موبايلم هم نفسهاى آخرش را ميكشد!
از دوازده شب به بعد،
خودش،
خودش را برميدارد،
برايت مينويسد" دلم برايت تنگ شده"
و خودش را به خواب ميزند!
من نه...
موبايلم!
#علي_قاضي_نظام
از دوازده شب به بعد،
خودش،
خودش را برميدارد،
برايت مينويسد" دلم برايت تنگ شده"
و خودش را به خواب ميزند!
من نه...
موبايلم!
#علي_قاضي_نظام
فکر می کنم دردی تو دلت داری که داره آزارت میده، تا حالا به دیوارهای اینجا دقت کردی؟ تو همه اتاق ها این عکس رو زدن، قطعا نمی شناسیش، چون نه بازیگره، نه خواننده، اسمش لئونید روگوزوفه، اون یه پزشک بوده، البته نه داروی خاصی کشف کرده نه بیماری عجیبی رو درمان کرده، اون فقط سرسخت بوده!
روگوزوف وقتی بیست و هفت سالش بوده به عنوان پزشک یه گروه اکتشافی شوروی به قطب جنوب می آد و بعد از چند ماه احساس پهلو درد شدیدی می کنه و متوجه میشه که آپاندیسش داره می ترکه، واسه همین با پایگاه تماس میگیره و درخواست کمک می کنه، اما هر روز که می گذره حالش بدتر میشه، زمستون قطب جنوب رو فرا گرفته بود و تا چشم می تونست ببینه همه جا برف و بوران بود، تا اینکه از پایگاه اعلام می کنن تا سال آینده هیچ کمکی به اون جا نمیرسه!
روگوزوف تصمیم می گیره به جای یه انتظار بیهوده خودش دست به کار بشه!
اتاق عمل رو آماده می کنه و روی تخت دراز می کشه و کارهایی که بقیه باید انجام بدن رو مشخص می کنه، چون که به تنهایی باید عمل رو انجام می داد نمی تونست خودش رو بیهوش کنه، واسه همین فقط دیواره شکمش رو بی حس می کنه و بعد شکمش رو می شکافه و دل و رودش رو میریزه بیرون، تو حین عمل هم به اشتباه روده خودش رو زخمی می کنه و مجبور میشه اون رو بخیه بزنه.
تا اینکه بالاخره آپاندیس رو پیدا می کنه و می بینه که کاملا سیاه شده و اگه دیرتر عمل رو انجام می داد قطعا آپاندیس می ترکید، آپاندیس رو با هزار زحمت بیرون میاره و دل و رودش رو میذاره سر جاش و بعد شکمش رو بخیه میزنه و از هوش میره.
روگوزوف بعد از چند روز سر حال میاد و تبدیل میشه به نماد سرسختی و شجاعت، واسه همینه که عکسش رو به همه ی اتاق های اینجا زدن تا فراموش نکنیم که تو شرایط سخت حتی اگه کمکی هم نیاد، نباید تسلیم شد.
حالا اگه تو احساس می کنی دردی تو دلت هست که داره می کشدت، منتظر کمک نشین، خودت دلت رو بشکاف و اون رو در بیار و بنداز دور!
آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی / #روزبه_معین
روگوزوف وقتی بیست و هفت سالش بوده به عنوان پزشک یه گروه اکتشافی شوروی به قطب جنوب می آد و بعد از چند ماه احساس پهلو درد شدیدی می کنه و متوجه میشه که آپاندیسش داره می ترکه، واسه همین با پایگاه تماس میگیره و درخواست کمک می کنه، اما هر روز که می گذره حالش بدتر میشه، زمستون قطب جنوب رو فرا گرفته بود و تا چشم می تونست ببینه همه جا برف و بوران بود، تا اینکه از پایگاه اعلام می کنن تا سال آینده هیچ کمکی به اون جا نمیرسه!
روگوزوف تصمیم می گیره به جای یه انتظار بیهوده خودش دست به کار بشه!
اتاق عمل رو آماده می کنه و روی تخت دراز می کشه و کارهایی که بقیه باید انجام بدن رو مشخص می کنه، چون که به تنهایی باید عمل رو انجام می داد نمی تونست خودش رو بیهوش کنه، واسه همین فقط دیواره شکمش رو بی حس می کنه و بعد شکمش رو می شکافه و دل و رودش رو میریزه بیرون، تو حین عمل هم به اشتباه روده خودش رو زخمی می کنه و مجبور میشه اون رو بخیه بزنه.
تا اینکه بالاخره آپاندیس رو پیدا می کنه و می بینه که کاملا سیاه شده و اگه دیرتر عمل رو انجام می داد قطعا آپاندیس می ترکید، آپاندیس رو با هزار زحمت بیرون میاره و دل و رودش رو میذاره سر جاش و بعد شکمش رو بخیه میزنه و از هوش میره.
روگوزوف بعد از چند روز سر حال میاد و تبدیل میشه به نماد سرسختی و شجاعت، واسه همینه که عکسش رو به همه ی اتاق های اینجا زدن تا فراموش نکنیم که تو شرایط سخت حتی اگه کمکی هم نیاد، نباید تسلیم شد.
حالا اگه تو احساس می کنی دردی تو دلت هست که داره می کشدت، منتظر کمک نشین، خودت دلت رو بشکاف و اون رو در بیار و بنداز دور!
آنتارکتیکا، هشتاد و نه درجه جنوبی / #روزبه_معین
-حتی اگه با عشقت هم زندگی کنی آخرش همه چیز عادی میشه آرزوی بعضی چیزا از داشتنش قشنگ تره...
-بهانه ای بده به ابر کوچک نگاه من
در اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
در اوج گریه ها فقط تو میشوی پناه من
-احساس میکنم یه تیکه از وجودم درون تو زندگی میکنه،
شاید حواسمه
شاید افکارمه
شاید هم قلبمه
شاید حواسمه
شاید افکارمه
شاید هم قلبمه
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت:
"تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم"
این جملهی بهظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید. از کلمهی عشق مهمتر، کلمههای "همیشه" و "تمایل" است!
آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود،جاودانگی بود ...
#میلان_کوندرا
"تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم"
این جملهی بهظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید. از کلمهی عشق مهمتر، کلمههای "همیشه" و "تمایل" است!
آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود،جاودانگی بود ...
#میلان_کوندرا
جلال آلاحمد در سالهای دور از سیمین دانشور برایش نوشت : با هرکس حرف میزنم اولین کاری که میکنم این است که حلقهام را طوری به رخش بکشم که او از من بپرسد که ازدواج کردهای و من حرفم را به تو بکشانم و بعد عکس تو را نشان بدهم ...
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
میدونم ؛
آخرشم من میمونمو این دلِ بی صاحاب که جز تو هیکشی نمیره توش
من میمونمو این قلبی که هیشکی جز تو کلیدشو نداره
من میمونمو احساسی که فقط راهِ ابرازش به #تو رو بلدم
من میمونمو تک تک این لحظه ها
من میمونمو این لوپِ تکراری
من میمونمو اون خونه ی دوبلکس...
من میمونمو ثانیه ثانیه حسرتِ داشتنت
ولی تو ؛
تو یکیو پیدا میکنی که دوسِت نداشته باشه
که درکت نکنه
که نفهمتت
که مصّر نباشه
که پیشت کوه غرور باشه
که واسش هیچ فرقی نکنی با بقیه ، حتی دوستایه معمولیش
که هیچ شباهتی تو هیچ زمینه ای نداشته باشه بهت
که #من نباشه ...
#محیکس
آخرشم من میمونمو این دلِ بی صاحاب که جز تو هیکشی نمیره توش
من میمونمو این قلبی که هیشکی جز تو کلیدشو نداره
من میمونمو احساسی که فقط راهِ ابرازش به #تو رو بلدم
من میمونمو تک تک این لحظه ها
من میمونمو این لوپِ تکراری
من میمونمو اون خونه ی دوبلکس...
من میمونمو ثانیه ثانیه حسرتِ داشتنت
ولی تو ؛
تو یکیو پیدا میکنی که دوسِت نداشته باشه
که درکت نکنه
که نفهمتت
که مصّر نباشه
که پیشت کوه غرور باشه
که واسش هیچ فرقی نکنی با بقیه ، حتی دوستایه معمولیش
که هیچ شباهتی تو هیچ زمینه ای نداشته باشه بهت
که #من نباشه ...
#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
ﻓﻴﺒﻰ : ﻓﻘﻂ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﻣﻮﻫﺎﺷﻮ ﺑﻮ ﻛﺮﺩﻯ ﻳﺎ ﻧﻪ؟
ﺭﺍﺱ :ﻣﻮﻫﺎﺷﻮ ﺑﻮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ؟
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﺍﮔﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﭼﻰ؟ !
ﻓﻴﺒﻰ : ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﻓﺮﻭﻣﻮﻥ ﻫﺎﻯ ﻳﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻴﺸﻪ .ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻨﻪ ﻛﻪ ﺯﻧﺎ ﻛﻮﺗﺎﻫﺘﺮﻥ ! ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺮﺩﺍ ﺑﻐﻠﺸﻮﻥ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻋﺎﺷﻘﺸﻮﻥ ﺑﺸﻦ.💛
ديالوگ : Friends
ﺭﺍﺱ :ﻣﻮﻫﺎﺷﻮ ﺑﻮ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ؟
ﺧﺐ ﻣﺜﻼ ﺍﮔﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﭼﻰ؟ !
ﻓﻴﺒﻰ : ﻧﻮﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﻓﺮﻭﻣﻮﻥ ﻫﺎﻯ ﻳﻪ ﺯﻥ ﺍﺯ ﺳﺮﺵ ﺧﺎﺭﺝ ﻣﻴﺸﻪ .ﻭﺍﺳﻪ ﻫﻤﻴﻨﻪ ﻛﻪ ﺯﻧﺎ ﻛﻮﺗﺎﻫﺘﺮﻥ ! ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺮﺩﺍ ﺑﻐﻠﺸﻮﻥ ﻣﻴﻜﻨﻦ ﻋﺎﺷﻘﺸﻮﻥ ﺑﺸﻦ.💛
ديالوگ : Friends
چشماش عادی بود
مثل خیلیای دیگه
اما وقتی به من نگاه میکرد،
می شد یه دنیای دیگه
وقتی دستمو میگرفت و یه فشار خفیف میداد
از صدتا توجه دیگه برام لذت بخش تر بود
خیلیا میخواستن بیان تو زندگیم
با کلی وعده های عاشقونه و قشنگ؛
اما اون تنها بی هیچ ادعایی اومد و موند
میدونی میخوام بگم تو
دوست داشتناتون دنبال چیزایی که میخونید نباشید
متنا و شعرا تو قصه هان
زندگی واقعی رو نمیشه توش پیدا کرد
خودتون نویسنده زندگیتون باشید....
مثل خیلیای دیگه
اما وقتی به من نگاه میکرد،
می شد یه دنیای دیگه
وقتی دستمو میگرفت و یه فشار خفیف میداد
از صدتا توجه دیگه برام لذت بخش تر بود
خیلیا میخواستن بیان تو زندگیم
با کلی وعده های عاشقونه و قشنگ؛
اما اون تنها بی هیچ ادعایی اومد و موند
میدونی میخوام بگم تو
دوست داشتناتون دنبال چیزایی که میخونید نباشید
متنا و شعرا تو قصه هان
زندگی واقعی رو نمیشه توش پیدا کرد
خودتون نویسنده زندگیتون باشید....
-همیشه به اون ادم هایی که نمیتونی تو زندگیت داشته باشیشون عمیقترین احساس ها رو داری.
و همینه ک این دنیا رو انقدر بی نهایت نفرت انگیز میکنه ...
و همینه ک این دنیا رو انقدر بی نهایت نفرت انگیز میکنه ...