-معشوقه تویی
شعـر تویی
بغض منم من ..
جولانِ قلم پیشِ نگاهت عددی نیست! :))
شعـر تویی
بغض منم من ..
جولانِ قلم پیشِ نگاهت عددی نیست! :))
-زیباترین خوشبختی ها وقتایی که انتظارشو نداری اتفاق میفته. تو صبر کردن رو یاد بگیر!
دل نازک شدم دکتر. نمیدونم مال این قرص جدیداست یا چی. یه بچه تو خیابون می بینم، چشمام پر میشه از دریای شور شمال. یا مثلا دو نفر که دست هم رو گرفته باشن، یه جوری که معلوم باشه جهان هر کدوم خلاصه شده تو پیراهن گرم اون یکی به قول آقاشاملو. یا ببینم یه پیرمرد تنهای تنها نشسته باشه توی ایستگاه اتوبوس و غرق شده باشه تو فکر و هیشکی نباشه بهش بگه این خط خیلی وقته جمع شده، کسی نمیاد دنبالت پیرمرد. یا یه وقتا که می بینم یه پیرزن زورش نمیرسه به سبد خریدش. دل نازک شدم. قبلنا هم زیاد ابر می شدم، ولی الان دیگه مدتیه ناجور شده. همین پیش پات راه می رفتم تو خیابون، دیدم یه عاقله مردی وایساد دم میوه فروشی قیمتا رو نگاه کرد، صورتش غمگین شد و رفت. حتمنی تو خونه یه بچه داره که خرمالو دوست داره. خرمالو رو بیبین. حق همه بچه هاست خرمالو بخورن. حق همه باباهاست واسه بچه هاشون خرمالو بخرن. باباها وقتی دوست دارن یه کاری بکنن اما نمیشه خیلی گناه دارن. دکتر گوشت با منه؟ دل نازک شدم. مدتیه واسه خودم کلا یه تیکه ابر شدم. همه می گن مال آب و هواست، میگن هوای شهر کثیفه، اگه بارون بیاد همه مریضی ها خوب میشه.
دل نازکی مریضیه دکتر؟ باس نمونه برداری کنین؟ آزمایشی چیزی؟ میشه جراحی کنین ابرهای گلوم رو دربیارین؟ می دونم خطر داره اما خطرش کمتره از حرفهایی که قورت میدیم. من خیلی خسته شدم دیگه. خسته شدم از این همه شب، از این همه روز. از این همه هی " درست میشه، نترس" گفتن به خودم که بدونم دروغه و دیگه هیچی هیچ وقت درست نمیشه. اصلا آدم دلش میخواد بترسه. دلش میخواد ابر بشه، بباره بلکه تموم بشه این همه سرب داغ توی گلو، توی نگاه. کاری میشه کرد؟ میشه تو این داستان پیوند اعضا و اینا مثلا چشمامو بفروشم به جاش دو تا بال بخرم؟ گفتم برات سامان می خواد کلیه شو بفروشه؟ میشه منم بفروشم؟ چشمامو؟ گلومو؟ همه رو بدم، دو تا بال کوچیک بگیرم. اون وقت گنجیشک بشم پر بکشم برم تا خونه منیریه. بشینم رو درخت خرمالو، مادربزرگ بشینه زیر درخت، موهاشو بریزه رو شونه هاش آواز دشتی بخونه. میشه دیگه، نمیشه؟
داری گریه میکنی دکتر؟ چه دل نازک شدی.....
#حمید_سلیمی
دل نازکی مریضیه دکتر؟ باس نمونه برداری کنین؟ آزمایشی چیزی؟ میشه جراحی کنین ابرهای گلوم رو دربیارین؟ می دونم خطر داره اما خطرش کمتره از حرفهایی که قورت میدیم. من خیلی خسته شدم دیگه. خسته شدم از این همه شب، از این همه روز. از این همه هی " درست میشه، نترس" گفتن به خودم که بدونم دروغه و دیگه هیچی هیچ وقت درست نمیشه. اصلا آدم دلش میخواد بترسه. دلش میخواد ابر بشه، بباره بلکه تموم بشه این همه سرب داغ توی گلو، توی نگاه. کاری میشه کرد؟ میشه تو این داستان پیوند اعضا و اینا مثلا چشمامو بفروشم به جاش دو تا بال بخرم؟ گفتم برات سامان می خواد کلیه شو بفروشه؟ میشه منم بفروشم؟ چشمامو؟ گلومو؟ همه رو بدم، دو تا بال کوچیک بگیرم. اون وقت گنجیشک بشم پر بکشم برم تا خونه منیریه. بشینم رو درخت خرمالو، مادربزرگ بشینه زیر درخت، موهاشو بریزه رو شونه هاش آواز دشتی بخونه. میشه دیگه، نمیشه؟
داری گریه میکنی دکتر؟ چه دل نازک شدی.....
#حمید_سلیمی
سابرینا : تاحالا پاریس رفتی؟
لاینس : آره یه بار برای 35 دقیقه اونجا بودم برای عوض کردن هواپیما سر راهم برای یه معامله نفتی
سابرینا : اما پاریس برای عوض کردن هواپیما نیست برای تغییر چشم اندازته ، برای باز کردن پنجره ها، گذاشتن آهنگ La Vie en Rose
لاینس : پاریس برای عُشاقه ، شاید بخاطر همینه که فقط 35 دقیقه اونجا موندم.
#Sabrina #Dialogue
لاینس : آره یه بار برای 35 دقیقه اونجا بودم برای عوض کردن هواپیما سر راهم برای یه معامله نفتی
سابرینا : اما پاریس برای عوض کردن هواپیما نیست برای تغییر چشم اندازته ، برای باز کردن پنجره ها، گذاشتن آهنگ La Vie en Rose
لاینس : پاریس برای عُشاقه ، شاید بخاطر همینه که فقط 35 دقیقه اونجا موندم.
#Sabrina #Dialogue
به او بگو: تو را میبوسم و کنار میگذارم
اگر قبول کرد ، او را کنار نگذار
چون برای او بوسه ات هر عاقبتی داشته باشد ، می ارزد...
#رضا_جهانی
اگر قبول کرد ، او را کنار نگذار
چون برای او بوسه ات هر عاقبتی داشته باشد ، می ارزد...
#رضا_جهانی
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
چه غریبانه است داستان منو تو
تو گوشه ای در تنهایی خود اتفاقات را در ذهنت مرور میکنی و من در گوشه ای دیگر تو را .
چه غریبانه است که با تمام وجود تک تک لحظه های کنارت بودن را زندگی میکنم و تو به انکار تمام احساست مشغولی .
چه غریبانه است پاره کردن بند دلهایی که ارتباطشان ناگسستنیست .
چه غریبانه است عقربه های ساعت یازده شب .
چه غریبانه است لبخند های تصنعی ای که رخنه در عمق احساساتمان دارد
چه غریبانه اند دلهایی که تازه راه عاشق شدن را فرا گرفته بودند
چقدر غریبانه دلم هوایت را دارد ، هوای ابری با نم نم باران ...
#محیکس💛
تو گوشه ای در تنهایی خود اتفاقات را در ذهنت مرور میکنی و من در گوشه ای دیگر تو را .
چه غریبانه است که با تمام وجود تک تک لحظه های کنارت بودن را زندگی میکنم و تو به انکار تمام احساست مشغولی .
چه غریبانه است پاره کردن بند دلهایی که ارتباطشان ناگسستنیست .
چه غریبانه است عقربه های ساعت یازده شب .
چه غریبانه است لبخند های تصنعی ای که رخنه در عمق احساساتمان دارد
چه غریبانه اند دلهایی که تازه راه عاشق شدن را فرا گرفته بودند
چقدر غریبانه دلم هوایت را دارد ، هوای ابری با نم نم باران ...
#محیکس💛
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- دل مگَر چیست که تا مرزِ عدَم تنگ شود .
-چشم من، چشم تورا دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید، پسندیده نشد
یاد لب های تو افتادم و با خود گفتم
غنچه ای بود که گل کرد ولی چیده نشد
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانمو فهمیده نشد
غرقِ عشقِ تو شدم بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازمِ دریا بشوی💛
من همانم که پسندید، پسندیده نشد
یاد لب های تو افتادم و با خود گفتم
غنچه ای بود که گل کرد ولی چیده نشد
عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانمو فهمیده نشد
غرقِ عشقِ تو شدم بلکه تو شاید روزی
دل به دریا بزنی، عازمِ دریا بشوی💛
دوستت دارم
چونان مردی که
عاشق زنی ست
که هیچ گاه لمس نکرده،
فقط برایش نوشته است
و چند عکسش را
نگاه می دارد.
#چارلز_بوکوفسکی
چونان مردی که
عاشق زنی ست
که هیچ گاه لمس نکرده،
فقط برایش نوشته است
و چند عکسش را
نگاه می دارد.
#چارلز_بوکوفسکی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
MOHIX @Deep_Mo .wav
که تو بیای؛
از تو راهرو بیای بشینی بغلم بگی چته دیوونه؟ چرا صورتت خیسه؟
نمیای که....
از تو راهرو بیای بشینی بغلم بگی چته دیوونه؟ چرا صورتت خیسه؟
نمیای که....
اگر دوستش دارید به زبان بیاورید، پانتومیم که بازی نمیکنید.
از ترسِ باختن با اشاره میخواهید بفهمانید، واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید.
یکی از راه میرسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش"دوستت دارم" است،
می آید،
میگوید،
میبرد دلش را،
و شما میمانیدُ
"دوستت دارم "هایی که در عطرِ پیراهنش جا مانده است...
#سحر_رستگار
از ترسِ باختن با اشاره میخواهید بفهمانید، واقعا دوستش دارید و به زبان نمی آورید.
یکی از راه میرسد که بی هیچ عشقی تکیه کلامش"دوستت دارم" است،
می آید،
میگوید،
میبرد دلش را،
و شما میمانیدُ
"دوستت دارم "هایی که در عطرِ پیراهنش جا مانده است...
#سحر_رستگار
به تمام آدمهای اطرافتان زمان دهيد تا خودشان انتخابتان کنند..
وجودتان را به کسی یادآور نشويد
که ای فلانی من هم اینجا نشسته ام تایم های بود و نبودت را میشُمارم
بگذاريد خودشان بفهمند
یادشان بیاید
که در آنسوی مشغله هایشان کسی شبیه شما با صبوری تمام چشم انتظارشان است
چشم انتظار یک روز بخیر، يك سلام!
آدمها را به اجبار کنار خودتان حفظ نکنید...
خودشان اگر بخواهند سراغتان را میگیرند و اولویتشان میشوید!
وجودتان را به کسی یادآور نشويد
که ای فلانی من هم اینجا نشسته ام تایم های بود و نبودت را میشُمارم
بگذاريد خودشان بفهمند
یادشان بیاید
که در آنسوی مشغله هایشان کسی شبیه شما با صبوری تمام چشم انتظارشان است
چشم انتظار یک روز بخیر، يك سلام!
آدمها را به اجبار کنار خودتان حفظ نکنید...
خودشان اگر بخواهند سراغتان را میگیرند و اولویتشان میشوید!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ميگم شازده به نظرت يكي رو دوست داشته باشي بهتره يا يكي دوستت داشته باشه؟
ميگه يكي رو دوست داشته باشي و نتوني بگي بدتره يا يكي دوستت داشته باشه و نتونه بگه؟
ميگم اي منفي باف. نتوني چيه؟ اينا همش اداست، اگه يكي رو بخواي بايد بگي. ميگه تو گفتي؟ ميگم نه بابا من كسي رو دوست ندارم كه. ميگه داري. ميگم نه، كو؟ ميخنده.
ميگم سرده تو هم لختي بيا كنار از بغل پنجره. ميخنده ميگه نگراني سرما بخورم؟ خيال سرما نميخوره. ميگم خيال اگه برقصه و بخنده و حرف بزنه و همه چي رو بدونه، ممكنه سرما هم بخوره. ميگه قرص سبز صبحت روي ميزه. بعدم وايميسه لب پنجره، گنجيشك ميشه پر ميزنه ميره انگار نبوده هيچ وقت.
تا قرصم اثر كنه و برگردم به روزهاي ساده ممتد، به اين فكر ميكنم كه آدم تماشا بودن از همشون سخت تره. آدم خواستن و نگاه كردن و دم نزدن. بعدم وايميسم لب پنجره، گنجيشك ميشم و پر ميزنم و ميرم. هيچكس هيچ وقت تو اين خونه نبوده. يا توي دل من. يا توي آغوش تو.
#حميد_سليمي
ميگه يكي رو دوست داشته باشي و نتوني بگي بدتره يا يكي دوستت داشته باشه و نتونه بگه؟
ميگم اي منفي باف. نتوني چيه؟ اينا همش اداست، اگه يكي رو بخواي بايد بگي. ميگه تو گفتي؟ ميگم نه بابا من كسي رو دوست ندارم كه. ميگه داري. ميگم نه، كو؟ ميخنده.
ميگم سرده تو هم لختي بيا كنار از بغل پنجره. ميخنده ميگه نگراني سرما بخورم؟ خيال سرما نميخوره. ميگم خيال اگه برقصه و بخنده و حرف بزنه و همه چي رو بدونه، ممكنه سرما هم بخوره. ميگه قرص سبز صبحت روي ميزه. بعدم وايميسه لب پنجره، گنجيشك ميشه پر ميزنه ميره انگار نبوده هيچ وقت.
تا قرصم اثر كنه و برگردم به روزهاي ساده ممتد، به اين فكر ميكنم كه آدم تماشا بودن از همشون سخت تره. آدم خواستن و نگاه كردن و دم نزدن. بعدم وايميسم لب پنجره، گنجيشك ميشم و پر ميزنم و ميرم. هيچكس هيچ وقت تو اين خونه نبوده. يا توي دل من. يا توي آغوش تو.
#حميد_سليمي