گنگ و مبهم میگذرن روزام !
کسل کننده و نامفهوم ...
نمیدونم چی به چیه یا اینکه روزمو چجوری سپری میکنم !
سواله هر روزم شده که امروز چن شنبس ؟ بعد میشینم حساب کتاب میکنم که چن روزه نیستی یا از آخرین باری که باهات حرف زدم چقد میگذره !
اینقد تو خودم غرق شدم که گذر زمان رو حس نمیکنم چه برسه به اینکه بخوام اتفاقایی که دورو برم میفته رو درک کنم ... مثلا همین چن شب پیشا یه روز و نیم خوابیدم ، ولی تا جایی که یادمه کله شبشو بیدار بودم و تمومه اتفاقایی که میفتاد رو هم یادمه !
غرق شدم تو سیاهی مطلق ، همونی که همیشه ازش میترسیدم ، دقیقا مث ترس از ارتفاع که همیشه کابوسه تو خوابام بود ... چشامو میبندم و غرق میشم توش حتی اگه وسط روز باشه ، هعی دستو پا میزنم ولی یه باتلاقه لایتنهایه تو در توعه که غرق میشی توش !
رها ... تو یه بیکرانه سیاهی...
هیچوقت فکرشو نمیکردم از دست دادن رویاهات اینجوری باشه !
#محیکس
کسل کننده و نامفهوم ...
نمیدونم چی به چیه یا اینکه روزمو چجوری سپری میکنم !
سواله هر روزم شده که امروز چن شنبس ؟ بعد میشینم حساب کتاب میکنم که چن روزه نیستی یا از آخرین باری که باهات حرف زدم چقد میگذره !
اینقد تو خودم غرق شدم که گذر زمان رو حس نمیکنم چه برسه به اینکه بخوام اتفاقایی که دورو برم میفته رو درک کنم ... مثلا همین چن شب پیشا یه روز و نیم خوابیدم ، ولی تا جایی که یادمه کله شبشو بیدار بودم و تمومه اتفاقایی که میفتاد رو هم یادمه !
غرق شدم تو سیاهی مطلق ، همونی که همیشه ازش میترسیدم ، دقیقا مث ترس از ارتفاع که همیشه کابوسه تو خوابام بود ... چشامو میبندم و غرق میشم توش حتی اگه وسط روز باشه ، هعی دستو پا میزنم ولی یه باتلاقه لایتنهایه تو در توعه که غرق میشی توش !
رها ... تو یه بیکرانه سیاهی...
هیچوقت فکرشو نمیکردم از دست دادن رویاهات اینجوری باشه !
#محیکس
اينكه معشوق را "تمام و كمال" بدانيم، تنها نشان میدهد كه نتوانسته ايم او را بشناسيم. تنها زمانی میتوانيم ادعا كنيم به تدريج در حال شناخت يك نفر هستيم كه آن شخص سخت ما را مایوس کرده باشد!
با این حال، مشکل فقط از سوی معشوق نیست. هرکسی را میبینیم اصولا عیب و ایراد دارد: غریبه داخل قطار، دوست قدیمی دوران مدرسه، دوست جدید اینترنتی... هرکدام از اینها قطعا ممکن است ما را مایوس کنند. حقایق زندگی شکل تمام رفتارهای طبیعی ما را تغییر داده اند. هیچکس در میان ما نیست که در زندگی آسیب ندیده باشد. رفتار پدران و مادران همه ما (به ناچار) پایینتر از حد ایدهآل بوده است. ما به جای توضیح دادن دعوا میکنیم، به جای یاد دادن غر میزنیم، به جای تجزیه و تحلیل کردنِ نگرانیهایمان بیقرار میشویم، دروغ میگوییم و تقصیر را گردن افراد بیگناه میاندازیم..
#آلن_دوباتن
از کتاب: #سیر_عشق
با این حال، مشکل فقط از سوی معشوق نیست. هرکسی را میبینیم اصولا عیب و ایراد دارد: غریبه داخل قطار، دوست قدیمی دوران مدرسه، دوست جدید اینترنتی... هرکدام از اینها قطعا ممکن است ما را مایوس کنند. حقایق زندگی شکل تمام رفتارهای طبیعی ما را تغییر داده اند. هیچکس در میان ما نیست که در زندگی آسیب ندیده باشد. رفتار پدران و مادران همه ما (به ناچار) پایینتر از حد ایدهآل بوده است. ما به جای توضیح دادن دعوا میکنیم، به جای یاد دادن غر میزنیم، به جای تجزیه و تحلیل کردنِ نگرانیهایمان بیقرار میشویم، دروغ میگوییم و تقصیر را گردن افراد بیگناه میاندازیم..
#آلن_دوباتن
از کتاب: #سیر_عشق
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
-نمیخام بقیه زندگیمو بخابم..
میخوام بیدار باشم..حتی اگه درد بکشم..دیگه قرص نمیخورم میخوام تک تک لحظاتِ زندگیمو بفهمم..
رگ خواب 💛
میخوام بیدار باشم..حتی اگه درد بکشم..دیگه قرص نمیخورم میخوام تک تک لحظاتِ زندگیمو بفهمم..
رگ خواب 💛
روی ِگفتن دوستت دارم را ندارم ،
نه که جرئتش را نداشته باشم ها،
نه...
حرفم از نخواستن است از نداشتن،
نمیشود گاهی ، دوستش داری اما اگر بگویی دلسرد میشود .
واژه های گرم از دهان که بیرون می آیند سرد میشوند ،
از دهان افتاده درست مثلِ چای در یک روز پر مشغله که وقت نمیکنی بنوشی اش ...
میدانی سخت میگویی دوستت دارم اما او راحت میشنود .
تقصیر آنها هم نیست، نداشته اند ، نخواسته اند و نمیخواهند داشته باشند آدمهایی را که بی غرور عشق میورزند .
دوست داشتنش جرئت میخواهد ،
داشته ام که مانده ام ...
اما این روزها غرور همه چیز را وارونه کرده است ،
نمیگویم دوستش دارم تا دوستیِ عاشقانه اما سادهِ یمان بهم نخورد ..!!
#مائده_زمان
نه که جرئتش را نداشته باشم ها،
نه...
حرفم از نخواستن است از نداشتن،
نمیشود گاهی ، دوستش داری اما اگر بگویی دلسرد میشود .
واژه های گرم از دهان که بیرون می آیند سرد میشوند ،
از دهان افتاده درست مثلِ چای در یک روز پر مشغله که وقت نمیکنی بنوشی اش ...
میدانی سخت میگویی دوستت دارم اما او راحت میشنود .
تقصیر آنها هم نیست، نداشته اند ، نخواسته اند و نمیخواهند داشته باشند آدمهایی را که بی غرور عشق میورزند .
دوست داشتنش جرئت میخواهد ،
داشته ام که مانده ام ...
اما این روزها غرور همه چیز را وارونه کرده است ،
نمیگویم دوستش دارم تا دوستیِ عاشقانه اما سادهِ یمان بهم نخورد ..!!
#مائده_زمان
وقتی به طور خیلی اتفاقی بر میخوری به یه سری پیاما که خیلی وقته از رد و بدل کردنشون میگذره !
پیامایی که فراموش شدن و حسی که توشون بوده کلی دستخوش تغییر شده ،پیامایی که توشون ناراحتیِ طرفِ مقابل مهم بود ، پیامایی که توشون "جانم" دو طرفه بود ، پیامایی که امکان نداشت که "شبت بخیرش" با چنتا قلبِ زردِ خوشگل دلنشین نشه ، پیامایی که سرشار بودن از آرامش ... پیامایی که توشون غرور و لج بازی نقشی نداشت و در عوض صمیمیتی که توش بود لنگه نداشت !
چقدر دلم واسه اون موقع ها که باهم یه آهنگو پلی میکردیم و متنشو مینوشتیم و از اونجا که من تایپم سریع تر بود تو فقط قسمتایِ عاشقونشو مینوشتی ، تنگ شده ...
واسه اون لحظه هایی که یهو دلم بی هوا ، هواتو میکرد و چن ثانیه بعدش داشتم باهات حرف میزدم ...
واسه اون موقع ها که سنگِ صبورِ هم بودیم ...
واسه اون موقع ها که داشتیم به این نتیجه میرسیدیم که دوقلوییم و تازه همو بعدِ اینهمه سال پیدا کردیم...
واااای که هنوزم دلم هرّی میریزه وقتی صدایِ خنده هات میپیچه تو گوشم !
یادته ؟ مییییخندیدیم ... آره ! یه زمانی با هم میخندیدیم به زمین و زمان و هر چی که بود و نبود ...
یه زمانی به خودم میبالیدم که جزو معدود آدماییم که میتونم بخندونمت و تو اون چشایِ قهوه ای ِ خوشرنگت برق بندازم...
یادته میگفتم اینقد خوش شانس نیستم که داشته باشمت ؟
میدونی ؟ میشد که بشه آ ولی .....
.
- بعدی ، رستاک - دریا
#محیکس 💛
پیامایی که فراموش شدن و حسی که توشون بوده کلی دستخوش تغییر شده ،پیامایی که توشون ناراحتیِ طرفِ مقابل مهم بود ، پیامایی که توشون "جانم" دو طرفه بود ، پیامایی که امکان نداشت که "شبت بخیرش" با چنتا قلبِ زردِ خوشگل دلنشین نشه ، پیامایی که سرشار بودن از آرامش ... پیامایی که توشون غرور و لج بازی نقشی نداشت و در عوض صمیمیتی که توش بود لنگه نداشت !
چقدر دلم واسه اون موقع ها که باهم یه آهنگو پلی میکردیم و متنشو مینوشتیم و از اونجا که من تایپم سریع تر بود تو فقط قسمتایِ عاشقونشو مینوشتی ، تنگ شده ...
واسه اون لحظه هایی که یهو دلم بی هوا ، هواتو میکرد و چن ثانیه بعدش داشتم باهات حرف میزدم ...
واسه اون موقع ها که سنگِ صبورِ هم بودیم ...
واسه اون موقع ها که داشتیم به این نتیجه میرسیدیم که دوقلوییم و تازه همو بعدِ اینهمه سال پیدا کردیم...
واااای که هنوزم دلم هرّی میریزه وقتی صدایِ خنده هات میپیچه تو گوشم !
یادته ؟ مییییخندیدیم ... آره ! یه زمانی با هم میخندیدیم به زمین و زمان و هر چی که بود و نبود ...
یه زمانی به خودم میبالیدم که جزو معدود آدماییم که میتونم بخندونمت و تو اون چشایِ قهوه ای ِ خوشرنگت برق بندازم...
یادته میگفتم اینقد خوش شانس نیستم که داشته باشمت ؟
میدونی ؟ میشد که بشه آ ولی .....
.
- بعدی ، رستاک - دریا
#محیکس 💛
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
نه بابا خندونیم. انگار ما دیوونه ایم بشینیم نصفِ شبی به این فکر کنیم که یعنی الان حواسش هست لباس گرم بپوشه یا باز سرما میخوره و کسی نیست مراقبش باشه. نکنه سردرد داشته باشه یا دلش قدم زدن بخواد و کسی نباشه کنارش. نکنه کسی نباشه براش بمیره. اووووه ، نکنه کسی باشه کنارش؟ نکنه کسی باشه بمیره براش از ما هم قشنگ تر؟ نکنه یادش رفته باشه ما رو؟
نه بابا، دیوونه نیستیم که از این فکرا کنیم آخره شبی . بله، یه ذره چشمامون میسوزه، آب ازش میاد که اونم حساسیت فصلیه. حساسیت داریم به چارفصل سال، بعد رفتنِ کسی که مثل هیچکس نبود.....
#محیکس
نه بابا، دیوونه نیستیم که از این فکرا کنیم آخره شبی . بله، یه ذره چشمامون میسوزه، آب ازش میاد که اونم حساسیت فصلیه. حساسیت داریم به چارفصل سال، بعد رفتنِ کسی که مثل هیچکس نبود.....
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
من حتي وقتايي كه خيلي بدي
ازت دل نميكنم
ميشينم اون روزايي كه خوب بودي
رو مرور ميكنم!
عشق ديگه به چي ميگن . . . ؟
#محیکس
ازت دل نميكنم
ميشينم اون روزايي كه خوب بودي
رو مرور ميكنم!
عشق ديگه به چي ميگن . . . ؟
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
من هنوز معتقدم که دنبال شاهزادهه گشتن راه درستی نیست! به نظر من فرد درست توی زندگی هرکسی اونی نیست که نزدیکترین ادم به معیارهاش باشه .... بلکه اون فردیه که با اومدنش معیارهای ذهنیمون رو تغییر میده ... و خودش میشه یه معیار ثابت !! طوریکه حتی بعد از اون همه ی ادمایی که وارد زندگیمون میشن رو با میزان شباهتشون با اون میسنجیم!
اینطوریه که ادمها گاهی تا ۶۰ سالگی هم دنبال حسی شبیه به ۴۰ سال پیش میگردن ...!
بنابراین اگه یه روزی معیارتو پیدا کردی ... حفظش کن!
( احمق بازی درنیار )
#محیکس
اینطوریه که ادمها گاهی تا ۶۰ سالگی هم دنبال حسی شبیه به ۴۰ سال پیش میگردن ...!
بنابراین اگه یه روزی معیارتو پیدا کردی ... حفظش کن!
( احمق بازی درنیار )
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
دوست داشتن یه نفر دیوونگیه،
دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست
دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست،
اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه
#محیکس
دوست داشته شدن توسط یه نفر یک هدیه ست
دوست داشتن کسی که دوست داره وظیفست،
اما دوست داشته شدن توسط کسی که دوسش داری زندگیه
#محیکس
شما نمیدونید چی به آدما میگذره، میدونید؟ میدونید پشت لبخندشون، پشت سر تکون دادنشون، پشت آره راس میگیاشون چیه؟ میدونید پشت تلاش کردنشون، پشت خسته شدنشون، پشت بازم ادامه دادنشون، چیه؟ میدونید آدما یه وقتایی شبا با فکر کردن به همه ی اتفاقایی که دوست نداشتن و افتاده و مسیر زندگی ای که دوس ندارن و تووشن و کارایی که دوس ندارن و انجام میدن خوابیدن و صبح دوباره پاشدن و همه زورشونو زدن که ادامه بدن؟ میدونید چقدر نشستن و خودشونو دلداری دادن؟ میدونید چقدر شونه های خودشونو مالیدن که بتونن، که بازم بتونن؟
نمیدونید که میزنید توو دلشون. نمیدونید که به روشون میارید کجان و چیکار میکنن. نمیدونید که مسخره شون میکنید. نمیدونید که هر چیو که با خودشون به زور و زحمت حل کردن تووی سه ثانیه میزنید توو صورتشون. نمیدونید دیگه. نمیدونید لابد.
نمیدونید که میزنید توو دلشون. نمیدونید که به روشون میارید کجان و چیکار میکنن. نمیدونید که مسخره شون میکنید. نمیدونید که هر چیو که با خودشون به زور و زحمت حل کردن تووی سه ثانیه میزنید توو صورتشون. نمیدونید دیگه. نمیدونید لابد.
گاهی باید در ازدحام دم و بازدم های این شلوغ, نفست را حبس کنی تا بخار دهنت روزهای سرد زمستانت را مات نکند ✨
گاهی باید دستانت را بدرقه مرغان آسمان کنی ک یک عمر تهمت گریه ب آنها زدند ✨
گاهی باید سر تمام اعتقاداتت زیر پا له شود تا مبادا گندم زار دلت را ب آتشی عریان کنند ✨
گاهی باید زد زیر تمام استکان های چای ای که برای سرد شدنشان شاعر را زاییدند ✨
ولی
ولی هیچگاه نباید ب ریش خود خندید تا مبادا حرمت پرده آخر کنار رود ✨
👤 #samitext
گاهی باید دستانت را بدرقه مرغان آسمان کنی ک یک عمر تهمت گریه ب آنها زدند ✨
گاهی باید سر تمام اعتقاداتت زیر پا له شود تا مبادا گندم زار دلت را ب آتشی عریان کنند ✨
گاهی باید زد زیر تمام استکان های چای ای که برای سرد شدنشان شاعر را زاییدند ✨
ولی
ولی هیچگاه نباید ب ریش خود خندید تا مبادا حرمت پرده آخر کنار رود ✨
👤 #samitext
آسمان را
از من بگیرند
زیرِزمين میبوسمت!
زمین را
از من بگیرند
روی ماه میبوسمت!
ماه را
نیز بگیرند
در مریخ میبوسمت!
دنیا را
هم بگیرند
در رویا میبوسمت!
حتی لبهایم را بگیرند
من
با چشمهایم
باز هم میبوسمت!
کفشدوزک آبی مریخی
از من بگیرند
زیرِزمين میبوسمت!
زمین را
از من بگیرند
روی ماه میبوسمت!
ماه را
نیز بگیرند
در مریخ میبوسمت!
دنیا را
هم بگیرند
در رویا میبوسمت!
حتی لبهایم را بگیرند
من
با چشمهایم
باز هم میبوسمت!
کفشدوزک آبی مریخی
نکبت و خستگی و بیزاری سرتاپایم را گرفته. دیگر بیش از این ممکن نیست. به همین مناسبت نه حوصله شکایت و چس ناله دارم و نه می توانم خود را گول بزنم و نه غیرت خودکشی دارم، فقط یک جور محکومیت قی آلودی است که در محیط گند بی شرم مادرقحبه ای باید طی کنم. همه چیز بن بست است و راه گریزی هم نیست.
نامه به محمدعلی جمالزاده
صادق هدایت
نامه به محمدعلی جمالزاده
صادق هدایت
نتى كه سالها گم شده بود در دست هاى پيانوى پير؛ پيدا كرد. دختر بلند شد و دامنش در رقصى قديمى جان گرفت! دخترى هفتاد ساله... دامنى هفت ساله و دلى كه تازه داشت به دنيا مى آمد.
-گروس عبدالملكيان
-گروس عبدالملكيان
تصور میکردم دیگر به او فکر نمیکنم، اما کافی بود لحظهای در محلی اندکی آرام، تنها شوم تا دوباره یاد او به سراغم بیاید ...
#آنا_گاوالدا
#آنا_گاوالدا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM