۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
دقیقا کیستم؟
ته ماندهای از خودم،
یا تمامِ تو؟ :)
ته ماندهای از خودم،
یا تمامِ تو؟ :)
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
قشنگ ترین جمله ای که شنیدم ....خدا با ما نشسته چای مینوشه ...
#ابی
#ابی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
بهم گفت کسی که تو هر شرایط بدی کنارم مونده و ازم حمایت کرده تویی و گفت تو فراموش نشدنی ترین اتفاق زندگیمی ک هیچوقت نمیتونم دوست نداشته باشم
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned «-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix»
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
آسمونو زمینو برات به هم میدوزم..
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
گفت شب های دلتنگی دگر باران نبارد کاش
برای جان سپردن دوریت کافیست....!
برای جان سپردن دوریت کافیست....!
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم❤️ میرود...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
جمله خودم ب خودم
که« احمق نباش »
این آدما موقعی ک وابستشون میشی مثل حباب میترکن و حتی روی پوست صورتت رو هم خیس نمیکنن
این آدما یه جور حباب دیگن
یه حباب خاکستری از جنس خاکستر
که« احمق نباش »
این آدما موقعی ک وابستشون میشی مثل حباب میترکن و حتی روی پوست صورتت رو هم خیس نمیکنن
این آدما یه جور حباب دیگن
یه حباب خاکستری از جنس خاکستر
چشمهایت را ببندی..
دستهایت را باز کنی؛
گویی که قرار است کسی را بغل کنی
منتظر باشی؛
گویی ک انگار قرار است کسی تورا بغل کند
قرنیه زیر پلک بسته ات بچرخد؛
گویی ک انگار میخواهد کسی را ببیند
پاهایت بلرزد؛
گویی ک انگار قرار است کسی پا روی انگشتهایش بگذارد
نفسهایت شدیدتر شود؛
گویی ک قلبت حادثه ای را پیشبینی کرده باشد
موهایت سیخ شود؛
گویی ک مویی دیده باشند
«خودت را بغل کنی»
و قصه تمام شود...
#samitext
دستهایت را باز کنی؛
گویی که قرار است کسی را بغل کنی
منتظر باشی؛
گویی ک انگار قرار است کسی تورا بغل کند
قرنیه زیر پلک بسته ات بچرخد؛
گویی ک انگار میخواهد کسی را ببیند
پاهایت بلرزد؛
گویی ک انگار قرار است کسی پا روی انگشتهایش بگذارد
نفسهایت شدیدتر شود؛
گویی ک قلبت حادثه ای را پیشبینی کرده باشد
موهایت سیخ شود؛
گویی ک مویی دیده باشند
«خودت را بغل کنی»
و قصه تمام شود...
#samitext
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
هیچ چیزی ارزش فک کردن نداره!
جز خودت...
جز خودت...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
بهممیگفت،من چرا انقد تو رو دوست دارم لعنتی
-بیش از حد دلتنگش می شدم
بیش از حد "بودم"
بیش از حد فرصتش دادم
بیش از حد برایش وقت داشتم..
برای همین رفت..
درست است که نابودم کرد
اما بگذار به همه بگوید :
"بیش از حد خوب بود،
دلم را زد..."
بیش از حد "بودم"
بیش از حد فرصتش دادم
بیش از حد برایش وقت داشتم..
برای همین رفت..
درست است که نابودم کرد
اما بگذار به همه بگوید :
"بیش از حد خوب بود،
دلم را زد..."
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
-قشنگ ترین جمله ای که تا حالا شنیدی چی بوده ؟ ۰جوابا رو میزارم تو کانال @Mohix @Mohix
خودت میدونی میخامت
اما خب کاش میدونستی دخالت خجالتمو
اما خب کاش میدونستی دخالت خجالتمو
باورت میشه....
اشکام دست خودم نیست دیگه
اشکام دست چشمام هم نیست..
یهو یه تند بادی از حوادث دست میکنه توو وجودم و یه مشت اشک میپاشه رو گونه هام
یه موجی از اتفاق و خاطره
یه خروار خاک لگد شده روی سینم
اشکامو جاری میکنه
هوای دلم ابری میشه و دلم میخاد اونقد ببارم ک تمام گلهایی ک ساقه هاشون توو بهار قبلی شکسته ،باز جون بگیرن و گل بدن
تو جمع دوستامم ک میرم یهویی اشکم سرازیر میشه
منم یه بهونه میارم ک چشمام میسوزه
شاید قطر هامو یادم رفته بریزم توو چشام...
Naz
#samitext
اشکام دست خودم نیست دیگه
اشکام دست چشمام هم نیست..
یهو یه تند بادی از حوادث دست میکنه توو وجودم و یه مشت اشک میپاشه رو گونه هام
یه موجی از اتفاق و خاطره
یه خروار خاک لگد شده روی سینم
اشکامو جاری میکنه
هوای دلم ابری میشه و دلم میخاد اونقد ببارم ک تمام گلهایی ک ساقه هاشون توو بهار قبلی شکسته ،باز جون بگیرن و گل بدن
تو جمع دوستامم ک میرم یهویی اشکم سرازیر میشه
منم یه بهونه میارم ک چشمام میسوزه
شاید قطر هامو یادم رفته بریزم توو چشام...
Naz
#samitext
برای چه اینقدر زنی
که از یاد آن مرد نمیروی
نمیروی زندگی ات را بکنی
ظرف هایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادربزرگ هم که شدی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد
به تو روی نیمکت های پارک
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه لعنتی....
#رویا_شاه_حسین_زاده
که از یاد آن مرد نمیروی
نمیروی زندگی ات را بکنی
ظرف هایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادربزرگ هم که شدی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد
به تو روی نیمکت های پارک
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه لعنتی....
#رویا_شاه_حسین_زاده
Forwarded from Second Sun
اگر من و تو آن سر دنیا بودیم ، لابد حالا اولین شب سال نو را جشن گرفته بودیم ، با بوسه و مدارا و سرخوشی . اگر من و تو آن سر دنیا بودیم ، لابد با آهنگی که دوست داری تانگو می رقصیدیم ، مست می کردیم ، لبالب از عطش می شدیم و کنار هم تا خود صبح زندگی می کردیم . اگر من و تو آن سر دنیا بودیم ، لابد حالا نیمه های شب بود و ما داشتیم کنار رودخانه ای یا در ساحل دریایی قدم می زدیم ، هدفون داشتیم ، گوش راست من ، گوش چپ تو ، نزدیک نزدیک . "به دو نقش و به دو صورت ، به یکی جان من و تو" . تو دست مرا سفت گرفته بودی ، در نوشیدن زیاده روی کرده بودی و مستانه می خندیدی و من تمام جانم چشم می شد و نگاهت می کردم و مست می شدم و می نوشیدمت و با هم می رقصیدیم و ماه و ستاره ها می آمدند به طواف ما ، که قبله خلقت ، عاشقانند ....
من اما مردابی دلگیرم . درخت همین خاکم . دور از تو ، نشسته ام تنها ، به صدای سیپدشدن موهای سرم گوش میکنم ، و دارم سعی می کنم به تو فکر نکنم که یک جای دیگر دنیا مرا یادت نمی آید .....
با این همه اگر دلت خواست ، به حرمت این که اسم سال عوض شد و قِدمَت دور بودنم از تو بیشتر شد ، امشب کمی به من فکر کن که "چه بیتابانه می خواهمت ای دوریَت آزمون تلخ زنده به گوری" ....
کمی به من فکر کن . برایم برقص . بخند . ماه آسمانم شو ؛ که این برکه دلتنگ از تاریکی می ترسد ....
#حمید_سلیمی
من اما مردابی دلگیرم . درخت همین خاکم . دور از تو ، نشسته ام تنها ، به صدای سیپدشدن موهای سرم گوش میکنم ، و دارم سعی می کنم به تو فکر نکنم که یک جای دیگر دنیا مرا یادت نمی آید .....
با این همه اگر دلت خواست ، به حرمت این که اسم سال عوض شد و قِدمَت دور بودنم از تو بیشتر شد ، امشب کمی به من فکر کن که "چه بیتابانه می خواهمت ای دوریَت آزمون تلخ زنده به گوری" ....
کمی به من فکر کن . برایم برقص . بخند . ماه آسمانم شو ؛ که این برکه دلتنگ از تاریکی می ترسد ....
#حمید_سلیمی
.
غلت میزند روی شانه ی سمت چپ
نوک دماغش میخورد به نوک دماغم
میخندد...
چشمانِ بدونِ آرایش اش برق میزند
نفس گرم اش میرسد به لبم
موهایش را کنار میزنم
موهایش را نفسِ عمیق میکشم
از پیشانی نوازش میکنم تا زیر چانه اش
آبِ دهانش را قورت میدهد
میگوید لطفا قصه بگو برایم
میگوید لطفا صدایت را صاف نکن و قصه بگو!
میگویم چشمانت
سرش را کج میکند و میگوید همین؟!
میگویم تمام قصه چشمان توست
در آغوشم میگیرد
انگار که باران به زمین رسیده باشد...
#علی_سلطانی
غلت میزند روی شانه ی سمت چپ
نوک دماغش میخورد به نوک دماغم
میخندد...
چشمانِ بدونِ آرایش اش برق میزند
نفس گرم اش میرسد به لبم
موهایش را کنار میزنم
موهایش را نفسِ عمیق میکشم
از پیشانی نوازش میکنم تا زیر چانه اش
آبِ دهانش را قورت میدهد
میگوید لطفا قصه بگو برایم
میگوید لطفا صدایت را صاف نکن و قصه بگو!
میگویم چشمانت
سرش را کج میکند و میگوید همین؟!
میگویم تمام قصه چشمان توست
در آغوشم میگیرد
انگار که باران به زمین رسیده باشد...
#علی_سلطانی