در چند ماه اخیر درباره محتواهایهای پراشتباه، غیرمسئولانه و مخرب سلبریتی-اکتیویستها درباره اوتیسم، چند پیام گرفتم. متاسفانه این اشخاص آگاهیبخشی (به قول خودشان) را با منبر اشتباه گرفتهاند، و بدون کمترین جستوجویی هر چه را در اولین نتیجه سرچ گوگل پیدا میکنند به عنوان اطلاعات به مخاطب میدهند تا بتوانند فوراً و منفعتطلبانه بروند سراغ پروژه و فاند بعدی. پیامها، جز دو پیام، درباره استوریهای یکی از همین سلبریتی-اکتیویستها به نام فرانک عمیدی هستند.
این صفحه مخاطبی زیادی ندارد، اما فعلا بضاعت این صفحه در همین حد است که اینجا چند نکته یادآوری شوند.
تصویر اول
اوتیسم «اختلال» نیست. «اختلال» برچسبی است که روانپزشکان و مدل زیست-پزشکی استفاده میکنند.
اوتیسم به خودی خود یک عارضه و بخشی از تنوع در نوع بشر است. تنوعی که علاوه بر جسم و ظاهر و رنگ پوست و جنس و جنسیت و ...، شامل حوزه شناختی و عصبشناختی هم میشود (جنبش نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی).
تصویر دوم:
اوتیسم در ترکیب با جامعه ناپذیرای عصبهمگون (نوروتیپیکال) و سامان و مناسبات این جامعه، تبدیل به معلولیت میشود. اوتیسم و هیچ معلولیتی، «کمتوانی» نیست. مفاهیمی مثل توان و توانایی برساخته هستند (مدل اجتماعی معلولیت و پادارایم نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی). حتی اگر این برساختگی را کاملاً هم نپذیریم، دست کم باید اذعان کرد توانایی امری نسبی، بسته به موقعیت، امکانات، ابزارها، انتظارات، کلیشهها، نقشهای اجتماعی و فرصتهاست و همینها مرزهای مفهوم توانایی را ناروشن میکنند. (مدل نسبی اجتماعی معلولیت)
با صورتبندی مرضی تفاوتها، همان راهی را میرویم که همجنسگرایی را بیماری و زنان را به خاطر عادت ماهانه و پیاماس ناقابل و ناکارآمد و بیارزش میداند.
تصویر سوم:
نه در امروز و نه در آینده، درمانی برای اوتیسم نخواهد بود. اوتیسم بیماری نیست. افراد به آن مبتلا نمیشوند، افراد اوتیستیک اوتیستیک متولد میشوند و اوتیستیک میمیرند، همان طور که افراد ترنس، ترنس متولد میشوند و ترنس از دنیا میروند.
جستوجوی درمان برای از بین بردن اوتیسم یعنی نامطلوب قلمداد کردن افراد اوتیستیک. هر ادعایی درباره درمان یا درمان احتمالی علاوه بر این که دروغ است، سویههای تواناپرستانه، معلولیتستیزانه و معلولیتهراسانه دارد.
آموزش مهارتهای علمی و اجتماعی یا آموزش فراگیر و مناسبسازی شده، درمان نیست، بلکه توجه به نیازها و شرایط افراد اوتیستیک در آموزش و اجتماعی شدن و رشد است.
تنها راه حذف اوتیسم، اگر پایه ژنتیک را بپذیریم، که هنوز هم به درستی معلوم نیست (حتی هنوز ژنهای موثر دقیقاً شناسایی نشدهاند و همچنین برخی افراد اوتیستیک بدون پایه ژنتیکِ ارثی، اوتیستیک هستند)، جلوگیری از تولد کودکانی است که دانش ژنتیک پیشبینی میکند اوتیستیک خواهند بود. بنابراین باز هم امکان حذف افراد اوتیستیک که با پایه ژنتیک ارثی مستقیم اوتیستیک متولد میشوند وجود نخواهد داشت. نام پیشگیری از طریق غربالگری ژنتیک، پیشگیری نیست، بلکه بهنژادی است که با کلمهای ظاهراً قشنگ، از گور برخواستن سیاست متوهمانه، رذیلانه و سبعانه به نژادی است، همان سیاست رژیم نازی علیه معلولان که هدفش پاکسازی نژاد موهوم آریایی بود.
تصویر چهارم:
عدم همدلی ادعایی کلیشهای، یکطرفه و تواناپرستانه است.
با طرح بحث «مسأله دوسویگی همدلی» (double empathy problem) روانشناسان و جامعهشناسان اوتیستیک این موضوع را به خوبی و روشنی توضیح دادهاند. مسأله ارتباط متقابل که یکی از زمینههای همدلی است، دوسویه است و افراد غیراوتیستیک در عدم ایجاد آن نقش دارند زیرا بر اساس منطق ذهنی و آداب و زبان مرسوم در ارتباط مشارکت میکنند. همچنین محیط ارتباط نیز بر چگونگی و کیفیات ارتباط نقش دارد.
ضمن این که ابزار همدلی و داشتن همدلی دو موضوع متفاوت هستند. شما ممکن است غمگین یا خشمگین باشید یا هر هیجان و احساس دیگری داشته باشید، اما نتوانید یا ندانید چطور آن را بروز بدهید، و در خودتان نگه دارید، یا به شکلی که مرسوم نیست بروز بدهید. به همین شکل، میشود همدلی داشت، اما در بروز دادن و نشان دادنش مشکل داشت و ندانست چطور باید ابرازش کرد. عدم ابراز یک هیجان یا احساس یا ابراز آن به شیوه نامرسوم، به معنای نداشتن آن هیجان یا احساس نیست.
تصویر پنجم
برجسته کردن رفتارهای تکراری به عنوان یک ویژگی ممیزه اوتیسم اشتباه است. یکی از علل استیمینگ یا رفتارهای تکراری، واکنش به انباشت حسی است و کمک میکند تا فرد اوتیستیک خود را تخلیه کند و به دلیل انباشت حسی به مرحله فروریزش روانی نرسد. دلیل دیگر نیز کسب تمرکز است.
ادامه 👇🏽
این صفحه مخاطبی زیادی ندارد، اما فعلا بضاعت این صفحه در همین حد است که اینجا چند نکته یادآوری شوند.
تصویر اول
اوتیسم «اختلال» نیست. «اختلال» برچسبی است که روانپزشکان و مدل زیست-پزشکی استفاده میکنند.
اوتیسم به خودی خود یک عارضه و بخشی از تنوع در نوع بشر است. تنوعی که علاوه بر جسم و ظاهر و رنگ پوست و جنس و جنسیت و ...، شامل حوزه شناختی و عصبشناختی هم میشود (جنبش نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی).
تصویر دوم:
اوتیسم در ترکیب با جامعه ناپذیرای عصبهمگون (نوروتیپیکال) و سامان و مناسبات این جامعه، تبدیل به معلولیت میشود. اوتیسم و هیچ معلولیتی، «کمتوانی» نیست. مفاهیمی مثل توان و توانایی برساخته هستند (مدل اجتماعی معلولیت و پادارایم نورودایورسیتی/تنوع عصبشناختی). حتی اگر این برساختگی را کاملاً هم نپذیریم، دست کم باید اذعان کرد توانایی امری نسبی، بسته به موقعیت، امکانات، ابزارها، انتظارات، کلیشهها، نقشهای اجتماعی و فرصتهاست و همینها مرزهای مفهوم توانایی را ناروشن میکنند. (مدل نسبی اجتماعی معلولیت)
با صورتبندی مرضی تفاوتها، همان راهی را میرویم که همجنسگرایی را بیماری و زنان را به خاطر عادت ماهانه و پیاماس ناقابل و ناکارآمد و بیارزش میداند.
تصویر سوم:
نه در امروز و نه در آینده، درمانی برای اوتیسم نخواهد بود. اوتیسم بیماری نیست. افراد به آن مبتلا نمیشوند، افراد اوتیستیک اوتیستیک متولد میشوند و اوتیستیک میمیرند، همان طور که افراد ترنس، ترنس متولد میشوند و ترنس از دنیا میروند.
جستوجوی درمان برای از بین بردن اوتیسم یعنی نامطلوب قلمداد کردن افراد اوتیستیک. هر ادعایی درباره درمان یا درمان احتمالی علاوه بر این که دروغ است، سویههای تواناپرستانه، معلولیتستیزانه و معلولیتهراسانه دارد.
آموزش مهارتهای علمی و اجتماعی یا آموزش فراگیر و مناسبسازی شده، درمان نیست، بلکه توجه به نیازها و شرایط افراد اوتیستیک در آموزش و اجتماعی شدن و رشد است.
تنها راه حذف اوتیسم، اگر پایه ژنتیک را بپذیریم، که هنوز هم به درستی معلوم نیست (حتی هنوز ژنهای موثر دقیقاً شناسایی نشدهاند و همچنین برخی افراد اوتیستیک بدون پایه ژنتیکِ ارثی، اوتیستیک هستند)، جلوگیری از تولد کودکانی است که دانش ژنتیک پیشبینی میکند اوتیستیک خواهند بود. بنابراین باز هم امکان حذف افراد اوتیستیک که با پایه ژنتیک ارثی مستقیم اوتیستیک متولد میشوند وجود نخواهد داشت. نام پیشگیری از طریق غربالگری ژنتیک، پیشگیری نیست، بلکه بهنژادی است که با کلمهای ظاهراً قشنگ، از گور برخواستن سیاست متوهمانه، رذیلانه و سبعانه به نژادی است، همان سیاست رژیم نازی علیه معلولان که هدفش پاکسازی نژاد موهوم آریایی بود.
تصویر چهارم:
عدم همدلی ادعایی کلیشهای، یکطرفه و تواناپرستانه است.
با طرح بحث «مسأله دوسویگی همدلی» (double empathy problem) روانشناسان و جامعهشناسان اوتیستیک این موضوع را به خوبی و روشنی توضیح دادهاند. مسأله ارتباط متقابل که یکی از زمینههای همدلی است، دوسویه است و افراد غیراوتیستیک در عدم ایجاد آن نقش دارند زیرا بر اساس منطق ذهنی و آداب و زبان مرسوم در ارتباط مشارکت میکنند. همچنین محیط ارتباط نیز بر چگونگی و کیفیات ارتباط نقش دارد.
ضمن این که ابزار همدلی و داشتن همدلی دو موضوع متفاوت هستند. شما ممکن است غمگین یا خشمگین باشید یا هر هیجان و احساس دیگری داشته باشید، اما نتوانید یا ندانید چطور آن را بروز بدهید، و در خودتان نگه دارید، یا به شکلی که مرسوم نیست بروز بدهید. به همین شکل، میشود همدلی داشت، اما در بروز دادن و نشان دادنش مشکل داشت و ندانست چطور باید ابرازش کرد. عدم ابراز یک هیجان یا احساس یا ابراز آن به شیوه نامرسوم، به معنای نداشتن آن هیجان یا احساس نیست.
تصویر پنجم
برجسته کردن رفتارهای تکراری به عنوان یک ویژگی ممیزه اوتیسم اشتباه است. یکی از علل استیمینگ یا رفتارهای تکراری، واکنش به انباشت حسی است و کمک میکند تا فرد اوتیستیک خود را تخلیه کند و به دلیل انباشت حسی به مرحله فروریزش روانی نرسد. دلیل دیگر نیز کسب تمرکز است.
ادامه 👇🏽
👍3
ادامه متن بالا 👆🏽
با این حال چون این رفتار باعث مورد تمسخر واقع شدن یا نگاه خیره دیگران میشود، بسیاری از افراد اوتیستیک به سختی سعی میکنند از آن اجتناب کنند (این کار یکی از نمونههای ماسکینگ یا صورتکزنی است).
ماسکینگ خصوصاً در دختران شایعتر است زیرا فشار اجتماعی بیشتری برای تطبیق با هنجارهای محیط به آنها وارد میشود. همین باعث میشود که دختران کمتر تشخیص دریافت کنند. غیرمسیولانه است که وقتی میخواهیم از ویژگیهای افراد اوتیستیک حرف بزنیم، به مسائل ظاهری بپردازیم بدون آنکه اشاره کنیم بروز برخی از این ویژگیها متاثر از محیط و فشارهای اجتماعی است و برخی از دختران اوتیستیک ممکن است آن ویژگیها را بروز ندهند.
با این حال چون این رفتار باعث مورد تمسخر واقع شدن یا نگاه خیره دیگران میشود، بسیاری از افراد اوتیستیک به سختی سعی میکنند از آن اجتناب کنند (این کار یکی از نمونههای ماسکینگ یا صورتکزنی است).
ماسکینگ خصوصاً در دختران شایعتر است زیرا فشار اجتماعی بیشتری برای تطبیق با هنجارهای محیط به آنها وارد میشود. همین باعث میشود که دختران کمتر تشخیص دریافت کنند. غیرمسیولانه است که وقتی میخواهیم از ویژگیهای افراد اوتیستیک حرف بزنیم، به مسائل ظاهری بپردازیم بدون آنکه اشاره کنیم بروز برخی از این ویژگیها متاثر از محیط و فشارهای اجتماعی است و برخی از دختران اوتیستیک ممکن است آن ویژگیها را بروز ندهند.
👍2
نقاشی توکا نیستانی تنها به خاطر سکسیسمش و وسط گذاشتن بدن زنان چرک نیست.
برقراری ارتباط بین اندازه مغز و داوری درباره افراد هم تاریخی استعماری-نژادپرستانه دارد، هم دلالتهای تواناپرستانه و معلولهراسانه.
شرح تصاویر: نقاشی زوایا و اندازه صورت و مغز، اثر پطروس کمبر، آناتومیست نژادپرست دانمارکی به تاریخ ۱۷۶۰
برقراری ارتباط بین اندازه مغز و داوری درباره افراد هم تاریخی استعماری-نژادپرستانه دارد، هم دلالتهای تواناپرستانه و معلولهراسانه.
شرح تصاویر: نقاشی زوایا و اندازه صورت و مغز، اثر پطروس کمبر، آناتومیست نژادپرست دانمارکی به تاریخ ۱۷۶۰
👍3
تصاویر چند توییت از امید هاشمی، درباره تعطیلی روزنامه ایران سپید هستند. متن توییت ها در پست بعدی میآید که بتوانید با متن خوان آن را بشنوید.
👍2
متن توییتهای امید هاشمی درباره تعطیل شدن روزنامه ایران سپید
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو کمک حال ما باشید.
عذرخواهی منو به خاطر بلندی #رشتو بپذیرید.میخوام راجع به انحلال یکی از قدیمیترین گنجینههای فرهنگی #نابینایان براتون بگم که در دولت «سریع، فوری، انقلابی» ها رقم خورد. امروز آخرین میخ به تابوت شکسته روزنامه «ایران سپید»، تنها منبع رسمی اطلاعرسانی به نابینایان ایران، کوبیده شد.
این روزنامه، بیش از ربع قرن قدمت داشت و تنها روزنامه در ایران و به روایتی جهان بود که برای #نابینایان و به بریل منتشر میشد و شرکت پست، هر روز به رایگان اونو توزیع میکرد. مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، متولی چاپ این روزنامه بود و در طول سالیان، به هر ضرب و زوری حفظش کرده بود.
با شروع همهگیری ورق برای ایران سپید برگشت و کرونا بهانهای شد تا چاپ کاغذی متوقف بشه. توقف چاپ کاغذی تا مرداد شامل همه نشریات مؤسسه ایران، از جمله ایران سپید میشد اما در مرداد ۹۹ #نابینایان در کمال تعجب دیدند که همه نشریات چاپ کاغذی رو شروع کردند اما خبری از ایران سپید نیست.
پیگیریهای یک سال و چند ماهه #نابینایان نتیجه که نداد هیچ، با تغییر دولت و به تبع اون مدیران مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، مدیرمسؤول ایران سپید درست در روز تولدش (۲۸ آبان ۱۴۰۰) برکنار شد و علیرغم تلاشها، جوانانی که تازه گرد سفره نشسته بودند از انتصاب مدیرمسؤول امتناع کردند.
با یه جستجوی ساده میتونید به انبوهی از مصاحبه و یادداشت دست پیدا کنید که نخبگانی از میان #نابینایان انجام داده یا نوشته بودند و در خبرگزاریها و روزنامهها منتشر شده بود تا شاید بتونند کمی جامعه رو نسبت به قربانی شدن ایران سپید حساس کنند. همه اما بینتیجه.
محمدحسن روزیطلب» جوانی که مدیریت مؤسسه بهش سپرده شده، نه حاضر بود با بزرگانی از #نابینایان دیدار کنه و نه حتی قبول میکرد پای صحبت خبرنگاران این روزنامه که همگی سالهای همکاریشون با مؤسسه دو رقمی بود بنشینه و بیشترین توهینها به این خبرنگاران از سوی خودش و اعوانش انجام شد.
فشارها از طرف #نابینایان ادامه داشت تا جایی که اوایل بهمن، یکی از کارمندان هفتخطِ مؤسسه در گفتگوهای خصوصی با خبرنگاران ایران سپید مدعی شد مدیرمسؤولی این روزنامه به او سپرده شده و مؤسسه قصدی برای انحلال نداره. ادعایی که کمی ایران سپیدیها رو به بقا امیدوار میکرد.
وعده وعید و نمایش در باغ سبز تا همین دیروز همچنان ادامه داشت و مدیران، احتمالاً به خاطر هراس از واکنش جامعه #نابینایان به هیچ وجه حاضر نبودند زیر بار پذیرش انحلال ایران سپید برن اما درست در آخرین روز کاری سال، همه چیز زیر و رو شد و از خبرنگاران خواسته شد فردا برن برای تسویه.
حالا #نابینایان یه رفیق ۲۵ ساله رو از دست دادند و خبرنگارانی که برای ایران سپید کار میکردند، درست در آخرین روز سال شغلشونو.مدیران خوش انصاف و انقلابی هم دقیقاً آخرین روز سال رو برای اعلام این خبر انتخاب کردند که در سکوت خبری تعطیلات نوروز، جایی پیگیر حقوق این خبرنگاران نباشه.
جزئیات ماجرا خیلی بیش از اینها است اما دونستنش کمک خاصی بهمون نمیکنه. مهم اینه که حالا دیگه #نابینایان روزنامه ندارند. ازتون میخوام صدای ما باشید تا جماعتی که تازه خر مراد رو سوار شدند، فکر نکنند به همین سادگی میشه حق طبیعی یه گروه رو پامال کرد، بی اون که آب از آب تکون بخوره.
@omidhashemi
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو کمک حال ما باشید.
عذرخواهی منو به خاطر بلندی #رشتو بپذیرید.میخوام راجع به انحلال یکی از قدیمیترین گنجینههای فرهنگی #نابینایان براتون بگم که در دولت «سریع، فوری، انقلابی» ها رقم خورد. امروز آخرین میخ به تابوت شکسته روزنامه «ایران سپید»، تنها منبع رسمی اطلاعرسانی به نابینایان ایران، کوبیده شد.
این روزنامه، بیش از ربع قرن قدمت داشت و تنها روزنامه در ایران و به روایتی جهان بود که برای #نابینایان و به بریل منتشر میشد و شرکت پست، هر روز به رایگان اونو توزیع میکرد. مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، متولی چاپ این روزنامه بود و در طول سالیان، به هر ضرب و زوری حفظش کرده بود.
با شروع همهگیری ورق برای ایران سپید برگشت و کرونا بهانهای شد تا چاپ کاغذی متوقف بشه. توقف چاپ کاغذی تا مرداد شامل همه نشریات مؤسسه ایران، از جمله ایران سپید میشد اما در مرداد ۹۹ #نابینایان در کمال تعجب دیدند که همه نشریات چاپ کاغذی رو شروع کردند اما خبری از ایران سپید نیست.
پیگیریهای یک سال و چند ماهه #نابینایان نتیجه که نداد هیچ، با تغییر دولت و به تبع اون مدیران مؤسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران، مدیرمسؤول ایران سپید درست در روز تولدش (۲۸ آبان ۱۴۰۰) برکنار شد و علیرغم تلاشها، جوانانی که تازه گرد سفره نشسته بودند از انتصاب مدیرمسؤول امتناع کردند.
با یه جستجوی ساده میتونید به انبوهی از مصاحبه و یادداشت دست پیدا کنید که نخبگانی از میان #نابینایان انجام داده یا نوشته بودند و در خبرگزاریها و روزنامهها منتشر شده بود تا شاید بتونند کمی جامعه رو نسبت به قربانی شدن ایران سپید حساس کنند. همه اما بینتیجه.
محمدحسن روزیطلب» جوانی که مدیریت مؤسسه بهش سپرده شده، نه حاضر بود با بزرگانی از #نابینایان دیدار کنه و نه حتی قبول میکرد پای صحبت خبرنگاران این روزنامه که همگی سالهای همکاریشون با مؤسسه دو رقمی بود بنشینه و بیشترین توهینها به این خبرنگاران از سوی خودش و اعوانش انجام شد.
فشارها از طرف #نابینایان ادامه داشت تا جایی که اوایل بهمن، یکی از کارمندان هفتخطِ مؤسسه در گفتگوهای خصوصی با خبرنگاران ایران سپید مدعی شد مدیرمسؤولی این روزنامه به او سپرده شده و مؤسسه قصدی برای انحلال نداره. ادعایی که کمی ایران سپیدیها رو به بقا امیدوار میکرد.
وعده وعید و نمایش در باغ سبز تا همین دیروز همچنان ادامه داشت و مدیران، احتمالاً به خاطر هراس از واکنش جامعه #نابینایان به هیچ وجه حاضر نبودند زیر بار پذیرش انحلال ایران سپید برن اما درست در آخرین روز کاری سال، همه چیز زیر و رو شد و از خبرنگاران خواسته شد فردا برن برای تسویه.
حالا #نابینایان یه رفیق ۲۵ ساله رو از دست دادند و خبرنگارانی که برای ایران سپید کار میکردند، درست در آخرین روز سال شغلشونو.مدیران خوش انصاف و انقلابی هم دقیقاً آخرین روز سال رو برای اعلام این خبر انتخاب کردند که در سکوت خبری تعطیلات نوروز، جایی پیگیر حقوق این خبرنگاران نباشه.
جزئیات ماجرا خیلی بیش از اینها است اما دونستنش کمک خاصی بهمون نمیکنه. مهم اینه که حالا دیگه #نابینایان روزنامه ندارند. ازتون میخوام صدای ما باشید تا جماعتی که تازه خر مراد رو سوار شدند، فکر نکنند به همین سادگی میشه حق طبیعی یه گروه رو پامال کرد، بی اون که آب از آب تکون بخوره.
@omidhashemi
Twitter
امید هاشمی
به قول اون کلیشه معروف هماکنون نیازمند یاری سبز شمائیم. متأسفانه جوانان انقلابی، شب عید باشکوهی رو برای جامعه #نابینایان رقم زدند. از شدت عصبانیت نمیدونم چطور قضیه رو بازگو کنم. لطفاً اگه راهی به ذهنتون میرسه کمک کنید. اگرم نه، لااقل در دیده شدن این #رشتو…
👍2
باورهای غلط و کلیشهای درباره اوتیسم و افراد اوتیستیک (بخش اول)
متن اسلایدها در پست بعدی برای مخاطبانی که از متنخوان استفاده میکنند قرار داده شده است.
این اسلاید ها بخشی از یک مجموعه ادامهدار هستند.
قسمت دوم را در اینجا ببینید.
قسمت سوم را در اینجا ببینید.
متن اسلایدها در پست بعدی برای مخاطبانی که از متنخوان استفاده میکنند قرار داده شده است.
این اسلاید ها بخشی از یک مجموعه ادامهدار هستند.
قسمت دوم را در اینجا ببینید.
قسمت سوم را در اینجا ببینید.
👍3