۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-‏وقتی به پنجره ی اتاقم با توری‌ِ ثابتش نگاه میکنم یاد حرف بندیکت تو سریال پاتریک ملروز میفتم که میگفت “ یه پنجره به چه درد می خوره اگه نتونی ازش بپری پایین؟ “
باز عاشقت شدم؛
داشتم آهنگی گوش می‌ دادم
که شبیه موهای تو بود.

#عباس_معروفی
نمیدانم آن یک نفر که همه ی ما نداریمش
خودش ؛
چه کسی را ندارد..

#مریم_قهرمانلو
وقتی فهمیدم
شباهت عجیبی به عشق اولش دارم
غمی تمام چهره ام را سوزاند
چقدر بد است
سال ها بی خبر
بخندی
ببوسی
ولی خودت نباشی
چقدر سخت است
هر روز
مرده ای را ببینی که بیشتر از تو زندگی کرده
چقدر غم انگیز است
همه ی عمرت را
میزبان کسی باشی که عشقت میهمان اوست
چقدر صورتم درد دارد
کاش می شد آدم یقه ی خودش را بگیرد...

رسول ادهمی
نجمه زارع :

دلم پُراست ،
پر از حسِ
جایِ خالیِ تو....!
چقدر ساده بهم ریختی روان مرا
بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا

گذشتی از من و شب های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو جهان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحانِ مرا

سریع پیر شدم انچنان که آینه نیز
شکسته در دلِ خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا

چه روزگار غریبی ست بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگرِ من نیستی تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا

#امید‌صباغ‌نو
-يا دردوغمى كه داده اى بازش گير
يا جان و دلى كه بُرده اى بازم ده
میخواستم شرایطم بهتر از این باشه
میدونستم حق تو بیشتر از ایناشه
میخواستم بسازم یه زندگیه بهتر
به سلیقه ی تو اگه‌ باشه چه بهتر 💛
#دایان
حس میکنم‌ تنهایی رو حرص میخورم‌ نیستی
وضعیتم‌ خوب نیستو من هعی میخورم ویسکی
پنجاه پنجاه رو برد و باخت نشستم
وضعیت آن نرماله بعضی وقتا ریسکی
به خاطر بسپار ...
در دنیای آشفته‌ی دوست‌داشتن‌ها ،
و عاشق شدن‌ها ،
کمتر کسی‌ می‌‌داند که
ارزشِ یک رابطه ،
به عمق آن است نه به طولِ آن ...!

#نيكى_فيروزكوهی
-یادته میخندیدیم تو این خونه با هم ؟
نمیرفتی بیرون میموندی خونه با من ؟
یه کاری کن دِ لنتی جوونیم داره میره :)))
@Deep_Mo
دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟!
گتسبی : میترسم....
دیزی : از چی میترسی ؟!
گتسبی: از جداییت، جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس
مردن میمیرم...

#Dialouge
#The_Great_Gatsby_2013
-و تو پارادوكس شعرى بودى كه در آن پيدايت نبود
-به قول نامجو این که زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی ، این که لنگ در هوایی صبحونه ت شده سیگار و چایی