۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
عشق ..
مثل رد دست تو روی هواست
نمی‌توانم به کسی ثابتش کنم
یا نشانش دهم
حالم که خوب است
یعنی دستانت از شب گیسوانم عبور کرده‌است
گیسوانم نفس می‌کشند.

#چیستا_یثربی
-در من کوچه ای است
که با تو در آن نگشته ام
سفری است
که با تو هنوز نرفته ام
روزها و شب هایی است
که با تو به سر نکرده ام

و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته‌ام...
- به خودت بیای و ببینی از فرط دلتنگی عکساشو بغل کردیو میبوسی....

دلتنگی بعضی وقتا کشنده‌س....
#محیکس
از من بعيد بود
ولى عاشقت شدم!
از تو بعيد نيست،
جهان عاشقت شود...

#افشين_يداللهى
-و زن ها تمام دردهایشان را در آغوش مَرد دلخواهشان
فراموش میکنند..!
آدم دل که بست، دوست دارد دو نفر بشود. یک نفر زندگی کند، و یک نفر مدام بایستد دلبرکش را نگاه کند، همانطور که دارد کارهای ساده روزمره می کند. زنی که دارد شالش را آویزان میکند که چروک نشود. مردی که دارد شلوار جینش را در می آورد تا لباس راحت بپوشد. زنی که می رقصد. مردی که دارد ریشش را می زند، و آیینه بخارگرفته را با دست پاک می کند. دارد سالاد درست می کند، نه با مهارت یک سرآشپز فرانسوی، با یک سادگی دلچسب و با یک لبخند شرقی. دارد موهایش را می بافد که وقتی می خوابد نریزد روی صورتش. دارد چای می نوشد، داغ است و لبش می سوزد و زیر لب فحش می دهد. دارد همانطور که روی مبل خوابیده، جواب مسیج کسی را می دهد. دارد در خانه را با دقت قفل می کند، دارد سوار تاکسی می شود، دارد ماشینش را پارک می کند، دارد پشت چراغ قرمز با خواننده همصدایی می کند، دارد به دختر کوچولوی ماشین کناری لبخند می زند.
آدم دوست دارد دلبرش را ببیند، در تمام ساعات و در همه حال. دوست دارد صدایش را بشنود که حرفهای ساده می زند. همین سلام ها، خوبی ها، بد نیستم های ساده و گیرا. همین واژه های ساده که در ترکیب با آن صدای خاص غزل می شوند.
زن و مرد که ندارد دلتنگی. آدم دل که بست، در تمام ثانیه های روز نفسش بند آمده. میان همه وقایع، بهانه های مختلف پیدا می کند تا سرگشتگی خودش را، خستگیش را، کلافگیش را فریاد بزند. بدون این که کسی بتواند بفهمد تمام این بند آمدن نفس، از آوار بغض سنگین بیرحم دوری است.
راستش را گفت روباه، راستش را گفت وقتی با صدایی که بغض خشدارش کرده بود به شازده کوچولو گفت: آدم اگر گذاشت اهلیش کنند، کارش به دیار اسرارآمیز اشک خواهد کشید...

#حمید_سلیمی
-‏گفت ولی همینکه اسمتو صدا بزنه، از صدتا عزیزم و جانم و فلان و بهمان حسش بهتره، اونجاس که میفهمی اسمتم قشنگ بوده ها.....
-‏گفت چیه این آدم که یه لحظه دلش میره و یه عمر دلش تنگ میشه....
-‏همونجا که کلمه‌ها تموم میشن و فکرا شروع میشن، همونجا اول شبه تازه.
از بین تموم نبودن ها
یه بودنایی اونقد خوبن و خواستنی
که جای تموم اون نبودنایه الکیو مضحک رو پر میکنن....

#محیکس
-یادم بده کاری کنم
بی وقفه با من سر کنی
من شعر بنویسم برات
تو شعرامو از بر کنی ....
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
دنیای مرا پاک تو کردی ویران




آورده‌ای ام پایه بساطه دله خود
غرقه در مهلکه و گیر گدار دله خود

منه نادان
منه احمق
شده ام ساکن امواجه نگاهه دله تو
خالق خاطره ای بر سر راهه منو تو
وارثه حلقه ی حسرت به سیاهه دله تو

منه نادان
منه احمق
نفسم تنگ‌ بیامد اما
دگران را خبری باز نیامد اما

منه نادان
منه احمق
همه ام محو تو شد
غرق تو شد
وصل؛ به دامان تو شد

منه نادان
منه‌احمق
همه را میدانم
آن اشاراته غضب ناکه خم ابروی چپت
آن شبان با دگران مست و خماران و... چَپَت


منه نادان
منه احمق
همه را میدانم
دله خود را نتوانم که ازش بستانم
شده لیلی که بکوبد به نگاهم هعی سنگ
منه مجنون به تماشای نیازش هستم

#محیکس
- از کجا می‌دونی اون عاشقته؟
+ چون اون بدترین چیزها رو در مورد من می‌دونه و مشکلی نداره...

#Meet_Joe_Black #Dialogue
برای آن‌چه که دوستش‌ داری
از جان باید بگذری
بعد می‌ماند زندگی
و آن‌چه که دوستش داشتی...

#شمس_لنگرودی
.
کاش خانه‌ای داشتم به وسعت یک شهر.
تا هر لحظه با تو بودن را بتوانم قاب بگیرم و به دیوار بکوبم.
نه نه!
یک شهر نمی‌تواند این حجم از دوست داشتن را در خودش جای دهد.
باید وسعتش بی‌کران باشد.
بی‌کرانِ بی‌کران!
می‌خواهم همه ببینند که
من و تو چقدر بهم می‌آییم.

#مهران_رمضانیان
-در من گورستانی‌ست پر از خواستن‌ها و نرسیدن‌ها!