Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
-اینکه؛ «مى شد» نرَوی،
باز مَرا خواهد کشت .
باز مَرا خواهد کشت .
هی بهمون گفتن صبر کن درست میشه ولی تنها چیزی که با صبر درست شد ترشي سير بود...
| ميتــــرائيســـم |
| ميتــــرائيســـم |
به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس میدارد، یک مرد هر چه را که میتواند به قربانگاهِ عشق میآورد، آنچه فدا کردنیست فدا میکند، آن چه شکستنیست میشکند و آنچه را تحملسوز است تحمل میکند، اما هرگز به منزلگاهِ دوست داشتن به گدایی نمیرود !
#نادر_ابراهیمی
#نادر_ابراهیمی
" اگه ناراحتی برم " فقط اونجا که سعدی میگه : رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما :)
آدم ها؛
جدا از عطری که به خودشون می زنن،
عطر دیگه ای هم دارن که اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست،
عطر چشم هاشون،
عطر حرف هاشون،
عطری که فقط مختص شخصیت اون هاست
و متاسفانه در هیچ مغازه ی عطر فروشی پیدا نمیشه...
قهوه سرد آقای نویسنده / #روزبه_معین
جدا از عطری که به خودشون می زنن،
عطر دیگه ای هم دارن که اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست،
عطر چشم هاشون،
عطر حرف هاشون،
عطری که فقط مختص شخصیت اون هاست
و متاسفانه در هیچ مغازه ی عطر فروشی پیدا نمیشه...
قهوه سرد آقای نویسنده / #روزبه_معین
-اما من بهش نگفتم...
كه تو مسكن نيستي كه از هر كسي توي خيابون بخوام و اوناهم يه دونه از تو از كيفشون در بيارن و دردم رو آروم كنن ، تو انحصاري ترين دارويي هستي كه خود خدا ، با دقت نشسته و براي من ، براي خود خود من ساخته ، دارويي كه فقط آرومم نميكنه ! درمانم ميكنه.
كه تو مسكن نيستي كه از هر كسي توي خيابون بخوام و اوناهم يه دونه از تو از كيفشون در بيارن و دردم رو آروم كنن ، تو انحصاري ترين دارويي هستي كه خود خدا ، با دقت نشسته و براي من ، براي خود خود من ساخته ، دارويي كه فقط آرومم نميكنه ! درمانم ميكنه.
اولین قدمی که برداشتم واسه بد شدن
سریع فهمید
اومد محکم کوبوند به دیوار و یقهمو مچاله کرد تو دستش و گفت
کِی انقد عوض شدی؟
اینا رو کی بهت یاد داده ؟
کِی اینهمه وقیح شدی؟
کِی یاد گرفتی اینهمه گستاخیُ؟
من چیکار کردم که تو بخودت اجازه میدی باهام اینطوری باشی؟
مات فقط نگاش میکردم
(اینو میدونستم که مردا توهم توطئه علیه خودشون رو دارن ...)
میدونستم منظورش از عوض شدن اینه که چرا مطابقِ میلم دیگه رفتار نمیکنی...
اینکه فهمیده بود رفتارم عوض شده انقد زود اصلا واسم عجیب غریب نبود چون اتفاق پیچیدهیی نبودش خب...
یه دو دوتا چهارتایِ ساده بودش...
کسی که یه عمر با آدم خوب بوده باشه و
هرچی بگی جز چشم و بله ازش نشنیده باشی
یهو تو روت بگه نه آدم مات میمونه خب...
بگذریم!
گفتم خوبیام و مهربونیام دلتو مگه نزده؟
تکراری نشده؟
حسشون نمیکنی دیگه به چشمات نمیان خب!
وظیفهم میدونی؟
کنار اومدم با اینا
فقط خواستم یه بار بشم تو ببینم میتونی یه بار
تحمل کنی خودتو !
ببینم وظیفه تو چیه!
میدونی چیشد بعدِ اون یه بار؟
رفت آره رفت...
میدونی چرا؟
چون ما نمیتونیم یکی مثله خودمون رو تحمل کنیم...
سریع فهمید
اومد محکم کوبوند به دیوار و یقهمو مچاله کرد تو دستش و گفت
کِی انقد عوض شدی؟
اینا رو کی بهت یاد داده ؟
کِی اینهمه وقیح شدی؟
کِی یاد گرفتی اینهمه گستاخیُ؟
من چیکار کردم که تو بخودت اجازه میدی باهام اینطوری باشی؟
مات فقط نگاش میکردم
(اینو میدونستم که مردا توهم توطئه علیه خودشون رو دارن ...)
میدونستم منظورش از عوض شدن اینه که چرا مطابقِ میلم دیگه رفتار نمیکنی...
اینکه فهمیده بود رفتارم عوض شده انقد زود اصلا واسم عجیب غریب نبود چون اتفاق پیچیدهیی نبودش خب...
یه دو دوتا چهارتایِ ساده بودش...
کسی که یه عمر با آدم خوب بوده باشه و
هرچی بگی جز چشم و بله ازش نشنیده باشی
یهو تو روت بگه نه آدم مات میمونه خب...
بگذریم!
گفتم خوبیام و مهربونیام دلتو مگه نزده؟
تکراری نشده؟
حسشون نمیکنی دیگه به چشمات نمیان خب!
وظیفهم میدونی؟
کنار اومدم با اینا
فقط خواستم یه بار بشم تو ببینم میتونی یه بار
تحمل کنی خودتو !
ببینم وظیفه تو چیه!
میدونی چیشد بعدِ اون یه بار؟
رفت آره رفت...
میدونی چرا؟
چون ما نمیتونیم یکی مثله خودمون رو تحمل کنیم...
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
- لعنت به من و من و من !
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Masih & Arash – Mahe Asal 97
《وقتی ازم دوری
دنیام جهنمه
حس میکنم هوا کمه
هر جا برم دورم
هر جا بری دوری
غربت تمومه عالمه》
💛
دنیام جهنمه
حس میکنم هوا کمه
هر جا برم دورم
هر جا بری دوری
غربت تمومه عالمه》
💛
-خبرت نیست ولی بعدِ تو دیوانه شدم
بغضِ پنهان شده در خنده ی مستانه شدم
خبرت نیست ولی بعدِ خداحافظی ات
خشت از خشت جدا گشتم و ویرانه شدم
#نگار_قریشی💛
بغضِ پنهان شده در خنده ی مستانه شدم
خبرت نیست ولی بعدِ خداحافظی ات
خشت از خشت جدا گشتم و ویرانه شدم
#نگار_قریشی💛
کاظم بهمنی چقدر خوب میگه:
" با وفا خواندمت از عمد
که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است
به تلقین کردن! "
" با وفا خواندمت از عمد
که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است
به تلقین کردن! "
آه، کاش من دو نفر بودم. یکی حرف می زد و یکی دیگر گوش میداد، یکی زندگی می کرد و آن یکی به تماشای او می نشست. چه خوب می توانستم خودم را دوست داشته باشم! دیگر به هیچکس غبطه نمی خوردم.
همه میمیرند
#سیمون_دوبووار
همه میمیرند
#سیمون_دوبووار
-بیهیچ نشانهای،
بریده از دنیا،
دلگیر، دلگیر، دلگیر…
مگر میشود؟
بریده از دنیا،
دلگیر، دلگیر، دلگیر…
مگر میشود؟
روزگار نکبتی شده. آنقدر که آدم دلش میخواهد مدام به خاطرههایش چنگ بیاندازد و آنجاها دنبال چیزی بگردد.
#عباس_معروفى
#عباس_معروفى
دیگر موقع پاک کردن لوبیا هم اشکم در میآمد. پسرم میآمد بغلم:
"گریه میکنی؟"
-نه مامان چشمم میسوزد.
"پیاز است؟"
دیگر همه چیز پیاز بود. گوجه فرنگی پیاز بود. خیار پیاز بود. بعضی وقتا حتی هویج هم پیاز بود.
در راه ویلا
#فریبا_وفی
"گریه میکنی؟"
-نه مامان چشمم میسوزد.
"پیاز است؟"
دیگر همه چیز پیاز بود. گوجه فرنگی پیاز بود. خیار پیاز بود. بعضی وقتا حتی هویج هم پیاز بود.
در راه ویلا
#فریبا_وفی
-احساس Hypophrenia به حالتی گفته میشود که شما بدون هیچ دلیلى احساس افسردگی میکنید، در این مواقع در ضمیر ناخودآگاهتان، دلتان برای شخصی تنگ شده و کمبود آن شخص را حس میکنید، اما ضمیر آگاه شما آن را فراموش کرده است.