۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
بیا برو دکتر ، تمرکز مارو بهم‌ نزن ، سرمون همین گرم مُردن باشه بهتره ! حیف نشه تیارت ...
#حمید_سلیمی
چشمهایم را می بندم. روی مبل سورمه ای دراز می کشم. می شمارم، از نوزده، به آرامی، تا یک. حالا باید قرصها اثر کنند. سرم باید سنگین شود و زبانم کند. دستهایم باید عطش نوازش را از یاد ببرند و تن بدهند به دو شاخه خشک بودن، آویزان به تنم، درختی که دو قرن پیش در پاییز گم شد. می شمارم و می دانم باید از یاد ببرم. باید بوی تنت را حس نکنم، باید به رقصیدن انگشتانم روی مهره های کمرت فکر نکنم، باید به لبهات - آخ، شاتوت رسیده لبهات - فکر نکنم، باید به زیبایی سینه هایت فکر نکنم وقتی زیر دوش آواز می خوانی، باید به قوس کمرت فکر نکنم. باید پسر خوبی باشم، قبل ازاین که دکتر دوباره عصبانی شود. باید به نوشیدنت فکر نکنم. به پوست داغ تنت، که چقدر شبیه است به شراره آتش دوزخ که در کتابها نوشته اند سهم گناهکاران خواهد بود. ( آرام می گویم که دکتر نشنود: بیا من گناهکار را ببر در آتشت بسوزان لاکردار...)
عادت کرده ام. روی مبل دراز می کشم، با چشمهای بسته و مشتهای خالی. بی هیچ هراسی از ابرهای دل. بی هیچ نگرانی از سوختن صورت، بعد از رد شدن رودخانه های مذاب اشک. قرص هایم را خورده ام و می دانم حالا کم کم بدنم بی حس می شود و سرم سنگین می شود و همدستی ساقی و دکتر باید بتواند شیاطین درون ذهنم را مسلمان کند، اما نمی کند. می دانم.
چمشهایم بسته اند. دستهایم، سرد و بی رمق. لبهایم خشک. تنم، دریاچه ارومیه، دو دهه بعد از مردن. زبانم تلخ. ایمانم سست. هیچ نمانده که پیشکش کنم. ساکت می مانم. ( آرام که دکتر نشود: مرا میان دو بوسه دفن می کنی، قبل رفتنت از خیال هرشبم؟ )
سردم است. گرمم است. در سرم مورچه ها راه می روند. مرده ام. باید بخوابم. باید بخوابم، و خواب ببینم تو اینجایی. برهنه؛ داغ؛ حریص؛ دلباخته. دلم برای تندشدن نفسهایت وقتی گردنت را می مکم تنگ شده است. دلم برای حریص بودنت وقتی برهنه ات می کنم، دلم برای نوشیدن لبانت، دلم برای مهره آخر کمرت، دلم برای ران های کشیده ات، دلم برای دستهات تنگ شده است. بله. کشف جدیدم این است که آدمیزاد می تواند برای چیزهایی که ندیده هم دلتنگ شود. برای کارهایی که نکرده. برای بوسه های رخ نداده.
چشمهایم بسته اند. با چشمهای بسته، تو را به یاد می آورم. یادت را مثل خورشید می آویزم به تاریکی های ذهنم. کم کم قرصها اثر خواهند کرد، و من خواهم مرد، تا فردا شود و باز به نفرین تمام نشدنی دوری زنده شوم .بیدار شم و به خواستنت و به تشنگی و به هلاک ادامه بدهم. گور پدر دکتر، و گور پدر قرصها، و گور پدر مورچه ها، و گور پدر خستگیها.
قرصها اثر میکنند. کمرنگ می شوی. خورشید ذهنم خاموش می شود، از سقف اتاقم تگرگ می بارد، و من روی مبل سورمه ای دراز می کشم؛ با چشمهای بسته به هیچکس و هیچ چیز فکر می کنم و کم کم تمام می شوم. بی آن که باد مردانگی کند و برای ثانیه ای به گوشت برساند چقدر برای تو بی تابم، چقدر برای تو دلتنگم....
#حمیدسلیمی
میشل فوکو :

همیشه سکوت نشانه‌ی تایید حرف طرف مقابل نیست، گاهی نشانه‌ی قطع امید از سطح شعور اوست!
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
-اینکه؛ «مى شد» نرَوی،
باز مَرا خواهد کشت .
هی بهمون گفتن صبر کن درست میشه ولی تنها چیزی که با صبر درست شد ترشي سير بود...

| ميتــــرائيســـم |
به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می‌دارد، یک مرد هر چه را که می‌تواند به قربان‌گاهِ عشق می‌آورد، آن‌چه فدا کردنی‌ست فدا می‌کند، آن چه شکستنی‌ست می‌شکند و آن‌چه را تحمل‌سوز است تحمل می‌کند، اما هرگز به منزل‌گاهِ دوست داشتن به گدایی نمی‌رود !

#نادر_ابراهیمی
_تو خودتی چرا؟
+آدم که تو قلب کسی جا نداشته باشه میره تو خودش....

#علی_سلطانی
" اگه ناراحتی برم " فقط اونجا که سعدی میگه : رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما :)
آدم ها؛
جدا از عطری که به خودشون می زنن،
عطر دیگه ای هم دارن که اتفاقا تاثیر گذارتر هم هست،
عطر چشم هاشون،
عطر حرف هاشون،
عطری که فقط مختص شخصیت اون هاست
و متاسفانه در هیچ مغازه ی عطر فروشی پیدا نمیشه...

قهوه سرد آقای نویسنده / #روزبه_معین
مگر نمی شود آدم سال های بعد را
به یاد بیاورد و برای خودش گریه کند؟

سال بلوا / #عباس_معروفی
-اما من بهش نگفتم...
كه تو مسكن نيستي كه از هر كسي توي خيابون بخوام و اوناهم يه دونه از تو از كيفشون در بيارن و دردم رو آروم كنن ، تو انحصاري ترين دارويي هستي كه خود خدا ، با دقت نشسته و براي من ، براي خود خود من ساخته ، دارويي كه فقط آرومم نميكنه ! درمانم ميكنه.
اولین قدمی که برداشتم واسه بد شدن
سریع فهمید
اومد محکم کوبوند به دیوار و یقه‌مو مچاله کرد تو دستش و گفت
کِی انقد عوض شدی؟
اینا رو کی بهت یاد داده ؟
کِی اینهمه وقیح شدی؟
کِی یاد گرفتی اینهمه گستاخیُ؟
من چیکار کردم که تو بخودت اجازه میدی باهام اینطوری باشی؟
مات فقط نگاش میکردم
(اینو میدونستم که مردا توهم توطئه علیه خودشون رو دارن ...)
میدونستم منظورش از عوض شدن اینه که چرا مطابقِ میلم دیگه رفتار نمیکنی...
اینکه فهمیده بود رفتارم عوض شده انقد زود اصلا واسم عجیب غریب نبود چون اتفاق پیچیده‌یی نبودش خب...
یه دو دوتا چهارتایِ ساده بودش...
کسی که یه عمر با آدم خوب بوده باشه و
هرچی بگی جز چشم و بله ازش نشنیده باشی
یهو تو روت بگه نه آدم مات میمونه خب...
بگذریم!
گفتم خوبیام و مهربونیام دلتو مگه نزده؟
تکراری نشده؟
حسشون نمیکنی دیگه به چشمات نمیان خب!
وظیفه‌م میدونی؟
کنار اومدم با اینا
فقط خواستم یه بار بشم تو ببینم میتونی یه بار
تحمل کنی خودتو !
ببینم وظیفه تو چیه!
میدونی چیشد بعدِ اون یه بار؟
رفت آره رفت...
میدونی چرا؟
چون ما نمیتونیم یکی مثله خودمون رو تحمل کنیم...
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
- لعنت به من و من و من !
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Masih & Arash – Mahe Asal 97
《وقتی ازم دوری
دنیام جهنمه
حس میکنم هوا کمه
هر جا برم دورم
هر جا بری دوری
غربت تمومه عالمه》
💛
-خبرت نیست ولی بعدِ تو دیوانه شدم
بغضِ پنهان شده در خنده ی مستانه شدم
خبرت نیست ولی بعدِ خداحافظی ات
خشت از خشت جدا گشتم و ویرانه شدم

#نگار_قریشی💛
کاظم‌ بهمنی چقدر خوب میگه:

" با وفا خواندمت از عمد
که تغییر کنی
گاه در عشق نیاز است
به تلقین کردن! "
آه، کاش من دو نفر بودم. یکی حرف می زد و یکی دیگر گوش میداد، یکی زندگی می کرد و آن یکی به تماشای او می نشست. چه خوب می توانستم خودم را دوست داشته باشم! دیگر به هیچکس غبطه نمی خوردم.

همه می‌میرند
#سیمون_دوبووار
-بی‌هیچ نشانه‌ای،
بریده از دنیا،
دلگیر، دلگیر، دلگیر…
مگر می‌شود؟
Naseria
Naser Abdollahi
ناصریا
 از عشق دنیا خو بار کن
از هرچه رنگه تو خار کن 
@Deep_Mo