دیشب خواب دیدم مردم و روح شدم. بعد رفتم یه جایی که بهشته، ولی مخصوص جهنمیهاست. یه جورایی یه بهشت دست دوم بود.
بعد رفتم کتابخونه و تنها کتاب فانتزیای که تونستم پیدا کنم، شاهکش بود.
من حتی تو بهشتم دستم به کتابهای موردعلاقم نمیرسه :(
بعد رفتم کتابخونه و تنها کتاب فانتزیای که تونستم پیدا کنم، شاهکش بود.
من حتی تو بهشتم دستم به کتابهای موردعلاقم نمیرسه :(
😭5
امروز خیلی خوابیدم. اگه میبینید دارم چرت و پرت میگم به خاطر همینه
👍4
حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/RoyalBookworm/466 مردم از کم خوابیدن چرت و پرت میگن تو برعکسی
اره. اتفاقا مامانمم از کمخوابیدن گیج و ویجه.
👍4
بچهها این آهنگ نسخهی اصلیش انگلیسیه؟
حس میکنم کاور یه آهنگ معروفه و اوریجینال نیست.
حس میکنم کاور یه آهنگ معروفه و اوریجینال نیست.
داشتم با کامپیوتر جناح رو میخوندم، یهو دیدم بابام امده پشت سرم و چشمهاش رو ریز کرده تا از چیزی که میخونم سر در بیاره.
(خداروشکر هیچ صحنهای نداشت اونجا🗿)
یادم نیست چجوری ولی اسم زیدن رو اشتباه تلفظ کرد.
برگشتم و بهش گفتم: «بابا این زِیدنه. اسم یکی از شخصیتهاست.»
خندید و جواب داد: «زیدن؟! چه اسمهای عجیبی میذاری.»
- بابا این کتاب من نیست! کتاب یه نفر دیگهاس که دارم میخونم!
(خداروشکر هیچ صحنهای نداشت اونجا🗿)
یادم نیست چجوری ولی اسم زیدن رو اشتباه تلفظ کرد.
برگشتم و بهش گفتم: «بابا این زِیدنه. اسم یکی از شخصیتهاست.»
خندید و جواب داد: «زیدن؟! چه اسمهای عجیبی میذاری.»
- بابا این کتاب من نیست! کتاب یه نفر دیگهاس که دارم میخونم!
🤣5👍1
خلاصه که دوستان، حتی اگه ربکا یاروز هم باشین والدین ایرانی از نوشتههاتون متعجب میشن☺️
😁3👍2
Forwarded from Violet
حالا من مشکلم یه چیز دیگهاس. نگرانیم این نیست که از قواعد و اصولم ایراد بگیرن. یعنی... نگران هستم ولی نه اون قدرها.
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت توی بوکتاک و تیکتاک سروصدا میکنه. ولی آیا ده سال بعد هم همینقدر شناخته شدهای؟ قطعا نه!
من دلم میخواد یه چیز جدید بنویسم. یه سبک جدید اختراع کنم. کسی باشم که بعد از منتشر شدن کتابش، همه دلشون بخواد سبکش رو ادامه بدن. یه نوآوری داشته باشم مثل رولینگ. مثل مارتین.
جوری که وقتی اسم کتابهای این سبکی میاد وسط، مردم اسم کتاب من به عنوان پیشگام یادشون بیفته. نه اینکه بگن کتابم مثل فلانیه.
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت توی بوکتاک و تیکتاک سروصدا میکنه. ولی آیا ده سال بعد هم همینقدر شناخته شدهای؟ قطعا نه!
من دلم میخواد یه چیز جدید بنویسم. یه سبک جدید اختراع کنم. کسی باشم که بعد از منتشر شدن کتابش، همه دلشون بخواد سبکش رو ادامه بدن. یه نوآوری داشته باشم مثل رولینگ. مثل مارتین.
جوری که وقتی اسم کتابهای این سبکی میاد وسط، مردم اسم کتاب من به عنوان پیشگام یادشون بیفته. نه اینکه بگن کتابم مثل فلانیه.
❤5👍1
Forwarded from حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/RoyalBookworm/476
حرف دل منو زدی. الان تمام داستانایی که معروفن و طرفدار دارن همینجورین. منم واقعا دلم میخواد یه چیز خاص بدم بیرون چیزی که بعدا به هم دیگه بگن این داستانو خوندی یادش بخیر خیلی خوب بود.
ولی الان حتی مطمئن نیستم که خوب مینویسم یا نه نمیخوام فقط صحنه دار بنویسم که بخاطر اونا بخونن
حرف دل منو زدی. الان تمام داستانایی که معروفن و طرفدار دارن همینجورین. منم واقعا دلم میخواد یه چیز خاص بدم بیرون چیزی که بعدا به هم دیگه بگن این داستانو خوندی یادش بخیر خیلی خوب بود.
ولی الان حتی مطمئن نیستم که خوب مینویسم یا نه نمیخوام فقط صحنه دار بنویسم که بخاطر اونا بخونن
Telegram
🎆Royal Bookworm🎆
حالا من مشکلم یه چیز دیگهاس. نگرانیم این نیست که از قواعد و اصولم ایراد بگیرن. یعنی... نگران هستم ولی نه اون قدرها.
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت…
بیشتر از این که نمیتونم داستان ایدهآلم رو بنویسم اذیتم. الان وضعیت جوریه که اگه تو یه انمیز تو لاورز صحنهدار بنویسی، کلی معروف میشی و کتابت…
👍2
حرفینو - غیرفعال
https://news.1rj.ru/str/RoyalBookworm/476 حرف دل منو زدی. الان تمام داستانایی که معروفن و طرفدار دارن همینجورین. منم واقعا دلم میخواد یه چیز خاص بدم بیرون چیزی که بعدا به هم دیگه بگن این داستانو خوندی یادش بخیر خیلی خوب بود. ولی الان حتی مطمئن نیستم که خوب مینویسم…
البته اگه صحنه هم نداشته باشن و واقعا خوب باشن، بازم معروف میشن. اما الان کار نسبت به قبلاها سختتر شده. اینقدر ایدههای مختلف رو نوشتن و خوبهاشون رو تبدیل به کلیشه کردن که دیگه نمیدونی چی باید بنویسی.
تازه، انتظارات هم بالا رفته. قبلا مردم با داستان دختری که کفشش رو توی مهمونی جا میذاره و شاهزادهای که خیلی غیر منطقی عاشق اون دختره شده ولی حتی رنگ موهاش رو هم به خاطر نداره، همذاتپنداری میکردن. اما الان چی؟
تازه، انتظارات هم بالا رفته. قبلا مردم با داستان دختری که کفشش رو توی مهمونی جا میذاره و شاهزادهای که خیلی غیر منطقی عاشق اون دختره شده ولی حتی رنگ موهاش رو هم به خاطر نداره، همذاتپنداری میکردن. اما الان چی؟
❤4👍1
دکتر پوست بهم گفته به خاطر جوشهات چربی و قند نخور.
برگشتن از دانشگاه و خالی کردن یه قاشق غذاخوری آبلیمو داخل لیوان، و سپس تلاشهای پیدرپی برای شیرین کردنش.
نصف ظرف شکر غیب شد.
برگشتن از دانشگاه و خالی کردن یه قاشق غذاخوری آبلیمو داخل لیوان، و سپس تلاشهای پیدرپی برای شیرین کردنش.
نصف ظرف شکر غیب شد.
🤣5😎1
متأسفانه اینقدر هوا گرمه و منم از صبح دفتر بیمه و بعدش دانشگاه بودم که نتونستم روزه بگیرم. اگه روزه گرفته بودم تا الان غش میکردم.
🍓5