آدم بی دلیل یک اهنگ رو دوبار گوش نمیکنه
بی دلیل دوبار به چشمای هیچکسی نگاه نمیکنه
بی دلیل به یک نفر دو بار فرصت نمیده
هیچ تکراری بی دلیل تبدیل به تکرار نمیشه .
#محمدعلی_فلاح
بی دلیل دوبار به چشمای هیچکسی نگاه نمیکنه
بی دلیل به یک نفر دو بار فرصت نمیده
هیچ تکراری بی دلیل تبدیل به تکرار نمیشه .
#محمدعلی_فلاح
#Samitext
منتظر روزی میمانم ک توهم جای خالی تمام آرزوهایم را بسوزاند و چوب خط احساسم را نسل کشی کند
منتظر روزی میمانم ک توهم جای خالی تمام آرزوهایم را بسوزاند و چوب خط احساسم را نسل کشی کند
-جلوی من ایستاده بود و میگفت دو بار خودکشی کرده. به حالش غبطه میخوردم. به این فکر میکردم که چی میتونه منو نجات بده اگه تصمیم به خودکشی بگیرم؟ میدونی چی میگم؟ باید یه نفر باشه که حتی وقتی تو نمیخوای باشی اون بخواد که باشی. هرکسی حق داره اون یه نفرو داشته باشه. حتی من.
Walk of Ordibehesht
Daal
اُرديبِعِشق♥️🍃
.
.
میشود
شورش را در بیاوری
من به این " دوست داشتن ها "
قانع ...
نیستم ... !
شورش را در بیاوری
من به این " دوست داشتن ها "
قانع ...
نیستم ... !
ارديبهشت را می شود ،
آرام آرام عاشقی کرد...
اردیبهشت را می شود
آرام آرام مُرد..!
به من باشد میگویم هیچ عشقی نباید توی اردیبهشت تمام شود ، هیچ دلی نباید توی اردیبهشت بگیرد ، تنگ شود...
اصلا" اردیبهشت را باید دوباره از نو عاشق شد..!
بهار باید اول جاده ی دل بستن ها باشد ، اول عاشقی کردن ها...
آن زمان که دلت و احساست بنفش ملایم است و دنیا مثل رنگین کمان چند رنگ عشوه میاید و چشمک میزند، اردیبهشت را باید روی دور آهسته زندگی گذاشت و زندگی کرد...
اردیبهشت را باید از پشت تمام شال های نخی رنگی به تماشا نشست...
ملایم آرام یواش...
دقیقا "یواش"...
#مريم_سميع_زادگان
آرام آرام عاشقی کرد...
اردیبهشت را می شود
آرام آرام مُرد..!
به من باشد میگویم هیچ عشقی نباید توی اردیبهشت تمام شود ، هیچ دلی نباید توی اردیبهشت بگیرد ، تنگ شود...
اصلا" اردیبهشت را باید دوباره از نو عاشق شد..!
بهار باید اول جاده ی دل بستن ها باشد ، اول عاشقی کردن ها...
آن زمان که دلت و احساست بنفش ملایم است و دنیا مثل رنگین کمان چند رنگ عشوه میاید و چشمک میزند، اردیبهشت را باید روی دور آهسته زندگی گذاشت و زندگی کرد...
اردیبهشت را باید از پشت تمام شال های نخی رنگی به تماشا نشست...
ملایم آرام یواش...
دقیقا "یواش"...
#مريم_سميع_زادگان
امیر:کاش میشد فهمید کی واقعاً دوسِت داره...کاش از دل و احساسات مردم خبر داشتم!شاید اینجوری خیلی اتفاقا نمیافتاد..شاید خیلی چیزا جور دیگهای پیش میرفت..
#پل_چوبی
#پل_چوبی
-سکوت آدمیزاد بوی دلخوری میده
پرحرفیش بوی دلتنگی ...
پرحرفیش بوی دلتنگی ...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned a voice message
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
- What the fuck is going on with y0u ?
+ NOTHING :)
+ NOTHING :)
آنچه ما رﺍ به نابودی می کشاند کسانی هستند که براﻯ انجام دادن کارﻯ که ذاتاً نادرست است، صادقانه، متعهدانه ﻭ با تمام وجود تلاش می کنند!
#ادوارد_دمینگ
#ادوارد_دمینگ
کاش برگردیم به سالها قبل
سالهایی که با هم خندیدیم
با هم گریه کردیم
یادمه وقتی اولین بار دستات گرفتم نمیدونستم
چیکار کنم پر از اضطراب بودم
باید گریه میکردم از شوق یا قهقه میزدم از خوشحالی
یادم دیگه نمیاد این تنها خاطره ای که هرروز من تکرار میکنم انگار نه انگار پیر شدم و آلزایمر گرفتم
هنوزم مثل اون موقع ها دلم اون هیجان دستات میخواد
#پرناز
سالهایی که با هم خندیدیم
با هم گریه کردیم
یادمه وقتی اولین بار دستات گرفتم نمیدونستم
چیکار کنم پر از اضطراب بودم
باید گریه میکردم از شوق یا قهقه میزدم از خوشحالی
یادم دیگه نمیاد این تنها خاطره ای که هرروز من تکرار میکنم انگار نه انگار پیر شدم و آلزایمر گرفتم
هنوزم مثل اون موقع ها دلم اون هیجان دستات میخواد
#پرناز
تو باید اینجا نزدیک من بودی ، که تو این هوا از ولیعصر تا تجریش رو با تو پیاده برم ، میرفتیم کافه گردی و هنری ترین کافه رو پاتوق میکردیم ...
یا به زور میبردمت بام ، تا اون تهش باهام راه بیای ، تهش برسیم و وقتی کل شهر زیر پامون بود بهشون نشون بدم که ماه کنار منه ...
چون گربه دوست داری میبردمت پارک ساعی ، بشینی وسط کُلی گربه و لپ تک تکشون رو بکشی ، منم ازت عکس میگرفتم ...
میرفتیم نمایش رومئو و ژولیت ، دیالوگ هاش رو بلدم ، میگفتم دم گوشِت ، ذوق میکردی با چشمات میخندیدی واسم ...
اصن دوتایی میرفتیم کلاسای فیلمنامه نویسی رو ، از همدیگه مینوشتیم ، باهم دیگه مینوشتیم ، داستان قشنگ از توش درمیوردیم و میدادیم اون دوستت که کارگردانی بلد بود اجراش میکرد ...
شرط میبندم خوشش میومد ...
اگه اینجا بودی میرفتیم تو جنگل های چیتگر ، مینشستیم رو برو هم ، تو تاریکی و سکوت شب ، پیشونیم رو میچسبوندم به پیشونیت و چشمامو میبستم ... و بهت انرژی های خوب خوب منتقل میکردم ، انقدر که حالت خوب بشه ...
کاش اینجا بودی ، اونوقت دیگه هیچ غمی نه تو دل تو بود ، نه تو دل من ، پریود مغزی نمیشدی ، دلتنگ چشمام هم نمیشدی ...
کاش نزدیکم بودی تا دستام رو باز محکم دست میگرفتی ، و ول نمیکردی ، میگفتم عرق کرده ول کن خشکش کنم ، تخس میگفتی نمیخوام ، ماله خودمه و بیشتر انگشتات رو لا انگشتام فشار میدادی ...
#فالف
یا به زور میبردمت بام ، تا اون تهش باهام راه بیای ، تهش برسیم و وقتی کل شهر زیر پامون بود بهشون نشون بدم که ماه کنار منه ...
چون گربه دوست داری میبردمت پارک ساعی ، بشینی وسط کُلی گربه و لپ تک تکشون رو بکشی ، منم ازت عکس میگرفتم ...
میرفتیم نمایش رومئو و ژولیت ، دیالوگ هاش رو بلدم ، میگفتم دم گوشِت ، ذوق میکردی با چشمات میخندیدی واسم ...
اصن دوتایی میرفتیم کلاسای فیلمنامه نویسی رو ، از همدیگه مینوشتیم ، باهم دیگه مینوشتیم ، داستان قشنگ از توش درمیوردیم و میدادیم اون دوستت که کارگردانی بلد بود اجراش میکرد ...
شرط میبندم خوشش میومد ...
اگه اینجا بودی میرفتیم تو جنگل های چیتگر ، مینشستیم رو برو هم ، تو تاریکی و سکوت شب ، پیشونیم رو میچسبوندم به پیشونیت و چشمامو میبستم ... و بهت انرژی های خوب خوب منتقل میکردم ، انقدر که حالت خوب بشه ...
کاش اینجا بودی ، اونوقت دیگه هیچ غمی نه تو دل تو بود ، نه تو دل من ، پریود مغزی نمیشدی ، دلتنگ چشمام هم نمیشدی ...
کاش نزدیکم بودی تا دستام رو باز محکم دست میگرفتی ، و ول نمیکردی ، میگفتم عرق کرده ول کن خشکش کنم ، تخس میگفتی نمیخوام ، ماله خودمه و بیشتر انگشتات رو لا انگشتام فشار میدادی ...
#فالف
یه روزی کسی عاشقت میشه
طوری که لایقشی و لازم نیست براش بجنگی!!
طوری که لایقشی و لازم نیست براش بجنگی!!