۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
من عاشق يك مذهبى بودم
من دخترى با موى نارنجى
با لحن مردونش بهم مى گفت
با من بيا بانوى نارنجى
.
او دلبرى كردن بلد بودو
من امتحان دلبرى دادم
تا در كلاس دل ازش بردن
با نمره اى پايين افتادم
.
تا انتهاى راهو مى ديدم
مى خواستم تا آخرش باشم
انقدر عاشق بودمو هستم
مى شد عروس مادرش باشم
.
هر بار روى من رو ميبوسيد
درگير دين و مذهبش مى شد
سيب لبامو مزه مى كردو
توبه غذاى هرشبش مى شد
.
مى گفت موهاتو طلايى كن
مى خواست واسش سيندرلا شم
تو خونه ى من زندگى مى كرد
اما نميگفت همسرش باشم
.
تا يك نفر مارو باهم ميديد
دستامو ول مى كردو ميلرزيد
ميگفت از اين رابطه اصلاً
هيچ كس نبايد چيزى ميفهميد
.
سردش كه مى شد من رو مى پوشيد
پيراهن توى تنش بودم
اما نمى خواست شوهرم باشه
من تو خيالاتم زنش بودم
.
هركارى مى كردم از عشقم بود
از سنگ بود چيزى نمى فهميد
از عشق هرچى كه مى پرسيدم
مى رفت سراغ مرجع تقليد
.
من حكم سرگرمى براش بودم
بى معرفت از پيش من مى رفت
ميديد از عشقش پريشونم
با مادرش دنبال زن مى رفت
.
آخر عروسيش بودو فهميدم
رفتم و با آه بدرقش كردم
خواستم بسابم قند عقدش رو
پشت در تالار غش كردم
.
اون انتخاب اشتباهش بود
اون اشتباهى باورش كرده
اون زن كه پاى سفره ى عقده
يك فاحشست چادر سرش كرده

#فرزانه_صدهزارى
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کار رابطه را به مقایسه نکشانید .
نگذارید کار به جایی برسد
که طرف مقابل مدام به رابطه قبلی اش فکر کند که رفتارتان را زیر ذره بین بگذارد و بیفتد به جان مقایسه کردن!!
کار به مقایسه کشید کرکره ی رابطه را بکشید پایین و بنویسید تا اطلاع ثانوی این رابطه در اتاق احیا به سر می برد!!
بعد بنشینید و ضعف هایتان را ترمیم کنید، هوای رابطه را آفتابی کنید، بعد بنشینید و شکفتن ثمره ی تلاشتان را ببینید!
آدمیزاد است دیگر چیزی بیشتر از یک قاشق توجه و محبت حالش را خوب نمیکند!
پا برهنه تا کجا دویده‌ای ؟
که این همه
گل شکفته است !

👤 #کیکاووس_یاکیده

-خواب‌هایم بوی تن تو را می‌دهد؛
نکند آن دورترها
نیمه‌شب
در آغوشم می‌گیری؟
استعدادِ فروخوردنِ بغض‌هایمان ارثی بود
نَسل به نَسل..!
مادربزرگم شال میبافت
مادرم ساعت‌ها در آشپزخانه درگیر بود
و مَنی که خفه‌شان میکردم میانِ واژه‌ها..!

#سارا__اسدی
این روزها، غم و غصه خوردن هایم زیاد شده است. بدون اینکه با دکتری مشورت کنم، مصرفم را بالا برده ام. اما خوب نشده ام که هیچ، بدتر هم شده ام.
حتی یکبار برای امتحان هم که شده کمی اشک قاطی غم و غصه ها کردم. تا پای مرگ رفتم، ولی افاقه نکرد.
دکترم میگوید: برای زنده ماندن هر روز باید غصه هایم را سر وقت بخورم. نمیدانم چرا با وجود اینکه من غصه ها را سر وقت میخورم و اشکها را به موقع میریزم، خوب نمیشوم.
شاید هم این تجویز فقط برای نفس کشیدن تاثیر دارد. به سرم زده که همه ی داروهایم را یک جا بخورم. مطمئنم که خوب خواهم شد، خوب خوب...

#کوثر_عشقی
تا حالا پشت پنجره موندی ؟
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه‌ میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))

#محیکس
-هیشکی اندازه ی من دوست نداره ! هیشکی :)
💛
مثلا ، دویدن انگشتانت روی پوست کمرش .
مثلا ، کشف کتاب هایی که هر دو خوانده اید و حرف زدن درباره آنها .
مثلا ، شروع کردن کاری با هم ، تمرین یک ساز شاید .
مثلا ، نوازش کردنش وقتی دلخور است ، و آرام شدنش .
مثلا ، بستنی خوردن در یک کاسه ، شکلاتی شدن لبها و بوسه های شیرین .
مثلا ، خنداندنش وقتی دارد تلفنی با کسی حرفهای جدی می زند .
مثلا ، دوست داشتنش ، هر روز کمی بیشتر .
مثلا ، آب بازی کردن تا سر حد جنون .
مثلا ، قلقلک دادنش یا قلقلک شدنت .
مثلا ، کنارش ماندن وقتی خسته و غمگین و عصبی است ، ساکت اما مهربان .
مثلا ، نادیده گرفتن این پست وقتی کنارت نیست ، نداریش ......

#حمیدسلیمی
-گفتُمش چرا ماه پیشانو نامهربونی ؟
گفت میخوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی
گفتُمش فدایِ غمزه گِردُم
دلخوشُم که تو رو نومزه کِردُم
پیشِ پات میشنُم دو زانو
آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو ...
-بعضي وقتها سرم انقدر از رويا پر ميشه كه حس ميكنم اگه دستمو دراز كنم ميتونم صورتشو لمس كنم 💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-بعضي وقتها سرم انقدر از رويا پر ميشه كه حس ميكنم اگه دستمو دراز كنم ميتونم صورتشو لمس كنم 💛»
-گفتم غم تو دارم
آمد مرا بغل کرد 😌