میدونی من همیشه از تابستون بدم میومد...
همیشه روزاش قدّ یه سال میگذشت برام...
خصوصا شهریورش...
ولی این شهریور حکایت همون آب خنکی بود که باید میخوردم تا خنک میشدم...
حکایت همون گردوهای با پوست بود که تا با دست خودم پوست نمیکندمش و نمیخوردم چشم هوسم از روش برداشته نمیشد...
مثال اون شربت تلخ بچگیم بود که تا تمومش نمیکردم گلو دردم خوب نمیشد...
این شهریوره همونقدر تلخ بود که تا جونتو نمیگرفت تموم نمیشد...
این چشم انتظاریِ همونی بود که تا ذرّه ذرّه مثل خوره به جونت نمیفتاد ول نمیکرد...
میگما...
جناب شهریور...
چند وقت بیشتر نمونده به تمومشدنت...
تو الان برامون همون جای تلخ داستانی که گرفته راه نفسو...
آخر تلخیت که شیرینه...
پس سازتو یه بار با دل ما کوک کن و رختاتو جمع کن زودتر برو...
اخه ما عجیب دلمون یه بارون پاییزی میخواد که بشوره ببره این خستگی و تلخیِ این دردای بی درمون رو!!
#فاطمه_صفری
همیشه روزاش قدّ یه سال میگذشت برام...
خصوصا شهریورش...
ولی این شهریور حکایت همون آب خنکی بود که باید میخوردم تا خنک میشدم...
حکایت همون گردوهای با پوست بود که تا با دست خودم پوست نمیکندمش و نمیخوردم چشم هوسم از روش برداشته نمیشد...
مثال اون شربت تلخ بچگیم بود که تا تمومش نمیکردم گلو دردم خوب نمیشد...
این شهریوره همونقدر تلخ بود که تا جونتو نمیگرفت تموم نمیشد...
این چشم انتظاریِ همونی بود که تا ذرّه ذرّه مثل خوره به جونت نمیفتاد ول نمیکرد...
میگما...
جناب شهریور...
چند وقت بیشتر نمونده به تمومشدنت...
تو الان برامون همون جای تلخ داستانی که گرفته راه نفسو...
آخر تلخیت که شیرینه...
پس سازتو یه بار با دل ما کوک کن و رختاتو جمع کن زودتر برو...
اخه ما عجیب دلمون یه بارون پاییزی میخواد که بشوره ببره این خستگی و تلخیِ این دردای بی درمون رو!!
#فاطمه_صفری
ميگم دلبر
اول بيا یه دل سير دعا كنيم براىِ وطن و آرامشش
بعد خودمو و خودتو با يه سبد چايى و چندتا موزيك وعشق برداريم ببريم تو جنگلى، كويرى، دريايى، كهكشانى، سياره ناشناخته اى... چه ميدونم...يجا که كسى دستش بهش نرسه
يجا كه جنگ نشه
ساختمونا آتيش نگيرن
باباها تو معدن و آتيش جون ندن!
اصلا يجا كه مردمش حسود نباشن و در گوش هم پچ پچ نكنن!
ميترسم دلبر
جز كهكشانِ آغوشت
جاىِ امن ديگه اى سراغ دارى؟!
اول بيا یه دل سير دعا كنيم براىِ وطن و آرامشش
بعد خودمو و خودتو با يه سبد چايى و چندتا موزيك وعشق برداريم ببريم تو جنگلى، كويرى، دريايى، كهكشانى، سياره ناشناخته اى... چه ميدونم...يجا که كسى دستش بهش نرسه
يجا كه جنگ نشه
ساختمونا آتيش نگيرن
باباها تو معدن و آتيش جون ندن!
اصلا يجا كه مردمش حسود نباشن و در گوش هم پچ پچ نكنن!
ميترسم دلبر
جز كهكشانِ آغوشت
جاىِ امن ديگه اى سراغ دارى؟!
همیشه به خودم میگم اون مثه یه جو میمونه، وقتی از یه فاصله معینی رد شدیو از اون جو گذشتی ، مثه این میمونه که وارد یه سیاره دیگه شدی ..
یه سیاره ای که هیچیش عادی نیست
توی اون سیاره هیچ منطقی پاسخگوی عکس العملا نیست
مثلا توی اون سیاره وقتی دلت بگیره، جای اینکه غمگین بشی؛ میخندی
وقتی عصبیی، جای اینکه غر بزنی تا خالی شی؛ یه لبخند میزنیو میگذری
و برعکس وقتی حالت خوبه، جای اینکه شاد باشی و لذت ببری؛ گریه میکنی
به نظر من هر کسی یه سیاره داره که فقط ظرفیتش دونفره، اگه اون شخصِ دوم اشتباهی وارد سیاره شده باشه همه چی واسش اینجوری میشه که گفتم، غیرقابل پیش بینی، بی منطق و خسته کننده ولی وقتیکه آدم درستش اون حریم رو رد کنه اسمش میشه تفاهم .
پ.ن: من اسم این سیاره رو گذاشتم دریم لند
#محیکس
یه سیاره ای که هیچیش عادی نیست
توی اون سیاره هیچ منطقی پاسخگوی عکس العملا نیست
مثلا توی اون سیاره وقتی دلت بگیره، جای اینکه غمگین بشی؛ میخندی
وقتی عصبیی، جای اینکه غر بزنی تا خالی شی؛ یه لبخند میزنیو میگذری
و برعکس وقتی حالت خوبه، جای اینکه شاد باشی و لذت ببری؛ گریه میکنی
به نظر من هر کسی یه سیاره داره که فقط ظرفیتش دونفره، اگه اون شخصِ دوم اشتباهی وارد سیاره شده باشه همه چی واسش اینجوری میشه که گفتم، غیرقابل پیش بینی، بی منطق و خسته کننده ولی وقتیکه آدم درستش اون حریم رو رد کنه اسمش میشه تفاهم .
پ.ن: من اسم این سیاره رو گذاشتم دریم لند
#محیکس
-نوشته بود برام«آره خدایی چیز عجیبیه که یه نفر میتونه همه کس باشه و هیچ کس نمیتونه اون یه نفر باشه»
الان تو دنیای موازی روبروم نشسته و سرشو برگردونده و داره نگام میکنه و من سرگرم بازی کردن با کنسول
صدام میزنه
دوباره
هعی صدام میزنه و بالاخره بعد از چند بار میگم چته! بزار بازیمو بکنم .
با یه لبخند تلخ سرشو برمیگردونه ...
یکی نیس بهم بگه دِ آخه احمق چار روز دیگه همین شنیدن اسمتم از زبونش میشه آرزوت ...
#محیکس
صدام میزنه
دوباره
هعی صدام میزنه و بالاخره بعد از چند بار میگم چته! بزار بازیمو بکنم .
با یه لبخند تلخ سرشو برمیگردونه ...
یکی نیس بهم بگه دِ آخه احمق چار روز دیگه همین شنیدن اسمتم از زبونش میشه آرزوت ...
#محیکس
-بعضیام اینجورین که هرچی هم که نزدیک بشی بهشون، هرچیم که نزدیک بشن بهت، بازم دورن ازت، بازم دوری ازش، انگار همیشه از پشت شیشهای دارن حرف میزنن که هیچ وقت نمیشه ازش رد بشی
-خواستمت، نبودی، میخواهمت، نیستی، حالا اصلا بخواهمت و باشی، دیگر چه فایده وقتی که تمام شدهایم دیگر :)
-گفت آخرشم معلوم نشد که ما خیلی بهش نزدیک شدیم، یا اون خیلی از ما دور شد، هرچی که بود، یه دفعه چشم باز کردیم دیدیم ما اینجا وایسادیم، اون اونطرف دنیا، صدامونم بهش نمیرسید حتی، دیدنش که دیگه هیچی
به تو فکر میکنم
مثل آسمان به ستاره
و ستاره به شب
به تو فکر میکنم
مثل نقطه به خط،
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف ...
#سید_علی_صالحی
مثل آسمان به ستاره
و ستاره به شب
به تو فکر میکنم
مثل نقطه به خط،
مثل حروف الفبا به عین
مثل حروف الفبا به شین
مثل حروف الفبا به قاف ...
#سید_علی_صالحی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Reza Bahram – Kojaei
-چرا نگار من هوای عاشقی
افتاده از سرت؟
آتشی به جانه من
ای همه قرار من
ببین چه تنها شدم
زدی به قلب عاشقم
نرو...
افتاده از سرت؟
آتشی به جانه من
ای همه قرار من
ببین چه تنها شدم
زدی به قلب عاشقم
نرو...
از وقتی فهمیدم مخاطب آهنگایه عاشقانهی رستاک مهراوه شریفی نیاس، مشمئز میشم گوششون میدم -_-
درویشی در آن میان پرسید که عشق چیست؟ گفت: امروز، فردا و پس فردا بینی!
آن روز بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش برباد دادند، یعنی عشق این است.
#تذكرة_الاولياء
بر دار کردن منصور حلاج
آن روز بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش برباد دادند، یعنی عشق این است.
#تذكرة_الاولياء
بر دار کردن منصور حلاج