۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
[Bia]
Mage mishe asheghesh nashod😘
وقتی فهمیدم
شباهت عجیبی به عشق اولش دارم
غمی تمام چهره ام را سوزاند
چقدر بد است
سال ها بی خبر
بخندی
ببوسی
ولی خودت نباشی
چقدر سخت است
هر روز
مرده ای را ببینی که بیشتر از تو زندگی کرده
چقدر غم انگیز است
همه ی عمرت را
میزبان کسی باشی که عشقت میهمان اوست
چقدر صورتم درد دارد
کاش می شد آدم یقه ی خودش را بگیرد...
رسول ادهمی
شباهت عجیبی به عشق اولش دارم
غمی تمام چهره ام را سوزاند
چقدر بد است
سال ها بی خبر
بخندی
ببوسی
ولی خودت نباشی
چقدر سخت است
هر روز
مرده ای را ببینی که بیشتر از تو زندگی کرده
چقدر غم انگیز است
همه ی عمرت را
میزبان کسی باشی که عشقت میهمان اوست
چقدر صورتم درد دارد
کاش می شد آدم یقه ی خودش را بگیرد...
رسول ادهمی
نجمه زارع :
دلم پُراست ،
پر از حسِ
جایِ خالیِ تو....!
دلم پُراست ،
پر از حسِ
جایِ خالیِ تو....!
چقدر ساده بهم ریختی روان مرا
بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شب های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو جهان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحانِ مرا
سریع پیر شدم انچنان که آینه نیز
شکسته در دلِ خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبی ست بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگرِ من نیستی تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
#امیدصباغنو
بریده غصه ی دل کندنت امان مرا
قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد
به هر زبان بنویسند داستان مرا
گذشتی از من و شب های خالی از غزلم
گرفته حسرت دستان تو جهان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحانِ مرا
سریع پیر شدم انچنان که آینه نیز
شکسته در دلِ خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
نه تو خلیل خدایی نه من چو اسماعیل
بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا
تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد
بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا
چه روزگار غریبی ست بعد رفتن تو
بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا
تو نیم دیگرِ من نیستی تمام منی
تمام کن غم و اندوه سالیان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
سریع پیر شدم آنچنان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جوان مرا
به فکر معجزه ای تازه بودم و ناگاه
خدا گرفت به دست تو امتحان مرا
#امیدصباغنو
-يا دردوغمى كه داده اى بازش گير
يا جان و دلى كه بُرده اى بازم ده
يا جان و دلى كه بُرده اى بازم ده
میخواستم شرایطم بهتر از این باشه
میدونستم حق تو بیشتر از ایناشه
میخواستم بسازم یه زندگیه بهتر
به سلیقه ی تو اگه باشه چه بهتر 💛
#دایان
میدونستم حق تو بیشتر از ایناشه
میخواستم بسازم یه زندگیه بهتر
به سلیقه ی تو اگه باشه چه بهتر 💛
#دایان
حس میکنم تنهایی رو حرص میخورم نیستی
وضعیتم خوب نیستو من هعی میخورم ویسکی
پنجاه پنجاه رو برد و باخت نشستم
وضعیت آن نرماله بعضی وقتا ریسکی
وضعیتم خوب نیستو من هعی میخورم ویسکی
پنجاه پنجاه رو برد و باخت نشستم
وضعیت آن نرماله بعضی وقتا ریسکی
به خاطر بسپار ...
در دنیای آشفتهی دوستداشتنها ،
و عاشق شدنها ،
کمتر کسی میداند که
ارزشِ یک رابطه ،
به عمق آن است نه به طولِ آن ...!
#نيكى_فيروزكوهی
در دنیای آشفتهی دوستداشتنها ،
و عاشق شدنها ،
کمتر کسی میداند که
ارزشِ یک رابطه ،
به عمق آن است نه به طولِ آن ...!
#نيكى_فيروزكوهی
یه کاری کن دِ لنتی جوونیم داره میره :)))
@Deep_Mo ✨
@Deep_Mo ✨
دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟!
گتسبی : میترسم....
دیزی : از چی میترسی ؟!
گتسبی: از جداییت، جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس
مردن میمیرم...
#Dialouge
#The_Great_Gatsby_2013
گتسبی : میترسم....
دیزی : از چی میترسی ؟!
گتسبی: از جداییت، جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس
مردن میمیرم...
#Dialouge
#The_Great_Gatsby_2013
-و تو پارادوكس شعرى بودى كه در آن پيدايت نبود
-به قول نامجو این که زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی ، این که لنگ در هوایی صبحونه ت شده سیگار و چایی
گاهی هَم به آن ها که
دوستمان دارند اهمیّت بدهیم ..
هَمیشه هم که نباید
اولویت با خواسته های خودمان باشد ..
اتّفاقا آن کسی که دوستمان دارد
بیشتر بَلد است ماندن را ..
میماند و عاشق هَم میکند ،
آدمی مگر عاشقِ غیر از این هاست ،
که کسی بِماند
رفتن بَلد نباشد و
با اخلاق های خوب و بَدش کنار بیاید ..
#شاهین_پورعلی_اکبر
دوستمان دارند اهمیّت بدهیم ..
هَمیشه هم که نباید
اولویت با خواسته های خودمان باشد ..
اتّفاقا آن کسی که دوستمان دارد
بیشتر بَلد است ماندن را ..
میماند و عاشق هَم میکند ،
آدمی مگر عاشقِ غیر از این هاست ،
که کسی بِماند
رفتن بَلد نباشد و
با اخلاق های خوب و بَدش کنار بیاید ..
#شاهین_پورعلی_اکبر