یه شب که داشتیم زیر بارون قدم میزدیم بهم گفت: میدونی عشق مثل بارون میمونه نمیدونی با کدوم قطره شروع میشه و با کدوم قطره تموم،اشتباه میکرد درسته نفهمیدم عشقمون کِی و با کدوم قطره شروع شد اما آخرین قطره شو با چشمای خودم دیدم...
#هانا
#هانا
لعنتی تو حق نداری اینقد عاشقش باشی
درسته که اون محصور کنندس ، ولی ...
تو
حق نداری اینقد عاشقش باشی
درسته که اون محصور کنندس ، ولی ...
تو
حق نداری اینقد عاشقش باشی
-من همانم
که تو غمگین بشوی
میمیرد...
که تو غمگین بشوی
میمیرد...
گفتم:"تا حالا به تك تيراندازها دقت كردى؟"
گفت:"خب يه نفر رو ميكشن و ميرن پولشون رو ميگيرن ديگه."
گفتم:" اين يه طرفِ قضيه ست. تو تيراندازى، دو نوع هدف داريم. يكى هدفِ ثابت، يكى هم هدف متحرك. حساب كن تو سر و كارت، با اهدافِ متحرك باشه. اينجورى اهدافِ ثابت، نقش يك آدم بيگناه و تماشاگر رو بازى ميكنن. تو به دنبال هدفِ متحركت، زاويه ى ديدِ دوربينِ اسلحه رو تغيير ميدى. تير رو به سمت به هدفِ متحرك شليك ميكنى ولى تير اشتباهى به هدف ثابت ميخوره و تو يه آدم بيگناه رو ميكشى."
بعد گفتم:" ما تو زندگى مون، نقش تك تيرانداز رو بازى ميكنيم. تمام حواسمون رو پرتِ كسايى ميكنيم كه دنبالشون هستيم. و تو اين جريان، كسايى كه ما رو دوست دارن رو نميبينيم و فقط بر روى اهداف خودمون، زوم ميكنيم و تيرى كه به سمت هدف متحركمون شليك ميكنيم كه به دستش بياريم، اشتباهاً به هدف ثابت ميخوره. و اين تير، اون ها رو از پاى در مياره. و بعداً متوجه ميشيم كه چه كسايى رو از دست داديم.
نتيجه اش ميشه كشتن احساس كسى كه حواسش پرت ماست و ما بيخيال، فقط نگاهى گذرا به زندگيشون ميكنيم."
#طاها_رحيميان
گفت:"خب يه نفر رو ميكشن و ميرن پولشون رو ميگيرن ديگه."
گفتم:" اين يه طرفِ قضيه ست. تو تيراندازى، دو نوع هدف داريم. يكى هدفِ ثابت، يكى هم هدف متحرك. حساب كن تو سر و كارت، با اهدافِ متحرك باشه. اينجورى اهدافِ ثابت، نقش يك آدم بيگناه و تماشاگر رو بازى ميكنن. تو به دنبال هدفِ متحركت، زاويه ى ديدِ دوربينِ اسلحه رو تغيير ميدى. تير رو به سمت به هدفِ متحرك شليك ميكنى ولى تير اشتباهى به هدف ثابت ميخوره و تو يه آدم بيگناه رو ميكشى."
بعد گفتم:" ما تو زندگى مون، نقش تك تيرانداز رو بازى ميكنيم. تمام حواسمون رو پرتِ كسايى ميكنيم كه دنبالشون هستيم. و تو اين جريان، كسايى كه ما رو دوست دارن رو نميبينيم و فقط بر روى اهداف خودمون، زوم ميكنيم و تيرى كه به سمت هدف متحركمون شليك ميكنيم كه به دستش بياريم، اشتباهاً به هدف ثابت ميخوره. و اين تير، اون ها رو از پاى در مياره. و بعداً متوجه ميشيم كه چه كسايى رو از دست داديم.
نتيجه اش ميشه كشتن احساس كسى كه حواسش پرت ماست و ما بيخيال، فقط نگاهى گذرا به زندگيشون ميكنيم."
#طاها_رحيميان
Mahe Asal 97
Masih & Arash
حس میکنم عشقه
دردی که دنیامو بغل کرده ! 💛🤤
دردی که دنیامو بغل کرده ! 💛🤤
-ادمای احمق در جواب "خیلی خستم"میگن "خسته چرا؟تو که تا لنگه ظهر گرفتی خوابیدی"
احمقن دیگه احمق
احمقن دیگه احمق
نمیدونم چه مرگمه
نگات میکنم گریه م میگیره
باهات حرف میزنم گریه م میگیره
بهت فکر میکنم گریه م میگیره
چشامو میبندم گریه م میگیره
آهنگ گوش میدم گریه م میگیره
و من تنها کاری که میتونم بکنم اینکه که صدایه هنذفریمو زیاد کنم تا نتونم صدای هق هقمو بشنوم ...
#محیکس
نگات میکنم گریه م میگیره
باهات حرف میزنم گریه م میگیره
بهت فکر میکنم گریه م میگیره
چشامو میبندم گریه م میگیره
آهنگ گوش میدم گریه م میگیره
و من تنها کاری که میتونم بکنم اینکه که صدایه هنذفریمو زیاد کنم تا نتونم صدای هق هقمو بشنوم ...
#محیکس
-خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید 💛
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید 💛
-یک متنی بود میگفت «بعضی وقتها آدم چه چیزهای ساده ای رو نداره » ، یادم رفته از کیه ولی نداشتنِ بسیاری از این ساده ترین ها رو خیلی حس کردم.
چه اشتباهي مي كنند
آنهايي كه براي آغوش گرفتن، دنبال تاريخ و تقويم مي روند.
چه اشتباهي مي كنند آنهايي كه دوست داشتن را بلدند اما خسيس اند!
خودتان را راحت كنيد شبيه ديوانه ها، در خانه اش را بكوبيد، در را كه باز كرد، بپريد بغلش، ماچش كنيد، تا بخواهد به خودش بجنبد، شما عاشقش كرده ايد...
خيالتان راحت
هيچ جاي قانون دوست داشتن جرم نيست، تازه وقتي معشوق مدتها حدس لحظه حمله را زده...
#صابر_ابر
آنهايي كه براي آغوش گرفتن، دنبال تاريخ و تقويم مي روند.
چه اشتباهي مي كنند آنهايي كه دوست داشتن را بلدند اما خسيس اند!
خودتان را راحت كنيد شبيه ديوانه ها، در خانه اش را بكوبيد، در را كه باز كرد، بپريد بغلش، ماچش كنيد، تا بخواهد به خودش بجنبد، شما عاشقش كرده ايد...
خيالتان راحت
هيچ جاي قانون دوست داشتن جرم نيست، تازه وقتي معشوق مدتها حدس لحظه حمله را زده...
#صابر_ابر
اگر زمان به عقب برگردد :
از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم
اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند
پفک و چیپس نمی خورم
و دوباره عاشق تو می شوم
در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم
زنگ ورزش را جدی می گیرم
بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
بیشتر پیاده روی می کنم
یوگا تمرین می کنم
از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم
و دوباره عاشق تو می شوم
گران و مرغوب اما اندک خرید می کنم
از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب
سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
حساب پس انداز باز می کنم
به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
#سارا_کنعانی
از هشت سالگی به کلاس زبان انگلیسی می روم
اجازه نمی دهم رنگ کفش هایم را بزرگترها انتخاب کنند
پفک و چیپس نمی خورم
و دوباره عاشق تو می شوم
در اردوهای مدرسه بیشتر می خندم
زنگ ورزش را جدی می گیرم
بی خیال مدیر و ناظم ، ابروهایم را تمیز می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
بیشتر پیاده روی می کنم
یوگا تمرین می کنم
از حافظ و سعدی و مولانا بیشتر می خوانم
و دوباره عاشق تو می شوم
گران و مرغوب اما اندک خرید می کنم
از کافه رفتن کم می کنم و می گذارم روی دفعات مراجعه به شهر کتاب
سینمای کلاسیک جهان را دنبال می کنم
و دوباره عاشق تو می شوم
حساب پس انداز باز می کنم
به جای بحث با مردم به آنها لبخند میزنم و مهم نیست حق با چه کسی باشد
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
و دوباره عاشق تو می شوم
#سارا_کنعانی
-با هر سیلی که به صورتم میخورد یه تیکه دوست داشتن از وجودم کم میشد!
من دلم پیش کسی نیست، خیالت راحت
منم و یک دل دیوانهی خاطر خواهت
باز فکرت به کجاها نکشیدهست عزیز؟
کوچه جا پای مرا، بی تو ندیدهست عزیز
فکر من نیستی، اما به خودت فکر بکن
بی تو من ثانیهای تاب... خودت فکر بكن
میشود جز تو دلم پیش کسی گیر کند؟
نکند عقل تو را این همه درگیر کند
به خدا این همه تحقیر شدن حقم نیست
خوار هم میشوم اما گل من، حقم نیست
دست بردار، من از این فاصلهها میترسم
مشکلم حل نشد، از مسئلهها میترسم
دست بردار، بیا پای رسیدن دارم
با تو باید که در این جاده قدم بگذارم
دست بردار، بیا من که دلم را دادم
من که در هر نفسم عطر تو را جا دادم
چشم از دوری تو تر بشود؟ حقش نیست
دل من از دست تو پرپر بشود؟ حقش نیست
من دلم پیش کسی نیست، تو را میخواهم
آسمان دلم ابریست، تو را میخواهم
#فاضل_نظری
منم و یک دل دیوانهی خاطر خواهت
باز فکرت به کجاها نکشیدهست عزیز؟
کوچه جا پای مرا، بی تو ندیدهست عزیز
فکر من نیستی، اما به خودت فکر بکن
بی تو من ثانیهای تاب... خودت فکر بكن
میشود جز تو دلم پیش کسی گیر کند؟
نکند عقل تو را این همه درگیر کند
به خدا این همه تحقیر شدن حقم نیست
خوار هم میشوم اما گل من، حقم نیست
دست بردار، من از این فاصلهها میترسم
مشکلم حل نشد، از مسئلهها میترسم
دست بردار، بیا پای رسیدن دارم
با تو باید که در این جاده قدم بگذارم
دست بردار، بیا من که دلم را دادم
من که در هر نفسم عطر تو را جا دادم
چشم از دوری تو تر بشود؟ حقش نیست
دل من از دست تو پرپر بشود؟ حقش نیست
من دلم پیش کسی نیست، تو را میخواهم
آسمان دلم ابریست، تو را میخواهم
#فاضل_نظری