۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
-ازطرزِ نگاهِ تو به شدت نگرانم
افتاده ام از چشمِ تو دیگر به گمانم
این بغضِ فرو خورده‌یِ بی حوصله یعنی
باید که خودم رابه اتاقم برسانم.
'آنقدر همه چیزمان در هم و پیچیده است که معانی حرف ها و اعمالمان تغییر کرده.مثل وقتی که گورمان را گم میکنیم چرا که دوستش داریم..!
می‌گفت:" باید دستم را می‌گرفت و نگهم می‌داشت. باید آرامم می‌کرد و در گوشم می‌خواند درست می‌شود. من که به او مهلت داده بودم، من که داشتم آرام آرام می‌رفتم ... چرا دستم را نکشید؟ چرا نگفت بمان ؟ چرا ندید که دوستش دارم ؟ من که گفته بودم زمین و زمان را به هم می‌ریزم برای داشتنش. پس حواسش کجا بود ؟"
شکرِ بیشتری در قهوه اش ریخت و تند تند هم می‌زد. چشمم افتاد به حلقه ی توی دستش. متوجه نگاهم شد. سعی کردم نگاهم را بدزدم اما دیر شده بود. گفت : " این که او نیست. این یکی دیگر است. ده سال از نداشتنِ او می‌گذرد. ده سال از وقتی که فهمیدم همه ی دوست داشتن‌اش حرف است و دروغ می‌گذرد. میدانی ؟ حواسش نبود. یعنی نمی‌خواست که حواسش باشد. آدم که با یک بی‌حواس به جایی نمی‌رسد. دوست داشتنم روی زمین افتاده بود. نه خم می‌شد که بردارد و خاکش را بگیرد نه می‌گذاشت خودم بردارم. مدام به او گفتم بردار و گردش را بگیر، اما حواس نداشت. دستِ آخر خودم برداشتمش .. و رفتم. دل کندم. کنار گذاشتم. به گمانم تازه فهمید چه شده. تازه فهمید کجای قصه باران گرفته بود و او خیس نشده بود... اما من دیگر رفته بودم. حالا هم ده سال می‌گذرد و به داشتنِ آدمِ دیگری مشغولم. شاید بینمان عشق نباشد اما دوست داشتنش می‌ارزد ، آغوشش می‌ارزد به هزار دوستت دارمی که حواسش نیست.
این ها را گفتم فکر نکنی هنوز دلم جا مانده ! فکر نکنی غصه ی نداشتنش را می‌خورم. چند دقیقه پیش که اتفاقی دیدمش یادم افتاد چقدر نمیخواهمش و تا به حال کسی این چنین عمیق از چشمم نیفتاده بود! حالا هم دیگر مهم نیست چه بر سرِ دوست داشتنش آورده، وقتی آن جا که باید؛ دستِ ماندنم را نگرفت ...
این ها را گفتم که بدانی باید حواست باشد وگرنه عشق همیشه و همه جا اتفاق نمی‌افتد ...

#مریم_قهرمانلو
بی مقدمه پرسیدم بین عاشق شدن و معشوق بودن کدام را ترجیح میدهی ؟
با کمی مکث جواب داد … عاشق شدن!
گفتم اماعاشق که باشی همیشه ترس از دست دادن داری
نگرانی، نکند یک روز یک نفر بیاید که بیشتر از تو ادعای عاشقی اش شود و ناغافل دستش را بگیرد و با خودش ببرد …
نکند یک روز بگوید دوستت ندارد …
اما معشوق که باشی رهایی،
نه ترس از دست دادن داری و نه غصه ی نرسیدن …
تازه دوست داشته هم می شوی!
گفت، عاشق بودن با تمام ترس هایش با خودش تعهد می آورد، پایبندی به دوست داشتن یک نفر …
آدم عاشق انگیزه دارد،
و عشق اهرمی ست که زندگیش را به جلو میبرد …
اما معشوق، بعضی وقت ها ممکن است حتی تا آخر عمرنداند که کسی دوستش دارد
یا بفهمد و برایش مهم نباشد و لذتی نبرد …
گفت من فکر می کنم تجربه کردن این حال و هوا، این پایبندی شیرین
و احساسی که زندگیت را تغییر می دهد …
به تمام ترس و خطرهایش می ارزد …!!!
اگر به رفتن باشد که همه بلدند …
همه می توانند طوری بروند که حتی
سایه شان در زندگی کسی جا نماند!
اما ماندن ، کار هر کسی نیست …
آنهایی می مانند که پذیرفته اند عشق مثل دو روی یک سکه است
که با هم بودن فقط روزهای خوشی نیست
روزهای سخت هم دارد ،جر و بحث هم دارد ،اختلاف نظر هم هست …
آنها که باور دارند عشق مثل دریاست
و دریا همیشه آرام نیست
آنها که از موج وطوفانش نمیترسند …
اگردر زندگیتان کسی را دارید که در بدترین شرایط هم کنارتان می ماند خیال نکنید به شما نیاز دارد
او برای ماندن آمده
در منطقش عشق و کنار کشیدن با هم جور در نمی آید
جا زدن برایش بی معنی ست!
بعضی ها ، یا دستی را نمیگیرند یا برای همیشه می گیرند …
این بعضی ها
این بعضی های عاشق
قابل ستایش اند …!
-یک روز باید دست خودت را بگیری، آرزوهایت را کنار بگذاری و سال‌ها در کنار کسی که نیست زندگی کنی....

#خیال
آدم برمی‌گرده نگاه می‌کنه می‌بینه یک شب‌هایی صبح شده
که اصلا بعدِ اون باید اعتمادش‌رو به شب از دست می‌داده...
من پسر صلحم
ولی ننم سر زا رفت
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
-حالا اگه‌ یهو کرد چی ؟ اگه دلبرانه نگریست چی ؟
+یه دقه اونجا هفت آسمونو میدَرَم برمیگردم

#چهرازی💛
-من از خودم
"اشباع"
شدم
وقت فکر کردن
به
"تو"ست....
"دوستت دارم" های سیزده سالگی را
روی بخارِ شیشه‌ی کلاس کشیدیم
با یک قلب و حرفِ اولِ یک اسم
دوستت دارم های بزرگ تر را
در نامه های عاشقانه نوشتیم پنهانشان کردیم...
هنوز هم یکی از آن نامه ها آنجاست...
من از ترسِ مادرم جوری پنهانش کردم که حتی خودم هم نتوانستم پیدایش کنم!
دوستت دارم و زنان در حوالی سی‌سالگی
شاید دیگر قلبی روی بخار شیشه نکشند،
اما‌ هنوز هم پُر از دوستت دارم اند؛
چند تا از دوستت دارم هایم را برایت
مربای آلبالو درست کرده ام؛
چند تا را گرد گرفته ام از اشیا؛
با یکی از آنها پیراهنت را اتو کرده ام؛
با یکی دارم این شعر را برایت می نویسم..

#رویا_شاه_حسین_زاده
Its raining all night
And my mind is going to explode!
You're so bright like the moon in the nightsky...
-فقط یه نفر تو زندگی هر کس وجود داره که ارزش هر کاری رو داره، فقط یه نفر...
به هَر کُجا کِه می روَم
همیشه می رسَم به تو
بِبین چگونه می کِشی
مَــــرا به مَسلخ خُودَم

#مهدی_محققی
-آرام روی لبه پنجره می ایستم، بالهایم را چند بار تکان میدهم که مطمئن شوم هنوز هستند، باد موافق که وزید پر می کشم به سمت دوردست. جایی دور از همه، دور از هیاهو. در ساحل شنی امنی فرود می آیم، و از نو شروع می کنم به دوست داشتنت. با صدای بلند در تمام ساحل خلوت آواز می خوانم: اومده دیوونه تو، به در خونه تو، مرو با دیگری..."
00:00
۰FIND ME
❤️❤️❤️❤️
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
Forwarded from |پگاهِ صنیعی| (pegahsaniee🌿)
- ‏وقتی دلتنگ باشی هزاربارم از
اين شونه به اون شونه بغلتی؛
اين شب صبح نميشه .
من و دنیا ..
همدیگر را رنگ میکنیم ،
من با مداد سیاه، دنیا با مداد سفید
من ..
روزهاي او را
او ..
موهاي من را

#احمد_شاملو
Forwarded from ۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ (𝓜𝓸𝓱𝓲𝔁🍁)
باور کن نبودنت اونقدرام سخت نیستا:

فقط هر شب جای تو به خودم میگم شب بخیرو پرده ی اتاقمم میبندم که خیره نشم به ماه؛
صبام جلو آیینه‌ سیگارمو روشن میکنمو روزمو شروع میکنم؛
روزام بجایه تو موهای خودمو نوازش میکنم؛
وقتایی که میای تو فکرمم میرم گره های هنذفریمو باز میکنم؛
یه بالش اضافه‌م گذاشتم رو تختم واسه وقتایی که دلم بغل میخواد؛
دلتنگیامم میریزم تو نوشته هام؛
فقط میمونن خاطراتی که از ساعت دوازده به بعد جلو چشمم رژه میرنو غرق لذت توام‌ با حسرتم میکنن

اینا یه گوشه ای از بزرگیِ دنیایِ بدونِ توعه!
راستی تو دنیایِ تو ساعت چنده؟ هنوز دوازده نشده؟؟

#محیکس