عشق تو سه کلمه میشه:
چشماش
حرفاش
نوشتههاش
چشماش مترادف جادوئه
حرفاش مترادف آرامش
نوشتههاشم دلیل عاشق شدنم
چشماش
حرفاش
نوشتههاش
چشماش مترادف جادوئه
حرفاش مترادف آرامش
نوشتههاشم دلیل عاشق شدنم
ما قول های زیادی به هم داده بودیم ، مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و خنده هایت فقط دل من را به قَنج بیاورد ، من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم ، تو چالِ دیوانه کنندهات را برای من ، من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند، من شانه هایم را برای تو و تو غرق شدن در موهایت را برای من ، من بازوهایم را برای چرخانَدنت زیر باران ، تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورتِ من ، مثلا قول داده بودیم که طَپش قلب تو شب ها لالایی من باشد و شمردن نفس های من بازی تو برای خواب رفتن ، قول داده بودی من روز را برایت رنگین کمان کنم ، آوردن چای با من ، گذاشتن موسیقی و بلند خواندن کتاب با تو ، مثلا قول داده بودیم تو برای من باشی من برای تو ، من تو را تا آخر دنیا دوست داشته باشم و تو من را ، و من حالا نمی دانم که تو کجایی ، چه می کنی ، برای که هستی و به چه کسی قول می دهی
و ما آدم ها چقدر بد قولیم .
#مسعود_ممیزالاشجار
و ما آدم ها چقدر بد قولیم .
#مسعود_ممیزالاشجار
نوار کاست مَغزم را اگر در بیاورند!
تیکه به تیکه اش را که گوش بدهند؛
شک نکن
لیلی را شیرین تَر
و
فرهاد را مجنون تَر
میکند...!
تو اگر از ذهن من "فاش" شوی بهم میریزی تمام عاشقانه های دنیارا!!
نخند اینگونه دیوانه.!
به این ها رحم کن
چشم هایت را ببند
و برو
بگذار "فرهاد" نقش اول عاشقانه ها بماند...!
#زهی_حیدری
تیکه به تیکه اش را که گوش بدهند؛
شک نکن
لیلی را شیرین تَر
و
فرهاد را مجنون تَر
میکند...!
تو اگر از ذهن من "فاش" شوی بهم میریزی تمام عاشقانه های دنیارا!!
نخند اینگونه دیوانه.!
به این ها رحم کن
چشم هایت را ببند
و برو
بگذار "فرهاد" نقش اول عاشقانه ها بماند...!
#زهی_حیدری
-هنوزم صداتو میشنوم دستو دلم میلرزه دلبر!
جیمی واقعا بابات بخاطر مامانت مغز خودشو ترکوند؟
آره، پای تلفن بوده به مامانم گفته یه تفنگ دستشه بهش گفته اگه برنگردی پیشم خودم رو میکشم. حالا برمیگردی؟
مامانم هم گفته نه!
بعد یه صدای تیر اومد و همین...
بعد مامانت چیکار کرد؟
گوشی رو گذاشت!
#چارلز_بوکفسکی
آره، پای تلفن بوده به مامانم گفته یه تفنگ دستشه بهش گفته اگه برنگردی پیشم خودم رو میکشم. حالا برمیگردی؟
مامانم هم گفته نه!
بعد یه صدای تیر اومد و همین...
بعد مامانت چیکار کرد؟
گوشی رو گذاشت!
#چارلز_بوکفسکی
۲۸ جولای ۱۹۱۴؛
در آن ساختمان ۶طبقه همه میترسیدیم
نمیدانستم این شروع جنگ جهانی است وگرنه در همان راهروی نم کشیده میگفتم دوستت دارم..!
#پیانیست
در آن ساختمان ۶طبقه همه میترسیدیم
نمیدانستم این شروع جنگ جهانی است وگرنه در همان راهروی نم کشیده میگفتم دوستت دارم..!
#پیانیست
چشمهایش همه آن چیزی را که صدایش نمیتوانست، به من گفت. ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛ بیآنکه واژهای گفته باشیم.
صدای_آرچر
#میا_شریدن
عکس:ادری هیپرن
صدای_آرچر
#میا_شریدن
عکس:ادری هیپرن
من میخواستم
باهاش دعوا کنم
چهار تا لیچار بارم کنه
بلکه مهرش از دلم بره...
چمیدونستم وقتی
عصبانی میشه جذابتره...
باهاش دعوا کنم
چهار تا لیچار بارم کنه
بلکه مهرش از دلم بره...
چمیدونستم وقتی
عصبانی میشه جذابتره...
اونجا که اِبی جان میگه :
"من از تویی که بد کردی بامن،گله میکنم،دل نمیکنم"
خیلی عاشقه،خیلی
"من از تویی که بد کردی بامن،گله میکنم،دل نمیکنم"
خیلی عاشقه،خیلی
دراز کشیدیم لبِ آب ،دستم زیرِ سرته ... یه آتیشه مثلثی که روش یه کتریه ... داری با انگشتت اون ردیف ستاره هایی که شکله عدد هشتنو نشون میدی و سعی داری ربطش بدی به اون تتویه اینفینیتیی که چند وقت پیش زده بودم ، دیوونه ای دیگه ... منم با اون یکی دستم دارم موهای قهوه ایتو که جمع شدن زیرِ گردنم در میارمو بوشون میکنم ، بویِ دارچینه تازه میدن، از اون بوها که عطرش مستت میکنه ، از اونا که دوس داری تمومشو بکشی داخله ریه هات و ایییینقد حبسشون کنی تا سُرفت بگیره ...
صدام میزنی که بپرسی بالاخره قانع شدم که شبیهِ هشتن یا نه؟! آاادمِ ساده ... خیال کرده وقتی موهاش تو دستمه تو این دنیا میمونمو متوجه میشم که چی میگه ... ولی با اینکه هیچی نفهمیدم میگم اره ، میدونم میخواس تهش برسه به اون تتوعه ... پیشدستی میکنمو میگم تازه شبیهِ اون تتوعه م هستاا نه ؟؟ ذوق میکنه ... نیشش تا بنا گوشش وا میشه و منه خرم با ذوق کردنش دلم هرّی میریزه ...
یهو موج میزنه و پاهایه جفتمون خیس میشه ... میخنده ؛ از اون قهقهه بلنداش که دیوونشون میشیو همیشه میمونه تو سرتو اکو میکنه و وقتایه دلتنگی دمار از روزگارت در میاره ...
صدایِ قل اومدنِ کتری میادو پا میشه میره که دوتا چایی بریزه ...
یه صدایی اذیتم میکنه ... چشامو میبندمو میمیکه صورتم مِه میشه تا اون صداعه رو واضحتر بشنوم ... یکی داره اسممو صدا میکنه ... مادربزرگمه...
-مگه بهت نمیگم گازو خاموش کن ؟ کَر شده انگاری ...سه ساعته رفتی یه کتریو خاموش کنی ؟؟
ای وااااای ، چرا لیوانو آبو خالی کردی کفه اتاق ؟؟ هنوزم که این شکلکا رو پاک نکردی از رو دستت ؟؟ چته بچه ؟؟ نکنه عاشق شدی ؟؟
انگاری لال شدم ، شاید ذهنم هنوز تو اون ساحلِ پیشه تو و نمیتونه برگرده به واقعیت ... شایدم تو اون ساحل ، تو اون خیال ، تو اون کروِ موهات چیزایِ قشنگ تری نسبت به این واقعیتِ مجازی هست !
#محیکس
صدام میزنی که بپرسی بالاخره قانع شدم که شبیهِ هشتن یا نه؟! آاادمِ ساده ... خیال کرده وقتی موهاش تو دستمه تو این دنیا میمونمو متوجه میشم که چی میگه ... ولی با اینکه هیچی نفهمیدم میگم اره ، میدونم میخواس تهش برسه به اون تتوعه ... پیشدستی میکنمو میگم تازه شبیهِ اون تتوعه م هستاا نه ؟؟ ذوق میکنه ... نیشش تا بنا گوشش وا میشه و منه خرم با ذوق کردنش دلم هرّی میریزه ...
یهو موج میزنه و پاهایه جفتمون خیس میشه ... میخنده ؛ از اون قهقهه بلنداش که دیوونشون میشیو همیشه میمونه تو سرتو اکو میکنه و وقتایه دلتنگی دمار از روزگارت در میاره ...
صدایِ قل اومدنِ کتری میادو پا میشه میره که دوتا چایی بریزه ...
یه صدایی اذیتم میکنه ... چشامو میبندمو میمیکه صورتم مِه میشه تا اون صداعه رو واضحتر بشنوم ... یکی داره اسممو صدا میکنه ... مادربزرگمه...
-مگه بهت نمیگم گازو خاموش کن ؟ کَر شده انگاری ...سه ساعته رفتی یه کتریو خاموش کنی ؟؟
ای وااااای ، چرا لیوانو آبو خالی کردی کفه اتاق ؟؟ هنوزم که این شکلکا رو پاک نکردی از رو دستت ؟؟ چته بچه ؟؟ نکنه عاشق شدی ؟؟
انگاری لال شدم ، شاید ذهنم هنوز تو اون ساحلِ پیشه تو و نمیتونه برگرده به واقعیت ... شایدم تو اون ساحل ، تو اون خیال ، تو اون کروِ موهات چیزایِ قشنگ تری نسبت به این واقعیتِ مجازی هست !
#محیکس
شازده کوچولو گفت:
شاید باورت نشه
گل با تعجب پرسید:
چیو ؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید
و تا صبح به #تو فکر کرد ...
شاید باورت نشه
گل با تعجب پرسید:
چیو ؟
شازده کوچولو گفت:
اینکه بعضی شبا میشه نخوابید
و تا صبح به #تو فکر کرد ...
گاهي وقتا حس ميكنم به وسعت تاريخ تنهام؛ به اندازه شعر هاي فروغ احساس دلتنگي ميكنم، به تعداد روزهايي كه فرهاد كوه ميكَند حس اميد كم دارم، حس ميكنم يه جاي اين تاريخ گير افتادم؛ فكر ميكنم يوسفي هستم كه قراره هيچ وقت از تهِ اون چاه بالا نياد...