۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
at the middle of the earth
There's a place
Right behind you
There was a soul
That was exactly me :)
But there's not any more
Cuz U'ved loosed me...
@Deep_Mo
گفتی دیدی؟ دیدی چه ساده
و چه به سادگی از شب و ماه و ستاره گفتیم و از هم گذشتیم؟
دیدی هیچ کس از ما با ما نبود؟

دکلمه فوق العاده زیبا از #پرویز_پرستویی بنام دیدی
@Deep_Mo
گفت : جرأت یا حقیقت؟
گفتم : مگه فرقی هم داره؟
گفت : نه
گفتم : حقیقت؟
گفت : دوسم داری؟
گفتم : میشه جرأت رو انتخاب کنم؟
گفت: باشه، جرأت!
توو چشام زل بزن...
@Deep_Mo
اين روزها خيلى چيزها دست من نيست
مثل دست تو
@Deep_Mo
relationship Goals 😌💦
حسین بیشتر از اب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
@Deep_Mo
#شریعتی
می گویند منبر را از چوب درخت گردو می سازند که بسیار محکم و با کیفیت است. درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد.
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در شعر استاد شهريار شنیدنی ست!



گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!

پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کار مردم نمی کشید به دار!!!
@Deep_Mo
بزرگتر كه ميشي، ميفهمي اون اشتباهايي كه حاضري بازم انجامشون بدي "اشتباه" نيستن!
خودِ خودِ زندگين...
@Deep_Mo
ای کاش پی ام بدی بعد بگی اشتباه شد

من حتی بع اینشم راضیَم :))))
@Deep_Mo
چقدر صورت تو از همیشه ماهتر است
چقدر روی من از زندگی سیاهتر است
فرار میکنم از پوچی خودم ب خودم
و عشق راه جدیدی که اشتباهتر است
تو فرق میکنی اصلا!بهم بریز و برو
نگاه کن که نگاهت مرا نگاهتر است!
@Deep_Mo
"نفر دوم"
من آن نفر دومم که همیشه از اولین چیز ها محروم بودم ، از اولین نگاه ، از اولین حرف ، از اولین آغوش و...
این حرف را مدام تکرار کن " او هرچقدر هم به تو نزدیک باشد باز هم مال تو نیست تو آن نفر دومی "
@Deep_Mo #S
هیچوقت بهترین دوستِ كسی نبوده ام..
حتی بهترین دوستِ بهترین دوستانم..
با مزه نیستم جوری كه دل و روده تان به هم بپیچد و وقتی نیستم بگید جای فلانی خالی اگر بود چقد خوش میگذشت
آنقدری كتاب نخوانده‌ام، سفر نرفته‌ام، تجربه های جالب انگیز نداشته‌ام.
یا موسیقی شناس نبوده ام كه بشود باهام حرف های این شكلی زد.

لحنم، قیافه ام، لباس هایی كه میپوشم خیلی معمولی هستند.
هیچ ایده‌ای برای نجات دنیا ندارم!
خیال پردازِ خوبی نیستم .

مدتی است اصرار به هیچ چیز ندارم، اصراری به برآورده شدن خواسته هایم ندارم .
اصراری ندارم اگر خیلی دلتنگش میشوم خیلی دلتنگم شود!
اگر دوستش دارم ، دوستم داشته باشد.. اصراری ندارم به غافل گیر شدن.
من معمولیَم و معمولی بودن اصلا هم غمگین نیست به نظرم .
معمولی بودن فقط خیلی معمولی است .. معمولی بودن شاید همان دلیلی است كه باعث میشود بهترین دوست كسی نباشم .
كسی كه وقتی از هم پاشیده‌ای بهش زنگ بزنی و بگی بیا جمعم كن.
شاید این معمولی بودنم خوب باشد برای بقیه.
یكجوری كه جای خالی‌ام نه به چشمشان بیاید نه هیچ دردی بپیچد توی دلشان
@Deep_Mo
.
به دل
به دست
به جان
مَحرَمم بودی
و رفتنت
به عَلَم
به مرثیه
به زنجیر
مُحَرّمم شد ...
امید آمدنی هست
به نذر
به نذر
به نذر...؟
@Deep_Mo
#پریسا_زابلی_پور
اثـــــاثــِ خـــانه را کشیدیــــــم
و سیگـــار را تا آخــــــرین نـــخ
حالا چند ساعتی ستـــ تنها ، تنهـــــایی می کشم
تنهایی هم که لایتــــــــــ و اولترا ندارد
تنها تلخ است و می چســبد
چـــمدان تلخ است و می چســـبد
به دستان اَتـــــ
به جای دستـــانــم
من در تمـــامی ِ بی تــــو غمگینـــــم
و
ادامـــه نمی دهـــم
اسكارلت دهه ٦٠ من
#راديو_چهرازي

@Deep_Mo
در آخرين عكسمان
انقدر مرا دوست داشت
كه باورم نمى شود
رفته...
@Deep_Mo
اولین باری که بعد از کلی وقت دیدمش، وقتی یک جوراهایی هنوز دلخور بودیم و سرسنگین، گفتم "اگه یه روزی بفهمی من یه مریضی خیلی سخت دارم چیکار میکنی؟" اخم کرد و پرسید "یعنی چی؟" دوباره گفتم "یعنی همین دیگه، فکر کن من الان بیمارم، مریضیم هم خیلی سخت و حتی... کشنده ست."
فنجان چایش را گذاشت روی میز و زل زد در چشمهایم. با لحنی نگران پرسید "یعنی چی این حرفا؟؟ طوری شده؟!"
لبخند زدم: "بابا فقط دارم یه سوال می پرسم" بعد فنجان چایم را زیر نگاه ادامه دار و غمگینش سر کشیدم و دیگر به موضوع ادامه ندادم.
آن روز تا آخرین لحظه ی با هم بودنمان تمام حواسش به من و حرفهایی که میزدم بود. البته فکرش درگیر بود و گاهی می گفت "ببخشید، حواسم نبود، دوباره بگو" هر بار هم که خطابش می کردم با "جانم؟ جانم؟" جواب می داد و حتی لحظه ای دستم را رها نمی کرد.
وقتی داشتیم دیدار آن روز را به پایان می بردیم گفتم "من امروز فقط یه سوال پرسیدم، منظوری نداشتم، حالم هم خوبه، چرا جوری رفتار میکردی انگار این اخرین باره که منو میبینی؟"
گفت "میدونم. اگرم مریض بودی هرگز به من نمی گفتی. امروز که داشتم میومدم پیشت، سه نفرو دیدم با هم بودن، یکی شون جدا شد داشت از خیابون رد میشد، یه موتور زد بهش. سالم موند، ولی می تونست نمونه."
نگاهم کرد "اگه الان که از هم جدا شدیم، موقع رد شدن از خیابون، یه ماشین..."
دستم را فشرد "نمی خوام حسرت بخورم"
@Deep_Mo
#آنا_جمشیدی
مگر دیوانه ام بگویم "دوستت دارم"؟
اصلا...اگر گفتم و خندیدی چه؟
خندیدی و دلم بیش تر ریخت چه؟
اگر گفتم و نا مهربان شدی چه؟
اگر گفتم و سرد شدی چه؟
گفتم و رفتی چه؟
آنوقت..
من،تک و تنها،با این پاییز...
چه کنم؟
بگذریم!!نمیگویم و خیالم راحت تر است که میمانی:)
سری را که درد نمیکند را دسمال نمیبندیم....
@Deep_Mo
#آیلین_بیک
Is there a place fo'me in yo heart? (Still! )
@Deep_Mo