۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
داشتم به صدات گوش می‌دادم‌‌‌...
حواسم به حرفات نبود :)

#پرسه_در_مه
فکر میکردم خیال فقط ماله منه....
چه توهم خیال برانگیز دوس داشتنیی...

#محیکس
If the path be beautiful, let us not ask where it leads.

اگه مسیر زیباست ،
سوال نکن به کجا میبرتت .
اگر هنر و حقیقت نمی‌توانند با هم زنده بمانند، بگذار هنر بمیرد..."

- رومن رولان
قشنگ یعنی چه؟
قشنگ یعنی
تعبیر عاشقانه ی اشکال
و عشق ، تنها عشق
ترا به گرمیِ یک سیب
می کند مانوس.

#سهراب_سپهری
دوست بدارید
و بگذارید که دوست داشته شوید
آدم بدونِ این بساط ها
زندگی از گلویَش
پایین نمی‌رود...!

#مریم_قهرمانلو
کمتر از معجزه نیست،
اینکه کسی بیاید
که کمی، فقط " کمی "
شبیه حرف هایش باشد...!
-اینهمه به خواب من میای که چی بشه ؟؟
تا دو روز میام بهت فکر نکنم روز سوم چشم روهم که میذارم غیر ممکنه خوابتو نبینم !
-به هر چیزی فکر کنی ، همون میشی ...
هر چیزیو احساس کنی ، جذبش میکنی ...
هر چیزیو تصور کنی ، خلقش میکنی ...
فردا دوباره شازده کوچولو آمد پیشِ روباه! روباه گفت: کاش سرِ همان ساعتِ دیروز آمده بودی. اگر مثلا سرِ ساعتِ چهارِ بعد از ظهر بیایی من از ساعتِ سه تویِ دلم قند آب می شود و هر چه ساعت جلوتر برود بیشتر احساسِ شادی و خوشبختی می کنم. ساعت چهار که شد، دلم بنا می کند شور زدن و نگران شدن. آن وقت است که قدرِ خوشبختی را می فهمم! اما اگر تو وقت و بی وقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برایِ دیدارت آماده کنم؟!

شازده کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
عاشق دیدار توام
گرچه می دانم تو مرا یادت نیست...!
ای تف به جهان تا ابد غم بودن..
ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن!
اسمت همه جا هست چه باید بکنم؟
‏هیچکس از نبود رابطه جنسی نمی‌میرد؛
ما از فقدان عشق است که پژمرده ایم.

#سرگذشت_ندیمه
توقع ، خاصیت باتلاق است
تا دهان ک لجن کوبت کرد
خدایت را لعنت میکنی
ک چرا دهان داری....
#samitext
خوب بمانی
تا لمس شیشه سرگذشتت باشد
و مردم شهر برایت دست تکان دهند....
#mood
چیزی ک حقمونه
و چیزی ک نصیبمون میشه
هیچ وقت باهم متناسب نیستند
💯هافلدان
🎦 واکینگ
-ازطرزِ نگاهِ تو به شدت نگرانم
افتاده ام از چشمِ تو دیگر به گمانم
این بغضِ فرو خورده‌یِ بی حوصله یعنی
باید که خودم رابه اتاقم برسانم.
'آنقدر همه چیزمان در هم و پیچیده است که معانی حرف ها و اعمالمان تغییر کرده.مثل وقتی که گورمان را گم میکنیم چرا که دوستش داریم..!
می‌گفت:" باید دستم را می‌گرفت و نگهم می‌داشت. باید آرامم می‌کرد و در گوشم می‌خواند درست می‌شود. من که به او مهلت داده بودم، من که داشتم آرام آرام می‌رفتم ... چرا دستم را نکشید؟ چرا نگفت بمان ؟ چرا ندید که دوستش دارم ؟ من که گفته بودم زمین و زمان را به هم می‌ریزم برای داشتنش. پس حواسش کجا بود ؟"
شکرِ بیشتری در قهوه اش ریخت و تند تند هم می‌زد. چشمم افتاد به حلقه ی توی دستش. متوجه نگاهم شد. سعی کردم نگاهم را بدزدم اما دیر شده بود. گفت : " این که او نیست. این یکی دیگر است. ده سال از نداشتنِ او می‌گذرد. ده سال از وقتی که فهمیدم همه ی دوست داشتن‌اش حرف است و دروغ می‌گذرد. میدانی ؟ حواسش نبود. یعنی نمی‌خواست که حواسش باشد. آدم که با یک بی‌حواس به جایی نمی‌رسد. دوست داشتنم روی زمین افتاده بود. نه خم می‌شد که بردارد و خاکش را بگیرد نه می‌گذاشت خودم بردارم. مدام به او گفتم بردار و گردش را بگیر، اما حواس نداشت. دستِ آخر خودم برداشتمش .. و رفتم. دل کندم. کنار گذاشتم. به گمانم تازه فهمید چه شده. تازه فهمید کجای قصه باران گرفته بود و او خیس نشده بود... اما من دیگر رفته بودم. حالا هم ده سال می‌گذرد و به داشتنِ آدمِ دیگری مشغولم. شاید بینمان عشق نباشد اما دوست داشتنش می‌ارزد ، آغوشش می‌ارزد به هزار دوستت دارمی که حواسش نیست.
این ها را گفتم فکر نکنی هنوز دلم جا مانده ! فکر نکنی غصه ی نداشتنش را می‌خورم. چند دقیقه پیش که اتفاقی دیدمش یادم افتاد چقدر نمیخواهمش و تا به حال کسی این چنین عمیق از چشمم نیفتاده بود! حالا هم دیگر مهم نیست چه بر سرِ دوست داشتنش آورده، وقتی آن جا که باید؛ دستِ ماندنم را نگرفت ...
این ها را گفتم که بدانی باید حواست باشد وگرنه عشق همیشه و همه جا اتفاق نمی‌افتد ...

#مریم_قهرمانلو