Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- قلبَم ایستاد، به تماشایِ رفتنت .
- گفتی میدونی چی بدتر از دور بودنشه؟، دوری کردنش، که دوری دوا داره، اما دوری کردن نه، که میشه از دوری جون به در برد، اما از دوری کردنش نه، که به قول شهریار هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟، که چیز خاصی نیست که، که بازم میخوایمش، دیوونهها از رو نمیرن که، شاید دفعه بعد شد، شاید دفعهی بعد اومد، شایدم نیومد و این قرصا کاری کردن، شایدم دفعه بعد نبودیم دیگه کلا، شایدم نبودیم و بازم خواستیمش حتی، بعیدم نیست، دیوونهها وقتی چیزی رو بخوان که دیگه نمیشه نخوانش، هست باهاشون همیشه دیگه، تا آخرش، آخری که آخر نداره.
«هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد»
- گفت هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
- گفت هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
- همه چیز را میشود حاشا کرد
جز عطر آنکه دوستش داری …
جز عطر آنکه دوستش داری …
- توی دلم وسط غروب جمعهی یه پاییز کوفتی یه سرباز تازه از اتوبوس پیاده شده و تک و تنها وایساده دم در ترمینال شهرکوچیکی که همهی مغازههاش تعطیلن و کسی توی خیابون نیست و بادسرد صدای اذونو با خودش از ناکجای خیابونا میاره و یقهی لباس فرمشو میده بالا و ساکشو برمیداره و راه میوفته میره
- گفت ما که دور نشدیم، ما که وایساده بودیم سرجامون، تو بودی که هی دور شدی و دور شدی، حالام که دیگه تو خیلی دووری، خیلی دوور
- یه شب که ترس از دست دادنشو داشتم ،گفت دیونه فک کردی تنهات میذارم؟؟
کاری به اینکه رفت ندارم میخوام بگم هر ادمی لااقل یکبار خوشبخت ترین بوده ...
کاری به اینکه رفت ندارم میخوام بگم هر ادمی لااقل یکبار خوشبخت ترین بوده ...
-شمائین اون پریا!
اومدین دنیای ما
حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه خاموش می خورین
که دنیامون خال خالیه، غصه و رنج خالیه؟
اومدین دنیای ما
حالا هی حرص می خورین، جوش می خورین، غصه خاموش می خورین
که دنیامون خال خالیه، غصه و رنج خالیه؟
- اونجا که ابی میخونه: من، خالي از عاطفه و خشم، خالي از خويشي و غربت، گيج و مبهوت بين بودن و نبودن، دقیقا همیشه همونجاییم
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Audio
- فک نکردن به خاطراتمونو بلد میشیم میبینیم همو از کنارهم ساده رد میشیم
انگار نه انگار به من میگفتی بی تو نابودم
انگار نه انگار یه روزگاری عاشقت بودم
انگار نه انگار به من میگفتی بی تو نابودم
انگار نه انگار یه روزگاری عاشقت بودم
-میتونم یه رازی رو بهت بگم؟
+بله بگو.
-هفته ی پیش رفتم به فروشگاه و یه تفنگ خریدم. قصد داشتم اگه تومور مغزی داشتم خودمو بکشم. تنها چیزی که منصرفم کرد این بود که پدر و مادرم با این کارم نابود میشدن و مجبور بودم اول اونارو بکشم و بعدش عمه و عمو و بعدش قتل عام به راه میافتاد..
هانا و خواهرانش / #وودی_آلن
+بله بگو.
-هفته ی پیش رفتم به فروشگاه و یه تفنگ خریدم. قصد داشتم اگه تومور مغزی داشتم خودمو بکشم. تنها چیزی که منصرفم کرد این بود که پدر و مادرم با این کارم نابود میشدن و مجبور بودم اول اونارو بکشم و بعدش عمه و عمو و بعدش قتل عام به راه میافتاد..
هانا و خواهرانش / #وودی_آلن
- من عاشق ِ چشم تو و خواب نگاه تو شدم
چشمان تو شرط من است مشروطه خواه تو شدم
با این همه بگذار من بر عشق تو تکیه کنم
یک شب بدون درد در آغوش تو گریه کنم
چشمان تو شرط من است مشروطه خواه تو شدم
با این همه بگذار من بر عشق تو تکیه کنم
یک شب بدون درد در آغوش تو گریه کنم