۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-نزدیکترین آدم به تو کسیه که از دورترین فاصله به فكرته.
-‏بی شک جایی در اواسط ماه آوریل سال ۱۹۴۶ در بندر مارسی عاشق زنی شده بودم که هیچ گاه او را ندیده‌ام و در میانه‌ی مرداد هزار و سیصد و هشتاد و چهار مرده بودم و در ابتدای تیر هزار و سیصد و نود و هفت ناگهان دوباره همه چیز را به یاد آورده‌ام و چند لحظه بعد باز همه چیز را فراموش خواهم کرد
I'm reaching out to you
Can you hear my call?
Can i lay by your side ?
Next to youuu
And make sure
You're alright
I'll take care of youuu
مردی که عشقش رو از دست میده،
یک خیابون براش اندازه یک شهر فاصله داره.

#صابر_ابر
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-‏بی شک جایی در اواسط ماه آوریل سال ۱۹۴۶ در بندر مارسی عاشق زنی شده بودم که هیچ گاه او را ندیده‌ام و در میانه‌ی مرداد هزار و سیصد و هشتاد و چهار مرده بودم و در ابتدای تیر هزار و سیصد و نود و هفت ناگهان دوباره همه چیز را به یاد آورده‌ام و چند لحظه بعد باز همه…»
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
بدجوری دوسش داشتم. بدجوری. قهر کرده بودیم و جواب تلفنامو نمی داد....
می دونستم با خونوادش قراره بره اون رستوران بزرگه تو گیشا. نفوذی داشتم تو خونوادشون. عصر رفتم پنجاه هزار تومن رشوه دادم به بچه های رستوران. سال 77. با اون پول می تونستم خیلی کارها بکنم.اما می دونستم دلم چی میخواد....
اومدن، نشستن ، سفارش دادن. غذاشون که آماده شد، من با لباس پرسنل رستوران رفتم غذاها رو گذاشتم روی میزشون. منو که دید، کپ کرد. زیر نون پیتزاش با ماژیک نوشته بودم دوستت دارم، منو ببخش. هی تیکه تیکه پیتزا خورد و هی به من نگاه کرد و خندید. فرداش آشتی کردیم، و روزهای خوبی داشتیم تا چند ماه بعد که کلا از ایران رفت....
هیچوقت اندازه اون روز حالم خوب نبود. روزی که تونستم کسی رو بخندونم که دوستش داشتم و ازم ناراحت بود. عشق، علاوه بر شوق و نیاز، شهامت و نگهداری و تلاش هم لازم داره ...
نمی دونم چرا، ولی همینجوری دلم خواست جای زهرمارهای هرشب، امشب اینو براتون بنویسم. هنوزم بهش که فکر میکنم، ته دلم به خودم میگم دمت گرم .....

#حمیدسلیمی
بعضی وقتا اینقد دلم واست تنگ میشه که ذهنم‌ شروع میکنه به مرور کردن خاطراتی که باهات دارم‌ و منم ناخواسته غرق میشم توش ! عین‌ یه فیلم که داره روی پلکام‌ پخش میشه و تنها ببینده ش منم ، غرق میشم تویِ این فیلم دوس داشتنی ، تویِ تک تک دیالوگاش ،جایزه ی بهترین بازیگر نقش اولم میدم به "تو" ، چون هیشکی جز تو نمیتونه اینجوری منو عاشقِ خودش کنه ...

#محیکس
دوستان متن ، آهنگ یا عکس خاصی داشتین که دوست داشتین با بقیه در اشتراک بزارین ، خوشحال میشم بفرستین واسم.
@Mohix
-اگه من روز به روز عاشق‌ترت میشم دست خودم نیست. تو هی مدام در حال عشق تر شدنی.
[let me be yours
and you'll be mine]
-در میان عاشقی مردانگی مهجور مرد
در میان عاشقی عاشق چنان مغموم مرد
در بساط عشق تو عشق و وفا پیدا نبود
بیوفا عاشق منم عاشق چنان مجنون مرد
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
دوش دیدم دلبرم در خواب نازی
دلبری رقصان و بشاش همچو بازی
دلبرم با من سخن میگفت در خواب
وَه از این خواب دل انگیز و نیازی ‌.

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
چه غریبانه است داستان منو تو
تو گوشه ای در تنهایی خود اتفاقات را در ذهنت مرور میکنی و من در گوشه ای دیگر تو را .
چه غریبانه است که با تمام وجود تک تک لحظه های کنارت بودن را زندگی میکنم و تو به انکار تمام احساست مشغولی .
چه غریبانه است پاره کردن بند دلهایی که ارتباطشان ناگسستنیست .
چه غریبانه است عقربه های ساعت یازده شب .
چه غریبانه است لبخند های تصنعی ای که رخنه در عمق احساساتمان دارد
چه غریبانه اند دلهایی که تازه راه عاشق شدن را فرا گرفته بودند
چقدر غریبانه دلم هوایت را دارد ، هوای ابری با نم نم باران ...

#محیکس💛
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
با هر فِید شدن تویِ هزار تویِ افکارت
با هر گم شدن تویِ پَرچینِ موهات
با ستبر ترین سینه یِ مالامال از عشقت
با هر لمسِ طراوتِ بلورِ دستات
با کودکانه ترین بخشِ احساساتم
با مظلومانه ترین افقِ نگاهم
با سنگین ترین هُرمِ نفسام
با صمیمانه ترین لحنِ صحبتم
با گرم ترین فشارِ آغوشم
تو عاشق ترین حالتِ ممکنم ؛

میخوام بگم "دوست دارم" و این از هر چیزی با ارزش تره 💛

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
ميگفت من فكر ميكنم تو اين داستاناي عاشقانه اساطيري مثل ليلي و مجنون، شيرين و فرهاد، ويس و رامين؛ يه طرف ماجرا اصن وجود نداشته يني مجنون بوده ولي ليلي وجود خارجي نداشته ميخام بگم ليلي تو قلب مجنون بوده.ميگفت من فكر ميكنم آدما عاشق عاشق شدنن عين من براي تويي كه وجود خارجي نداري ولي عاشقتم.💛

#محیکس
گاهی میشود مُرد
برای ''نیم نگاه " از جانب کسی که تسکین
تمام دردهایت میشود...