Forwarded from مدرسه رهایی
سهشنبه دوم می، #انگلیس
اعتصاب معلمان در #لندن و #برینگتون در اعتراض به خصوصیسازی مدارس و کاهش بودجههای آموزشی
#مقاومت_روزمره
@Blackfishvoice1 🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah
اعتصاب معلمان در #لندن و #برینگتون در اعتراض به خصوصیسازی مدارس و کاهش بودجههای آموزشی
#مقاومت_روزمره
@Blackfishvoice1 🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah
Forwarded from کلکتیو ۹۸
🚩 «به مناسبت رو جهانی کارگر»
کاری مشترک از کمیته قیام گیلان، درفش اصفهان و آفتابکاران تهران
اکنون، در این برهه حساس از تاریخ ایران، که هشت ماه انقلابی را برای «زن، زندگی، آزادی» در نبردی نفسگیر پشت سر گذاشته ایم؛ یک می، روز جهانی کارگر معنای ویژه تری به خود گرفته است. #قیام_ژینا توانست تمام اقشار تحت ستم از جمله زنان، کارگران، مزدبگیران، بازاریان، دانشجویان، دانش آموزان و ... را با خود همراه کند و علی الخصوص جنبش های کارگری را پرشتاب تر به پیش براند؛ اعتصاب کارگران پتروشیمی ها، کارخانجات و صنایع در نقاط مختلف کشور که از همان اولین روزهای قیام در همبستگی با قیام مردمی آغاز شده و الگوی اعتصاب و اعتراض اساتید دانشگاه ها علیه سرکوب معترضان در دانشگاه و خیابان قرار گرفت، به همیاری کادر درمان با مردم، شکل گیری شبکه پیگیری بازداشت شدگان و برگزاری تجمع وکلا منجر شد و زنجیره ای از اعتصاب بی سابقه ی بازاریان و بی ثبات کاران را در استانهای کوردستان، گیلان، سیستان و بلوچستان، تهران، البرز و ... رقم زد. چنان که آبان خونین ادامه داشت، قیام ژینا نیز ادامه دارد؛ در حالیکه هرروزه و در هر گوشه ای از کشور، مردم با کنار گذاشتن و اعتراض به حجاب اجباری، شعارنویسی، درگیری با نیروهای حکومتی و تجمعات موضعی از مبارزه با رژیم جنایتکار اسلامی دست نکشیده اند، کارگران پیمانی نفت، گاز و پتروشیمی بزرگترین اعتصاب تاریخ انرژی ایران را در اعتراض به استثمار بی حد خود به راه انداخته و هر روز تعداد بیشتری از آنان علیه بهره کشی سرمایه داران، دست از کار میکشند. اتحاد تمام فرودستان از جمله زنان، کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و ... علیه تبعیض، خشونت و استثمار با سازماندهی گسترده برای شکل دادن به اعتصابات و اعتراضات سراسری، تنها راه تداوم قیام ژینا برای گذار از جمهوری جنایتکار اسلامی و تحقق آرمان های انقلابی توده های زحمتکش مردمیست.
* سرود «آبان- ای کارگر» اثری از جمعی از هنرمندان مبارز ایران ۱۴۰۲
#روز_جهانی_کارگر
#زن_زندگی_آزادی
#کمیته_قیام_گیلان
#درفش_اصفهان
#آفتابکاران
#گیلان
@c.q.guilan
@collective98
کاری مشترک از کمیته قیام گیلان، درفش اصفهان و آفتابکاران تهران
اکنون، در این برهه حساس از تاریخ ایران، که هشت ماه انقلابی را برای «زن، زندگی، آزادی» در نبردی نفسگیر پشت سر گذاشته ایم؛ یک می، روز جهانی کارگر معنای ویژه تری به خود گرفته است. #قیام_ژینا توانست تمام اقشار تحت ستم از جمله زنان، کارگران، مزدبگیران، بازاریان، دانشجویان، دانش آموزان و ... را با خود همراه کند و علی الخصوص جنبش های کارگری را پرشتاب تر به پیش براند؛ اعتصاب کارگران پتروشیمی ها، کارخانجات و صنایع در نقاط مختلف کشور که از همان اولین روزهای قیام در همبستگی با قیام مردمی آغاز شده و الگوی اعتصاب و اعتراض اساتید دانشگاه ها علیه سرکوب معترضان در دانشگاه و خیابان قرار گرفت، به همیاری کادر درمان با مردم، شکل گیری شبکه پیگیری بازداشت شدگان و برگزاری تجمع وکلا منجر شد و زنجیره ای از اعتصاب بی سابقه ی بازاریان و بی ثبات کاران را در استانهای کوردستان، گیلان، سیستان و بلوچستان، تهران، البرز و ... رقم زد. چنان که آبان خونین ادامه داشت، قیام ژینا نیز ادامه دارد؛ در حالیکه هرروزه و در هر گوشه ای از کشور، مردم با کنار گذاشتن و اعتراض به حجاب اجباری، شعارنویسی، درگیری با نیروهای حکومتی و تجمعات موضعی از مبارزه با رژیم جنایتکار اسلامی دست نکشیده اند، کارگران پیمانی نفت، گاز و پتروشیمی بزرگترین اعتصاب تاریخ انرژی ایران را در اعتراض به استثمار بی حد خود به راه انداخته و هر روز تعداد بیشتری از آنان علیه بهره کشی سرمایه داران، دست از کار میکشند. اتحاد تمام فرودستان از جمله زنان، کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و ... علیه تبعیض، خشونت و استثمار با سازماندهی گسترده برای شکل دادن به اعتصابات و اعتراضات سراسری، تنها راه تداوم قیام ژینا برای گذار از جمهوری جنایتکار اسلامی و تحقق آرمان های انقلابی توده های زحمتکش مردمیست.
* سرود «آبان- ای کارگر» اثری از جمعی از هنرمندان مبارز ایران ۱۴۰۲
#روز_جهانی_کارگر
#زن_زندگی_آزادی
#کمیته_قیام_گیلان
#درفش_اصفهان
#آفتابکاران
#گیلان
@c.q.guilan
@collective98
👍1
این چند روز چند نفر از مخاطبان لفت دادن و یکی پیام داده و از سیاسی کردن کانال ابراز ناراحتی کرده.
پاسخ اینه:
موقعیتی که معلولان درش گرفتارن سیاسیه. لازمهی حل شدنش چیزهای متعددیه که با وجود جمهوری اسلامی هرگز اون لوازم محقق نمیشن.
پاسخ اینه:
موقعیتی که معلولان درش گرفتارن سیاسیه. لازمهی حل شدنش چیزهای متعددیه که با وجود جمهوری اسلامی هرگز اون لوازم محقق نمیشن.
👍11
Forwarded from بيدارزنى
🟣 #بیدارزنی : نقد بیدارزنی بر منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی
بیدارزنی: ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۱، منشور مطالبات حداقلی با امضا ۲۰ تشکل مستقل منتشر شد که حمایت و در عین حال نقدهای زیادی را با خود به همراه داشت. شمار زیادی از نقدهای وارد به منشور از طرف افراد یا نهادهای مستقلی بود که قصد اصلاح و همراهی با آن را داشتند و میتوانستند موجب بهبود آن شوند. نقدهایی که هم به فرایند نوشتن منشور و هم به محتوای آن وارد شد.
▪️ارائه منشور در یک روند غیردموکراتیک
آیا نویسندگان منشور مطالبات حداقلی قائل به تغییر آن هستند؟ چگونه میتوان منشوری جامع نوشت که دربرگیرنده مطالبات شمار بیشتری از افراد جامعه یا جنبشهای اجتماعی باشد؟ برای نوشتن منشوری جامع هر نهاد یا گروه پیشرو باید در ابتدا بتواند مشارکت گروههای دیگر از اقشار و طبقات مختلف را جلب کرده و منشور در روندی دموکراتیک و براساس بحث و گفتگوی جمعی گروهها نوشته شود که متاسفانه این امر در فرآیند نوشتن منشور مطالبات حداقلی میسر نشد. روندی که به انتقاد برخی از گروهها نیز منجر شد. معدودی از تشکلهای امضا کننده، این منشور را تنظیم کرده و برای امضا به دیگران ارائه دادند و در این روند نه فرصت پیشنهادهای اصلاحی و تکمیلی داده شده و نه چنین تقاضایی از جانب ارائهدهندگان صورت گرفت. این نقصان میتواند ارزش و اعتبار مطالبات این منشور را پایین بیاورد چون طبیعتا فعالان جنبشهای مختلف از گروههای فمنیستی-حقوق زنان، حقوق ملیتها/قومیتها، حقوق کودکان، حقوق معلولان، فعالان کارگری و کارگرانی که در اعتصابها شرکت داشتند، خانوادههای دادخواهان، فعالان محیط زیستی، و باقی گروهها از جنبشهای دیگر میتوانند جنبههایی از حقوق مردم را پوشش دهند و انجام این مهم، از عهده یک گروه خارج است.
اگر در شرایط فعلی نوشتن چنین منشوری امکانپذیر نیست، حداقل نویسندگان منشور میتوانستند پس از نوشتار اولیه، آن را نهایی نکنند و با مجموعه نقدهایی که پس از انتشار آن در فضای مجازی دریافت کردند، آن را بازنویسی کرده و منشور جامعتری ارائه دهند. ضمن آنکه همیشه راه را برای نقد و بازبینی باز بگذارند. پیش از این نیز چنین منشورهایی در ایران از دل بحثهای طولانی و گفتگوهای بسیار نوشته شده است؛ هرچند با نواقصی ولی حداقل روندی دموکراتتر را طی کرده است.
اما پس از گذشت بیش از ۲ ماه به مناسبت اول می، روز جهانی کارگر، ۲۰ تشکلی که انتظار میرفت مشارکت تشکلهای دیگر را نیز جلب کرده و تعداد بیشتری از تشکلها را با منشورشان همراه کنند به ۱۵ تشکل کاسته شد و متنی را تحت عنوان قطعنامه تشکلها، با تاکید و اصرار بر همان ۱۲ بند منشور مطالبات حداقلی بدون یک کلمه تغییر امضا کردند. در حقیقت ۱۵ تشکل امضا کننده قطعنامه تشخیص دادند که تمامی نقدهای وارد بر منشور اشتباه بوده و متن منتشر شده در تاریخ ۲۶ بهمن منشوری است برای همه مردم جامعه و نقدها و نظرات دیگران نیز چیزی از اعتبار آن کم نخواهد کرد. این دقیقا برخلاف وعدهای بود که هنگام انتشار منشور مبنی بر مشارکت برای تکمیل و بازنویسی آن عنوان شده بود....
⚪️ ما در بیدارزنی با وجود تمام حاشیههای پس از انتشار منشور، خود را در نقطهای میبینیم که نقدهایمان را بر ۱۲ بند منشور بنویسیم و مانند رفقای منتقد دیگر تاکید کنیم که اگرچه ما در قطعنامه مشترک با ۱۵ تشکل همراه نبودیم اما برای انجام هر اقدام دیگری در این زمینه -که به شیوهای مشارکتی و دموکراتیک و دربرگیرندهی حقوق و خواستههای گروههای مردمی بیشتری باشد- در کنارگروههای مستقل در ایران ایستادهایم.
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/45232
#منشور_مطالبات
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
بیدارزنی: ۲۶ بهمن ماه ۱۴۰۱، منشور مطالبات حداقلی با امضا ۲۰ تشکل مستقل منتشر شد که حمایت و در عین حال نقدهای زیادی را با خود به همراه داشت. شمار زیادی از نقدهای وارد به منشور از طرف افراد یا نهادهای مستقلی بود که قصد اصلاح و همراهی با آن را داشتند و میتوانستند موجب بهبود آن شوند. نقدهایی که هم به فرایند نوشتن منشور و هم به محتوای آن وارد شد.
▪️ارائه منشور در یک روند غیردموکراتیک
آیا نویسندگان منشور مطالبات حداقلی قائل به تغییر آن هستند؟ چگونه میتوان منشوری جامع نوشت که دربرگیرنده مطالبات شمار بیشتری از افراد جامعه یا جنبشهای اجتماعی باشد؟ برای نوشتن منشوری جامع هر نهاد یا گروه پیشرو باید در ابتدا بتواند مشارکت گروههای دیگر از اقشار و طبقات مختلف را جلب کرده و منشور در روندی دموکراتیک و براساس بحث و گفتگوی جمعی گروهها نوشته شود که متاسفانه این امر در فرآیند نوشتن منشور مطالبات حداقلی میسر نشد. روندی که به انتقاد برخی از گروهها نیز منجر شد. معدودی از تشکلهای امضا کننده، این منشور را تنظیم کرده و برای امضا به دیگران ارائه دادند و در این روند نه فرصت پیشنهادهای اصلاحی و تکمیلی داده شده و نه چنین تقاضایی از جانب ارائهدهندگان صورت گرفت. این نقصان میتواند ارزش و اعتبار مطالبات این منشور را پایین بیاورد چون طبیعتا فعالان جنبشهای مختلف از گروههای فمنیستی-حقوق زنان، حقوق ملیتها/قومیتها، حقوق کودکان، حقوق معلولان، فعالان کارگری و کارگرانی که در اعتصابها شرکت داشتند، خانوادههای دادخواهان، فعالان محیط زیستی، و باقی گروهها از جنبشهای دیگر میتوانند جنبههایی از حقوق مردم را پوشش دهند و انجام این مهم، از عهده یک گروه خارج است.
اگر در شرایط فعلی نوشتن چنین منشوری امکانپذیر نیست، حداقل نویسندگان منشور میتوانستند پس از نوشتار اولیه، آن را نهایی نکنند و با مجموعه نقدهایی که پس از انتشار آن در فضای مجازی دریافت کردند، آن را بازنویسی کرده و منشور جامعتری ارائه دهند. ضمن آنکه همیشه راه را برای نقد و بازبینی باز بگذارند. پیش از این نیز چنین منشورهایی در ایران از دل بحثهای طولانی و گفتگوهای بسیار نوشته شده است؛ هرچند با نواقصی ولی حداقل روندی دموکراتتر را طی کرده است.
اما پس از گذشت بیش از ۲ ماه به مناسبت اول می، روز جهانی کارگر، ۲۰ تشکلی که انتظار میرفت مشارکت تشکلهای دیگر را نیز جلب کرده و تعداد بیشتری از تشکلها را با منشورشان همراه کنند به ۱۵ تشکل کاسته شد و متنی را تحت عنوان قطعنامه تشکلها، با تاکید و اصرار بر همان ۱۲ بند منشور مطالبات حداقلی بدون یک کلمه تغییر امضا کردند. در حقیقت ۱۵ تشکل امضا کننده قطعنامه تشخیص دادند که تمامی نقدهای وارد بر منشور اشتباه بوده و متن منتشر شده در تاریخ ۲۶ بهمن منشوری است برای همه مردم جامعه و نقدها و نظرات دیگران نیز چیزی از اعتبار آن کم نخواهد کرد. این دقیقا برخلاف وعدهای بود که هنگام انتشار منشور مبنی بر مشارکت برای تکمیل و بازنویسی آن عنوان شده بود....
⚪️ ما در بیدارزنی با وجود تمام حاشیههای پس از انتشار منشور، خود را در نقطهای میبینیم که نقدهایمان را بر ۱۲ بند منشور بنویسیم و مانند رفقای منتقد دیگر تاکید کنیم که اگرچه ما در قطعنامه مشترک با ۱۵ تشکل همراه نبودیم اما برای انجام هر اقدام دیگری در این زمینه -که به شیوهای مشارکتی و دموکراتیک و دربرگیرندهی حقوق و خواستههای گروههای مردمی بیشتری باشد- در کنارگروههای مستقل در ایران ایستادهایم.
ادامهی متن را در وبسایت #بیدارزنی بخوانید:
https://bidarzani.com/45232
#منشور_مطالبات
#ژن_ژیان_ئازادی
@bidarzani
بیدارزنی
نقد بیدارزنی بر منشور مطالبات حداقلی بیست تشکل صنفی - بیدارزنی
در این متن گروه بیدارزنی به نقد منشور مطالبات حداقلی از لحاظ فرایند نوشتن و انتشار منشور و محتوای آن پرداخته است.
👍3
Forwarded from کلکتیو ۹۸
دوزخیان روی زمین از فرزاد کمانگر.pdf
1.5 MB
🚩 دوزخیان روی زمین
نوشته ی منتشر نشده ای از #فرزاد_کمانگر، معلم زندانی
متن زیر به تازگی و برای اولین بار در ۱۳همین سالگرد #اعدام فرزاد کمانگر درباره #زندان_رجایی_شهر منتشر شده است.
@collective98
نوشته ی منتشر نشده ای از #فرزاد_کمانگر، معلم زندانی
متن زیر به تازگی و برای اولین بار در ۱۳همین سالگرد #اعدام فرزاد کمانگر درباره #زندان_رجایی_شهر منتشر شده است.
@collective98
👍4
Forwarded from مدرسه رهایی
🥀گفت: «اوپانیشادها» را خواندهای؟
گفتم: آری.
گفت: ديگر چی؟
گفتم: چشمهای زنی را خواندهام که جسد پسرش را در سپیدهدم تحویل میگرفت.
شاعر: رضا براهنی
🔴جمهوری اعدامی صبح امروز سه نفر دیگر از ما را کشت.جمهوری اعدامی اسلامی امروز صبح پس از مارش کشتار(اذان صبحش) ؛ صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی را اعدام کرد.
🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah
گفتم: آری.
گفت: ديگر چی؟
گفتم: چشمهای زنی را خواندهام که جسد پسرش را در سپیدهدم تحویل میگرفت.
شاعر: رضا براهنی
🔴جمهوری اعدامی صبح امروز سه نفر دیگر از ما را کشت.جمهوری اعدامی اسلامی امروز صبح پس از مارش کشتار(اذان صبحش) ؛ صالح میرهاشمی، سعید یعقوبی و مجید کاظمی را اعدام کرد.
🔻🔻🔻
🆔 @edalatxah
Forwarded from کمپین معلولان
🔴سوء استفاده از گروه هدف بهزیستی در موسسات خیریه به نام «کارآفرینی»
❓اساسا آیا ورود موسسات خیریه به حوزه کارآفرینی درست است و می توان این را در میان ماموریت های آنان دسته بندی کرد؟ آیا یک موسسه نیکوکاری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعال است می تواند همچنان از کمک های مردمی بهره ببرد؟ کمک های مالی خیرین به این موسسات خیریه چگونه هزینه می شود و آیا این با کارآفرینی مغایرت ندارد؟ میزان سود حاصل از کارآفرینی اجتماعی چگونه و با چه مکانیزمی میان فرد شاغل و موسسه هزینه می شود؟ آیا مدیران این نوع از موسسات به بهانه ایجاد اشتغال درست است درصدی از سود کسب و کار مذکور را به نام درصدی از اشتغالزایی برای خود بردارند؟ و سئوال های از این دست که در صورت بی پاسخ ماندن امر مهمی چون کارآفرینی اجتماعی را در ورطه نابودی، خطر و ابهام قرار می دهد. ابهامی که "عدم شفافیت مالی" اولین پیامد آن است.
🔗گزارش کامل
https://asretashakol.ir/News.aspx?Code=12204
⚖️@dscampaign | کمپین معلولان
❓اساسا آیا ورود موسسات خیریه به حوزه کارآفرینی درست است و می توان این را در میان ماموریت های آنان دسته بندی کرد؟ آیا یک موسسه نیکوکاری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعال است می تواند همچنان از کمک های مردمی بهره ببرد؟ کمک های مالی خیرین به این موسسات خیریه چگونه هزینه می شود و آیا این با کارآفرینی مغایرت ندارد؟ میزان سود حاصل از کارآفرینی اجتماعی چگونه و با چه مکانیزمی میان فرد شاغل و موسسه هزینه می شود؟ آیا مدیران این نوع از موسسات به بهانه ایجاد اشتغال درست است درصدی از سود کسب و کار مذکور را به نام درصدی از اشتغالزایی برای خود بردارند؟ و سئوال های از این دست که در صورت بی پاسخ ماندن امر مهمی چون کارآفرینی اجتماعی را در ورطه نابودی، خطر و ابهام قرار می دهد. ابهامی که "عدم شفافیت مالی" اولین پیامد آن است.
🔗گزارش کامل
https://asretashakol.ir/News.aspx?Code=12204
⚖️@dscampaign | کمپین معلولان
کمپین معلولان
🔴سوء استفاده از گروه هدف بهزیستی در موسسات خیریه به نام «کارآفرینی» ❓اساسا آیا ورود موسسات خیریه به حوزه کارآفرینی درست است و می توان این را در میان ماموریت های آنان دسته بندی کرد؟ آیا یک موسسه نیکوکاری که در حوزه کارآفرینی اجتماعی فعال است می تواند همچنان…
به این تصویر بنگرید، و به شرایط کاری این زنان و مردان معلول: حقوقی کمتر از حداقل حقوق و معمولاً بدون بیمه و قرارداد و حداقل مزایا. حالا نه این که حداقل حقوق و مزایا کافی باشد و میدانیم حداقل حقوق تعیین شده قانونی هم کفاف زندگی را نمیدهد.
این زندگی معلولان زیر یوغ خیریهها و در سایه نظام جنایتکار ولایت فقیه است.
این زندگی معلولان زیر یوغ خیریهها و در سایه نظام جنایتکار ولایت فقیه است.
👍3
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 #بیدارزنی: بیانیهی جمعی از فعالان حقوق زنان علیه قتلهای ناموسی
هشتماه از شروع قیام ژینا، قیام زن، زندگی، آزادی میگذرد و در این مدت، شاهد موارد بسیاری از زنکشی در شهرهای مختلف ایران بودهایم. بسیاری از آنان تحت عناوینی ارتجاعی همچون ناموس و غیرت به قتل رسیدهاند.
در حالیکه در این مدت، مردم برای آزادی و برابری و مبارزه با تمامی قوانین واپسگرای مذهبی و استثمارگرانه، خیابانها را تسخیر کردند و زنان، بهعنوان پیشروان این جنبش در همه زمینهها خاصه مخالفت با حجاب اجباری، همچنان ایستادگی میکنند، زنان زیادی کشته میشوند.
علاوه بر زنانی که به بهانههایی چون دفاع از ناموس و غیرت توسط مردان خانواده کشته میشوند، در سالهای اخیر هم مواردی از کشته شدن افرادی از جامعه اقلیتهای جنسی (LGBT*I*Q+) بخصوص افراد ترنس گزارش شده است.
با تسلط فرهنگی عام مبنی بر اهمیت غیرت محوری و ناموسپرستی در سطوح مختلف جامعه و همچنین در غیاب قوانین بازدارنده زنکشی٬ بسیاری از خانوادهها دست خود را در اعمال چنین جرایمی باز میبینند و به خوبی آگاهند که مجازاتی سنگین (مقصود، رویهی ضد انسانی اعدام نیست)، در انتظارشان نخواهد بود.
سه سال پیش، قتل رومینا اشرفی توسط پدرش همهی ما را شوکه کرد، درحالیکه ما هنوز عزادار بیشمار افرادِ قربانی خشونت جنسیتی و آپارتایدِ جنسیِ عظیم در جامعهی پیش از آن بودیم.
قتلهای ناموسی و زنکشی، بعد از قتل رومینا همچنان ادامه دارند؛ فاطمه برهی در آبادان و فقط یک ماه پس از رومینا؛ کتایون امینیان، کمتر از دو سال بعد در سنندج؛ مونا حیدری در اهواز؛ و قتل علیرضا منفرد جوان همجنسگرا در اهواز...این جانهای از دسترفته، قربانی همین ساختار مردسالار و قوانین ناکارآمد شدند و این داستان همچنان ادامه دارد.
طی این سالها، با وجود فریاد و اعتراضهای مکررِ فعالان حقوق زنان، بهخصوص اعتراضات فعالان کردستان، و تلاش های فعالان +LGBTQ، حاکمیت ذرهای از مواضع خود عقب ننشسته و با تأیید و توجیه این قتلها از منظر ناموس، آبرو و مذهب، و با اعمال همان قانون، دست در دست قاتلان، به تولید و بازتولید چنین جنایاتی دامن زده است. همچنین حکومت چند سال قبل با عدم برخورد با اسیدپاشیهای اصفهان و دیگر اقدامات افراد موسوم به خودسر (که در واقع بازوهای غیررسمی ارتجاعاند)، حمایت خود را از حذف و آزار زنان و افرادی از جامعه رنگینکمانی به بهانه غیرت نشان داده است.
▪️ما معتقدیم که زنکشی و قتلهای ناموسی نه خشونت فردی و نه پدیدهای فرهنگی، بلکه خشونتی سیستماتیک و مسئلهای سیاسی است؛ و در گرهگاه مردسالاری و سنت، بخش درهمتنیدهای از نظام سرمایهداریست.
همان خشونتی که روزمره از خانه و مدرسه تا خیابان و جامعه، بهصورت برنامهریزی شده و سیستماتیک، دامنگیر بخش عظیمی از جامعه زنان و دیگر گروههای به حاشیهراندهشده میشود. پس مبارزه با این مهم بر عهدهی همهی انسانهایی است که با قتل، کشتار، بیعدالتی و تبعیض مخالفاند.
🔵 ما فعالان زنان، همپا با مخالفت با رویهی ارتجاعی اعدام (این قتل عمد حکومتی و توحش سیستماتیک دولتی)، خواهان برچیده شدن این رویه و از سویی وضع قوانین برابر و بازدارنده هستیم. قوانینی لازمالاجرا و بر پایهی عدالت و همچنین جرمانگاری هر نوع خشونت جنسیتی تا بدینوسیله، زنکشی و اقسام خشونت جنسیتی، ملغی شود.
ما معتقدیم که هر حکومتی میبایست در آینده، با تصویب قوانین و سیاستهای حمایتی جامع و تأسیس خانههای امن و ایجاد امکانات حمایتی از قبیل مشاورهی رایگان و آموزش عمومی مردم بهمنظور حمایت از همه گروههای در خطرِ خشونت جنسیتی و همچنین تصویب قوانین بازدارنده، برای پیشگیری از وقوع چنین قتلهایی اقدام کند.
▪️امروز، ما بر مزار رومینا، با ادای احترام به وی و تمامی قربانیان قتلهای ناموسی در سراسر دنیا، پیمان میبندیم تا در مقابل هرگونه قتل و جنایت و بیعدالتی و هرگونه تبعیض و آپارتایدی ایستادگی کنیم و تا رسیدن به جامعهای عاری از ظلم و نابرابری از پای ننشینیم.
مسلماً تا زمانی که تضاد کار و سرمایه، چرخهی تولید نابرابری و تبعیض و اصل ناگسستنی سرمایه برپا باشد، وقوع چنین تراژدی و جنایاتی اجتنابناپذیر و دور از ذهن نیست، پس، میبایست برای ریشهکن کردن چنین جنایاتِ سازمانیافتهای تمام توان خود را برای مبارزه با این ساختار ضدانسانی بهکار بگیریم و با آگاهی خود و دیگران علیه هر نوع ستمی بایستیم و برای برپایی دنیایی بهتر و جهانی عاری از خشونت، از تمامی ابزارهای خود برای سازماندهی همه ستمدیدگان و محذوفان بهره بگیریم.
و این اصل و قاعدهی انکارناشدنی را، که رهاییِ جامعه در گرو رهاییِ زنان و همه گروههای به حاشیهراندهشده دیگر است، سرلوحهی کار خود قرار دهیم.
🔵 گروه بیدارزنی
جمعی از فعالین زنان گیلان (ارغوانها)
جمعی از فعالین زنان مریوان
@bidarzani
هشتماه از شروع قیام ژینا، قیام زن، زندگی، آزادی میگذرد و در این مدت، شاهد موارد بسیاری از زنکشی در شهرهای مختلف ایران بودهایم. بسیاری از آنان تحت عناوینی ارتجاعی همچون ناموس و غیرت به قتل رسیدهاند.
در حالیکه در این مدت، مردم برای آزادی و برابری و مبارزه با تمامی قوانین واپسگرای مذهبی و استثمارگرانه، خیابانها را تسخیر کردند و زنان، بهعنوان پیشروان این جنبش در همه زمینهها خاصه مخالفت با حجاب اجباری، همچنان ایستادگی میکنند، زنان زیادی کشته میشوند.
علاوه بر زنانی که به بهانههایی چون دفاع از ناموس و غیرت توسط مردان خانواده کشته میشوند، در سالهای اخیر هم مواردی از کشته شدن افرادی از جامعه اقلیتهای جنسی (LGBT*I*Q+) بخصوص افراد ترنس گزارش شده است.
با تسلط فرهنگی عام مبنی بر اهمیت غیرت محوری و ناموسپرستی در سطوح مختلف جامعه و همچنین در غیاب قوانین بازدارنده زنکشی٬ بسیاری از خانوادهها دست خود را در اعمال چنین جرایمی باز میبینند و به خوبی آگاهند که مجازاتی سنگین (مقصود، رویهی ضد انسانی اعدام نیست)، در انتظارشان نخواهد بود.
سه سال پیش، قتل رومینا اشرفی توسط پدرش همهی ما را شوکه کرد، درحالیکه ما هنوز عزادار بیشمار افرادِ قربانی خشونت جنسیتی و آپارتایدِ جنسیِ عظیم در جامعهی پیش از آن بودیم.
قتلهای ناموسی و زنکشی، بعد از قتل رومینا همچنان ادامه دارند؛ فاطمه برهی در آبادان و فقط یک ماه پس از رومینا؛ کتایون امینیان، کمتر از دو سال بعد در سنندج؛ مونا حیدری در اهواز؛ و قتل علیرضا منفرد جوان همجنسگرا در اهواز...این جانهای از دسترفته، قربانی همین ساختار مردسالار و قوانین ناکارآمد شدند و این داستان همچنان ادامه دارد.
طی این سالها، با وجود فریاد و اعتراضهای مکررِ فعالان حقوق زنان، بهخصوص اعتراضات فعالان کردستان، و تلاش های فعالان +LGBTQ، حاکمیت ذرهای از مواضع خود عقب ننشسته و با تأیید و توجیه این قتلها از منظر ناموس، آبرو و مذهب، و با اعمال همان قانون، دست در دست قاتلان، به تولید و بازتولید چنین جنایاتی دامن زده است. همچنین حکومت چند سال قبل با عدم برخورد با اسیدپاشیهای اصفهان و دیگر اقدامات افراد موسوم به خودسر (که در واقع بازوهای غیررسمی ارتجاعاند)، حمایت خود را از حذف و آزار زنان و افرادی از جامعه رنگینکمانی به بهانه غیرت نشان داده است.
▪️ما معتقدیم که زنکشی و قتلهای ناموسی نه خشونت فردی و نه پدیدهای فرهنگی، بلکه خشونتی سیستماتیک و مسئلهای سیاسی است؛ و در گرهگاه مردسالاری و سنت، بخش درهمتنیدهای از نظام سرمایهداریست.
همان خشونتی که روزمره از خانه و مدرسه تا خیابان و جامعه، بهصورت برنامهریزی شده و سیستماتیک، دامنگیر بخش عظیمی از جامعه زنان و دیگر گروههای به حاشیهراندهشده میشود. پس مبارزه با این مهم بر عهدهی همهی انسانهایی است که با قتل، کشتار، بیعدالتی و تبعیض مخالفاند.
🔵 ما فعالان زنان، همپا با مخالفت با رویهی ارتجاعی اعدام (این قتل عمد حکومتی و توحش سیستماتیک دولتی)، خواهان برچیده شدن این رویه و از سویی وضع قوانین برابر و بازدارنده هستیم. قوانینی لازمالاجرا و بر پایهی عدالت و همچنین جرمانگاری هر نوع خشونت جنسیتی تا بدینوسیله، زنکشی و اقسام خشونت جنسیتی، ملغی شود.
ما معتقدیم که هر حکومتی میبایست در آینده، با تصویب قوانین و سیاستهای حمایتی جامع و تأسیس خانههای امن و ایجاد امکانات حمایتی از قبیل مشاورهی رایگان و آموزش عمومی مردم بهمنظور حمایت از همه گروههای در خطرِ خشونت جنسیتی و همچنین تصویب قوانین بازدارنده، برای پیشگیری از وقوع چنین قتلهایی اقدام کند.
▪️امروز، ما بر مزار رومینا، با ادای احترام به وی و تمامی قربانیان قتلهای ناموسی در سراسر دنیا، پیمان میبندیم تا در مقابل هرگونه قتل و جنایت و بیعدالتی و هرگونه تبعیض و آپارتایدی ایستادگی کنیم و تا رسیدن به جامعهای عاری از ظلم و نابرابری از پای ننشینیم.
مسلماً تا زمانی که تضاد کار و سرمایه، چرخهی تولید نابرابری و تبعیض و اصل ناگسستنی سرمایه برپا باشد، وقوع چنین تراژدی و جنایاتی اجتنابناپذیر و دور از ذهن نیست، پس، میبایست برای ریشهکن کردن چنین جنایاتِ سازمانیافتهای تمام توان خود را برای مبارزه با این ساختار ضدانسانی بهکار بگیریم و با آگاهی خود و دیگران علیه هر نوع ستمی بایستیم و برای برپایی دنیایی بهتر و جهانی عاری از خشونت، از تمامی ابزارهای خود برای سازماندهی همه ستمدیدگان و محذوفان بهره بگیریم.
و این اصل و قاعدهی انکارناشدنی را، که رهاییِ جامعه در گرو رهاییِ زنان و همه گروههای به حاشیهراندهشده دیگر است، سرلوحهی کار خود قرار دهیم.
🔵 گروه بیدارزنی
جمعی از فعالین زنان گیلان (ارغوانها)
جمعی از فعالین زنان مریوان
@bidarzani
👍1
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Photo
۴۰ سال پیش در چنین روزی ضدانقلاب حاکم ۵۹ تن معترضان #مهاباد از جمله چند کودک را به جوخههای اعدام سپرد. این اعدامها تنها برای ایحاد رعب و وحشت در کردستان توسط کسانی انجام شد که سالها بعد با ردای اصلاحطلبی هوش از سرِ میلیونها نفر ربودند.
#حمیدرضا_جلایی_پور، #محمد_ابراهیم_سنجقی، #ناطق_نوری، #حسین_شیخ_عطار، #غلامرضا_حسنی، #سیدحسین_موسوی_تبریزی و #صیاد_شیرازی از جمله کسانی بودند که در این قتلعام ایفای نقش کردند.
تحقیقات و پیگیریها در این باره نشان میدهند که تمامی این جوانان و نوجوانان باصورت اتفاقی از سطح خیابانهای مهاباد ربوده و بدون هرگونه دادگاهی اعدام شدند.
پیکرهای آنها در گورستانی در تبریز بهصورت دستهجمعی، به خاک سپرده شده است.
اسامی شهدا:
حسن جهانیان
علی بانهیان
محمد علیالی
محمد امین صفا
همایون نیلوفری
محمود ریزیی
محمد حسینی
عباس حسینپور
کاظم خاتونی
علی مزنه
عبدالله تحریان
رحمان رحیمی
علی گلپرست
مصطفی عسمتی
خالق بارزانی
یوسف ایازی
کمال چاوشینی
حسن رحمانیان
خالد رحیم آذر
خالد صفایی
سید ابراهیم احمدی
محمد مسعودی
محمد ابوبکری
وفا الیاسی
منصور جناح
محمد امین احمدی
محمد سلیمی
فریدون شنگه
علی بازیان
خضرر رنگین
ابوبکر شکری
انشاالله نادری
هژار کریمی
کمال کریمی
کریم رحیمیان
یوسف حبیب پناه
محمد فارق بازیار
ابراهیم امینی
صالح مام ابراهیمی
شکری نادری
مصطفی فقری
علی غواره
علی صلاحی
ملا حسن لاجوردی
سلیمان حسن زاده
یوسف حسن زاده
کریم کاوه
سید محمود سید محمودی
حامد محمود کندو
حسین کلهری
عباس یوسفی
سیامک سقزی
علی آباده
کمران ظاهر حهجازی
صالح فرهودی
مقصود محمودی
احمد کهروبی
رحمان خضرپور
#جمهوری_اعدام
#جمهوری_کشتار
#علیه_فراموشی #دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
#حمیدرضا_جلایی_پور، #محمد_ابراهیم_سنجقی، #ناطق_نوری، #حسین_شیخ_عطار، #غلامرضا_حسنی، #سیدحسین_موسوی_تبریزی و #صیاد_شیرازی از جمله کسانی بودند که در این قتلعام ایفای نقش کردند.
تحقیقات و پیگیریها در این باره نشان میدهند که تمامی این جوانان و نوجوانان باصورت اتفاقی از سطح خیابانهای مهاباد ربوده و بدون هرگونه دادگاهی اعدام شدند.
پیکرهای آنها در گورستانی در تبریز بهصورت دستهجمعی، به خاک سپرده شده است.
اسامی شهدا:
حسن جهانیان
علی بانهیان
محمد علیالی
محمد امین صفا
همایون نیلوفری
محمود ریزیی
محمد حسینی
عباس حسینپور
کاظم خاتونی
علی مزنه
عبدالله تحریان
رحمان رحیمی
علی گلپرست
مصطفی عسمتی
خالق بارزانی
یوسف ایازی
کمال چاوشینی
حسن رحمانیان
خالد رحیم آذر
خالد صفایی
سید ابراهیم احمدی
محمد مسعودی
محمد ابوبکری
وفا الیاسی
منصور جناح
محمد امین احمدی
محمد سلیمی
فریدون شنگه
علی بازیان
خضرر رنگین
ابوبکر شکری
انشاالله نادری
هژار کریمی
کمال کریمی
کریم رحیمیان
یوسف حبیب پناه
محمد فارق بازیار
ابراهیم امینی
صالح مام ابراهیمی
شکری نادری
مصطفی فقری
علی غواره
علی صلاحی
ملا حسن لاجوردی
سلیمان حسن زاده
یوسف حسن زاده
کریم کاوه
سید محمود سید محمودی
حامد محمود کندو
حسین کلهری
عباس یوسفی
سیامک سقزی
علی آباده
کمران ظاهر حهجازی
صالح فرهودی
مقصود محمودی
احمد کهروبی
رحمان خضرپور
#جمهوری_اعدام
#جمهوری_کشتار
#علیه_فراموشی #دادخواهی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
@Blackfishvoice1
Forwarded from سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
به بهانهی سالروز اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
📌داود رضوی
۱۴ خرداد ۱۳۸۴ اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزار شد.
از دقایق اولیه بامداد ۱۳خرداد نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده، تمامی کوچههای اطراف محل سندیکا واقع در میدان حسن آباد تهران را مسدود و اقدام به دستگیری چند تن از اعضای حاضر در سندیکا کرده بودند.
آنها همچنین هرگونه تردد در محدودهی دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد را نیز تحت کنترل خود در آورده بودند تا بتوانند از برگزاری اولین مجمع و انتخابات آزاد سندیکا جلوگیری کنند.
البته نزدیک به یک ماه پیش از برگزاری مجمع در روز ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۸۴، عوامل شورای اسلامی کار شرکت واحد به همراه تعدادی از اعضای اصلی خانه کارگر با حمایت و پشتیبانی عوامل امنیتی و نیروهای انتظامی و همچنین به کارگیری گروهی از چماقداران به محل سندیکا حملهور شدند و درب ورودی و وسایل موجود در دفتر سندیکا را شکستند و در ادامه، اعضای داخل دفتر سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا شاید بتوانند از شکل گیری مجدد سندیکا جلوگیری به عمل آورند.
اما این اقدامات سرکوبگرانه تنها سبب شد تا سندیکای کارگران شرکت واحد، مجمع و انتخابات آزاد خود را زودتر از موعد و در روز ۱۳ خردادماه ۱۳۸۴ برگزار کند.
ایستادگی و مقاومت رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در آن روز در میدان حسنآباد تهران در زمین واقعی و تنها با اتکا به قدرت حضور و آگاهی کارگران باعث عقبنشینی عوامل امنیتی گردید تا آنجا که وادار شدند انتخابات را به رسمیت بشناسند و هم چنین کارگران بازداشتی شرکت واحد را در همان ساعت آزاد کنند.
این انتخابات تا ساعت ۳ بامداد روز ۱۴ خرداد ادامه داشت تا آنکه تعدادی از عوامل امنیتی که شاهد حضور پرشور کارگران برای رای دادن در ساعات اولیه ۱۴ خرداد بودند با تهدید به جمعآوری صندوقهای رای باعث شدند تا هیئت موسس از ادامه انتخابات خودداری کند، و اعضای برگزار کننده برای حفظ صندوقهای رای از کارگرانی که اصرار به ادامه رایگیری داشتند، درخواست کردند که محل رایگیری را ترک کنند.
از همان ساعات پایان انتخابات شمارش آرا شروع شد و اعضای هیئت مدیره و علیالبدل بر اساس رای کارگران تعیین گردید.
مبارزات خستگیناپذیر، مستقل و مستمر سندیکای کارگران شرکت واحد دستاوردهای بیشماری در پی داشته است: از جمله افزایش دستمزد کارگران، پیگیری مستمر حق مسکن و حق ناهار و تهیه لباس کامل برای رانندگان و پرداخت روزانهی کیک و شیر و غیره. ذکر این نکته اهمبت دارد که این دستاوردها در افزایش حقوق و ... برای ۱۶۰۰۰ پرسنل شرکت واحد صورت گرفت.
باید اذعان نمود که نمیتوان تاثیر مبارزات و دستاوردهای سندیکای کارگران شرکت واحد را بر طبقه کارگر کشور نادیده گرفت. چنانچه که تعدادی از کارگران هفتتپه نیز با همیاری سندیکای واحد و در کنار دیگر اشکال تشکل یابی کارگری اقدام به تشکیل سندیکا کردند. در واقع احیای این دو سندیکا خون تازهای را در رگهای طبقه کارگر ایران در آن سالها به جریان انداخت.
با گذشت سالها فراز و نشیب، همچنان فشارها بر اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ادامه دارد و از همان ابتدای تشکیل این سندیکا تا به امروز، اعضا مورد تهدید و احضار و اخراج از کار و زندان و آزار و اذیت توسط عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. به طوری که، تا به امروز دهها تن از اعضای این سندیکا در طی ۱۸ سال گذشته بارها احضار، اخراج، بازداشت و به زندانهای طویلالمدت محکوم شدهاند و دائما تحت تعقیب عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. رضا شهابی و حسن سعیدی دوعضو این سندیکا بیش از یک سال است که با اتهامات واهی دوران محکومیت ۶ سالهی خود را می گذرانند، و در همین حال شخصا حدود ۸ ماه است که بلاتکلیف در زندان و در بازداشت موقت به سر می برم و منتظر صدور حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب می باشم.
سیزدهم خرداد ۱۳۸۴ یاد آوری مهمی در تاریخ کارگری چهل سال گذشته است. عوامل امنیتی به وضوح نشان دادهاند که هرگز تحمل پذیرفتن تشکلهای مستقل و آزاد را نداشتهاند. کما اینکه سناریوسازی برای کارگران و معلمان مستقل در سال ۱۴۰۱ با اتهام واهی ارتباط با اتباع بیگانه، تاییدی بر این مدعا است.
اما کارگران شرکت واحد و هفت تپه، معلمان و دیگر کارگران مبارز و حقطلب با ایستادگی و مقاومت و همبستگی نشان داده اند که نه تنها میشود با اتحاد و آگاهی در مقابل فشارها ایستادگی کرد، بلکه کارگران با سازماندهی تشکیلات مستقل خود میتوانند دست آوردهای بیشماری را بدست آورده و برای شرایط بهتر مبارزه کنند.
داود رضوی
زندان اوین اندرزگاه ۶
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
تماس با کانال تلگرامی سندیکای کارگران شرکت واحد:
@Vahed_Syndica
📌داود رضوی
۱۴ خرداد ۱۳۸۴ اولین مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برگزار شد.
از دقایق اولیه بامداد ۱۳خرداد نیروهای انتظامی و امنیتی با حضور گسترده، تمامی کوچههای اطراف محل سندیکا واقع در میدان حسن آباد تهران را مسدود و اقدام به دستگیری چند تن از اعضای حاضر در سندیکا کرده بودند.
آنها همچنین هرگونه تردد در محدودهی دفتر سندیکای کارگران شرکت واحد را نیز تحت کنترل خود در آورده بودند تا بتوانند از برگزاری اولین مجمع و انتخابات آزاد سندیکا جلوگیری کنند.
البته نزدیک به یک ماه پیش از برگزاری مجمع در روز ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۸۴، عوامل شورای اسلامی کار شرکت واحد به همراه تعدادی از اعضای اصلی خانه کارگر با حمایت و پشتیبانی عوامل امنیتی و نیروهای انتظامی و همچنین به کارگیری گروهی از چماقداران به محل سندیکا حملهور شدند و درب ورودی و وسایل موجود در دفتر سندیکا را شکستند و در ادامه، اعضای داخل دفتر سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا شاید بتوانند از شکل گیری مجدد سندیکا جلوگیری به عمل آورند.
اما این اقدامات سرکوبگرانه تنها سبب شد تا سندیکای کارگران شرکت واحد، مجمع و انتخابات آزاد خود را زودتر از موعد و در روز ۱۳ خردادماه ۱۳۸۴ برگزار کند.
ایستادگی و مقاومت رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در آن روز در میدان حسنآباد تهران در زمین واقعی و تنها با اتکا به قدرت حضور و آگاهی کارگران باعث عقبنشینی عوامل امنیتی گردید تا آنجا که وادار شدند انتخابات را به رسمیت بشناسند و هم چنین کارگران بازداشتی شرکت واحد را در همان ساعت آزاد کنند.
این انتخابات تا ساعت ۳ بامداد روز ۱۴ خرداد ادامه داشت تا آنکه تعدادی از عوامل امنیتی که شاهد حضور پرشور کارگران برای رای دادن در ساعات اولیه ۱۴ خرداد بودند با تهدید به جمعآوری صندوقهای رای باعث شدند تا هیئت موسس از ادامه انتخابات خودداری کند، و اعضای برگزار کننده برای حفظ صندوقهای رای از کارگرانی که اصرار به ادامه رایگیری داشتند، درخواست کردند که محل رایگیری را ترک کنند.
از همان ساعات پایان انتخابات شمارش آرا شروع شد و اعضای هیئت مدیره و علیالبدل بر اساس رای کارگران تعیین گردید.
مبارزات خستگیناپذیر، مستقل و مستمر سندیکای کارگران شرکت واحد دستاوردهای بیشماری در پی داشته است: از جمله افزایش دستمزد کارگران، پیگیری مستمر حق مسکن و حق ناهار و تهیه لباس کامل برای رانندگان و پرداخت روزانهی کیک و شیر و غیره. ذکر این نکته اهمبت دارد که این دستاوردها در افزایش حقوق و ... برای ۱۶۰۰۰ پرسنل شرکت واحد صورت گرفت.
باید اذعان نمود که نمیتوان تاثیر مبارزات و دستاوردهای سندیکای کارگران شرکت واحد را بر طبقه کارگر کشور نادیده گرفت. چنانچه که تعدادی از کارگران هفتتپه نیز با همیاری سندیکای واحد و در کنار دیگر اشکال تشکل یابی کارگری اقدام به تشکیل سندیکا کردند. در واقع احیای این دو سندیکا خون تازهای را در رگهای طبقه کارگر ایران در آن سالها به جریان انداخت.
با گذشت سالها فراز و نشیب، همچنان فشارها بر اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ادامه دارد و از همان ابتدای تشکیل این سندیکا تا به امروز، اعضا مورد تهدید و احضار و اخراج از کار و زندان و آزار و اذیت توسط عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. به طوری که، تا به امروز دهها تن از اعضای این سندیکا در طی ۱۸ سال گذشته بارها احضار، اخراج، بازداشت و به زندانهای طویلالمدت محکوم شدهاند و دائما تحت تعقیب عوامل امنیتی قرار گرفتهاند. رضا شهابی و حسن سعیدی دوعضو این سندیکا بیش از یک سال است که با اتهامات واهی دوران محکومیت ۶ سالهی خود را می گذرانند، و در همین حال شخصا حدود ۸ ماه است که بلاتکلیف در زندان و در بازداشت موقت به سر می برم و منتظر صدور حکم از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب می باشم.
سیزدهم خرداد ۱۳۸۴ یاد آوری مهمی در تاریخ کارگری چهل سال گذشته است. عوامل امنیتی به وضوح نشان دادهاند که هرگز تحمل پذیرفتن تشکلهای مستقل و آزاد را نداشتهاند. کما اینکه سناریوسازی برای کارگران و معلمان مستقل در سال ۱۴۰۱ با اتهام واهی ارتباط با اتباع بیگانه، تاییدی بر این مدعا است.
اما کارگران شرکت واحد و هفت تپه، معلمان و دیگر کارگران مبارز و حقطلب با ایستادگی و مقاومت و همبستگی نشان داده اند که نه تنها میشود با اتحاد و آگاهی در مقابل فشارها ایستادگی کرد، بلکه کارگران با سازماندهی تشکیلات مستقل خود میتوانند دست آوردهای بیشماری را بدست آورده و برای شرایط بهتر مبارزه کنند.
داود رضوی
زندان اوین اندرزگاه ۶
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
۱۳ خرداد ۱۴۰۲
تماس با کانال تلگرامی سندیکای کارگران شرکت واحد:
@Vahed_Syndica
درباره عوامل اصلی اقدامات انسانیتزدایانه در مراکز خصوصی تحت مجوز بهزیستی
مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی و اتو یا رفتارگرایی و تعدیلساختاری؟
برای مطالعه روی لینک یا دکمه instant view بزنید
https://shorturl.at/aMTZ8
@Criticaldisabilitystudies
مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی و اتو یا رفتارگرایی و تعدیلساختاری؟
برای مطالعه روی لینک یا دکمه instant view بزنید
https://shorturl.at/aMTZ8
@Criticaldisabilitystudies
Telegraph
درباره عوامل اصلی اقدامات انسانیتزدایانه در مراکز خصوصی تحت مجوز بهزیستی: مساله چیست؟ سوسکها و نان خشک و اتاق تاریک ساختمان قدیمی…
هرازگاهی، خبری از آزار کودکان، سالمندان یا معلولان در مراکز نگهداری منتشر میشود. ظاهر موضوع همیشه این طور بازنمایی میشود که آدم یا آدمهایی سواستفاده کننده یا قسیالقلب به آن مراکز و نظام نگهداری راه یافتهاند که نباید راه مییافتهاند و آنها مسئول این…
👍7
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سپیده فرهان،
گلویِ سرخِ اعتراض و سرودخوانِ آزادی
(نسخهی کمحجم)
تعهد به پرنسیب سیاسی و ایمان و باور به فعالیت سیاسیِ به دور از روند سلبریتی شدگی و بوق و کرنای رسانهای، همچون دُرّی نایاب در زمانهی فعلی است. این مهم، خاصه یکی از اسلوبهای همیشگی و ارزشهای نیروهای چپ به درازای تاریخ مبارزات سیاسی چپ بوده است.
سپیده فرهان عصر روز جمعه ۱۹ خردادماه از میان ما رفت. زنی سرشار از زندگی و تجسمِ مقاومت که دقیقهای همرنگ بازار رسانههای حقوق بشری و «پابلیک فیگور سیاسی بودن» نشد. ما در صدای ماهی سیاه یاد رفیق مبارز و متعهدمان را تا همیشه و به نام آزادی، زنده نگاه خواهیم داشت.
@Blackfishvoice1
گلویِ سرخِ اعتراض و سرودخوانِ آزادی
(نسخهی کمحجم)
تعهد به پرنسیب سیاسی و ایمان و باور به فعالیت سیاسیِ به دور از روند سلبریتی شدگی و بوق و کرنای رسانهای، همچون دُرّی نایاب در زمانهی فعلی است. این مهم، خاصه یکی از اسلوبهای همیشگی و ارزشهای نیروهای چپ به درازای تاریخ مبارزات سیاسی چپ بوده است.
سپیده فرهان عصر روز جمعه ۱۹ خردادماه از میان ما رفت. زنی سرشار از زندگی و تجسمِ مقاومت که دقیقهای همرنگ بازار رسانههای حقوق بشری و «پابلیک فیگور سیاسی بودن» نشد. ما در صدای ماهی سیاه یاد رفیق مبارز و متعهدمان را تا همیشه و به نام آزادی، زنده نگاه خواهیم داشت.
@Blackfishvoice1
👍1
Forwarded from سرخط
🔴 سامان یاسین؛ گزارشی از تزریق آمپولهای اجباری و خوراندن قرصهای بینام و نشان جهت اخذ اعتراف اجباری و خودکشی تحت تاثیر دارو
سامان یاسین، رپر کوردی که در جریام قیام مردمی ژینا دستگیر شد بود، از بیمارستان رازی(امینآباد) به زندان رجاییشهر کرج بازگردانده شد. این زندانی سیاسی روز شنبه ۳۱ تیرماه، بدون اطلاع قبلی از زندان رجاییشهر کرج خارج و به این بیمارستان روانپزشکی منتقل شده بود.
متنی که در ادامه میآید شرح شکنجه دارویی و تزریقات بینام و نشانی است که سامان یاسین در بیمارستان رازی دریافت کرده است و البته برخی شکنجههای دیگر جسمی که پیش از آن جهت بازگویی اعترافات اجباری متحمل شده است:
«سامان یاسین هستم رپر ۲۷ ساله کورد، از زندان رجایی شهر. البته اینجور که بنظر میرسه میخواهند منتقل کنند قزل حصار!
فشار عصبی زیاد روی من تحمل حبس را غیرممکن کرده. بارها رفتم بهداری و تقاضا کردم که کاری کنند برای من . دیگه مخ من نمی کشه! گفتم قرار شد برای آزمایش و پیگیری عدم تحمل کاری کنید! آخه خودشون میدونند در این ۱۰ ماه چه بلایی سر من با داروهای بی نام و نشان و تزریق امپول و شکنجه روانی و جسمی آوردهاند.
شنبه صبح زود گفتن آماده شو برویم بیمارستان رازی (امین آباد) تست بدیم، من چه میدونستم کدام شکنجهگاهی هست اون خراب شده اخه! پوشیدم رفتم.
چند دختر پسر تا من را دم در اون مرکز دیدند شروع کردند داد و بیداد که این سامان یاسین هست. کجا میبرید؟
مأمورها متفرقشون کردن و گفتن حاشیهسازی نکنید. از یک در پشت ساختمان بردن داخل.
نمی دانستم چه برنامه ای برای من چیدهاند. باور کردم برای معاینه و مرخصی پزشکی هست این انتقال. نباید باور میکردم.
یک ساعتی کشید، بعد بردن یک بخش به نام «سینا یک» فکر کنم اسمش بود. گفتن بهت باید تزریق آمپول کنیم. گفتم نه و شروع به مقاومت و داد و بیداد کردم. درگیر شدم.
فکر کنم ۸ آدم مختلف بودن ریختن سرم. کتک و فحاشی که تو غلط کردی که نمیگذاری! مگر دست تو هست! زدم داخل یک شیشه. نشکست. لامصب محکم بود. پابند دست یک سرباز بود. پریدم قاپ زدم. باهاش کوبیدم شیشه خورد شد. نمیخواستم بذارم داروی لعنتی رو به من تزریق کنند و مرا به کشتن دهند.
از پشت کوبیدن به سرم. شوکر برقی بهم زدند. و چند نفری مرا به تخت بستند. تمام بدنم الان که جمعه شده هنوز کوفته هست و چشمهایم تار و دو بینی دارم.
درحال داد و بیداد من و ضرب و شتم آنها، در همان شرایط به من تزریق شد. خیلی زیاد بودن کسانی که ریختن سرم!
نمیدونم چند روز بعد به هوش آمدم. ۲۴ ساعت یا شاید دو روز.
دیدم قفل شده هستم به تخت. گیج و همه جا سیاه و تار. که هنوز هم تار هست همه جا و تعادل ندارم و گیجم. اخه خیلی تو سرم زدن. من آدم سالم بودم آخه! من اهل خودکشی و این چیزا نیستم، چرا به خودم صدمه بزنم؟
مجبورم کردن در کل این ۱۰ماه بارها برای اعتراف و فشار دارو بخورم و تزریق بهم کردند!
دفعه قبل هم که در خبرا گفتن خودکشی کرده سامان یاسین، من نکرده بودم! اون دفعه در زندان به زور چهار قرص به من خوراندن. زمانی که به هوش آمدم داخل بهداری بودم. واقعا نمیدونم چی گذشته بود و چقدر زمان برده تا به هوش آمدم.
الان هم مرتب قرصهایی بینام و عجیب میآورند ولی من نمیخورم هرجوری هست. تمام بدنم زخم هست پس از انتقال از امین اباد به زندان هنوز.
می خواستن لخت کنند جمعی ببرند یک حمام. نرفتم انقدر داد و بیداد کردم، مجبور شدن سه شنبه شب مرا بازگردانند به بند زندان رجایی شهر.
به سرم یه چیزهایی شبیه دستگاه وصل کرده بودن داخل شکنجه گاه رازی. نمیدونم چی بود.
قبلن هم برای اعترافگیری که پرده بینی سمت چپم را پاره کرده بودند با فرو کردن خودکار و همش خون میاد.
من نیاز فوری به بستری در یک بیمارستان خارج از زندان و با پزشک متخصص دارم. تعادل من برنمی گرده و همه جا سیاه هست و سرگیجه دارم. از شنبه که بردند و این بلاها را سرم آوردند، سه شنبه شب برگردوندن و الان جمعه هست و من بهتر نشدم.
تا می خوابم یا خواب اعدام یا شکنجه }میبینم}. همش کابوس دارم. رفتم بهداری گفتن مال دارو هست. خوب میشی، اما خوب نشدم! تقریبا یک هفته گذشته و من بهتر نمی شوم! باید من را به پزشک قانونی ببرند. چه بلایی سر من آوردن؟
هر بلایی سر من بیاد اعلام می کنم از این طریق؛ من در صحت و بیهیچ مشکلی ده ماه هست ربوده شدهام، مسئولیت جان من با قاضی صلواتی و سایر مسئولین است! الان هم ظاهرا دادگاهی برای ۱۸ شهریور بهم دادن. بدون وکیل؟
من انسان سالم و مشغول کارم بودم. رپ ترانه مردمی و صدای بی عدالتی هست. من خودم کودک کار بودم. صدای بی عدالتی کولبر کورد و فقرِ سوختبر بلوچم. من تشنهماندن کارون و خشک شدن دریاچه ارومیه هستم.برای همین رپر هستم.
چرا به من لج کردهاند؟ جرمم ترانه هست؟»
#سامان_یاسین
#کرماشان
#جمهوری_شکنجه
#اعتراف_اجباری
@sarkhatism
سامان یاسین، رپر کوردی که در جریام قیام مردمی ژینا دستگیر شد بود، از بیمارستان رازی(امینآباد) به زندان رجاییشهر کرج بازگردانده شد. این زندانی سیاسی روز شنبه ۳۱ تیرماه، بدون اطلاع قبلی از زندان رجاییشهر کرج خارج و به این بیمارستان روانپزشکی منتقل شده بود.
متنی که در ادامه میآید شرح شکنجه دارویی و تزریقات بینام و نشانی است که سامان یاسین در بیمارستان رازی دریافت کرده است و البته برخی شکنجههای دیگر جسمی که پیش از آن جهت بازگویی اعترافات اجباری متحمل شده است:
«سامان یاسین هستم رپر ۲۷ ساله کورد، از زندان رجایی شهر. البته اینجور که بنظر میرسه میخواهند منتقل کنند قزل حصار!
فشار عصبی زیاد روی من تحمل حبس را غیرممکن کرده. بارها رفتم بهداری و تقاضا کردم که کاری کنند برای من . دیگه مخ من نمی کشه! گفتم قرار شد برای آزمایش و پیگیری عدم تحمل کاری کنید! آخه خودشون میدونند در این ۱۰ ماه چه بلایی سر من با داروهای بی نام و نشان و تزریق امپول و شکنجه روانی و جسمی آوردهاند.
شنبه صبح زود گفتن آماده شو برویم بیمارستان رازی (امین آباد) تست بدیم، من چه میدونستم کدام شکنجهگاهی هست اون خراب شده اخه! پوشیدم رفتم.
چند دختر پسر تا من را دم در اون مرکز دیدند شروع کردند داد و بیداد که این سامان یاسین هست. کجا میبرید؟
مأمورها متفرقشون کردن و گفتن حاشیهسازی نکنید. از یک در پشت ساختمان بردن داخل.
نمی دانستم چه برنامه ای برای من چیدهاند. باور کردم برای معاینه و مرخصی پزشکی هست این انتقال. نباید باور میکردم.
یک ساعتی کشید، بعد بردن یک بخش به نام «سینا یک» فکر کنم اسمش بود. گفتن بهت باید تزریق آمپول کنیم. گفتم نه و شروع به مقاومت و داد و بیداد کردم. درگیر شدم.
فکر کنم ۸ آدم مختلف بودن ریختن سرم. کتک و فحاشی که تو غلط کردی که نمیگذاری! مگر دست تو هست! زدم داخل یک شیشه. نشکست. لامصب محکم بود. پابند دست یک سرباز بود. پریدم قاپ زدم. باهاش کوبیدم شیشه خورد شد. نمیخواستم بذارم داروی لعنتی رو به من تزریق کنند و مرا به کشتن دهند.
از پشت کوبیدن به سرم. شوکر برقی بهم زدند. و چند نفری مرا به تخت بستند. تمام بدنم الان که جمعه شده هنوز کوفته هست و چشمهایم تار و دو بینی دارم.
درحال داد و بیداد من و ضرب و شتم آنها، در همان شرایط به من تزریق شد. خیلی زیاد بودن کسانی که ریختن سرم!
نمیدونم چند روز بعد به هوش آمدم. ۲۴ ساعت یا شاید دو روز.
دیدم قفل شده هستم به تخت. گیج و همه جا سیاه و تار. که هنوز هم تار هست همه جا و تعادل ندارم و گیجم. اخه خیلی تو سرم زدن. من آدم سالم بودم آخه! من اهل خودکشی و این چیزا نیستم، چرا به خودم صدمه بزنم؟
مجبورم کردن در کل این ۱۰ماه بارها برای اعتراف و فشار دارو بخورم و تزریق بهم کردند!
دفعه قبل هم که در خبرا گفتن خودکشی کرده سامان یاسین، من نکرده بودم! اون دفعه در زندان به زور چهار قرص به من خوراندن. زمانی که به هوش آمدم داخل بهداری بودم. واقعا نمیدونم چی گذشته بود و چقدر زمان برده تا به هوش آمدم.
الان هم مرتب قرصهایی بینام و عجیب میآورند ولی من نمیخورم هرجوری هست. تمام بدنم زخم هست پس از انتقال از امین اباد به زندان هنوز.
می خواستن لخت کنند جمعی ببرند یک حمام. نرفتم انقدر داد و بیداد کردم، مجبور شدن سه شنبه شب مرا بازگردانند به بند زندان رجایی شهر.
به سرم یه چیزهایی شبیه دستگاه وصل کرده بودن داخل شکنجه گاه رازی. نمیدونم چی بود.
قبلن هم برای اعترافگیری که پرده بینی سمت چپم را پاره کرده بودند با فرو کردن خودکار و همش خون میاد.
من نیاز فوری به بستری در یک بیمارستان خارج از زندان و با پزشک متخصص دارم. تعادل من برنمی گرده و همه جا سیاه هست و سرگیجه دارم. از شنبه که بردند و این بلاها را سرم آوردند، سه شنبه شب برگردوندن و الان جمعه هست و من بهتر نشدم.
تا می خوابم یا خواب اعدام یا شکنجه }میبینم}. همش کابوس دارم. رفتم بهداری گفتن مال دارو هست. خوب میشی، اما خوب نشدم! تقریبا یک هفته گذشته و من بهتر نمی شوم! باید من را به پزشک قانونی ببرند. چه بلایی سر من آوردن؟
هر بلایی سر من بیاد اعلام می کنم از این طریق؛ من در صحت و بیهیچ مشکلی ده ماه هست ربوده شدهام، مسئولیت جان من با قاضی صلواتی و سایر مسئولین است! الان هم ظاهرا دادگاهی برای ۱۸ شهریور بهم دادن. بدون وکیل؟
من انسان سالم و مشغول کارم بودم. رپ ترانه مردمی و صدای بی عدالتی هست. من خودم کودک کار بودم. صدای بی عدالتی کولبر کورد و فقرِ سوختبر بلوچم. من تشنهماندن کارون و خشک شدن دریاچه ارومیه هستم.برای همین رپر هستم.
چرا به من لج کردهاند؟ جرمم ترانه هست؟»
#سامان_یاسین
#کرماشان
#جمهوری_شکنجه
#اعتراف_اجباری
@sarkhatism
چکامه ای برای خدانور لجه ای
@al_Mazdak
🔴 "#خدانور_لجه_ای نمرده است/این آخرین خبر است/هر ادعایی جز این را تکذیب کنید/خدانور نمرده / این گزارش موثق است/با دیگران اشتراک کنید/دیروز غروب/خدانور دیده شده در زاهدان ..."
چکامه ای برای خدانور لجه ای و #قیام_ژینا
📝مزدک_آ
#ژینا_امینی، #مهسا_امینی،
#قادین_یاشام_آزادلیق، #جنین_زند_آجویی
#امرأة_حياة_حرية، #زن_زیویش_أزأیي
#زن_زندگی_آزادی، #ژن_ژیان_ئازادی
#Aýal_durmuş_erkinlik #Women_Life_Freedom
@kashowranews
چکامه ای برای خدانور لجه ای و #قیام_ژینا
📝مزدک_آ
#ژینا_امینی، #مهسا_امینی،
#قادین_یاشام_آزادلیق، #جنین_زند_آجویی
#امرأة_حياة_حرية، #زن_زیویش_أزأیي
#زن_زندگی_آزادی، #ژن_ژیان_ئازادی
#Aýal_durmuş_erkinlik #Women_Life_Freedom
@kashowranews