۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
دلم واسه خودم تنگ شده
اون ورژن از خودم که دلتنگ نمیشد و غرق بود تو روزمرگیاش و نهایت دردش سقلمه دوستش سر کلاس بود...

#محیکس
منم آن مطربِ میخانه‌یِ کور و عریان
شده ام مست و خراباتی و شور و حیران
دگرم هیچ نباید مگر آن خرقه‌ی خواب
به لبم هیچ نیاید مگر آن باده‌ی ناب
منِ مطرب نفسم بند بیامد آنگاه
که بدیدم حرمم در بغلت شد ویران.

#محیکس 💛

تو یک روز مى فهمى
بعد از من هر كه پرسيد
عشق چيست؟
به دورها خيره مى شوى
و با اشک خواهى گفت
عشق به دوست داشتنم مشغول بود
و من نديدمش! آنقدر نديدمش؟كه صداىِ سالهاىِ دلتنگی‌ام شد
و آن روز من به دوست داشتنت
معروف خواهم شد..

#امیر_وجود
- من او را خواستم تا زنده بمانم ..
او مرا خواست تا تنها نباشد
فرق است بین:
حوضِ بی ‌ماهی و ماهیِ بی‌حوض!
شاید اشتباه من این بود
که نگذاشتم
هیچ وقت دلش برایم تنگ شود.
همیشه بودم؛
آنقدر که بودنم، دیگر به چشم نیامد...
دارم به این فکر میکنم که نهایت خوشحالیم واسه یه نفر اینه که واسش گریه کنم!
ینی اونقد واسش ذوق میکنم که گریه‌م بگیره ...

#محیکس
پ.ن: با سر آستین قطرات اشک گلوله شده در چشم چپش را پاک میکند‌.
-توی تک تک لحظه هام‌ هستی و جای خالیت بیش تر از همیشه حس میشه 💛
#محیکس
-دستت مبارک است که چَک میزند به گوش
دستت مبارک است که میاورد به هوش
عیسی های دست های مبارک بزن مرا
تا مرده ای به زنده شدن مفتخر شود

اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
هعییی....
-اخم میکنی و دنیا به آخر میرسد، که تمام این دنیا بی داشتن لبخندت دیگر به چه کار خواهد آمد؟، که دنیا تمام لبخند تو بود، خاصه که چنان دلبرانه هم نگریسته باشیم
-همه‌ی قشنگی فصلای سرد به اینه که اون پلیور شل و ول و گشاد و یقه ولش رو بپوشه واسه آدم و آدم هی بی‌ هوا منحنی شونشو ببوسه از پشت سرش
تو صدایم بزنی،
من آرام پلک بزنم و
با تمام وجودِ جاودانه ام،
در جوابت "جانم" بگویم.
تو آرام پلک بزنی،
تو نگاهت بوی سیب بگیرد،
تو یک لبخند تحویلم بدهی،
تو آرام تر پلک بزنی،
من آرام تر پلک بزنم،
من صدای موجِ آرامش را بشنوم،
من چشمانم را ببندم،
من برایت بمیرم..

#الهه_جعفری
-‏از بدترین حس‌ها هم وقتیه که آدم حس کنه به جا و شرایط و آدمایی که دورش هستن تعلق نداره، در واقع حس کنه که به هیچ جا تعلق نداره، اونجایی که میفهمه دیگه رفتن هم کمکی بهش نمیکنه و همه جا همینه همه چی، باید موند و بی حس شد و باهاش کنار اومد و لبخندای گنده‌ی الکی زد
به نظرِ من عشق یعنی هیولا !
تا وقتی که کسی رو دوست نداشته باشی ،
راحتی !
اما همین که عاشقش شدی ، اون کوه میاد سراغت ...
من که از عاشق شدن مثلِ هیولا می‌ترسم !
تو نمی‌ترسی ؟
عاشقِ هرکس که شدی ،
دیگه نمیتونی فراموشش کنی ...
واسه همینه که به نظرِ من
عشق یعنی هیولا ...

#مصطفی_مستور
-و قسم به آن لحظه که تو را پس میزند
و تا آخر عمرت سوال" چرا مرا نخواست" روحت را ذره ذره نابود خواهد کرد
- برام‌ نوشته چرا روزا یه احمقیو شبا یه عاشق؟
آخه تورو نمیشناسه، نمیدونه وقتیکه شب میشه و تو میای و ماه میاد و نامجو میاد و غرق میشم تو دریم‌لند چه‌ کیفی داره!

#محیکس