۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
یک جایی از رابطه هست که آدم صبورتر، مهربان‌تر، رفیق‌تر تصمیم می‌گیرد دیگر آن آدم یک ساعت پیش نباشد.
حالا هر چقدر برایش گل بخری، شعر بگویی، کادو بفرستی، خاطره دربند و اولین گره خوردن نگاه‌ها و چرخ و فلک کنار دریا را تعریف کنی؛ بی فایده است.
آن آدم
هیچ‌وقت آدم یک ساعت پیش و یک روز پیش و یک ماه پیش نمی شود.نه که نخواهد.
سروته آدم‌های مهربان را بزنی
می‌میرند برای دوست داشتن
برای دوست داشته شدن...
زاییده شده اند برای اینکه محبوب کسی باشند
که صبح ها چشم باز نکرده، با صدای گرفته بگویند سلام و شب‌ها، بی شب بخیر و بوسیده شدن – از میان استیکرهای تلگرام یا با گرمی لب های دلدار - خوابشان نرود.
از کارخانه اینطور بیرون آمده اند.
با مُهر مهربانی روی پیشانی شان، با تپیدن تند و تند قلبی که همیشه درد می کند و گرمی دست‌هایشان وقت دیدار و عطری که یک شبانه روز، روی دست‌هایت می ماند.
اینکه چه می شود این آدم ها دیگر نمی خواهند آدم پیش از این باشد را باید توی خودمان بجوییم.
توی حرف‌هایمان...
نگاه‌هایمان...
رفتارهایمان و حتا کیفیت فشردن لب‌ها روی هم وقت بوسه سلام و بوسه به امید دیدار...
گمان می‌کنم تنهایی،اینجا به دنیا می‌آید.
لحظه ای که باور نمی‌کنیم آدم مهربان زندگی‌مان،دیگر آن آدم سابق نمی شود.

#مرتضی_برزگر
هر آدمی شبیه یه چیزه
مثلا شاید اصغر فرهادی برای خیلیها شبیه " درباره الی " باشه
یا شاملو شبیه " آیدا در آینه "
یا خسرو شکیبایی شبیه " حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن "
از همه اینا که بگذریم میشه نوبت تو
تو شبیه آرامشی
شبیه آخرین بازمونده از دوست داشتنی های دنیا

#میم_پناهی
لعنتی...
به نظرم این بهترین اسمیه که میشه برات گذاشت!
لعنتی آدمیه که با تموم بد بودناش مثل یه جور مواد مخدرِ،
که نمیشه سمتش نرفت ،که نمیشه دوسش نداشت،
که نمیشه از فکر کردن بهش فرار کرد!
مثلِ تو...
مثل تو که آدمو غرقِ خودت میکنی، یجور که هرچقدر هم دست و پا بزنی بیشتر غرق میشی توش...!
تو از اون دسته آدم هایی هستی که هربار میان سمتت یک زخم تازه تر میزنن!
از قدیم گفتن از یک سوراخ نباید دو بار گزیده شد...
که هیچ کدومِ این حرفا تو مخه من یکی نمیره!
من فقط میتونم دوستت داشته باشم و دلم برات تنگ بشه و مثل یک احمقِ کودن زندگی کنم!
انقدر احمق که بلد نیست متنفر باشه!
انقد کودن که بلدنیست دل بکنه...
وقتی به خاطره هامون فکر میکنم
دلم میخواد ازت متنفر باشم اما دلتنگی تنفرو میبلعه و باز دوست داشتن میمونه و منی که از خودم بیزارم!
بیزار از اینکه در برابر توئه لعنتی ضعیفه
بیزار ازینکه نمیتونه از توئه لعنتی دست بکشه!
تو انقدر لعنتی هستی که با تموم دل شکستنات هنوز با چشمهای قرمز و کبود سراغ عکس هات میرم!
نمیدونم کی قراره خلاص بشم از این فکرای دردآور
از این دوست داشتنه احمقانه...
تا کی قرار بشینم و واسه تو غصه بخورم
واسه تویی که جز خودت برای هیچی تو این دنیا ارزش قائل نمیشی!
توئه مغرور لعنتی...
آره تویه مغرور لعنتی هستی
یه مغرور خودخواه که فقط آدمو میچزونی
یه خودخواه لعنتی که فقط به راحتی خودش فکر میکنه!
یه خودخواه لعنتی که نمیتونه پای یک نفر بمونه...
یه خودخواه لعنتی که باید با کل شهر خاطره بسازه...
آره تو خاطره ساختن رو خوب بلدی،
خوب بلدی خودتو توی قلب کسی جابکنی!
اما فقط احمقِ کودنی مثل من میتونه به تو مبتلا بمونه!
آره...فقط کودنی مثل من!

#المیرا_دهنوی
امروز داشتم فکر میکردم‌ اینکه نیمه ی پر لیوانو دیدن چطوریه !
یکیش این میشه که حسرتِ انجام دادنه کاریو نذاشتم واسه ی خودم که اگه بخوام یروز برگردمو فکر کنم به اون روزا ، نگم که کاش فلان کارو میکردم ...
همیشه سعی کردم بهترینه چیزی که هستم باشم واسش ، مثلا زیر بارون آهنگی که دوسش داشتیمو خوندم واسش ، مثلا واسش شعر خوندم ، مثلا تو اوج دلبری کردن موهاشو واسش بافتم ، مثلا تو بغلش کلی خندیدم و کلی چیزایه دیگه .... اینا بهترین چیزایی بودن که من میتونستم انجام بدمو دادم ، حالا اگه اون واسش کم بود یا هر چی ، نمیدونم ، فقط میدونم که دوسشون نداشت ، قبولشون نکرد ، دلشو زدم ، ازم متنفر شد ، تنفرش بیشتر شد ، اونقد زیاد که دیگه نتونس تحملم کنه ... باهام حرف نمیزد ، جامو پر کرده بود به راحتیه هر چی تموم تر ...
تنها دلخوشیم‌ اینه که من چیزی کم نذاشتم واسش ..
اون بود که بیشتر از من بود .. بیشتر از تمومه من :)

"من که حتی پی پژواک خودم می گردم 
آخرین زمزمه ام را همه شهر شنید"

#محیکس💛
یه شب که داشتیم زیر بارون قدم میزدیم بهم گفت: میدونی عشق مثل بارون میمونه نمیدونی با کدوم قطره شروع میشه و با کدوم قطره تموم،اشتباه میکرد درسته نفهمیدم عشقمون کِی و با کدوم قطره شروع شد اما آخرین قطره شو با چشمای خودم دیدم...

#هانا
لعنتی تو حق نداری اینقد عاشقش باشی
درسته که اون محصور کنندس ، ولی ...
تو
حق نداری اینقد عاشقش باشی
-من همانم
که تو غمگین بشوی
میمیرد...‌‌‎‌‌‌
گفتم:"تا حالا به تك تيراندازها دقت كردى؟"
گفت:"خب يه نفر رو ميكشن و ميرن پولشون رو ميگيرن ديگه."
گفتم:" اين يه طرفِ قضيه ست. تو تيراندازى، دو نوع هدف داريم. يكى هدفِ ثابت، يكى هم هدف متحرك. حساب كن تو سر و كارت، با اهدافِ متحرك باشه. اينجورى اهدافِ ثابت، نقش يك آدم بيگناه و تماشاگر رو بازى ميكنن. تو به دنبال هدفِ متحركت، زاويه ى ديدِ دوربينِ اسلحه رو تغيير ميدى. تير رو به سمت به هدفِ متحرك شليك ميكنى ولى تير اشتباهى به هدف ثابت ميخوره و تو يه آدم بيگناه رو ميكشى."
بعد گفتم:" ما تو زندگى مون، نقش تك تيرانداز رو بازى ميكنيم. تمام حواسمون رو پرتِ كسايى ميكنيم كه دنبالشون هستيم. و تو اين جريان، كسايى كه ما رو دوست دارن رو نميبينيم و فقط بر روى اهداف خودمون، زوم ميكنيم و تيرى كه به سمت هدف متحركمون شليك ميكنيم كه به دستش بياريم، اشتباهاً به هدف ثابت ميخوره. و اين تير، اون ها رو از پاى در مياره. و بعداً متوجه ميشيم كه چه كسايى رو از دست داديم.
نتيجه اش ميشه كشتن احساس كسى كه حواسش پرت ماست و ما بيخيال، فقط نگاهى گذرا به زندگيشون ميكنيم."

#طاها_رحيميان
Mahe Asal 97
Masih & Arash
حس میکنم‌ عشقه
دردی که دنیامو بغل کرده ! 💛🤤
-ادمای احمق در جواب "خیلی خستم"میگن "خسته چرا؟تو که تا لنگه ظهر گرفتی خوابیدی"
احمقن دیگه احمق
نمیدونم چه مرگمه
نگات میکنم گریه م‌ میگیره
باهات حرف میزنم گریه م میگیره
بهت فکر میکنم‌ گریه م میگیره
چشامو میبندم گریه م‌ میگیره
آهنگ‌ گوش میدم گریه م میگیره
و من تنها کاری که میتونم‌ بکنم اینکه که صدایه هنذفریمو زیاد کنم‌ تا نتونم صدای هق هقمو بشنوم ...

#محیکس
-خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید 
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید 💛
-‏یک متنی بود میگفت «بعضی وقتها آدم چه چیزهای ساده ای رو نداره » ، یادم رفته از کیه ولی نداشتنِ بسیاری از این ساده ترین ها رو خیلی حس کردم.
- خب بمیرم... مگه مهمه؟
+ ولی حیفه آخه!
- برای کی حیفه؟!
+ زندگی... برای زندگی حیفه!

#داستایوفسکی
-بغضت صدامو میکُشه
این عشقه؟
چه اشتباهي مي كنند
آنهايي كه براي آغوش گرفتن، دنبال تاريخ و تقويم مي روند.
چه اشتباهي مي كنند آنهايي كه دوست داشتن را بلدند اما خسيس اند!
خودتان را راحت كنيد شبيه ديوانه ها، در خانه اش را بكوبيد، در را كه باز كرد، بپريد بغلش، ماچش كنيد، تا بخواهد به خودش بجنبد، شما عاشقش كرده ايد...
خيالتان راحت
هيچ جاي قانون دوست داشتن جرم نيست، تازه وقتي معشوق مدتها حدس لحظه حمله را زده...

#صابر_ابر
اگر زمان به عقب برگردد :
از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم
اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند
پفک و چیپس نمی خورم
و دوباره عاشق تو می شوم
در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم
زنگ ورزش را جدی می گیرم
بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
بیشتر پیاده روی می کنم
یوگا تمرین می کنم
از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم
و دوباره عاشق تو می شوم
گران و مرغوب اما اندک خرید می کنم
از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب
سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
حساب پس انداز باز می کنم
به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم

#سارا_کنعانی