۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو چِشمات کلا سوژه های خوبی هَستن ؛
من میخوام اقرار کنم ،
سوگند بخورم که
اگر تا الان چیزی از مَن خوندید
مدیونه چشمای این خانم هَستید ..
بابا بخُدا حاضرم یکی از خودِ شما
بیاد بشینه جای من
اگه خود به خود شاعر نشُد ؛
نه پشیمون شدم !
چرا اصلا باید یکی دیگه برای تو شعر بگه ؟!..
من خودم دیوان مینویسم برات ،
نه حالا مثلِ شهریار
ولی خب "به قَدر وسع بکوشَم" دیگه ..
عب نداره تو ناز کن ،
بعضی وقتا برو و بیا ،
اذیت کن ،
ما میسازیم ..
منّتِ تو که میکشیم هیچ ،
بغلتم میکنیم ، پیشونیتم ماچ میکنیم
دستاتم "ها" میکنیم ..
به هَرحال
"هرکه را طاووس خواهَد جور هندوستان کِشد"
داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین با صدای خیلی بلندِ ‌موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت!!
و پرت کرد تووی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت ...
به گمانم آن ماشین
عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها 
و دلتنگی پخش میکرد
لعنتی...

#مریم_قهرمانلو
بچه كه بودم،
آرزويم اين بود بزرگ كه شدم،
تمامِ موزيك هايِ غمگينِ دنيا را پاك كنم و همه جا را پر كنم از آهنگ هاي شادِ شادِ شاد!
همان هايي كه بايد همراه خواننده توام فرياد بزني و بالا و پايين بپري...
بزرگ تر كه شدم،
قلبم كه شكست،
چشمم كه پر از اشك شد،
دلم كه تنگ شد،
دلم كه تنگ شد....
فهميدم بعضي موزيك هارا براي سكوت كردن ميسازند...
براي اينكه خواننده بخواند و
تو گوش كني و
شايد دو سه قطره اشك بريزي...
بي صدا!
بي آنكه كسي بويي ببرد...
و آرام كني اين دردِ بي درمانِ #رفتن هاي بي منطق را...

#شيما_بهزاد
- مارکوس می دونی تنها راهی که میشه فهمید یک نفر رو چقدر دوست داری چیه؟
+ نه!
- اینه که از دستش بدی!
#دلتنگی زخمِ عمیقِ قلبم بود!
Monzavi
Rastaak
همه میگن که مردا معمولا
زیر آوار غم قوی میشن
بعضی از مردا اما میشکنن
شکل شعرای منزوی میشن 💛
-‏حقیقتا در چنین روز زیبای بهاری آدم دوست داره یقه ی کریس مارتین رو بگیره و ازش بپرسه: اونجایی که تو آهنگ in my place میگی “اگه بری اگه بری، من رو تنها و به حال خودم بذاری، من باز هم منتظرت میمونم” دقیقا تا کی باید منتظر موند؟
دلم میخواد بیوفتم تو یه رابطه ای که
هر وقت کسی ازم پرسید :
چطوری؟
بگم :
او در بَر و ایام به کام است...
گاه در اوهامم تو را میبینم_ که در " برزخ " با دو بسته سیگار "_ دنبالم میگردی ،
بگذریم
حالم همچنان خوب نیست...

#حسین_پناهی
اگه یه کانالِ پرایویت از وویساش ندارین و هر شب از اول تا آخرشونو گوش نمیدین، ینی هنوز #عاشقش نیستین =))
همیشه در حد یک سلام و احوال پرسی بود، حداقل برای من. یعنی انقدر توی روزمرگی خودم بودم که فکر نمی‌کردم قراره اتفاقی بیفته. همه چیز از یک احوال پرسی متفاوت شروع شد. بعد از مدتی غیبت، یه روز پیام داد که خبری ازت نیست؟ خوبی؟ اعتراف می کنم این عجیبترین سوالی بود که توی زندگیم باید جواب می‌دادم. قبل از جواب دادن، رفتن توی آینه خودم رو نگاه کردم، دست انداختم لای موهام تا مرتبش کنم. چروك لباسم رو صاف كردم و يه نفس عميق كشيدم. احساس کردم بعد از مدتها ته خنده‌ای روی صورتم هست. اینکه کسی زمان غیبتم رو داشته باشه، به خودی خود عجیب بود، چه برسه به اینکه کسی بخواد نگرانم بشه. این حال پرسیدن برام، با همه حال پرسیدن‌های دیگه فرق داشت. احساس می‌کردم قلبم تندتر میزنه، دستام بی‌حس شده و چشمام دارن زور می‌زنن که خوب ببین. از اون روز به بعد، اتفاقات خوب، تند و تند می‌افتاد. احساس می‌کردم توی عمرم، هیچ‌وقت تا این انداره منتظر کسی نبودم، انتظار به تنهایی میتونه پیغمبر خدا رو از پا دربیاره، من که جای خود داشتم. حرص بودنش دیوونم می‌کرد، برای خبر گرفتن ازش، زمان کشدار جلو می‌رفت. روزها انگار نمی‌گذشت و چیزی توی دل من بی‌وقفه می‌جوشید. واقعیت اینه که ممكنه توی عمرت، صد بار، هزار بار شاید اصلا یک میلیون بار، آدم به آدم اسمت رو صدا کرده باشن، اما توی زندگی هرکسی فقط یکبار پیش میاد که یکی، به اسم کوچیک صدات کنه و تو دلت بخواد هزاربار اسمت رو با صدای اون بشنوی...
دلبستگی، پدرِ آدم رو درمياره.

#پویا_جمشیدی
من حتی وقتایی که خودم رو دوست نداشتم هم تورو دوست داشتم
خُب؟
تو چقدر عوض شدی
با کی‌ دارم اشتباه میگیرمت ؟

😞
پشت جمله ی "میشه برگردی"
یه نفر در حال مرگه
لطفا هواشو داشته باشید !!
Asheghtarin
Alireza Arianfar
چو من هر کَس ، من ، من با همین دلداده گیم // پیشِ تو آرام جان میگیرم ، ای زیباترین 💛
گفت:میدانی اولین بوسه جهان چطور کشف شد؟
گفت: در زمان های بسیار قدیم زن و مردی پینه دوز یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند. مرد دست هایش به کار بود، تکه نخی را با دندان کند، به زنش گفت بیا این را از لبم بردار و بینداز. زن هم دست هاش به سوزن و وصله بود. آمد که نخ را از لب های مرد بردارد، دید دستش بند است، گفت چکار کنم. ناچار با لب برداشت، شیرین بود، ادامه دادند..

سال بلوا / #عباس_معروفی
- چرا انقد خودتو اذیت میکنی این نشد یکی دیگه..دو روز نشده فراموشش میکنی این همه آدم بابا !
+ اون فرق داشت واسم..
اولینم بود
اولین کسی بود که حس کردم واقعا دوسش دارم
ازتهِ تهِ دلم..
اولین کسی بود که بهش گفتم "دوست دارم"
اولین کسی بود که وقتی دستشو گرفتم قلبم تپش گرفت
اولین کسی بود که واسش گریه کردم
کسی که فکره نبودنش آرامشو از شبم گرفت..
اون اولین کسی بود که میتونستم شبا از خوابم بگذرمو چتایِ کلِ روزمونو بخونم و وسطِ خواب و بیداری لبخند بزنم..
میدونی اولینا فرق دارن..
اولینا میتونن دوست داشتنای ته نشین شده‌یِ دلتو زنده کنن
شاید آدمای دیگه جاشونو بگیرن و آتیشِ غمِ نبودشون بعدِ دو روز تو دلت خاموش بشه
اما اولینا هیچوقت از زندگیت بیرون نمیرن
هیچوقت فراموش نمیشن!
تا همیشه مثل یه قابِ عکس قدیمی گوشه‌ و کناره دلت خودنمایی میکنن..
- ...[سکوت]

#پگاه_صنیعی
شب به شب
دلتنگ‌تر می‌شوم
بدون آنکه به یاد بیاورم چرا...!
مگر قرار نبود فراموشم شوی؟!
پس چرا هنوز هم هر شب
دلم برای "شب بخیر"هایت تنگ می‌شود؟!
باور کن، مقصر من نیستم
این تویی که در سرم، بی‌نهایت پُر رنگی ...