۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
شب قهر کرده وقتی فهمیده
مشکی، مشکی تر از موهای لختت نیس
راحت بگو
دیوونه ی زیبا
تو اینهمه زیبابی سختت نیس؟؟
-ديدی وقت سفر به هم ميگن زود راه بيفتيم كه نخوريم به شب؟ ميدونی ما خورديم به شب،آدم ها نبايد تو زندگيشون بخورن به شب!
يا اگه خوردن يكی باشه
كنارشون بشينه نذاره خوابشون ببره،وگرنه تصادف مي كنن می‌فهمی؟
توی تاريكی ميمونند تا ابد...
برایَم شِعر بفرست
حتی شعرهایی که عاشقانِ دیگرَت برای تو می گویند
می خواهم بدانم،
دیگران که دچارِ تو میشوند
تا کجایِ شعر پیش می روند؟
تا کجای عِشق؟
تا کجای جاده‌ای که من در انتهایِ آن ایستاده‌ام ..؟

#افشین_یداللهی
-هر جا که میرم مقصدی
این عشقه؟
-‏گفت اونقدری دیوونه بود که بیاد، اما اونقدری دیوونه نبود که بمونه، رفت، ما موندیم و چند اونقدر دیوونگی خودمون
Mohsen Chavoshi-Ebrahim[320]_@filmerayegan.zip
70.1 MB
محسن چاوشی - ابراهیم
🗂زیپ
📥کیفیت 320
شما رو نميدونم ولى من وقتايى كه دلم
آرومه احتمالاً حواسم نيست (:
عاشق شدن فقط اونجا که عاقا چاوشی میگه:
بمیرید، بمیرید ، در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید ، همه روح پذیرید
میدونی من همیشه از تابستون بدم میومد...
همیشه روزاش قدّ یه سال میگذشت برام...
خصوصا شهریورش...
ولی این شهریور حکایت همون آب خنکی بود که باید میخوردم تا خنک میشدم...
حکایت همون گردوهای با پوست بود که تا با دست خودم پوست نمیکندمش و نمیخوردم چشم هوسم از روش برداشته نمیشد...
مثال اون شربت تلخ بچگیم بود که تا تمومش نمیکردم گلو دردم خوب نمیشد...
این شهریوره همونقدر تلخ بود که تا جونتو نمیگرفت تموم نمیشد...
این چشم انتظاریِ همونی بود که تا ذرّه ذرّه مثل خوره به جونت نمیفتاد ول نمیکرد...
میگما...
جناب شهریور...
چند وقت بیشتر نمونده به تموم‌شدنت...
تو‌ الان برامون همون جای تلخ داستانی که گرفته راه نفسو...
آخر تلخیت که شیرینه...
پس سازتو یه بار با دل ما کوک کن و رختاتو جمع کن زودتر برو...
اخه ما عجیب دلمون یه بارون پاییزی میخواد که بشوره ببره این خستگی و تلخیِ این دردای بی درمون رو!!

#فاطمه_صفری
ميگم دلبر
اول بيا یه دل سير دعا كنيم براىِ وطن و آرامشش
بعد خودمو و خودتو با يه سبد چايى و چندتا موزيك وعشق برداريم ببريم تو جنگلى، كويرى، دريايى، كهكشانى، سياره ناشناخته اى... چه ميدونم...يجا که كسى دستش بهش نرسه
يجا كه جنگ نشه
ساختمونا آتيش نگيرن
باباها تو معدن و آتيش جون ندن!
اصلا يجا كه مردمش حسود نباشن و در گوش هم پچ پچ نكنن!
ميترسم دلبر
جز كهكشانِ آغوشت
جاىِ امن ديگه اى سراغ دارى؟!
۰آزادی
همیشه به خودم میگم اون مثه یه جو میمونه، وقتی از یه فاصله معینی رد شدیو از اون جو گذشتی ، مثه این میمونه که وارد یه سیاره دیگه شدی ..‌
یه سیاره ای که هیچیش عادی نیست
توی اون سیاره هیچ منطقی پاسخگوی عکس العملا نیست
مثلا توی اون سیاره وقتی دلت بگیره، جای اینکه غمگین بشی؛ میخندی
وقتی عصبیی، جای اینکه غر بزنی تا خالی شی؛ یه لبخند میزنیو میگذری
و برعکس وقتی حالت خوبه، جای اینکه شاد باشی و لذت ببری؛ گریه میکنی
به نظر من هر کسی یه سیاره داره که فقط ظرفیتش دونفره، اگه اون شخصِ دوم اشتباهی وارد سیاره شده باشه همه چی واسش اینجوری میشه که گفتم، غیرقابل پیش بینی، بی منطق و خسته کننده ولی وقتیکه آدم درستش اون حریم رو رد کنه اسمش میشه تفاهم .

پ.ن: من اسم این سیاره رو گذاشتم دریم لند
#محیکس
-نوشته بود برام«آره خدایی چیز عجیبیه که یه نفر میتونه همه کس باشه و هیچ کس نمیتونه اون یه نفر باشه»
الان تو دنیای موازی روبروم نشسته و سرشو برگردونده و داره نگام میکنه و من سرگرم بازی کردن با کنسول

صدام‌ میزنه
دوباره
هعی صدام میزنه و بالاخره بعد از چند بار میگم چته! بزار بازیمو بکنم .

با یه لبخند تلخ سرشو برمیگردونه ...

یکی نیس بهم بگه دِ آخه احمق چار روز دیگه همین شنیدن اسمتم از زبونش میشه آرزوت ...

#محیکس
-‏بعضیام اینجورین که هرچی هم که نزدیک بشی بهشون، هرچیم که نزدیک بشن بهت، بازم دورن ازت، بازم دوری ازش، انگار همیشه از پشت شیشه‌ای دارن حرف میزنن که هیچ وقت نمیشه ازش رد بشی