-خوابهایم بوی تن تو را میدهد؛
نکند آن دورترها
نیمهشب
در آغوشم میگیری؟
نکند آن دورترها
نیمهشب
در آغوشم میگیری؟
استعدادِ فروخوردنِ بغضهایمان ارثی بود
نَسل به نَسل..!
مادربزرگم شال میبافت
مادرم ساعتها در آشپزخانه درگیر بود
و مَنی که خفهشان میکردم میانِ واژهها..!
#سارا__اسدی
نَسل به نَسل..!
مادربزرگم شال میبافت
مادرم ساعتها در آشپزخانه درگیر بود
و مَنی که خفهشان میکردم میانِ واژهها..!
#سارا__اسدی
این روزها، غم و غصه خوردن هایم زیاد شده است. بدون اینکه با دکتری مشورت کنم، مصرفم را بالا برده ام. اما خوب نشده ام که هیچ، بدتر هم شده ام.
حتی یکبار برای امتحان هم که شده کمی اشک قاطی غم و غصه ها کردم. تا پای مرگ رفتم، ولی افاقه نکرد.
دکترم میگوید: برای زنده ماندن هر روز باید غصه هایم را سر وقت بخورم. نمیدانم چرا با وجود اینکه من غصه ها را سر وقت میخورم و اشکها را به موقع میریزم، خوب نمیشوم.
شاید هم این تجویز فقط برای نفس کشیدن تاثیر دارد. به سرم زده که همه ی داروهایم را یک جا بخورم. مطمئنم که خوب خواهم شد، خوب خوب...
#کوثر_عشقی
حتی یکبار برای امتحان هم که شده کمی اشک قاطی غم و غصه ها کردم. تا پای مرگ رفتم، ولی افاقه نکرد.
دکترم میگوید: برای زنده ماندن هر روز باید غصه هایم را سر وقت بخورم. نمیدانم چرا با وجود اینکه من غصه ها را سر وقت میخورم و اشکها را به موقع میریزم، خوب نمیشوم.
شاید هم این تجویز فقط برای نفس کشیدن تاثیر دارد. به سرم زده که همه ی داروهایم را یک جا بخورم. مطمئنم که خوب خواهم شد، خوب خوب...
#کوثر_عشقی
تا حالا پشت پنجره موندی ؟
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
اونقدری که هوا کم کم روشن شه ؟
اونقدری که یادت بره چرا پشت پنجره وایستادی ، یادت بره از کی پشت پنجره وایستادی ...
تا حالا شده ، تا حالا شده صدات کنن، به اسمه خودت اما نفهمی ؟ نکه نشنویا نه ، اینکه ، اینکه نفهمی وقتی میگن محمد ، صدام میکنن محمد ، قراره جواب بدی بله ، تا حالا شده اسمه خودتو نشناسی ؟تا حالا شده غریبه شی ؟ تا حالا شده بیشتر از سلام از بقیه بشنوی چن وقته خودت نیستی ؟ من خودم نیستم ، نباس اینجوری باشه ، من هنوز هستم تو رو جا نذاشتم ، هنوز همینجام ، خودمو جا نذاشتم ، من هنوز هستم
مگه میشه آدم جایی نره ولی گم شه ؟ مگه میشه آدم وسط اتاقه خودش با همه غریبه شه ؟مگه میشه آدم یهو خودشو ، اسمشو ، زندگیشو ، همه چیشو گم کنه و تبدیل شه به هیچی ؟؟
عاشق شدن دل میخواد جنم میخواد وجود میخواد جربزه میخواد ماله بچه سوسولا نیس میشنوی ؟ نه نمیشنوی !
عاشق زندگیشو دارو ندارشو میگیره تو مشتشو میذاره تو مشتت
وقتی کل روزش بیتابه و درگیره اینه که چجوری غافلگیرت کنه ، با یه شاخه گل ؟ با یه جمله ؟ با یه آهنگی که دوس داری ؟
تا حالا رو یه دیوار واسه کسی یادگاری نوشتی ؟؟؟ =)))
#محیکس
مثلا ، دویدن انگشتانت روی پوست کمرش .
مثلا ، کشف کتاب هایی که هر دو خوانده اید و حرف زدن درباره آنها .
مثلا ، شروع کردن کاری با هم ، تمرین یک ساز شاید .
مثلا ، نوازش کردنش وقتی دلخور است ، و آرام شدنش .
مثلا ، بستنی خوردن در یک کاسه ، شکلاتی شدن لبها و بوسه های شیرین .
مثلا ، خنداندنش وقتی دارد تلفنی با کسی حرفهای جدی می زند .
مثلا ، دوست داشتنش ، هر روز کمی بیشتر .
مثلا ، آب بازی کردن تا سر حد جنون .
مثلا ، قلقلک دادنش یا قلقلک شدنت .
مثلا ، کنارش ماندن وقتی خسته و غمگین و عصبی است ، ساکت اما مهربان .
مثلا ، نادیده گرفتن این پست وقتی کنارت نیست ، نداریش ......
#حمیدسلیمی
مثلا ، کشف کتاب هایی که هر دو خوانده اید و حرف زدن درباره آنها .
مثلا ، شروع کردن کاری با هم ، تمرین یک ساز شاید .
مثلا ، نوازش کردنش وقتی دلخور است ، و آرام شدنش .
مثلا ، بستنی خوردن در یک کاسه ، شکلاتی شدن لبها و بوسه های شیرین .
مثلا ، خنداندنش وقتی دارد تلفنی با کسی حرفهای جدی می زند .
مثلا ، دوست داشتنش ، هر روز کمی بیشتر .
مثلا ، آب بازی کردن تا سر حد جنون .
مثلا ، قلقلک دادنش یا قلقلک شدنت .
مثلا ، کنارش ماندن وقتی خسته و غمگین و عصبی است ، ساکت اما مهربان .
مثلا ، نادیده گرفتن این پست وقتی کنارت نیست ، نداریش ......
#حمیدسلیمی
-گفتُمش چرا ماه پیشانو نامهربونی ؟
گفت میخوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی
گفتُمش فدایِ غمزه گِردُم
دلخوشُم که تو رو نومزه کِردُم
پیشِ پات میشنُم دو زانو
آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو ...
گفت میخوام بسوزونُمت تا قدرُم بدونی
گفتُمش فدایِ غمزه گِردُم
دلخوشُم که تو رو نومزه کِردُم
پیشِ پات میشنُم دو زانو
آخ ماه پیشانو جان ماه پیشانو ...
-بعضي وقتها سرم انقدر از رويا پر ميشه كه حس ميكنم اگه دستمو دراز كنم ميتونم صورتشو لمس كنم 💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-بعضي وقتها سرم انقدر از رويا پر ميشه كه حس ميكنم اگه دستمو دراز كنم ميتونم صورتشو لمس كنم 💛»
-گفتم غم تو دارم
آمد مرا بغل کرد 😌
آمد مرا بغل کرد 😌
آنقدر از نبودنت مینویسم
آنقدر نوشته هایم میان این جماعت
دست به دست میشود
تا روزی بخوانی و بفهمی
این نویسنده عاشق بعد رفتنت
چه درد هایی که نکشید...
#امیر_علی_اسدی
آنقدر نوشته هایم میان این جماعت
دست به دست میشود
تا روزی بخوانی و بفهمی
این نویسنده عاشق بعد رفتنت
چه درد هایی که نکشید...
#امیر_علی_اسدی
-هر آدمی باید یکی رو داشته باشه ک به جای دوست دارم مثل داریوش بهش بگه :
"ببین! تمام من شدی"
"ببین! تمام من شدی"
وجود "عشق" برای آن نیست تا ما را خوشحال کند... من اعتقاد دارم "عشق" وجود دارد تا به ما نشان دهد چقدر میتوانیم "تحمل" کنیم...!
👤هرمان هسه
📚پیتر کامنسیند صفحه 61
👤هرمان هسه
📚پیتر کامنسیند صفحه 61
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
یادِ من کن، یادِ من زهر هَلاهِل نیست .
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
اگر براى ابد
هواى ديدن تو
نيفتد از سر من
به درك
به درك
به درك
هواى ديدن تو
نيفتد از سر من
به درك
به درك
به درك
لانگدیستنس رو جوری بیان میکنه سعدی جان که اصن دلت کباب میشه واسش!
"چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را…!"
"چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری
برآید از دلم آهی، بسوزد هفت دریا را…!"