۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
باید کسی باشد که زیر باران لبخند بر لب‌هایت بیاورد موهای آشفته‌ات را دوست بدارد آغوشش امن باشد و پا به پایت خیس شود. باران لذتی دارد که باید آن را دوتایی چشید…

#روزبه_معین
به او بگوييد دوستش دارم.!
گوشش كه به حرفهاى من بدهكار نيست.
شايد به شما گوش دهد..

شعرهايم را برايش بخوانيد
شايد روى شما را زمين نياندازد..!

من از تمام شما يك چيز مى خواهم
"به او بگوييد دوستش دارم"

و اگر پرسيد چقدر؟!
بگوييد
بعد از خدا
قبل از خودم..

#فرزانه_صدهزارى
کاش من و تو
دو جلد از یک رمان عاشقانه بودیم
تنگ در آغوش هم
خوابیده در قفس های کتاب خانه ای روستایی
گاهی تو را
گاهی مرا
تنها به سبب تشدید دلتنگی هامان
به امانت می بردند...

#عباس_معروفی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
بارون میومد ، چند دیقه ای بود که تند شده بود و قطره هاش هعی بزرگ‌ و بزرگتر میشدن و تِلِق تِلِق میخوردن رو شیشه یِ ماشینو متلاشی میشدن ...

-بزن آهنگِ بعدی ، این یکی رو مود نیست
+ ای بابا توام که...
-آها همینه ، بزن باران ... الان جوابه ، بزار همین باشه ، ولومم ببر بالاتر ...

داشتیم‌ به راهمون ادامه میدادیم ، ترافیک بود ، یهو انگار یه چیز خییییلی باحال دیده باشه ، با کلی ذوق روشو کرد سمت من گفت ببین اون دوتا رو ! سرمو چرخوندم ، چیزی نظرمو جلب نکرد ، کج نیگاش کردم که‌ انگار نگرفتم منظورشو ! دوباره با همون شوق گفت ای بابا ، اون دختره یِ شال آبیه رو میگم ، نیگا چجوری دستِ پسره رو گرفته ! نیگا چجوری میخنده ، از تههه دل ، نیگا پسره چه خوشبخته ! نیگاااا ...
اون داشت تند تند به حرفاش ادامه میدادو من هییییچی نمیفهمیدم ، قفل شده بودم رو #لبخندت ، خیلی وقت بود ندیده بودم اینجوری از تهه دلت بخندی ، چند دیقه ای خیره بودم بهت که یهو یه دستی زد بهم که حواست کووو؟ برو راه باز شد ... گوشیمو برداشتم‌ نوشتم : " کشتیش وسط خیابون ، ولش کن بدبختو .." بعدشم زدم تو دنده و رفتم ...

اگه به من بود ، دوس داشتم تو اون لوپ بمونم تا همیشه ولی ...
میخوام بگم حتی کسایی که واسه اولین بار میبیننت ، محو اون لبخندت میشن !! دیگه حق بده به من خودت اگه دلم قنج میره ...
#Sieze_the_moments
#محیکس
تو بخند فقط، من قول می‌دهم غم و
غصه بار و بندیلشان را
ببندند و بروند
غم اطراف ما نمی‌آید
تضمین می‌کنم، این خط این نشان
دلبرکم
تو فقط بخند...!
من جامانده ام،
درست همان جا
" کنار لبخندت! "
و از همان موقع بود که فهمیدم
دیگر هیچ لبخندی مرا بر نخواهد گرداند ..

#المیرا_بوشاسب
هرگز با چشم‌ های من خودت را تماشا نکرده‌ای تا بدانی چقدر زیبایی...

هرگز با گوش ‌های من خودت را نشنیده‌ای تا بدانی چه آرامشی توی صدایت ریخته...

هرگز با پاهای من با شوق به سمتِ خودت قدم برنداشته‌ای...

و هرگز با دست ‌های من دست‌ خودت را نگرفته‌ای...

تو هرگز با قلبِ من خودت را دوست نداشته‌ای و نمیدانی چگونه میشود عاشقت شد و از این عشق مُرد، تو نمیدانی تو هیچ چیز نمیدانی!

#مانگ_میرزایی
من هيچى نميخوام
هيچىِ هيچيا
جز يه عشقِ ساده كه با هم باشيم و آرامشِ همديگه باشيم
وقتى هِى صدام ميكنى و ميگى فقط دلم ميخواد "جانم" گفتناتو بشنوم، دلم ميريزه خب
نميگى يكى هست كه حالى به حالى ميشه؟
يكى هست كه با هر حرفِ تو، خستگياش ميره؟
آخه مگه ميشه دوسِت نداشت؟
عاشقت نبود؟
ميشه؟
وقتى كه بهم " ميم" مالكيت ميدى، حس ميكنم دنيا، منو برا خودش خواسته..!
آخه تو خودِ دنيامى ..
هيچى نميخواما
فقط باش و آرامش بده
باقىِ چيزها رو به من بسپار
تو فقط باش، آرامش جان ..

#طاها_رحيميان
به "خوبم"گفتن هاي ادم هاي صبور اعتماد نكنيد!
اين افراد با يكبار پرسيدن احوالشان
صدايشان در نميايد..
شايد لازم باشد چندباري بپرسيد،
به چشم هايشان زُل بزنيد،صدايشان را بشنويد،ساعت هاي خوابشان را چك كنيد،در اخر شايد چيزي دستگيرتان شد و به زبان اوردن, بد بودنِ حالشان را!

#نيلوفر_رضايي
باهم نشسته بوديم توو حياط دانشگاه
تا كلاس بعدي شروع شه!
داشتم به دختر و پسري كه جلومون نشسته بودن نگاه ميكردم
به اينكه چقدر در حين سادگي ولي عاشقانه باهم داشتن ميخنديدن و از لحظاتشون لذت ميبرند!
يهو گفت"چرا تمومش نميكني؟"
بدون اينكه نگاهمو از اون دوتا جوون بردارم اروم گفتم "چيو؟"
گفت"اين رابطه مسخرتو باهاش"
سرمو چرخوندم براي چند دقيقه نگاش كردم!
بعد سرمو انداختم پايين و نگاهمو دوختم به سنگ فرشا!
اروم گفتم "يچيزايي تموم بشه هم حالو روزِ بهتري براي ادم به وجود نمياره،پس بهتره با بدش كنار بياي تا با بدترش"
گفت ولي ،تاحالا چشاي خودتو موقعي كه دوتا ادمِ عاشق از جلوت رد ميشن ديدي؟!
ازشون معلوم ميشه كه دلت گرفته،معلوم ميشه كه چقدر دلتنگِ بودنِ كسي هستي كه نميفهمتت!
ببين چشمات ،چشمات نشون ميدن چقدر دلت لك زده براي داشتن يه عاشقانه ي درست و حسابي!
ميدوني چقدر ادم منتظرن تا همه ي اين لحظه و كاراي عاشقانرو برات بسازن؟!ميدوني چقدر ادم هم مثل الان تو با ديدن دوتا عاشق تورو كنار خودشون ارزو ميكنن؟!
ميدوني كه....ميدوني كه داري خودتو حروم ميكني؟
حروم به پاي كسي كه نميفهمه چه چيزاي ساده اي رو داره برات حسرت ميكنه!
ميدوني كه...
كيفمو برداشتم بلند شدم از جام!گفتم ميدونم
نميخوام بهم ياداوري كني!
ميدونم كه از اين رابطه فقط يه حسادت نسبت به همه ي دو نفره هاي قشنگ برام به وجود اومده!
ميدونم كه توو نگاهم گداييِ عاشقي كردن داره داد ميزنه!
ميدونم چشام پُرِ اشك ميشه وقتي كسي مياد و ميگه عشقش هر روز نگرانِ حالشه!
من همه اينارو ميدونم!انقدر نگو بهم!
ولي تو هم ميدوني كه ادم همه ي اين عاشقي كردنارو فقط با يه نفر دوست داره تجربه كنه؟!
توهم ميدوني كه اگر همه اين شهر هم برام عاشقي كنن ،من باز محتاجِ يه "دوستت دارم"ساده ي اخر شب قبل از خواب، از زبون همون يه نفرم كه براش الويت اخرم؟
من همه ي اونايي كه توگفتيو ميدونم
ولي تو هم
كاش بدوني ،ادما هميشه دلشون گيرِ هموني ميشه كه نيست!كه نميخواد باشه
نه كه نخوادا!
ميخواد !ولي آخرِ آخر!اونجايي كه هيچكسي ديگه سراغشو نميگيره
مياد سراغِ تو!چون فهميده تو چقدر محتاج بودنشي!
توهم ميپذيريش!
چون فقط ميخواي يه نقشي داشته باشي توو زندگيش!
حتي نقشي مثل "ذخيره بودن"


#نيلوفر_رضايي
هر دو باران را دوست داریم
تو،که پشت پنجره می آیی برای دیدنش
ومن
که با هر آمدنش
دیدنت را دویده ام

#ساسان_دارابی
بی شک جهان را‌
به عشق کسی آفریده‌اند ،
چون من که آفریده‌ام از عشق
جهانی برای تو ... !

#حسین_پناهی
جان جداشدنی نیست ماهِ من
تَن نیستی که جان دَهَم و وارَهانَمَت

#شهریار
آدم وقتی کسی را دوست دارد
دلش یک سنگ صبور می خواهد
دلش می خواهد یک دوست برای شنیدن حرف هایش داشته باشد...
کسی که مدام با او راجع به لحظه های عاشقی اش صحبت کند..‌.
آدم وقتی کسی را دوست دارد تازه می فهمد که هزار و صد واژه ی عجیب و غریب توی مغزش وول میخورد، واژه هایی که تا تجربه نشود درک شدنی نیست...
به قول بزرگ علوی "بعضی چیزها را نمی شود گفت...
بعضی چیزها را احساس می کنید، رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند، اما وقتی می خواهید بیان کنید، می بینید که بی رنگ و جلاست."
چیزهایی مثل دوست داشتن، مثل عشق، مثل حرف چشمهایش...
کافیست تمام چیزهای زیبایی را که میبینی به خاطر بسپاری,;
آنگاه که پاهای واریسی ات از رفتن خسته است،
روی تپه ای پشت به شهر بنشینی ,فُرم ‌کلاهت را بالا بکشی بگذاری آفتاب چشمهایت را ببندد, پاهایت را ولو کنی روی خاک,, عرقت روی پیشانی ات سُر بخورد وانتهای
بینی ات با صورتت خداحافظی کند, پرده از دندانت برداشته شود و قهقه ات چشمانت را باز کند ,آن هم زمانی که دلیلی برای خندیدن نداری...
کافیست یادمان بماند این گذشته ها را برای آینده...
👤#samitext
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه....