دیگه باید بشینم دفترچهی کارآموزیم رو پر کنم. ولی نمیدونم چرا احساس پیک نوروزی بهم دست میده. مرحوم همیشه کلی صفحات مسخره داشت.
💔5
این سریال خواهران و برادران هم چهقدر مرگومیر داره! امروز مامانم داشت نگاهش میکرد، به بابام گفت به جای اینکه سریال رو تموم کنن، دارن آدمهاش رو تموم میکنن.
🤣5
اگه توی این سریال زندگی میکردم به خاطر تصادف مرده بودم.
ایسکای هم نمیشدم متأسفانه.
ایسکای هم نمیشدم متأسفانه.
💔2
Forwarded from سووشون
واقعاً از فردا باید بشینم و برنامهی خوبی برای درس خوندن بریزم. چون وقتی امروز استاد جنینم درمورد گنادوتروپینها ازم پرسید، فقط نگاهش کردم و میخواستم بگم استاد من کل تعطیلات فقط مطالعهی غیردرسی داشتم و حالا فقط میتونم درمورد سرنوشت شارل نهم و هانری دوناوار و کاترین دومدیسی صحبت کنم! :))
سووشون
واقعاً از فردا باید بشینم و برنامهی خوبی برای درس خوندن بریزم. چون وقتی امروز استاد جنینم درمورد گنادوتروپینها ازم پرسید، فقط نگاهش کردم و میخواستم بگم استاد من کل تعطیلات فقط مطالعهی غیردرسی داشتم و حالا فقط میتونم درمورد سرنوشت شارل نهم و هانری دوناوار…
باز خوبه. من حتی نمیتونم اسم این آدمهایی که گفتی رو بخونم😂
👍6
دیروز توی اسناد دفتربیمه یه نفر بود به اسم طوطی.
امروز هم دنبال سند یکی میگشتم که اسمش عروس بود.
با این روند بخواد پیش بره اگه پسفردا یه نفر امد و خیلی جدی گفت: «سلام! من عروس هلندی هستم.» نباید تعجب کنم.
امروز هم دنبال سند یکی میگشتم که اسمش عروس بود.
با این روند بخواد پیش بره اگه پسفردا یه نفر امد و خیلی جدی گفت: «سلام! من عروس هلندی هستم.» نباید تعجب کنم.
🤣9
اینقدری که من دهن پشتیبانی آذرباد رو سرویس کردم، توی تاریخ بیسابقهاس.
🔥4🤣2
دیشب خواب دیدم مردم و روح شدم. بعد رفتم یه جایی که بهشته، ولی مخصوص جهنمیهاست. یه جورایی یه بهشت دست دوم بود.
بعد رفتم کتابخونه و تنها کتاب فانتزیای که تونستم پیدا کنم، شاهکش بود.
من حتی تو بهشتم دستم به کتابهای موردعلاقم نمیرسه :(
بعد رفتم کتابخونه و تنها کتاب فانتزیای که تونستم پیدا کنم، شاهکش بود.
من حتی تو بهشتم دستم به کتابهای موردعلاقم نمیرسه :(
😭5
امروز خیلی خوابیدم. اگه میبینید دارم چرت و پرت میگم به خاطر همینه
👍4
حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/RoyalBookworm/466 مردم از کم خوابیدن چرت و پرت میگن تو برعکسی
اره. اتفاقا مامانمم از کمخوابیدن گیج و ویجه.
👍4
بچهها این آهنگ نسخهی اصلیش انگلیسیه؟
حس میکنم کاور یه آهنگ معروفه و اوریجینال نیست.
حس میکنم کاور یه آهنگ معروفه و اوریجینال نیست.
داشتم با کامپیوتر جناح رو میخوندم، یهو دیدم بابام امده پشت سرم و چشمهاش رو ریز کرده تا از چیزی که میخونم سر در بیاره.
(خداروشکر هیچ صحنهای نداشت اونجا🗿)
یادم نیست چجوری ولی اسم زیدن رو اشتباه تلفظ کرد.
برگشتم و بهش گفتم: «بابا این زِیدنه. اسم یکی از شخصیتهاست.»
خندید و جواب داد: «زیدن؟! چه اسمهای عجیبی میذاری.»
- بابا این کتاب من نیست! کتاب یه نفر دیگهاس که دارم میخونم!
(خداروشکر هیچ صحنهای نداشت اونجا🗿)
یادم نیست چجوری ولی اسم زیدن رو اشتباه تلفظ کرد.
برگشتم و بهش گفتم: «بابا این زِیدنه. اسم یکی از شخصیتهاست.»
خندید و جواب داد: «زیدن؟! چه اسمهای عجیبی میذاری.»
- بابا این کتاب من نیست! کتاب یه نفر دیگهاس که دارم میخونم!
🤣5👍1
خلاصه که دوستان، حتی اگه ربکا یاروز هم باشین والدین ایرانی از نوشتههاتون متعجب میشن☺️
😁3👍2
Forwarded from Violet
حالا من مشکلم یه چیز دیگهاس. نگرانیم این نیست که از قواعد و اصولم ایراد بگیرن. یعنی... نگران هستم ولی نه اون قدرها.
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت توی بوکتاک و تیکتاک سروصدا میکنه. ولی آیا ده سال بعد هم همینقدر شناخته شدهای؟ قطعا نه!
من دلم میخواد یه چیز جدید بنویسم. یه سبک جدید اختراع کنم. کسی باشم که بعد از منتشر شدن کتابش، همه دلشون بخواد سبکش رو ادامه بدن. یه نوآوری داشته باشم مثل رولینگ. مثل مارتین.
جوری که وقتی اسم کتابهای این سبکی میاد وسط، مردم اسم کتاب من به عنوان پیشگام یادشون بیفته. نه اینکه بگن کتابم مثل فلانیه.
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت توی بوکتاک و تیکتاک سروصدا میکنه. ولی آیا ده سال بعد هم همینقدر شناخته شدهای؟ قطعا نه!
من دلم میخواد یه چیز جدید بنویسم. یه سبک جدید اختراع کنم. کسی باشم که بعد از منتشر شدن کتابش، همه دلشون بخواد سبکش رو ادامه بدن. یه نوآوری داشته باشم مثل رولینگ. مثل مارتین.
جوری که وقتی اسم کتابهای این سبکی میاد وسط، مردم اسم کتاب من به عنوان پیشگام یادشون بیفته. نه اینکه بگن کتابم مثل فلانیه.
❤5👍1