۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
"چيكار كردى با من كه دوسِت نداشته باشم؟
كاش آروم در گوشم ميگفتى برو على عشقى..
تو ميگفتى على عشقى ،
من ديوونت ميشدم!
سيگار كنج لبت ميشدم!
كوكى ميشدم!
گربه ميشدم!
تجريش ميشدم!
كافه ميشدم...
ولى كو دست هات؟
كو دست هات؟ :))
تو گفتى،نوشتى ميشه دستامو بگيرى؟
من محكم گرفتم...
كجا رهاش كردم؟
كجا رهاش كردى؟ :)

#سجاد_افشاريان
به عنوان كسى كه دوستت دارد
از تو فقط يك چيز مى خواهم
جورى رفتار كن
جورى حرف بزن
جورى جواب بنويس
جورى پاى حرفهايت بمان
كه من هيچوقت دلم نيايد كه لحظه اى پشتِ سرت بگويم:
" نشد كه نشد "

#فريد_صارمى
دیدی یه وقتایی میری مهمونی،دورهمی یا یه جای خیلی قشنگو چیزای جالب میبینی؟
بعد با خودت میگی :
کاش فلانی بود، اخه اون چنین جاهایی رو خیلی دوس داره؛
اخ اگه بود ...چقد‌ به جفتمون بیشتر خوش میگذشت،
مثل همیشه با شیرین زبونیاش میخندوندمون ، خاطره میساختیم و کلی عکسای قشنگ میگرفتیم
و اینقد غرق رویای بودنش میشی که وقتی به خودت میای میبینی اون لحظات خوش تموم شده و از دستت رفته.
میدونی؟
الان رو یه نقطه قشنگ و رویایی زندگیم ایستادم
حالم‌ خوبه خوبه...
بیشتر از همه‌ی هم سن و سالهام احساس خوشبختی میکنمو خالی از هر حس و حال بدی زندگی.
ولی اینقد درگیر نبودنتم که این خوشی از گلوم پایین نمیره ، بغض میشه و ضربه میزنه به حال خوبم.
میدونم یه روز به خودم میامو میبینم اینقد درگیر نبودنت شدم که روزای خوب تموم شده و پیری نشسته روی موهامو توی چشمام.
کاش زود تر از پیری تو برسی تا این روزهای خوب تموم نشن و تا ابد خوشبخت ترین آدم دنیا بمونم.
میشه زود تر از پیری برسی؟

#دنیا_کاف
من به زنی که پشت عابر بانک ِ بانک شهر شکم گربه اش را می مالد
به تیترِ«پاریس دختر نوزده ساله ی مایکل جکسون»
به « بازیگر ایرانی کنار دوست سوئدی»
من به تصادف موتور سیکلت با هاچ بک سفید، به گزارش حذف کنکور،به خنده های داخل گلوی بابایم موقع" چرا من با همه اینجوری ام ولی بقیه با من اینجوری » گفتنِ محسن تنابنده ، من به صدای دختر های دبیرستانی که یکیشان به آن یکی میگوید " نکنه فکر میکنی سوفیا لورنی » نگاه می کنم و یکباره یادم می آید نیستی.
من موقع خواندن عدد ِ آنلاینی های لایو صدف بیوتی، نگاه کردن به تبلیغ شلوارهای مام جین، پست های همسر شهیدِ سانچی و بازیگر ِ حریم سلطان با چادر یکباره یادم می آید نیستی.

من که فراموش کرده ام با ظرفیت یکی کمتر ،مهندسِ دانشگاه دولتی نیستم. فراموش کرده ام مامان می گوید قاب عکس اوریانافالاچی و سیگار کشیدنش روی دیوار برای شوهر کردنم بد است. من که فراموش کرده ام اصل لانه ی کبوتر چیست و ادرس وبسایتِ کازینوهای انلاین چه بود یک باره یادم می آید که نیستی‌.

تو نیستی و ولیعصر هنوز طولانی ترین خیابان خاورمیانه است. نیستی و زیرگذرهای تئاترشهر هنوز به انقلاب_شرق می رسند . قیمت دلار باز هم بالاتر می رود. نیستی و هنوز هم موقع تلفظ قرصِ "رانیتیدین" می گویم "رانیتیلین".. تو نیستی و نسخه ی بی کیفیت عصبانی نیستم روی یوتیوب پخش می شود، دوستم با محمدرضا فروتن عکس دارد. تئاترهایی که تخفیف دانشجویی ندارند نمی بینم.
تو نیستی و صدات توی هدفون پست شده از دیجی کالایام جا مانده. تو نیستی و «عشق ِ قشنگم» گفتن ِ هر آدمی که رد می شود و تو نیست دلم را به هم میریزد. تو نیستی و عود کردن سیاتیکِ مریم گریه ام را در می اورد.کمرم تیر می کشد. نبودنت توی بدنم قوس میخورد و یاد ده سالگی و بریدنِ مدام دست هام با نوک پرگار کلاس های ریاضی می افتم.
من برای زنی که کنار بانک شهر شکم گربه اش را می مالد گریه می کنم. برای عکس بازیگر ایرانی کنار دوست سوئدی گریه میکنم. برای تصادف های ساعت دوازده ظهر گریه میکنم . برای بنرِ «دیروز آشنا امروز دوست »ِ اسنپ گریه میکنم. من به تبلیغ غذاهای اماده ی رستوران زنگ می زنم و صدای گرفتن اب دماغم پشت گوشی پخش می شود. من دستمالهای رژ لبی ام را توی جوی آب می اندازم و همانطور که کنار تراکت ها خیس می شوند می دانم با اینکه فیلتر تمام سیگارها شبیه هم اند،از انگشت هات می شناسمت.می دانم اگر فالش خواندن شلوغی های تهران را پاز کنم صدات می آید.اگر همت را به شهید بابایی ترجیح دهم صدات می آید. اگر سرم را از نوشته ی " %75 sale " برگردانم صدات می آید . اگر حواسم را از پچ پچ توریست های ارمنی سعدآباد بگیرم صدات می آید. اگر قبل از « ممنون بابت خریدتون»گفتن ِ فروشنده ی فروشگاه Lc فرار کنم صدات می آید. اگر پژو ۴۰۵ نقره ای کنار بزند صدات می آید. اگر دخترهای دبیرستانی دوست پسر هم را نقاپند و کسی شبیه سوفیا لورن نباشد،اگر پرژک از همه ی دانه ها شامپو تولید نکند و صدای گوینده اش را مدام از تلوزیون پخش نکنند،
هنوز صدات می آیدو
به یکباره فراموش میکنم چه قدر نبوده ای..

#الهه_سادات_موسوی
من به زنی که پشت عابر بانک ِ بانک شهر شکم گربه اش را می مالد
به تیترِ«پاریس دختر نوزده ساله ی مایکل جکسون»
به « بازیگر ایرانی کنار دوست سوئدی»
من به تصادف موتور سیکلت با هاچ بک سفید، به گزارش حذف کنکور،به خنده های داخل گلوی بابایم موقع" چرا من با همه اینجوری ام ولی بقیه با من اینجوری » گفتنِ محسن تنابنده ، من به صدای دختر های دبیرستانی که یکیشان به آن یکی میگوید " نکنه فکر میکنی سوفیا لورنی » نگاه می کنم و یکباره یادم می آید نیستی.
من موقع خواندن عدد ِ آنلاینی های لایو صدف بیوتی، نگاه کردن به تبلیغ شلوارهای مام جین، پست های همسر شهیدِ سانچی و بازیگر ِ حریم سلطان با چادر یکباره یادم می آید نیستی.

من که فراموش کرده ام با ظرفیت یکی کمتر ،مهندسِ دانشگاه دولتی نیستم. فراموش کرده ام مامان می گوید قاب عکس اوریانافالاچی و سیگار کشیدنش روی دیوار برای شوهر کردنم بد است. من که فراموش کرده ام اصل لانه ی کبوتر چیست و ادرس وبسایتِ کازینوهای انلاین چه بود یک باره یادم می آید که نیستی‌.

تو نیستی و ولیعصر هنوز طولانی ترین خیابان خاورمیانه است. نیستی و زیرگذرهای تئاترشهر هنوز به انقلاب_شرق می رسند . قیمت دلار باز هم بالاتر می رود. نیستی و هنوز هم موقع تلفظ قرصِ "رانیتیدین" می گویم "رانیتیلین".. تو نیستی و نسخه ی بی کیفیت عصبانی نیستم روی یوتیوب پخش می شود، دوستم با محمدرضا فروتن عکس دارد. تئاترهایی که تخفیف دانشجویی ندارند نمی بینم.
تو نیستی و صدات توی هدفون پست شده از دیجی کالایام جا مانده. تو نیستی و «عشق ِ قشنگم» گفتن ِ هر آدمی که رد می شود و تو نیست دلم را به هم میریزد. تو نیستی و عود کردن سیاتیکِ مریم گریه ام را در می اورد.کمرم تیر می کشد. نبودنت توی بدنم قوس میخورد و یاد ده سالگی و بریدنِ مدام دست هام با نوک پرگار کلاس های ریاضی می افتم.
من برای زنی که کنار بانک شهر شکم گربه اش را می مالد گریه می کنم. برای عکس بازیگر ایرانی کنار دوست سوئدی گریه میکنم. برای تصادف های ساعت دوازده ظهر گریه میکنم . برای بنرِ «دیروز آشنا امروز دوست »ِ اسنپ گریه میکنم. من به تبلیغ غذاهای اماده ی رستوران زنگ می زنم و صدای گرفتن اب دماغم پشت گوشی پخش می شود. من دستمالهای رژ لبی ام را توی جوی آب می اندازم و همانطور که کنار تراکت ها خیس می شوند می دانم با اینکه فیلتر تمام سیگارها شبیه هم اند،از انگشت هات می شناسمت.می دانم اگر فالش خواندن شلوغی های تهران را پاز کنم صدات می آید.اگر همت را به شهید بابایی ترجیح دهم صدات می آید. اگر سرم را از نوشته ی " %75 sale " برگردانم صدات می آید . اگر حواسم را از پچ پچ توریست های ارمنی سعدآباد بگیرم صدات می آید. اگر قبل از « ممنون بابت خریدتون»گفتن ِ فروشنده ی فروشگاه Lc فرار کنم صدات می آید. اگر پژو ۴۰۵ نقره ای کنار بزند صدات می آید. اگر دخترهای دبیرستانی دوست پسر هم را نقاپند و کسی شبیه سوفیا لورن نباشد،اگر پرژک از همه ی دانه ها شامپو تولید نکند و صدای گوینده اش را مدام از تلوزیون پخش نکنند،
هنوز صدات می آیدو
به یکباره فراموش میکنم چه قدر نبوده ای..

#الهه_سادات_موسوی
تنها بودن تا یه دوره ای ترس داره
بعد از اون دیگه با کسی بودن برات ترس داره
حتی برای تمام دنیاهم
اگر زنی مقتدرباشم

دوست دارم درآغوشِ تو؛
همان دخترکِ بی دست وپایِ نق نقو شوم
که دلش عروسک میخواهد!

میشودبرای دخترک احساسم
پدری کنی؟!

#نرگس_صرافیان_طوفان
عشق تو سه کلمه میشه:
چشماش
حرفاش
نوشته‌هاش

چشماش مترادف جادوئه
حرفاش مترادف آرامش
نوشته‌هاشم دلیل عاشق شدنم
ما قول های زیادی به هم داده بودیم ، مثلا قول داده بودی چشم هایت برای من باشد و خنده هایت فقط دل من را به قَنج بیاورد ، من گونه های نرمم را برای تو کنار بگذارم ، تو چالِ دیوانه کننده‌ات را برای من ، من صدایم را که زیر لب شجریان می خواند و تو صدای ظریفت که اسمم را ترانه می کند، من شانه هایم را برای تو و تو غرق شدن در موهایت را برای من ، من بازوهایم را برای چرخانَدنت زیر باران ، تو دست هایت را برای بازی کردن روی صورتِ من ، مثلا قول داده بودیم که طَپش قلب تو شب ها لالایی من باشد و شمردن نفس های من بازی تو برای خواب رفتن ، قول داده بودی من روز را برایت رنگین کمان کنم ، آوردن چای با من ، گذاشتن موسیقی و بلند خواندن کتاب با تو ، مثلا قول داده بودیم تو برای من باشی من برای تو ، من تو را تا آخر دنیا دوست داشته باشم و تو من را ، و من حالا نمی دانم که تو کجایی ، چه می کنی ، برای که هستی و به چه کسی قول می دهی
و ما آدم ها چقدر بد قولیم .

#مسعود_ممیزالاشجار
نوار کاست مَغزم را اگر در بیاورند!
تیکه به تیکه اش را که گوش بدهند؛
شک نکن
لیلی را شیرین تَر
و
فرهاد را مجنون تَر
میکند...!
تو اگر از ذهن من "فاش" شوی بهم میریزی تمام عاشقانه های دنیارا!!
نخند اینگونه دیوانه.!
به این ها رحم کن
چشم هایت را ببند
و برو
بگذار "فرهاد" نقش اول عاشقانه ها بماند...!

#زهی_حیدری
-هنوزم صداتو میشنوم دستو دلم میلرزه دلبر!
جیمی واقعا بابات بخاطر مامانت مغز خودشو ترکوند؟
آره، پای تلفن بوده به مامانم گفته یه تفنگ دستشه بهش گفته اگه برنگردی پیشم خودم رو میکشم. حالا برمیگردی؟
مامانم هم گفته نه!
بعد یه صدای تیر اومد و همین...
بعد مامانت چیکار کرد؟
گوشی رو گذاشت!

#چارلز_بوکفسکی
۲۸ جولای ۱۹۱۴؛
در آن ساختمان ۶طبقه همه میترسیدیم
نمیدانستم این شروع جنگ جهانی است وگرنه در همان راهروی نم کشیده میگفتم دوستت دارم..!
#پیانیست
چشم‌هایش همه‌ آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست، به من گفت. ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛ بی‌آنکه واژه‌ای گفته باشیم.

صدای_آرچر
#میا_شریدن
عکس:ادری هیپرن