بهترین دوران عاشقی زندگی من درست قبل از عاشق شدنم بود.
اون زمانی که فکر می کردم عشق هیجان انگیزترین و آرامبخش ترین و زیباترین و صمیمانه ترین و هزارتا ترین دیگه ست.
اون موقع با خیال اینکه یه روز عاشق می شم و تبدیل به الهه عشق و خوشبختی خواهم شد، غرق در شور و هیجان انتظار برای سر رسیدن اون آدمی بودم که قرار بود درمان همه دردهام باشه.
شعر می خوندم، داستان می خوندم، موسیقی گوش می کردم و خیال عشق در اطراف من پراکنده بود.
تا وقتى که روز موعود فرا رسید و عاشق شدم و حقیقت تلخ و سنگینش برام رو شد...
تنهاتر شدم، روزهام تلخ تر شد، سایه ها بیشتر قد کشیدن و آدم ها نقاب از صورت انداختن...واقعیت دنیا برام عیان شد و عشق، قداستش رو به وحشیانه ترین شکل ممکن از دست داد.
.
حالا دلم تنگ می شه برای عشق.
نه برای خودش، برای تصوری که ازش داشتم. برای جوری که می شد بشه و نشد. برای امیدی که داشتم و دیگه ندارم.
عشق زیباترین رویاها و کثیف ترین واقعيت ها رو به من داد.
اون زمانی که فکر می کردم عشق هیجان انگیزترین و آرامبخش ترین و زیباترین و صمیمانه ترین و هزارتا ترین دیگه ست.
اون موقع با خیال اینکه یه روز عاشق می شم و تبدیل به الهه عشق و خوشبختی خواهم شد، غرق در شور و هیجان انتظار برای سر رسیدن اون آدمی بودم که قرار بود درمان همه دردهام باشه.
شعر می خوندم، داستان می خوندم، موسیقی گوش می کردم و خیال عشق در اطراف من پراکنده بود.
تا وقتى که روز موعود فرا رسید و عاشق شدم و حقیقت تلخ و سنگینش برام رو شد...
تنهاتر شدم، روزهام تلخ تر شد، سایه ها بیشتر قد کشیدن و آدم ها نقاب از صورت انداختن...واقعیت دنیا برام عیان شد و عشق، قداستش رو به وحشیانه ترین شکل ممکن از دست داد.
.
حالا دلم تنگ می شه برای عشق.
نه برای خودش، برای تصوری که ازش داشتم. برای جوری که می شد بشه و نشد. برای امیدی که داشتم و دیگه ندارم.
عشق زیباترین رویاها و کثیف ترین واقعيت ها رو به من داد.
اقرار میکُنم ،
من از قابِ هَمین گوشی گاهی
زُل میزنم به چَشم هایت
به بُلندای قامتت ، به سپاه مُژه ات
به گیسوانی که پریشان میکنی ..
خُدا نِگهت دارد ،
ما هَمچُنان نگاهت کُنیم
وگرنه که وِصال تو برای ما
مثل پَرنده ایست که قَصد گرفتنش را داریم و
هی میپَرد ، هی میپَرد و هی میپَرد ...
#شاهین_پورعلی_اکبر
من از قابِ هَمین گوشی گاهی
زُل میزنم به چَشم هایت
به بُلندای قامتت ، به سپاه مُژه ات
به گیسوانی که پریشان میکنی ..
خُدا نِگهت دارد ،
ما هَمچُنان نگاهت کُنیم
وگرنه که وِصال تو برای ما
مثل پَرنده ایست که قَصد گرفتنش را داریم و
هی میپَرد ، هی میپَرد و هی میپَرد ...
#شاهین_پورعلی_اکبر
شبا که رو به سیاهی میرن
ستاره ها پررنگ تر میشن و نهایت سعیشونو میکنن که بتونن پیدا شن
که اون دونفری که اون پایین دنبال ستارهشون میگردن ناامید نشن از گشتن پیش!
اگه پیدا شن که با دست نشونش میدنو قرارشون میشه هر شب، خیره از پنجره ی اتاقش، همون گوشه ی آسمون،سر یه ساعت خاص
ولی اگه پیدا نشن کارشون زاره! اون موقعس که دیگه افسرده میشن و تموم زردی و نورشون میره، هعی کم نورتر ، اونقد که دیگه کدر میشن و هیشکی نمیتونه پیداشون کنه و گم میشن تو اون ظلمات لایتناهی ...
فی الواقع ستاره ها عاشقن،
عاشق پیدا شدن،
عاشق هر کی پیداشون کنه ...
#محیکس ⭐️
ستاره ها پررنگ تر میشن و نهایت سعیشونو میکنن که بتونن پیدا شن
که اون دونفری که اون پایین دنبال ستارهشون میگردن ناامید نشن از گشتن پیش!
اگه پیدا شن که با دست نشونش میدنو قرارشون میشه هر شب، خیره از پنجره ی اتاقش، همون گوشه ی آسمون،سر یه ساعت خاص
ولی اگه پیدا نشن کارشون زاره! اون موقعس که دیگه افسرده میشن و تموم زردی و نورشون میره، هعی کم نورتر ، اونقد که دیگه کدر میشن و هیشکی نمیتونه پیداشون کنه و گم میشن تو اون ظلمات لایتناهی ...
فی الواقع ستاره ها عاشقن،
عاشق پیدا شدن،
عاشق هر کی پیداشون کنه ...
#محیکس ⭐️
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
شبا که رو به سیاهی میرن ستاره ها پررنگ تر میشن و نهایت سعیشونو میکنن که بتونن پیدا شن که اون دونفری که اون پایین دنبال ستارهشون میگردن ناامید نشن از گشتن پیش! اگه پیدا شن که با دست نشونش میدنو قرارشون میشه هر شب، خیره از پنجره ی اتاقش، همون گوشه ی آسمون،سر…
دلم واسه خودم تنگ شده
اون ورژن از خودم که دلتنگ نمیشد و غرق بود تو روزمرگیاش و نهایت دردش سقلمه دوستش سر کلاس بود...
#محیکس
اون ورژن از خودم که دلتنگ نمیشد و غرق بود تو روزمرگیاش و نهایت دردش سقلمه دوستش سر کلاس بود...
#محیکس
منم آن مطربِ میخانهیِ کور و عریان
شده ام مست و خراباتی و شور و حیران
دگرم هیچ نباید مگر آن خرقهی خواب
به لبم هیچ نیاید مگر آن بادهی ناب
منِ مطرب نفسم بند بیامد آنگاه
که بدیدم حرمم در بغلت شد ویران.
#محیکس 💛
شده ام مست و خراباتی و شور و حیران
دگرم هیچ نباید مگر آن خرقهی خواب
به لبم هیچ نیاید مگر آن بادهی ناب
منِ مطرب نفسم بند بیامد آنگاه
که بدیدم حرمم در بغلت شد ویران.
#محیکس 💛
La Vie En Rose
Lady Gaga
✨La vie en rose ✨
تو یک روز مى فهمى
بعد از من هر كه پرسيد
عشق چيست؟
به دورها خيره مى شوى
و با اشک خواهى گفت
عشق به دوست داشتنم مشغول بود
و من نديدمش! آنقدر نديدمش؟كه صداىِ سالهاىِ دلتنگیام شد
و آن روز من به دوست داشتنت
معروف خواهم شد..
#امیر_وجود
تو یک روز مى فهمى
بعد از من هر كه پرسيد
عشق چيست؟
به دورها خيره مى شوى
و با اشک خواهى گفت
عشق به دوست داشتنم مشغول بود
و من نديدمش! آنقدر نديدمش؟كه صداىِ سالهاىِ دلتنگیام شد
و آن روز من به دوست داشتنت
معروف خواهم شد..
#امیر_وجود
- من او را خواستم تا زنده بمانم ..
او مرا خواست تا تنها نباشد
فرق است بین:
حوضِ بی ماهی و ماهیِ بیحوض!
او مرا خواست تا تنها نباشد
فرق است بین:
حوضِ بی ماهی و ماهیِ بیحوض!
شاید اشتباه من این بود
که نگذاشتم
هیچ وقت دلش برایم تنگ شود.
همیشه بودم؛
آنقدر که بودنم، دیگر به چشم نیامد...
که نگذاشتم
هیچ وقت دلش برایم تنگ شود.
همیشه بودم؛
آنقدر که بودنم، دیگر به چشم نیامد...
دارم به این فکر میکنم که نهایت خوشحالیم واسه یه نفر اینه که واسش گریه کنم!
ینی اونقد واسش ذوق میکنم که گریهم بگیره ...
#محیکس
پ.ن: با سر آستین قطرات اشک گلوله شده در چشم چپش را پاک میکند.
ینی اونقد واسش ذوق میکنم که گریهم بگیره ...
#محیکس
پ.ن: با سر آستین قطرات اشک گلوله شده در چشم چپش را پاک میکند.
-توی تک تک لحظه هام هستی و جای خالیت بیش تر از همیشه حس میشه 💛
#محیکس
#محیکس
-دستت مبارک است که چَک میزند به گوش
دستت مبارک است که میاورد به هوش
عیسی های دست های مبارک بزن مرا
تا مرده ای به زنده شدن مفتخر شود
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هعییی....
دستت مبارک است که میاورد به هوش
عیسی های دست های مبارک بزن مرا
تا مرده ای به زنده شدن مفتخر شود
اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هعییی....
-اخم میکنی و دنیا به آخر میرسد، که تمام این دنیا بی داشتن لبخندت دیگر به چه کار خواهد آمد؟، که دنیا تمام لبخند تو بود، خاصه که چنان دلبرانه هم نگریسته باشیم
-همهی قشنگی فصلای سرد به اینه که اون پلیور شل و ول و گشاد و یقه ولش رو بپوشه واسه آدم و آدم هی بی هوا منحنی شونشو ببوسه از پشت سرش
تو صدایم بزنی،
من آرام پلک بزنم و
با تمام وجودِ جاودانه ام،
در جوابت "جانم" بگویم.
تو آرام پلک بزنی،
تو نگاهت بوی سیب بگیرد،
تو یک لبخند تحویلم بدهی،
تو آرام تر پلک بزنی،
من آرام تر پلک بزنم،
من صدای موجِ آرامش را بشنوم،
من چشمانم را ببندم،
من برایت بمیرم..
#الهه_جعفری
من آرام پلک بزنم و
با تمام وجودِ جاودانه ام،
در جوابت "جانم" بگویم.
تو آرام پلک بزنی،
تو نگاهت بوی سیب بگیرد،
تو یک لبخند تحویلم بدهی،
تو آرام تر پلک بزنی،
من آرام تر پلک بزنم،
من صدای موجِ آرامش را بشنوم،
من چشمانم را ببندم،
من برایت بمیرم..
#الهه_جعفری
-از بدترین حسها هم وقتیه که آدم حس کنه به جا و شرایط و آدمایی که دورش هستن تعلق نداره، در واقع حس کنه که به هیچ جا تعلق نداره، اونجایی که میفهمه دیگه رفتن هم کمکی بهش نمیکنه و همه جا همینه همه چی، باید موند و بی حس شد و باهاش کنار اومد و لبخندای گندهی الکی زد