. نمیتوان اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کرد. اوتیسم به شیوه عملکرد مغز و اعصاب مربوط است. به زبان ساده سیمکشی مغز افراد اوتیستیک با سیمکشی مغز افرادی که اوتیستیک نیستند فرق دارد و آن را نمیتوان عوض کرد. مهارتآموزی با حفظ احترام و پذیرش اما موضوع دیگری است.
۳. باور غلط: ظاهر افراد اوتیستیک معلوم است/ افراد اوتیستیک مثل هم هستند
باور درست: ویژگیها و عارضههای افراد اوتیستیک بسیار متنوع است. اگر شما یک فرد اوتیستیک میشناسید، فقط «یک» فرد اوتیستیک میشناسید، نه اوتیسم را و نه همه افراد اوتیستیک را. به خاطر این ظاهرگرایی و تعمیمها افراد اوتیستیک زیادی تشخیص نمیگیرند. کلیشهها را کنار بگذارید.
۴. باور غلط: باید از تولد کودکان اوتیستیک جلوگیری کرد
اگر به هر دلیلی این طور فکر میکنید، تبریک میگویم؛ شما با نازیستها و فاشیستها که طرفدار اصلاح نژادی و حذف معلولان بودند همنظرید. مهم نیست دلایل شما چیستند. از ادامه خواندن صرف نظر کرده و بروید به جهنم.
۵. باور غلط: افراد اوتیستیک یا کمهوش
هستند یا نابغه
باور درست: ادراک، هوش و استعدادهای ما متنوع است. همانطور که استعدادها و ادراک افراد غیراوتیستیک متنوع است. برتری دادن استعدادها و مهارتهای بشری به هم کاری منصفانه و عاقلانه نیست.یک جامعه برابر و منصفانه برای همه، به همه افراد نیاز دارد و همه افراد نیز سهمی در آن دارند.
۶. باور غلط: اوتیسم را میتوان به سه سطح خفیف (۱)، متوسط (۲) یا شدید (۳) یا دو سطح عملکرد بالا (یا آسپرگر) و عملکرد پایین (یا اوتیسم کلاسیک) تقسیم کرد.
باور درست: اوتیسم طیف خطی نیست. بلکه مانند یک دایره است که ابعاد مختلف دارد و در هر بعد ممکن است میزان عارضه تفاوت کند. بنابراین همه عارضهها ممکن است «شدید» یا «خفیف» نباشند. مثلاً یک نفر ممکن است بدون کلام باشد (کلیشه اوتیسم شدید) اما بیشحسی نداشته باشد (کلیشه اوتیسم خفیف). همچنین این برچسبها تعمیمگرانهاند و ممکن است موجب ایجاد پیشداوری و باعث سهلانگاری در رعایت اصل بررسی مورد به مورد در خدمات اجتماعی شوند. ضمن این که وقتی اصل بر بررسی مورد به مورد باشد، برچسبها ضرورت کاربردی نیز ندارند.
۷. باور غلط: اوتیسم نتیجه تربیت و تقصیر مادرانِ بیعاطفه است!
باور درست: خیر! مردسالاری هر چیزی که فکر میکند خوب نیست گردن زنان میاندازد. این ادعای زنستیزانه به نظریه مادران یخچالی معروف است. اما مدتها است که از نظر علمی رد شده. همچنین اوتیسم کم و زیادشدنی نیست، رشد مهارتها یا برخی شرایط خانوادگی ممکن است تحت تاثیر اوتیسم باشد. در این صورت در مورد آنها میتوان اقداماتی انجام داد تا شرایط بهتر شود.
۸. باور غلط: اگر فرد اوتیستیک بدون کلام است، یعنی متوجه نمیشود.
خیر! جایگزین شدن امکانها و آموزشهایی مانند زبان اشاره، زبان نشانه و نرمافزارهای تبدیل نشانه تصویری به متن و متن به صوت نشان داده افراد اوتیستیک بدون کلام خوب متوجه میشوند، فقط نمیتوانند از زبان گفتار استفاده کنند ولی میتوانند مهارتهای زبانی خود را توسعه دهند و پیچیده کنند.
قسمت دوم را در اینجا بخوانید.
قسمت سوم را در اینجا بخوانید.
👍3
به مناسبت روز جهانی پذیرش اوتیسم دو متن کلیدی در شکلگیری جنبش تنوع عصبشناختی را ترجمه کردیم. متن اول با عنوان «به خاطر ما ماتم نگیرید» نوشته جیم سینکلر است و خطابهای است به والدین کودکان اوتیستیک.
متن دوم فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر است با عنوان: چرا یک بار هم که شده نمیتونی تو زندگیت نرمال باشی؟ (سرگذشتی خانوادگی).
در لینک زیر مقدمهای که بر این دو متن نوشتهایم را میخوانید و در دو پست بعدی نیز دو متن مذکور در دسترس شما قرار میگیرند.
با تشکر از بیدارزنی که شرایط و امکان انتشار این مطالب را برای ما فراهم کرد.
https://bidarzani.com/44034
متن دوم فصل اتوبیوگرافیک پایاننامه جودی سینگر است با عنوان: چرا یک بار هم که شده نمیتونی تو زندگیت نرمال باشی؟ (سرگذشتی خانوادگی).
در لینک زیر مقدمهای که بر این دو متن نوشتهایم را میخوانید و در دو پست بعدی نیز دو متن مذکور در دسترس شما قرار میگیرند.
با تشکر از بیدارزنی که شرایط و امکان انتشار این مطالب را برای ما فراهم کرد.
https://bidarzani.com/44034
بیدارزنی
اوتیسم-دو مکتوب (مطالعات انتقادی معلولیت) - بیدارزنی
دو مکتوب اوتیسم نقش کلیدی در تطور جنبش تنوع عصبشناختی، دفاع از حقوق کودکان و بزرگسالان اوتیستیک و مقاومت در برابر دیگریسازی دارد.
👍2
Forwarded from بيدارزنى
📌 از «مشکلی بدون نام» به یک نوع معلولیت
✍🏽 جودی سینگر
ترجمه: گروه مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
🟣 ویژهنامه دوم آپریل، روز جهانی آگاهی از اوتیسم
#بیدارزنی: جودی سینگر و مادر و دخترش هرسه اوتیستیک هستند. او در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ میلادی پایاننامه دوره کارشناسی خود را درباره اوتیسم نوشت و با بررسی رویکردهای برآمده از علوم اجتماعی و نظریه انتقادی، برساختگرایی اجتماعی و جنبشهای اجتماعی و نسبت آنها با معلولیت و اوتیسم و زندگی خود، به صورتبندی دیدگاهی نو در مواجهه با اوتیسم پرداخت: تنوع عصبشناختی/نورودایورسیتی.
از متن: سرگذشتی خانوادگی
«روتینهای وسواسگونه مادرم تمام روزش را پر کرده بود طوری که حتی نمیتوانست کارهای ساده را پیش ببرد، با این وجود هر تلاشی که من و پدرم میکردیم با … روبهرو میشد؛ … چون هیچ عبارت یا الگوی فرهنگی، در فیلمها یا ادبیات وجود ندارد که بتوانم از آن استفاده کنم، جز عبارت «یا جنگ یا فرار»؛ عقدهای که در دلم با صدایی کودکانه میگفت: «هیچ کس حرفم را باور نمیکند، هیچ وقت کسی منظورم را متوجه نمیشود». شاید مانند یک محدوده بود، مانند یک حصار الکتریکی که از وسواسهایش محافظت میکرد و وقتی که به آن نزدیک میشدم جریانی پرفشار مرا عقب میزد: جیغ بنفشی که باعث میشد تک تک عصبهایم به رعشه بیافتند.
مادرم مانند یک توپ ولتاژ قوی اضطراب بود. من و پدرم مدام در حال اطمینان خاطر دادن به او بودیم، زیرا او مدام دلمشغولِ اضطرابهای بیشماری بود که از ناتوانی در فهم دقیق موقعیتهای اجتماعی ناشی میشدند.
مدتی طول کشید تا پرونده اوتیسم را برای خودم دوباره باز کنم. اثر اتوبیوگرافیک دونا ویلیامز از دوران کودکیش [به عنوان شخصی] اوتیستیک نظرم را جلب کرده بود، اما جرات نکرده بودم بخوانمش. زمانی که دخترم ۷ ساله شد، جرات خواندن آن را پیدا کردم. خیلی در کتاب پیش نرفته بودم که متوجه شدم بالاخره یکی دارد درباره مادر و دخترم حرف میزند. بعدتر کتاب انسانشناسی از مریخ نوشته اولیور ساکس را که حاوی نیمرخی از تمپل گرندین، دانشمند اوتیستیک نیز بود کشف کردم. اوتیستیک بودن به معنای «عقبماندگی ذهنی» نبود. به انجمن افراد اوتیستیک زنگ زدم. گفتوگو با آنها روشنگرانه بود. بله نوعی از اوتیسم با عنوان عملکرد بالا بود که به آن سندروم آسپرگر هم میگفتند. من حتی مجبور نبودم بگویم دخترم در برابر چه سربالایی تندی از تردید و ناباوری قرار دارد، آنها از قبل خیلی چیزها را میدانستند! آرامشی که پیدا کردم وصفنشدنی است؛ بالاخره تاییدی پس از این همه سال.
حالا حداقل میدانستم مادر و دخترم چه کسانی هستند و این بار منتظر نماندم. در ۹ سالگی دخترم (دو سال بعد از آن که خودم متوجه شدم) تشخیص «رسمی» سندروم آسپرگر گرفت و حالا وارد دنیای جدیدی از آدمهایی میشدم که کلنجارهایمان مشابه بود. حالا جستوجوگری شگفتزده بودم که داشت به دنیایی وارد میشد که آدمهایش داستانی کمابیش مشابه داشتند.
همزمان شروع کردم به مرور ماجراهای رابطهام با مادرم. من او را به کلی «نمیشناختم».
این که در دعواهای خانواده ما چه کسی مهاجم و چه کسی قربانی بود پیچیده و در نهایت بحثی نامربوط است. ما مثل جنگویانی بیاطلاع بودیم که در تاریکی با هم برخورد کردهاند».
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44050
@bidarzani
✍🏽 جودی سینگر
ترجمه: گروه مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
🟣 ویژهنامه دوم آپریل، روز جهانی آگاهی از اوتیسم
#بیدارزنی: جودی سینگر و مادر و دخترش هرسه اوتیستیک هستند. او در نیمه دوم دهه ۱۹۹۰ میلادی پایاننامه دوره کارشناسی خود را درباره اوتیسم نوشت و با بررسی رویکردهای برآمده از علوم اجتماعی و نظریه انتقادی، برساختگرایی اجتماعی و جنبشهای اجتماعی و نسبت آنها با معلولیت و اوتیسم و زندگی خود، به صورتبندی دیدگاهی نو در مواجهه با اوتیسم پرداخت: تنوع عصبشناختی/نورودایورسیتی.
از متن: سرگذشتی خانوادگی
«روتینهای وسواسگونه مادرم تمام روزش را پر کرده بود طوری که حتی نمیتوانست کارهای ساده را پیش ببرد، با این وجود هر تلاشی که من و پدرم میکردیم با … روبهرو میشد؛ … چون هیچ عبارت یا الگوی فرهنگی، در فیلمها یا ادبیات وجود ندارد که بتوانم از آن استفاده کنم، جز عبارت «یا جنگ یا فرار»؛ عقدهای که در دلم با صدایی کودکانه میگفت: «هیچ کس حرفم را باور نمیکند، هیچ وقت کسی منظورم را متوجه نمیشود». شاید مانند یک محدوده بود، مانند یک حصار الکتریکی که از وسواسهایش محافظت میکرد و وقتی که به آن نزدیک میشدم جریانی پرفشار مرا عقب میزد: جیغ بنفشی که باعث میشد تک تک عصبهایم به رعشه بیافتند.
مادرم مانند یک توپ ولتاژ قوی اضطراب بود. من و پدرم مدام در حال اطمینان خاطر دادن به او بودیم، زیرا او مدام دلمشغولِ اضطرابهای بیشماری بود که از ناتوانی در فهم دقیق موقعیتهای اجتماعی ناشی میشدند.
مدتی طول کشید تا پرونده اوتیسم را برای خودم دوباره باز کنم. اثر اتوبیوگرافیک دونا ویلیامز از دوران کودکیش [به عنوان شخصی] اوتیستیک نظرم را جلب کرده بود، اما جرات نکرده بودم بخوانمش. زمانی که دخترم ۷ ساله شد، جرات خواندن آن را پیدا کردم. خیلی در کتاب پیش نرفته بودم که متوجه شدم بالاخره یکی دارد درباره مادر و دخترم حرف میزند. بعدتر کتاب انسانشناسی از مریخ نوشته اولیور ساکس را که حاوی نیمرخی از تمپل گرندین، دانشمند اوتیستیک نیز بود کشف کردم. اوتیستیک بودن به معنای «عقبماندگی ذهنی» نبود. به انجمن افراد اوتیستیک زنگ زدم. گفتوگو با آنها روشنگرانه بود. بله نوعی از اوتیسم با عنوان عملکرد بالا بود که به آن سندروم آسپرگر هم میگفتند. من حتی مجبور نبودم بگویم دخترم در برابر چه سربالایی تندی از تردید و ناباوری قرار دارد، آنها از قبل خیلی چیزها را میدانستند! آرامشی که پیدا کردم وصفنشدنی است؛ بالاخره تاییدی پس از این همه سال.
حالا حداقل میدانستم مادر و دخترم چه کسانی هستند و این بار منتظر نماندم. در ۹ سالگی دخترم (دو سال بعد از آن که خودم متوجه شدم) تشخیص «رسمی» سندروم آسپرگر گرفت و حالا وارد دنیای جدیدی از آدمهایی میشدم که کلنجارهایمان مشابه بود. حالا جستوجوگری شگفتزده بودم که داشت به دنیایی وارد میشد که آدمهایش داستانی کمابیش مشابه داشتند.
همزمان شروع کردم به مرور ماجراهای رابطهام با مادرم. من او را به کلی «نمیشناختم».
این که در دعواهای خانواده ما چه کسی مهاجم و چه کسی قربانی بود پیچیده و در نهایت بحثی نامربوط است. ما مثل جنگویانی بیاطلاع بودیم که در تاریکی با هم برخورد کردهاند».
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44050
@bidarzani
بیدارزنی
از «مشکلی بدون نام» به یک نوع معلولیت - بیدارزنی
جودی سینگر، جامعهشناس استرالیایی و مادر و دخترش هرسه اوتیستیک هستند. او پایاننامه دوره کارشناسی خود را درباره اوتیسم نوشت.
👍2
Forwarded from بيدارزنى
📌 به خاطر ما ماتم نگیرید
✍🏽 جیم سینکلر
ترجمه: گروه مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
🟣 ویژهنامه دوم آپریل، روز جهانی آگاهی از اوتیسم
#بیدارزنی: والدین اغلب میگویند تروماتیکترین اتفاقی که برایشان افتاده این است که متوجه شدهاند فرزندشان اوتیستیک است. افراد غیراوتیستیک اوتیسم را همچون یک تراژدی عظیم میبینند و والدین در همه مراحل زندگی کودک و خانواده ناامیدی و اندوهی مداوم را تجربه میکنند.
اما این اندوه ناشی از اوتیسم فرزندشان نیست. این اندوه ناشی از فقدان فرزندی «نرمال» است که والدین منتظر و امیدوار داشتنش بودهاند. دیدگاهها و انتظارات والدین و مغایرت میان آنچه والدین از کودکان در هر دوره سنی انتظار دارند و روند رشد فرزند خودشان، فشار و اضطراب بیشتری از پیچیدگیهای عملی زندگی با یک فرد اوتیستیک ایجاد میکند.
مقداری اندوه طبیعی است، چرا که والدین با این واقعیت مواجه میشوند که آن شکل از رابطه [والد و فرزندی] که منتظرش بودهاند، محقق نمیشود. اما آن اندوهی که مربوط به خیالپردازی و فانتزی داشتن کودکی نرمال است را باید از درک والدین درباره کودکی که «دارند» جدا کرد. کودک اوتیستیک نیاز به مراقبت بزرگسالان دارد و اگر شرایط و فرصت برای او فراهم شود میتواند ارتباطی بسیار معنادار با مراقبان خود برقرار کند. تداوم و اصرار بر این که اوتیسم کودک سرچشمه اندوه است هم برای کودک و هم برای والدین مخرب است و مانع ایجاد و رشد رابطهای پذیرا و امن میان آنها میشود. از والدین، هم به خاطر خودشان و هم به خاطر فرزندانشان درخواست میکنم که از اساس در نگرشهایشان درباره چیستی اوتیسم تجدید نظر کنند.
شما را دعوت میکنم که از زاویه دید ما به اوتیسم ما و اندوهتان نگاه کنید:
▪️اوتیسم زائده و ضمیمه ما نیست
اوتیسم نه چیزی است که کسی «داشته باشد»، نه لاکی که فرد درون آن گرفتار شده باشد. پشت اوتیسم کودکی نرمال پنهان نیست. اوتیسم شکلی از بودن است. اوتیسم نافذ و فراگیر است، یعنی رنگ خود را به تجربهها، حسها، ادراک، فکر، احساس، مواجهه و هر یک از جنبههای وجودی افراد میزند. امکان ندارد که اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کرد، و اگر ممکن بود، بعد از این جدا کردن آن شخص دیگر همان شخصی نخواهد بود که میشناختید.
این موضوعی مهم است، پس کمی تامل کنید و به آن بیاندیشید: اوتیسم شکلی از بودن است. امکان ندارد که اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کنید.
بنابراین وقتی والدین میگویند: «کاشکی فرزندم اوتیسم نداشت»، معنایی که حرفشان میدهد این است: «کاش فرزند اوتیستیکی که دارم، وجود نداشت و به جای او فرزندی متفاوت و غیراوتیستیک داشتم».
دوباره جملات بالا را بخوانید. وقتی به خاطر وجود ما ناله میکنید و ماتم میگیرید حرفهای شما برای ما آنگونه معنا میدهد. این حرفها همان چیزی است که وقتی برای درمان شدن اوتیسم دعا میکنید میشنویم. این چیزی است که وقتی به ما از رویاها و آرزوی قلبی خود میگویید در مییابیم: بزرگترین آرزوی شما این است که ما از صحنه روزگار حذف شویم و پشت چهرهمان غریبههایی جای بگیرند که شما بتوانید دوستشان داشته باشید.
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44046
@bidarzani
✍🏽 جیم سینکلر
ترجمه: گروه مطالعات انتقادی معلولیت - ۱
🟣 ویژهنامه دوم آپریل، روز جهانی آگاهی از اوتیسم
#بیدارزنی: والدین اغلب میگویند تروماتیکترین اتفاقی که برایشان افتاده این است که متوجه شدهاند فرزندشان اوتیستیک است. افراد غیراوتیستیک اوتیسم را همچون یک تراژدی عظیم میبینند و والدین در همه مراحل زندگی کودک و خانواده ناامیدی و اندوهی مداوم را تجربه میکنند.
اما این اندوه ناشی از اوتیسم فرزندشان نیست. این اندوه ناشی از فقدان فرزندی «نرمال» است که والدین منتظر و امیدوار داشتنش بودهاند. دیدگاهها و انتظارات والدین و مغایرت میان آنچه والدین از کودکان در هر دوره سنی انتظار دارند و روند رشد فرزند خودشان، فشار و اضطراب بیشتری از پیچیدگیهای عملی زندگی با یک فرد اوتیستیک ایجاد میکند.
مقداری اندوه طبیعی است، چرا که والدین با این واقعیت مواجه میشوند که آن شکل از رابطه [والد و فرزندی] که منتظرش بودهاند، محقق نمیشود. اما آن اندوهی که مربوط به خیالپردازی و فانتزی داشتن کودکی نرمال است را باید از درک والدین درباره کودکی که «دارند» جدا کرد. کودک اوتیستیک نیاز به مراقبت بزرگسالان دارد و اگر شرایط و فرصت برای او فراهم شود میتواند ارتباطی بسیار معنادار با مراقبان خود برقرار کند. تداوم و اصرار بر این که اوتیسم کودک سرچشمه اندوه است هم برای کودک و هم برای والدین مخرب است و مانع ایجاد و رشد رابطهای پذیرا و امن میان آنها میشود. از والدین، هم به خاطر خودشان و هم به خاطر فرزندانشان درخواست میکنم که از اساس در نگرشهایشان درباره چیستی اوتیسم تجدید نظر کنند.
شما را دعوت میکنم که از زاویه دید ما به اوتیسم ما و اندوهتان نگاه کنید:
▪️اوتیسم زائده و ضمیمه ما نیست
اوتیسم نه چیزی است که کسی «داشته باشد»، نه لاکی که فرد درون آن گرفتار شده باشد. پشت اوتیسم کودکی نرمال پنهان نیست. اوتیسم شکلی از بودن است. اوتیسم نافذ و فراگیر است، یعنی رنگ خود را به تجربهها، حسها، ادراک، فکر، احساس، مواجهه و هر یک از جنبههای وجودی افراد میزند. امکان ندارد که اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کرد، و اگر ممکن بود، بعد از این جدا کردن آن شخص دیگر همان شخصی نخواهد بود که میشناختید.
این موضوعی مهم است، پس کمی تامل کنید و به آن بیاندیشید: اوتیسم شکلی از بودن است. امکان ندارد که اوتیسم را از فرد اوتیستیک جدا کنید.
بنابراین وقتی والدین میگویند: «کاشکی فرزندم اوتیسم نداشت»، معنایی که حرفشان میدهد این است: «کاش فرزند اوتیستیکی که دارم، وجود نداشت و به جای او فرزندی متفاوت و غیراوتیستیک داشتم».
دوباره جملات بالا را بخوانید. وقتی به خاطر وجود ما ناله میکنید و ماتم میگیرید حرفهای شما برای ما آنگونه معنا میدهد. این حرفها همان چیزی است که وقتی برای درمان شدن اوتیسم دعا میکنید میشنویم. این چیزی است که وقتی به ما از رویاها و آرزوی قلبی خود میگویید در مییابیم: بزرگترین آرزوی شما این است که ما از صحنه روزگار حذف شویم و پشت چهرهمان غریبههایی جای بگیرند که شما بتوانید دوستشان داشته باشید.
ادامهی متن را در وبسایت بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/44046
@bidarzani
بیدارزنی
به خاطر ما ماتم نگیرید - بیدارزنی
این متن از اولین صداهایی است که شجاعانه والدمحوری، انسانیتزدایی از افراد اوتیستیک و بیتوجهی عمومی به تجربهشان از جهان را نقد میکند.
👍2
میتوانید در فایلی یکجا کتابچه «دو مکتوب» را که به مناسبت روز جهانی پذیرش اوتیسم ترجمه و منتشر شده دریافت کنید.
در این کتابچه میخوانید:
📍مقدمه مترجم
📍به خاطر ما ماتم نگیرید
🖋نوشته جیم سینکلر
📍از مشکلی بدون نام به یک نوع معلولیت: چرا یک بار هم که شده نمیتونی تو زندگیت «نرمال» باشی؟ (سرگذشتی خانوادگی)
🖋نوشته جودی سینگر
با تشکر از بیدارزنی که امکان و شرایط انتشار این کتابچه را فراهم کرد.
https://bidarzani.com/wp-content/uploads/2022/03/%D8%AF%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DB%B1.pdf
در این کتابچه میخوانید:
📍مقدمه مترجم
📍به خاطر ما ماتم نگیرید
🖋نوشته جیم سینکلر
📍از مشکلی بدون نام به یک نوع معلولیت: چرا یک بار هم که شده نمیتونی تو زندگیت «نرمال» باشی؟ (سرگذشتی خانوادگی)
🖋نوشته جودی سینگر
با تشکر از بیدارزنی که امکان و شرایط انتشار این کتابچه را فراهم کرد.
https://bidarzani.com/wp-content/uploads/2022/03/%D8%AF%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA-%DB%B1.pdf
👍3