۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
گفتم چرا ترک نمیکنی؟؟
گفت[بابغض] آخه به امید کی؟؟ کی بهم انگیزه بده ترک کنم؟ کیو دارم ؟؟
بعدشم رفت گوشه ی مبلو هق هق گریه کرد ...
همیشه اونی که باید؛ نیست، اونیم که هست یادشه و بس .

-همه آلودگیست این ایام‌
#محیکس
Mara Divane Kardi
Hoorosh Band
کاشکی نداشتم تورو از اولشم نبودی تو
کاشکی که پیدات نمیشد دلمو شیکوندی تو...
-شاعر شدم که فکر تورا باز تر کنم
زورم به مشتِ فکرِ خودم هم نمیرسد
-درد دادی به من که شاعر شم
آخه ابزار شاعری درده!
-كسايي كه دوستون دارن قادرند در شرايط مختلف صداتون رو بشنون حتي وقتي ساكتين!
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
عزیز میگه مردها هر قدر هم که بزرگ و باسواد و پول دار بشن، باز هم مثل بچه ها هستند. زود قهر میکنن، زود پشیمون می شن و زود آشتی می کنن. ممکنه جلو زن ها چیزی نگن اما تنها که شدند شروع می کنن به بغض کردن. می گه به همین خاطره که کسی گریه ی مردها رو نمیبینه. عزیز میگه زن ها هر قدر هم که کوچیک باشن اما مادرند، پناه مردها هستند. حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند .

#مصطفی_مستور
-میخوابم تو
مثله هر شب
در خوابه منی
میخواباند
این چشمان
پابند تورا
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
باری دیگر میخواهم در خوابی عمیق فرو روم، خوابی به بلندای تمامی حسرتهایم، تمامی لحظه های بینظیری که حسرت بودنت را خوردم، حسرت گرفتن دست هایت زیربارانی که هردو بی صبرانه منتظرش بودیم‌، حسرت آغوش گرمت در سوز زمستان، میخواهم بالهای خیالم را به سوی تو بگشایم، پرواز کنم به حریم نگاهت، غرق شم در عطر تنت، در فراسوی زمان پرواز کنم و بازگردم به نقطه ی شروع همه چیز و عاشقانه هایم ... این بار حتما عاشقت میکنم...

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
میگن ستاره ها وقتی دلشون تنگ میشه، اول کم نور میشن، بعدش دیگه نمیدرخشن، بعد شروع میکنن به سیاه شدن و سنگ شدن، آخرشم میمیرن و تبدیل به شهاب میشن ، شاید پیش خودشون فکر میکنن بهترین راه واسه کمتر شدن دلتنگیشون اینه که هرجوریه برسونن خودشونو بهش! حتی به قیمت جونشون...
حیوونیا خیلی تنهان تو اون ظلمات!

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
الان تو دنیای موازی تو مسیر محل کارشم، قراره مثه قدیما دوتایی بریم کافی شاپو بعدشم شام بریم بیرون، مثه قدیما اون لاته آرت و منم اسپرسو دوبل، مثه همیشه من پپرونی اون رست بیف، مثه قدیما زل بزنم تو چشاش و بگم هنوزم دوسم داری؟ اونم بخنده و بگه معلومه دیوونه!! مثه قدیما دستشو بگیرم وقتی میخوایم از خیابون رد شیم! حتی مثه قدیما واسش یه شاخه رزِ زردِ روبان‌پیچم گرفتم.

#محیکس
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (moHix 🍁)
بعضی وقتا اینقد دلم واست تنگ میشه که ذهنم‌ شروع میکنه به مرور کردن خاطراتی که باهات دارم‌ و منم ناخواسته غرق میشم توش ! عین‌ یه فیلم که داره روی پلکام‌ پخش میشه و تنها ببینده ش منم ، غرق میشم تویِ این فیلم دوس داشتنی ، تویِ تک تک دیالوگاش ،جایزه ی بهترین بازیگر نقش اولم میدم به "تو" ، چون هیشکی جز تو نمیتونه اینجوری منو عاشقِ خودش کنه ...

#محیکس
دیدی یه وقتایی دلت میگیره؟
بعد میری تو موزیک پلیر گوشیتو میخوای با مرور خاطراتی که روی آهنگا ذخیره کردیشون بفهمی دلت چه مرگشه؟

#محیکس
-گفته بودند كه عاشق بشوى مى ميرى
اولين تجربه ام بود، چه مى دانستم!
-به تو وابسته شدن،
خانه خرابى دارد!
شايد اگر به عقب بر می‌گشتم طور ديگری زندگی می‌كردم. طور ديگری نفس می‌كشيدم و طور ديگری دنيا را می‌ديدم. اگر به عقب بر می‌گشتم، باز هم برای ديدنت می‌آمدم، باز هم برای بودنت لحظه شماری می‌كردم، باز هم دلتنگت می‌شدم.

اگر به عقب بر می‌گشتم، باز هم دوستت داشتم، فقط به رويت نمی‌آوردم، تا هميشه غريبه بمانی.
آدم، از غريبه‌ها انتظاری ندارد...

#پويا_جمشيدي
‏+ میدونی چی از یه عصر جمعه‌ی پاییزی سرد ابری دلگیر که توی خونه مونده باشی و حوصله‌ی هیچ کاریم نداشته باشی و توی دلتم رخت بشورن بدتره؟
- نه
+ اینکه بارون هم بگیره
کاش همه ی زنها مردی را داشتند که عاشقشان بود..
مردی که حرفهایشان را می فهمید..
ظرافتشان را به جان می خرید..
و روزانه چند وعده.. از زیبایی و خاص بودنشان تعریف میکرد...
و کاش مردها؛
زنی را کنارشان داشتند که عاشقش بودند.. که به آنها تکیه می کرد.. و قبولشان می داشت..
آن وقت جهانمان پر می شد از زنانی که پیر نمی شدند ، مردانی که سیگار نمی کشیدند و کودکانی که انسانهای سالمی می شدند....!

#نرگس_صرافیان_طوفان
می‌خواهی از نگاه کردن به او فرار کنی.
پس سعی می‌کنی با ورق زدن کتاب توی دستت یا با کشیدن خطوط نامفهوم روی تکه‌ای کاغذ خودت را سرگرم کنی، اما نمی‌توانی.

پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه‌ات کرده، تردید مبهمت را به یقینی روشن تبدیل می‌کند: عاشق شده‌ای.

#مصطفی_مستور